نوشته های من

:)
نوشته های من

نظرات رو بستم که راحت تر بتونم صحبت کنم. اگه نظری، انتقادی، پیشنهادی یا حتی یه صحبت دوستانه :) بود تو بخش تماس با من در خدمتم

آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

رزونانس

جمعه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۴۴ ق.ظ

سلام

امروز تو حوزه ی آزمون با بچه ها وایساده بودم یهویی دیدم یکی از بچه ها اومد و سلام کرد. اسمشو یادم نمیومد ولی قیافشو یادم بود. منم سلام کردم، اون گفت عه تو که فلانی نیستی فلانی ای، چقد شبیهه توئه، بعد منم بقلم یکی از بچه های دانشگاه بود منتظر بودم سیگنال بده ببینم چه خبره. بعد یکم گذشت و حرف زد طرف فهمیدم که عه از بچه های دبیرستان بودش ایشون. آخر صحبتم که داشت دیگه لو میرفت که هیچی یادم نمیاد به جای بد قضیه رسید که گفت اسم منو یادته ؟ 

تو اون لحظه به خودم گفتم ببین یه بار میخوای از حافظت برای حفظ آبرو استفاده کنی باید درست فکر کنی. شاید تو کمتر از یه ثانیه یکی دو سال رو مرور کردم و با اعتماد به نفس بسیار زیادی اسمشو آروم با حالت سوالی گفتم، هانی بود؟.

گفت چی ؟ علیرضا؟ داری نزدیک میشی...

و دیگه برای این که بیشتر فرو نرم تو باتلاق بهش گفتم یادم نمیاد دیگه...

بعد که رفت یادم اومد اسم فیسبوکش یه چیز بی ربطی بود. با . بین حرف ها مینویسم که نشه از گوگل به اینجا برسه

اسمش تو FB این بود : ha.p.py he.ar.t 

به رفیقم که کنارم بود گفتم خب تقصیر خودشه دیگه همینم که بعد دوسال فیسبوک نرفتن اینو یادم مونده خیلیه اونم قانع شد

یه ساعت و نیم بعد شروع کنکور یهو یادم اومد اسمش "علیرضا خ.وش ق.لب" بود :| برا همین اسم فیسبوکشو اون گزاشته بود.... ترجمه انگلیسی لفظ به لفظش بود :/

یکی از معما های زندگیمم اینجوری حل شد خلاصه.


خلاصه این که خوب نبودن با اسم ها هم دنیایی داره. 



  • مهدی