نوشته های من تنها

:)
نوشته های من تنها

بببببب ببببببیببببببببببببببب
یکی میگفت که آدما تو سکوت بین کلمه هاشون با هم حرف میزنن

بایگانی
پیوندهای روزانه

کامنت

دوشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۸، ۰۱:۵۵ ق.ظ


سلام


یه پست راجع به تجربه های جدیدم خیلی وقت بود میخواستم بنویسم ولی نمیتونستم. تا این کامنته رو دیدم و جرقه اش خورد.


spoiler alert! اگه نوجوون تر از من بیست و خورده ای ساله هستید پست زیر چیزیه که احتمالا بعدا پیش میاد!


صحبت کودک درون بودش تو یه ویدئو ازین کانالی که میبینید، این کامنته کامنته بالاش بود.

چیزی که ازش برام جالب بود این بود که میگه کودک درونی که زنده مونده! 

بخوام یا نخوام تو مرحله ای از زندگیم هستم که میبینم اطرافیانم کم کم دارن بزرگ میشن و جدی جدی بزرگسال میشن و خودمم یه چیزایی حس میکنم. (5 سال بعد قطعا حس میکنم هنوزم بچه بودم الان ولی کاری با اون نداریم)

بخوام یا نخوام یه چیزایی که تو زندگی بزرگسالانه اتفاق میفته داره اتفاق میفته.


مسائل اقتصادی رو بزاریم کنار،

مثلا


- دوستام دارن ازدواج میکنن و مهمونی "باید" برن!!! چیز ساده ای بنظرم میرسه ولی این که وقت آزادت برای خودت نباشه و هر کاری میخوای نتونی بکنی خیلی چیز جدی ایه.


- تصمیمای نادرست دیگه خیلی پیامد های جدی تری داره مثلا یه تصمیم نادرست یکی رو دچار افسردگی کلینیکی میکنه. شوخی نیستش. یا یه تصمیم نادرست نصف دارایی های آدم رو از بین میبره. یا سرنوشت آدم رو عوض میکنه. یک تصمیم.


- باید معاشرت کنم! معاشرت خودش نمیاد مثل مدرسه و دبیرستان و دانشگاه. که میخواستی یا نمیخواستی با یه سری آدم آشنا 

میشدی. انرژی میبره معاشرت. و جالب اینه که آدمای تو جامعه شبیه آدمای تو آزمایشگاه رفتار نمیکنن الزاما!! 


- باید بشینم ویدئو ببینم که چجوری با آدما حرف بزنم!!!!!!! فکر میکردم بدیهیاته


- مردم رو رفتارم قضاوت میکنن و باید درست رفتار کنم. و جالب تر این که من مردم رو قضاوت میکنم!


و خیلی چیزای دیگه و در نهایت:


- مردن کودک درون دوستام و آشنا های نزدیک به سن خودم رو میبینم. مخصوصا اونایی که وارد رابطه یا ازدواج میشن! بخاطر یه نفر دیگه یا بخاطر هرچیزی یه گلوله تو مخ کودک درونشون خالی میکنن. که موضوع همین پست بود. بعضی ها هم که کلا از همون دوران سینگل بودنشون کودک درونشون رو چند سال پیش کارش رو تموم کرده بودن.


خیلی دوست دارم دو تا چیز رو تو 60 سالگی همچنان داشته باشم. یکی مغزمه، میخوام مثل یکی مثل دکتر فیض(سنشون رو با نماد علمی نشون میدادن) تو اون سن بالا همچنان مغزم کار کنه. یکی دیگه هم همین کودک درونمه. امیدوارم بزرگسالی نکشتش.


و جالب اینه که کسی نه بهم گفته بود اینجوریه داستان نه خودم متوجه میشدم از رفتار اطرافیان! تازه کسی هم یاد نداده بود که چی کار باید کرد :))




  • مهدی

نظرات (۱۰)

کودک درونِ من نمی‌میره. فقط در زمان‌ها و حالت‌های مختلفی بیدار می‌شه. مثلا با دوستانم باشم. یا با کسی که دوستش دارم. در همین دو صورت به شدت کودک درونم فعال می‌شه و با هم خوش می‌گذرونیم. :)

و فکر می‌کنم با همین روند، هیچ‌وقت از دستش ندم این کودکِ لجبازِ بازیگوش رو :)
پاسخ:
امیدوارم اینجوری بمونه براتون! (و برای خودم!!)
الان که این پست رو خوندم متوجه شدم چه مسأله ی جدیه تو زندگی هرکدوممون و جالب اینه که خیلیامون متوجه این موضوع نیستیم و دقیقا همون جمله ی آخر که متأسفانه کسی هم یادمون نداده که چیکار باید کرد...
پاسخ:
مرسی! خوشحالم میبینم مشکل همه هست :)) یعنی خوشحال نیستم که مشکل بقیه است خوشحالم که تنها نیستم :))
راستش خیلی نمی دونم که کودک درونم در چه وضعیتیه 
آره یه تصمیم میتونه پدر زندگیتو دربیاره :( 
معاشرت کنم معاشرت خودش نمیاد یعنی چی؟ منظورتون از معاشرت با کیا بود؟ 
بعد کلیپ در مورد که چجوری با آدما حرف بزنین؟ داریم مگه؟ یعنی چی چجوری؟ از چه لحاظ؟ (من سی و خورده ایم :| هنو دارم می پرسم که شما منظورتون چیه 
!!! این یعنی زیادی پرتم :| ولی جواب سوالمو بگید لطفا جدی پرسیدمشون) 
پاسخ:
اوهوم.
یعنی دوست پیدا کردن. مثلا من هیچ کدوم از دوستای دانشگام نزدیکم نیستن. برم دنبال کار یه شهر دیگه هیچ کدوم از دوستای الانمم پیشم نیستن و باید برم آدم پیدا کنم
منظورم کلیپ های روانشناسی و اجتماعی مثل همین کانالی که گزاشتم بود که میگه چه اشتباهاتی میکنیم و چجوری بنظر میاد برای بفیه
کودک درون ما رو که هر موقعه خواستیم بیدارش کنیم بهمون خندیدن و تحقیرمون کردن و گفتن کی قرار بزرگ شی مثال آدم حسابی رفتار کنی ولی چه بسا که بزرگ شدیم فهمیدیم اونام بزرگ نشدن فقط دارن نقش بازی میکنن .
پاسخ:
خیلی خوب گفتید! ادای این رو در میوردن که میدونن چخبره و تصمیم درست میتونن بگیرن ولی واقعا کسی نمیدونه داستان چیه:)) 
من کودک درونمو دوست دارم :( نمی‌خوام گلوله خالی کنم تو مخش :(

البته یه چیزی، الان منظور از کودک درون چیه دقیقا؟ چون به هر حال اون موضوعاتی که میگین خیلیاش اجتناب‌ناپذیره.
پاسخ:
یکی از چیزایی که با از بین رفتنش اتفاق میفته همینه که کامنته میگه. تو لحظه زندگی نکردن و همش فکر کتر و... بودن. یه بچه چقدر درگیری ذهنی داره و چیزای دیگه؟ ذهنش باز تره و میتونه خلاق باشه. تو بزرگسال تر ها میبیمم که آدم خسته کننده بی انگیزه توشون خیلی زیاد میشه. و بعضی دوستام رو میبینم که شبیه اونا میشن
آممم :)
فکر میکنم ما تو بچگی دوست داریم کودک درونمونو سرکوب کنیم و خودمون رو بزرگ و عاقل و ایناها جلوه بدیم و وقتی خیلی بزرگ میشیم دوست داریم کودک درونه رو دوباره بیدارش کنیم :)
پاسخ:
دقیقا! دقیقا! 
والا منم که بیست سالمه دوستام دادن ازدواج میکنن :)))) روزگار عجیبیه اصن یهو همه قانونها شکسته شدن
و اینکه هیچوقت دلم نمیخواد تن به ازدواجی بدم که "مجبور" باشم مهمونیهاشو برم ، یا کودک درونم رو بکشم
البته این بستگی ب تعریف هر کسی از ازدواج و نیازهاش داره


کودک درون کافیه دوستش رو ببینه خودش رو نشون میده.دوستهای بچگی نه ، همون دوستهایی که توی بزرگسالی پیدا میکنیم و مناسبمون هستن
پاسخ:
هومم. منم موافقم با اینا. ولی یه پترنیه که اتفاق میفته و یه درصدیشون آدما عوض میشن. نمیدونم دیگه نمیخوان یا نمیتونن. امیدوارم تو اون درصدی که عوض نمیشن باشم
برای فرار از مسولت های اجتماعی و انسانی خودت بهانه نیار برادر !
کودک درونت میتونه حتی تو جنگ هم فعال باشه !
من 29 سالمه دو تا بچه هم دارم خرج 3 خونواده رو هم میدم ، درگیر کار و قسط و ... هم هستم . ولی وقتی با بچه ام بازی میکنم خرش میشم ، عین خودش بچه میشم و معرفه های دیگه ی کودک درون که اگه بگم ریاکاری میشه .
شما با یه مهمونی رفتن چیزی رو از دست نمیدی . تنهایی بدترین اتفاقیه که میتونه برای هر کسی بیفته ، شما انسان خوبی هستی ، زن بگیر !
پاسخ:
احتمالا پست رو بد نوشتم
و بیش از حد درگیر زندگی روزمره شدن :(
پاسخ:
که یکی از بهترین چیزاییه که آدمای خسته کننده رو میسازه! 
کودک درون رو نباید کشت اما نباید توقع داشت همه زندگی به دست کودک درون باشه باید برای کودک درون حایگاه تعریف کرد که کجا فعال باشه کجا آروم باشه و اجازه بده شبیه یک آدم اجتماعی رفتار کنیم
پاسخ:
آره فکر کنم بهترین برنامه همین باشه. زنده نگهش داشت و بعضی وقتا ولش کرد بازی کنه :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی