نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۷/۱۴
    تز
پیوندهای روزانه

نگاه

يكشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۸:۰۸ ب.ظ


سلام


چند وقت پیش که ارزش ریال داشت میومد پایین با یکی از بچه های آزمایشگاه حرف میزدم که چی میشه و مردم چی کار میکنن. دیدگاهش خیلی برام جالب بود. من معمولا خیلی نظر نمیدم، دیده باشید، وبلاگمم معمولا تحلیل و تفسیر نیست، خاطره و گزارشه، معمولا نظر نمیدم تا کسی جبهه فکریم رو نفهمه و با بایاس فکری من صحبت نکنه، نظر خودشو بدونم. حالا بهر حال. یکم بحث رو کش دادم که ببینم چی میگه، گفت مهدی ببین من خودم رو میبینم که بالاخره اومدم اینجا و بالاخره زندگیم ازین ببعدش میگذره و پولمو جمع میکنم و خونه و ماشینم رو میگیرم و... مادر و پدرم هم که بالاخره گلیم خودشون رو از آب کشیدن بیرون و زیاد تو این چیزا بهشون فشار نمیاد. برادرمم که آمریکاس و وضعش خوبه. دیگه مشکل من نیست این چیزا.

حالم داشتم بهم میخورد ازین حجم از خودخواهی و نگاه اینجوری. انگار نه انگار که هموطن ها و دوستای خودش تو اون شرایط اقتصادی تا یه مدتی حداقل قراره بهشون سخت بگذره.

الانم که هر روز زهر ماره. بد تر و بدتر.

واقعا ازین طرز تفکر بعضی از ایرانیای اینجا حالم بهم میخوره. هنوز فکر میکنن که چون بابابزرگشون خان یه ده کوره ای بوده و یه پولی داشته و اتوماتیک اینا تو شرایط خوب بزرگ شدن و الانم شانسی یه وضعیت خوبی دارن، تافته جدا بافته اند.


.........

این چند روز هی میخواستم بنویسم انقدر اعصابم خورده. آدم فکر میکنه میاد یه مدتی اینور ذهنش از سیاست آزاد میشه ولی من دوبرابر بیشتر به این چیزا فکر میکنم.

..........

واقعا متاسفم.


امیدوارم من حداقل انقدر بی تفاوت نشم هیچ وقت.


............ 

تنهایی یه چیز خوبی که داره سنگ دل بودن سابقم رو خیلی کم کرده. شایدم بخاطر جمع شدن ناراحتیا و خالی نشدنشون باشه. نمیدونم

  • مهدی