نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

مهمون

يكشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۰۶ ق.ظ

سلام 

امروز یکی از بچه ها پیام داد که ساعت 14 خونه دکتر باش!(همونکه مهمونی هفته پیش بود) قزار نبود این هفته خبری باشه ولی رفتم و دیدم بازم دارن غذادرست میکنن. کمک کردمو خیلی نپرسیدم و یه ساعت بعد استادم و همسرش و خونواده همسرش اومدن. میدونستم اینا اومدن یه سر کانادا ولی حدس نمیزدم دکتر دعوتشون کنه و.... آره خلاصهخیلی عجیب غریب بود خیلی!

ازون طرف خونواده شوهرش خب انگلیسی حرف نمیزدن ازگن طرف این فارسی متوجه نمیشد

البته بزنم به تخته یه عبارتای فارسی کاربردی بلد بود که واقعا خیلی بامزه بود مثلا

خیلی خوشمزه بود و ممنون و مرسی!(فارسیه مگه :)) ) خداحافظ و سلام و...

آره دیگه بعد ناهار خلاصه نشسته بودیم اون قسمتا که فارسی حرف میزدیم این بنده خدا دو نقطه خط بود اون موقع ها که انگلیسی حرف میزدیم خونواده همسرش. 

اون وسطا هم یهو شروع میکردن انگلیسی بحث کردن خیلی شدید میشد بحث فارسیش میکردن خلاصه خیلی دیگه پیچیده بود

ازش انگلیسی پرسیدم که متوجه میشی فارسی گفت یکم! دقیقا گفت یکم :)) به فارسی

خلاصه خیلی جالب بود.

این دکترمونم هفته بعد میره ایران (یا میاد ایران) حیف شد میشد وایسم ازش آشپزی یاد بگیرم خیلی غذا خوب درست میکنه. حالا وقتی اومد میرم تلمذ میکنم!


  • مهدی

نظرات (۲)

اومد ایران بگو ما هم یه حالی بهش بدیم هوای شما رو داره
اون بخش :| اش خیلی خوب بود منم تقریبا تجربه شو دارم.
پاسخ:
میره اصفهان :) دکتر عباسیان البته فکر کنم هواشو داشته باشه
آره منم دارم تو خونواده پدری ترکی حرف میزنن 95 درصد اوقات من و داداشم عین درخت باید بشینیم نگاه کنیم
میری خونه مردم واسه کارگری؟
حداقل میموندی ایران با عزت زندگی میکردی.
پاسخ:
حسن آدم باش... این همه میگفتی نظرا رو باز کنم برای این اسپم ها بود ؟!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی