نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

دوباره خواب؟

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۴۵ ق.ظ

سلام

این چند روز بخاطر امتحانا نه میشد کاری کرد نه میشد درس خوند مثلا 4 روز هیچی نبود بعد یه امتحان دوباره همینجوری...

این شد که برنامه خواب من که خیلی بهم ریخته شد!

همش رو تو حالت Power Saving گذروندم و خوابیدم جای بقیه سال که کم میشه خوابید

خوابای جالبی هم دیدم. مثلا یکی از خوابایی که دیدم یه قسمت جدید از یکی از سریالای انیمیشنی (Family Guy) تو خواب دیدم... کاملا جدید بودا! با کلی جزییات و داستان. خوابای دیگه هم بود که چون اهمیت ندادم، یادم رفته وگرنه میگفتم.(یه کلیاتی از 2-3 تاش تو ذهنم مونده فقط..)

------------------------

امروز رفتم بالاخره کانکتور شبکه و USB رو پنلی پیدا کردم. جالب اینه که کانکتور شبکه رو پنلی ازینایی که IP67 هست و پیچ میشه سرپیچ روش هم بود. فکر میکردم باید سفارش خارج داد. (پاساژ توکل پایین سمت راست)

------------------------

امروز یکی از دوستای دکتر ع. اومده بود کمکش برای یه کاری واقعا استادی بود تو زمینه مکانیک.  دوست دوران سربازی دکتر بودش و کارایی که میکرد عجیب بود. مثلا چیزی که من و دکتر با کمک هم چند تا اره مویی شکستیم و با تیغ اره به جونش افتادیم تا ببریمش رو با اره مویی چنان میکرومتری دقیق در میورد که آدم کف میکرد.

یه چیزی داشت برا دکتر تعریف میکرد جالب بود.

گفت رفتم فلان جا یه جک خیلی بزرگ داشتن که قرار بود وقتی باز میشه و به یه جایی میرسه سرعتش کم بشه و وایسته. بعد اینا اومده بودن یه PLC گزاشته بودن و دوتا سنسور و شیر هیدرولیک و ... که اینو راه بندازن. گفتم اینا رو بریزید دور و رفتم یه مکانیزم ساده تو جک کار گزاشتم که وقتی رسید به یه جایی شروع کنه به یه پیستون روغن فشار بیاره و روغنه از یه جایی نازک خارج بشه. همین :) [مثل دمپر این درای خونه ها که با عبور روغن از یه سوراخ جلو سرعت رو میگیره]

البته این دوتا چیزای ساده ای بود که من دیدم. ولی چیزایی که دکتر ازش تعریف میکنه عجیبه واقعا.. مثلا میگفت دوربین رو با اون همه اپتیک و ظرافت و ... باز کرده یه چیز ریزی درست کرده میفرسته داخل موتورو بازبینی میکنه باهاش. ازون ور یه پروژه ای بود 6 ماه بخاطر یه مشکلاتی خوابیده بود این رفته بود یه نفره فکر کنم یه هفته ای جمعش کرده بود. یا چیزای دیگه که حالش رو ندارم بگم.

خیلی خوشم میاد از یه آدمی که فلسفه ی یه علم رو درک کرده. یعنی دیگه اون علم تو ذهنش مث ناخود آگاه شده. و میتونه همه چیو ببینه از دریچه اون علمه.


------------

میدونم زیاد حرف زدم 

------------

این ترم تموم شد :)

  • مهدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی