نوشته های من تنها

:)
نوشته های من تنها

بببببب ببببببیببببببببببببببب
یکی میگفت که آدما تو سکوت بین کلمه هاشون با هم حرف میزنن

بایگانی
پیوندهای روزانه

case

سه شنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۱۱:۲۸ ب.ظ

سلام

یکی از کیس های جالبی که اینجا دیدم رو میخواستم براتون بنویسم.

یه خانمه هست که تو کلیسا میاد. همیشه باهاش یه بچه هه هست که مشکل شنوایی و آتیسم داره و یه دختر بچه هم هست که رنگ پوستش یکم تیره میزنه. منظورم اینه که این که یه بچه سفید و یه بچه نسبتا غیر سفید داشته باشه یکم برام عجیب بود و این که تنها میاد.


چند روز پیش یه اتفاقی افتاد و ایشون رو یه جایی از نزدیک دیدم. خانم جالبیه با این که حدود 35 اینا میزنه ولی شبیه 20 ساله ها حرف میزد. از دوستم که بهتر میشناختش پرسیدم که داستان چیه؟ 

گفت این 13 سالگی یه سرطانی گرفته ولی خب درمان تونستن بکننش. ولی بخاطر حجم زیاد تشعشعی که بدنش دریافت کرده sterile شده و بچه دار نمیتونه بشه. این بچه ها رو هم به فرزند خوندگی گرفته. مساله هم اینه که بچه رو به یه نفر مجرد به راحتی نمیدن مگر این که بچه هه یه مشکل خاصی داشته باشه که باعث بشه شانس گرفتنش توسط خونواده ها خیلی کم بشه. 



  • مهدی

نظرات (۱۰)

عه چه جالب که مجرده و بچه به سرپرستی قبول کرده :)
پاسخ:
آره جالبه. فکر نمیکنم به خاطر مشکلش باشه که ازدواج نکرده. چون برای خیلیا شاید مهم نباشه. کلا single mom بودنم اینجا خیلی رواج داره. یعنی طرف واقعا شوهر نمیخواد ولی بچه میخواد. 
آخی طفلکیا 

اون وقت این دو تا بچه گرفته؟ مگه سبزه هه هم دور از جون چیزیشه؟ 

میگم الان جای شما هم ماه رمضونه؟ 
پاسخ:
نمیدونم دقیق چیز ظاهری معلوم نیست ولی بنظرم یه بار دیدم فکر کنم چند تا تیکه از پوستش رنگش فرق داره فکر میکنم بیماری پیسی داره که رنگدونه های پوست میپرن و سفید میشه. مثل مایکل جکسون که سفید شده بود از سیاه.

بعله از 3 تا 21 تقریبا :) 
اووووووووه! 
ما از ۳و۴۰ هستیم تا ۸شب 
پاسخ:
یخورده بالاتر از ایرانه رو کره زمین. اون بیچاره هایی که تو سوئد و ایسلند و .... هستن که تقریبا 22 ساعته براشون :))
آخه مگه میشه همچی تایمی روزه گرفت آخه؟
۲۲ ساعت؟
خدا رو خوش میاد خدایی؟  
پاسخ:
:)) والا زیاد فرقی هم نداره من سال پیش سحری نمیخوردم دیگه میشد تقریبا همون 22 ساعت روزه گرفتن. امسال چون یکم ورزش میکردم باید بیشتر میخوردم. 
منم میخوام بچه ب فرزندی بگیرم ولی شوهر نکنم :)
پاسخ:
جالبه که خیلیا این کارو میکنن.
همه دانشجو نیستنا! 
به قول خودتون یک کم کار فیزیکی اضافه شده نتونستید درسته؟ 
پاسخ:
درست میگید. البته خود من بخاطر گشنگیش نمیخورم اتفاقا خیلی اشتهام کم شده. صرفا برای این که به اندازه کافی پروتیین برسونم به بدن که بتونم عدد هام رو نگه دارم و خیلی عضله از دست ندمه. ولی اگه کسی واقعا کار جدی روزانه داشته باشه درسته، سخت میشه. البته مراجع بعضیاشون میگن این جاهایی که روزاش خیلی دیگه طولانیه به افق جاهای نرمالم میشه گرفت. 
حالا اونجا دلایل خودشو داره، شوهر هم تعریف خودشو داره که با ما یکم تفاوت داره
ولی با تعاریف مرسوم
بی شوهری اینجا بیداد میکنه
دیگه «میخواستم درسمو ادامه بدم ازدواج نکردم هم جواب نمیده»
:))))))
پاسخ:
:) احمد همینه بهت زن نمیدن دیگه با این دیدگاهات
  • دچارِ فیش‌نگار
  • الان چیش جالب بود برات؟
    پاسخ:
    دیدن زندگی یه بیمار نجات یافته از سرطان که انقدر امید به زندگی داره که سرپرستی دو تا بچه که احتمالا بدون ایشون دنیای بیرون از اون جایی که نگه داریشون میکنن رو نمیدیدن جالب نیست؟ 
  • دچارِ فیش‌نگار
  • هوم حالا جالب شد :)
    پاسخ:
    جور دیگر باید دید؟؟؟ :) 
  • دچارِ فیش‌نگار
  • نه عزیزم! جور دیگر باید نوشت 😎
    پاسخ:
    :))) دیگه سختش نکنید 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی