نوشته های من

:)
نوشته های من

Do you dream about being interlinked?

interlinked

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

تخیل

دوشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۱:۱۷ ب.ظ

سلام

خیلی وقته دارم سعی میکنم ببینم وقتی به یه صحنه فکر میکنیم یا یه چیزی رو تصور میکنیم دقیقا کجا داریم میبینیمش؟! اون تصویره کجا شکل میگیره؟ اطلاعاتی که چشممون میاد چی میشن وقتی تخیل میکنیم؟

آیا اون تصویر ها رو میبینیم؟ تعریف دیدن چیه؟ چرا وقتی سعی میکنم نسبت به محیط تخیلی تو ذهنم آگاه تر بشم، یعنی مثلا روی یه چیز خاص تو اون صحنه تمرکز کنم و با دقت ببینمش یا جواب این سوالا رو بفهمم تصویره از بین میره :/

کسی تلاش کرده سر در بیاره؟؟

  • مهسایه

نظرات (۱۰)

  • معلمی از جنس اینده
  • سلام

    من بیشتر تو خواب این این صحنه ها برایم اتفاق می افته.یعنی محلی که تو خواب می بینم به خودم میگم این محله کجای شهر هست یا روزی اتفاق میفته که در اون محله حضور داشته باشم...

    پاسخ:
    اوهوم. جالبه. البته بیشتر کجای ذهن منظورم بود. مثلا چیزایی که جلو چشممونه معلومه جلو چشممونه، چیزایی هم که تصور میکنیم تصویرن مثل همین چیزایی که میبینیم، ولی کجا داریم میبینمشون؟

    داشتم فکر می‌کردم شاید ما برای تخیل کردن از تصاویری که از طریق چشمامون تو حافظه‌مون ثبت کردیم استفاده می‌کنیم که یه سری تصویر جدید تو ذهنمون بسازیم، تو یه جایی شبیه همون حافظه. منظورم اینه که من ممکنه به یه چیزی که واقعا "دیدم" فکر کنم و "به یاد بیارمش" ولی این تصویر هم دیگه از "دیدن" نیومده. البته با فرض اینکه دیدن رو "گرفتن داده از طریق حس بینایی" تعریف کرده باشیم. 

    خب می‌دونم اینا احتمالا جواب سوال شما نبود. ولی فکرم رفته بود به این سمت که یه سوال جدید برام پیش اومد: به نظرتون یه آدمی که مادرزادی نابینا بوده چطور تخیل می‌کنه؟!

    پاسخ:
    درسته. الان مثلا به یه چیز خاص مثل شمع فکر کنید و تصورش کنید، اون تصویره کجا داره شکل میگیره؟ آیا واقعا داریم میبینیمش؟ برای من که خیلی چیز مبهمیه ولی تا وقتی به جزییاتش فکر نکنم واقعا یه شمعه برام. چیزی که میبینم بیشتر شبیه وقتیه که به یه چیز نورانی نگاه میکنیم و چشمامون رو میبندیم و یه چیزایی میبینیم. خیلی چیز محدود و کم جزییاتیه ولی برام شمعه.
    اتفاقا با یه نفر که نابینا بود صحبت میکردن. که چجوری خواب میبینه یا تصور میکنه. متاسفانه چون نه اون میدونه تصویر چیه نع ما میفهمیم اون چی میبینه خیلی به جایی نرسید. ولی چیزی که هست اینه که سه بعدی تصور میکنن و بلد نیستن یه چیز رو دو بعدی ببینن. مثلا یه سگ رو جلو پشتش و همه جاش رو میگفت با هم تو ذهنم دارم و کشیدن چیزی که میبینه روی کاغذ براش بی معنی بود چون فکرش سه بعدیه و بلد نیست تصویر کنه!

    فقط دیدن که نیست، برای من شنیدن و لمس کردن هم همینطوری اتفاق میفته. به نظرم وقتی به یه چیزی  فکر میکنیم همون اتفاقی توی مغز میفته که یه چیزی رو میبینیم یا میشنویم یا هرچیز دیگه، منتها فقط اون انتهای مسیر عصبی. 

    نمیدونم،  احتمالا دارم چرت و پرت میگم:/

    پاسخ:
    چه جالب گفتید. به اون حسای دیگه دقت نکرده بودم. آره الان که سعی کردم دیدم میتونم لمس کردن رو تصور کنم! قطعا رو پوستم حسش نمیکنم ولی اگه درست فهمیده باشم صحبتتون رو نتیجه ی نهاییه لمس کردن توی مغز رو حس میکنم که جالبه

    فهمیدی به منم بگو

    پاسخ:
    حتمااا

    چه سوالات بنیادینی !!

    نمی دونم تا چه حد حقیقت داره، اما من شنیده بودم که تخیلات، خیلی به حافظه مربوطه، مثلا افراد آلزایمری و اونایی که حافظه شون رو از دست میدن، توانایی تخیل خیلی ضعیفی دارند. چون بیس تخیلات همون خاطرات و موارد ثبت شده توی حافظه است. به نظرم برای رسیدن به جواب این سوالا، باید حقیقت حافظه و ثبت اطلاعات تو مغز رو فهمید.

    توی همون خاطرات هم وقتی مرور می کنیم، جزئیات رو نمی بینیم، انگار که موارد مهم ثبت شده توی حافظه مون، شاید برای همینه که تخیلاتمون هم جزئیاتش گمه، مگر اینکه خودمون اون جزئیاتی که می خوایم رو بهش اضافه کنیم. منظورم اینه که باید به تک تک جزئیات هم فکر کنیم که ساخته بشن.

    چقد زیاد شد :)

    پاسخ:
    چه جالب گفتید. منطقی هم هست. ولی سوالم اینه که درسته که تو حافظه اطلاعات هستش ولی اون تصویره کجا داره ساخته میشه؟ چون اطلاعات یه تصویر تمام پیکسل های تصویر تو یه سری سطر و ستون هستن حالا این صفحه ی مجازی کجاست و کجا رو نگاه میکنیم که اون تصویره رو میبینیم؟؟ :) خیلی سوال بنیادی ای هست و فکر کنم جواب هم نمیشه داد بهش. بیشتر میخواستم بدونم وقتی میخوام یه چیزی رو با جزییات مثلا برای نقاشی کشیدن تصور کنم کجای ذهنم رو باید ببینم؟ مثلا یه گربه رو وقتی میخوایم بکشیم، اگه بتونیم از تو ذهنمون تصویر بزرگ یه گربه رو داشته باشیم کشیدنش خیلی راحت تره تا این که یکم روی کاغذ بکشیم و بکشیم تا به چیزی که میخوایم برسیم
  • دچارِ فیش‌نگار
  • فکرشو بکن شما وقتی شمع رو تصور میکنی که روشنه

    از قبلش باید هم شمع رو دیده باشه

    هم سوختن شمع رو که روشنه.

    هوم؟

     

    + حالا اگه ازت بخوام اون شمع در حال سوختن رو بزرگترش کنی هم میتونی(میدونی چرا؟) چون امکاناتش توی ذهن (حافظه) تو وجود داره

     

    امکاناتش میدونی چیه؟

    فهم تو از بزرگ و کوچک بودن اشیاء

    در واقع عالَم خیال از جهان محسوس تغذیه میشه توسط حواس پنجگانه ما.

     

    و این خیلی عجیبه که ذهن ما همه چیز رو دسته بندی و بایگانی میکنه و وقتی با یه چیز جدید مواجه میشیم به راحتی همه ی داده های پیشینی که با این چیز جدید مرتبط هستند رو (از بایگانی) میاره جلو !

     

    پاسخ:
    جالب بود که تغییرات روی تصویر رو هم به عنوان تجربه حساب کردید. یعنی ممکنه یه تغییراتی روی تصویر بشه داد که چون تجربه نکردیم صرفا نمیدونیم. جالبه ممنونم

    سلام:)

    خیلی ممنون که یک عدد موجود در تلاش برای پیدا کردن پوزیشن در نوروساینس رو وادار به حرکت و فکر کردن کردی:))

     

    صورت سوالی که مطرح کردی یه کم گمراه کننده بود و باعث شد ذهن من هم مثل بقیه بره سمت مموری و فرآیند های مربوط به Recall  اما در نهایت فهمیدم چیزی که تو دنبالشی اینه که مکانیسم مغز ما برای Visualisation به چه صورته. ما در مواردی از جمله فکر کردن و به یادآوردن از تصویرسازی ذهنی و Mental imaging  استفاده میکنیم. حالا سوالت اینه که ما چطور بدون استفاده از چشممون این تصاویر رو می بینیم!اگه با چشممون نمی بینیم پس با کجامون می بینیم؟:دی

    اول اینکه یادت باشه چشم فقط یه ابزاره و دیدن توسط چشم اتفاق نمیفته بلکه این مغز هست که کار دیدن و بینایی رو برای ما انجام میده. در واقع چشم سیگنال های نوری رو تبدیل به سیگنالهای الکتریکی میکنه و به کورتکس بینایی تحویل میده، کورتکس بینایی اون سیگنالها رو تبدیل به چیزی میکنه که ما به شکل یه تصویر درکش میکنیم.حالا این درک ممکنه منتهی به مشاهده ی فیزیکی بشه یا نشه. در این موردی که مثال زدم منتهی به مشاهده ی فیزیکی میشه. اما مغز کار خودش رو میکنه چه با وجود ابزاری به نام چشم و چه در غیابش. ولی تصویری که کورتکس بینایی بدون کمک چشم ایجاد میکنه قطعا بوضوح اون یکی نیست اما به اندازه ی کافی خوب هست که جوابگوی فرآیندهایی مث فکر کردن و یادآوری و دریم کردن و اینا باشه.

    دنبال یه اسکرین داخل مغزت نگرد. خیلیا فک میکنن قسمت داخلی پلکشون میتونه یه اسکرین باشه واسه پروجکت کردن اون تصویری که کورتکس بینایی ساخته. اما این درست نیست.

    یه تصویر چجوری تو کامپیوتر ذخیره میشه؟ اینم همونه. مغز ما این توانایی رو داره که به کمک قسمتای مختلفش تیکه های کوچولوی اطلاعات رو روی هم اسمبل کنه و به مرحله ی ادراک برسونه.

    برای فهمیدن ادامه ی ماجرا باید درباره ی فرآیند ادراک یا perception مطالعه کنی تا پاسخ نهایی سوالت رو بگیری :) اطلاعات خودم کافی نیست در این زمینه اما اگه وقت بذاری کلی مطلب و فیلم درباره ش تو اینترنت هست

    امیدوارم مفید بوده باشه:)

    پاسخ:
    سلام به به

    زدید به خال.
    درسته بعد دیدن تعدادی از کامنتا متوجه شدم که بد نوشتمش. شما کاملا گرفتید چی میگم. 
    من اون قضیه پلک رو تو ذهنم داشتم که بعد تلاش های فراوان فهمیدم نمیشه ازش به عنوان همین پرده استفاده کرد. سعی کردم بالا رو نگاه کنم، روی پشت چشمم تمرکز کنم :)) (بالاخره تلاشه دیگه) و ... نشد. هدفم قوی کردن تخیلم بود که با وضوح بیشتری ببینم. بعد یه مدت مدیتیشن به این صورت که یه شمع رو نگاه کنم یه دقیقه و بعد تصورش کنم و تصویرش رو کنترل کنم اوضاعم خیلی بهتره شده ولی هنوزم نمیدونستم تصویره کجا داره شکل میگیره. 

    ممنون از کامنتتون



  • دچارِ فیش‌نگار
  • ممکنه

    خواهش میکنم:)

    اره فکر کردم.تازه بیشتر مشکلم اونجا به وجود اومد که سر کلاس کنکور شیمی بحث درس اخر کتابمون بود که تو یه پارگراف گفته بود با توجه به نوری که اون جسم بازتاب میکنه ما میتونیم بفهمیم چیه و چه رنگیه.

    مهدی.اینکه یهویی بخوره تو صورتت که هیچ چیز وجود واقعی نداره یا تو نمیبینیش چه حسی داره :| ): :دی

     

    پاسخ:
    :)))
    حالا مشکل بزرگ دیگه اینه که پس هرچیزی که میبینیم، صرفا یه سری اطلاعاته توی طیف بین مادون قرمز و ماورا بنفش که ذهنمون مرتب کرده و بصورت این دنیا در اورده. یعنی واقعا هیچ وقت دنیا رو نمیبینیم، تصویر ذهنی دنیا رو میبینیم. یعنی دنیا الزاما این شکلی نیست :)) 
    چشم راستتون رو ببندید، طرف راستتون سیاه نشده، کل دنیا شده چشم چپ! حالا کسایی که ورزشای رزمی سنگین و مدیتیشن انجام میدن، این دیدشون رو 360 درجه میکنن. کسی اگه از پشت سر نزدیک بشه هم متوجه میشن دقیق کجاست. یعنی با این حس ها میتونیم خیلی دیدمون رو از دنیا زیاد تر کنیم. 

    بدنمون خیلی پیچیدس و قابلیت داره ولی کم استفاده میکنیم ازش!