نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

متاهلیت

يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۲۵ ب.ظ

سلام

امروز داشتم برمیگشتم از دانشگاه دیدم آقای م. داره با مشت های گره کرده و ابرو های تو هم و حالتی که انگار خیلی ناراحته داره میره. رفتم به سمتش تا یک متریش متوجه من نشد. گفتم سلام و ... گفتم که چیزی شده؟ چرا اینجوریید؟ گفت که هیچی بابا اه باید برم مراسم عروسی. باهاش که قدم میزدم گفت که ببین تا مجردی میتونی بگی نمیام و ... و راحت بپیچونی اما تا متاهل میشی همه کس ازت انتظار داره و نری ناراحت میشن. بعد مسیرش با من یکی بود گفت برسونه منو. تو ماشین که نشستیم، گوشیشو در اورد و میس کال ها رو دید و گفت چجوری؟ یعنی واقعا الان خانمم بهم 17 بار زنگ زده؟! 

  • مهدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی