نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

دکتر ب.

يكشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۴۲ ق.ظ

سلام


امروز روز جالبی بود. من از قبل میدونستم که دکتر ب. ای اینجا هست که برنامه های هفتگی داره و بچه ها رو دعوت میکنه خونش و خیلی دست و دلبازه و آش درست میکنه و ... . 

ولی خب ایشون فرصت رفته ایران و خیلی اینجا نبود این چند وقت. این چند روز برگشته کانادا و امروز دعوت کرده بود که بیان ملت. هفته بعدم میرن ایران

یکی از بچه های آزمایشگاه گفت که باهاش برم زودتر بریم یکم کمک و رفتیم. در واقع دکتر اومد دم خونش و برمون داشت برد. اول رفتیم فروشگاه کاستکو. 

پرانتز باز

فروشگاه کاستکو یه فروشگاه بزرگیه که معمولا جنساش ارزون تر از جاهای دیگس ولی خیلی چیزاش به صورت پک های بزرگ تره و یکم بعضا عمده فروش تره نسبت به بقیه و یه کارت عضویت هم باید داشته باشید که سالانه 60 دلاره هزینش. 

دو درصد خرید هر سال cashback میشه به حسابتون یعنی برمیگرده پولش. برای همین کلا منطقیه کسی که خونه زندگی داره ازینا بگیره یا چند نفر با هم یکی ازینابگیرن. توش لباس های مارکدار هم هست با قیمت مناسب. مثلا شلوار ریباک 15 دلار بود که قیمت تهران شاید گرونترزین باشه

اینم داخل فروشگاهش



فکر میکنم مشخصه به صورت یه سوله بزرگه. 

این یه گوشه از فروشگاهشه که عکس گرفتم. 


پرانتز بسته

رفتیم یکم ظرف یبار مصرف و ذغال و.. خرید دکتر و رفتیم خونش

جالب اینه که حلال رو رعایت میکنه. 

رفتیم و یه حجم بزرگی جوج سیخ کردیم من و دوستمون.

بگم که ایشون تنها هم زندگی میکنه

و بعدش گفت ناهار خوردید؟ من خورده بودم و گفتم کم میخورم و دوستمون ولی نخورده بود. حالا ناهار چی داشت؟ آبگوشت :))

من خیلی کم خوردم ولی حقا که خیلی خوب بود. خیلی خوب بود. و بشدت تند بود. پرسیدم چرا انقدر تنده دوستمون گفت دکتر یه بار رفته مکزیک غذای تند خورده دیگه بعدش همیشه تند میخوره فلفل میزاره لا نون میخوره و... 

بعدش یه چای خوردیم و دکتر گفت برو اونجا شیرینی بیار. زولبیا بامیه از ایران اورده بود!!!! "خیلی خوب بود


خلاصه جوج رو کباب کردیم

دکتر برنج رو گزاشت دم بکشه و قیمه بادمجون هم درست کرده بود. 

واقعا قیمه بادمجونش خوشمزه بود واقعا. 


مهمونا هم اومدن ایرانیای خوبی بودن. به طور کلی. کلا همه خوبن بشرط خیلی نزدیک نشدن

از خود غذا ها عکس نگرفتم دلتون نخواد :) 

ولی این تقریبا نصف کمتر جوجای قبل پختنه. حدود 40 نفر مهمون بودن 



  • مهدی

نظرات (۹)

  • آسـوکـآ آآ
  • همیشه به شادی و جوج خوری:-)
    پاسخ:
    مرسی ایشالا !! 
  • رضا `پسر از جنس پدر`
  • عجب :/ من الان جوجه میخوام 
    خوش گذشته بهتون اونم چی حسابی مهمونی کردید . خدا از این مدل مهمونی ها رو زیاد کنه
    [آمین]
    پاسخ:
    :)) 
    ممنونم آره دیگه بعدمدتی اومده بود سنگ تموم گزاشت
    چجوری زولبیا و بامیه آورده مگه ورود هر گونه خوراکی ب مرزهای کشور کانادا مجازه؟ 
    نوش جان
    پاسخ:
    لبنیات و چیزایی که دونه قابل کاشت دارن و مایعات از یه حدی بیشتر ممنوعه
    تنباکو و... هم یه حد مشخص داره
    کشک ایرانیا خیلی میارن و خیلی بهشون گیر میدن مثلا. اینم اورده بود ولی به مامور گفته بود شیرینی محلیه اونم گفته بود باشه!! 
    پسر بشین درس بخون یکم . من هروقت اومدم سر سفره نشسته بودیا :))
    پاسخ:
    چیزای راجع به درس رو نمینویسم خب :)))
    کسی علاقه نداره :))) هر روز 8 صبح تا 6 بعد از ظهر حدودا درسه فقط 
    خدا همه ب. ها رو ببخشه و بیامرزه. دمش گرم

    پاسخ:
    آره واقعا خدا زیادشون کنه! 
    دکتر ب. زنه؟
    ماشالا خیلی کدبانوئه
    پاسخ:
    مرده مرددددد
    "کلا همه خوبن به شرط خیلی نزدیک نشدن"
    شاید حواست نبود ولی جمله ی خیلی شاخی گفتی دمت گرم (:
    پاسخ:
    واو :) 
    مرسی !! 
  • آقای سر به هوا ...
  • عجیب کانادا رو دوست دارمم ..
    امیدوارم یه بار بتونم بیام و اونجارو بگردم ..
    به منم سر بزن رفیق ..
    پاسخ:
    امیدوارم بتونید بهش برسید البته من که خیلی چیز خاصی ندیدم ازش هنوز! 
    شمال خودمون بهتره کباب ترش و میرزا قاسمی و ... هم میزنی به بدن حالشو میبری!
    آخ دلم خواست!!

  • آقای سر به هوا ...
  • راستی ، دنبال شدی ..
    پاسخ:
    دنبال شدید!! مرسی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی