نوشته های من تنها

:)
نوشته های من تنها

بببببب ببببببیببببببببببببببب
یکی میگفت که آدما تو سکوت بین کلمه هاشون با هم حرف میزنن

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

پرفکشنیسم

شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۸، ۰۸:۵۰ ب.ظ

سلام

در مورد اون دارو گیاهیه که نوشته بودم قبلا و اون بنده خدا رو نابود کردم نوشتم اگه علاقه مند بودید این پست قبلیه

یکی از خصوصیتای بد آدمای شبیه من، شبیه تیپ شخصیتی من، پرفکشنیست بودنشونه. یعنی نیاز دارن یه چیزی رو کامل بیان کنن وگرنه میره روی مخشون. 

و چه موضوعی برای پرفکت کردن بهتر از اون دارو ها.

نمیدونم چرا تو متن احساسات منتقل نمیشه ولی با چت ها کامنتایی که داشتم متوجه شدم چند تا نکته بد منتقل شده

1- اول این که هدفم از نوشتن این پست چی بود؟

هدفم اطلاع رسانی بود. ولی خب برای چی؟

افراد مختلف ایده های مختلفی راجع به این که بچه هاشون چه شکلی میشن دارن ولی من چیزی که خیلی دیدم و چندین ساله دارم میبینم اینه که هرچی تو غرب هست رو 10 سال یا 20 سال شیفتش بدید عقب میشه بلایی که سر ما میاد.بحث همجنس گرایی رو چند وقت پیش داشتم به دوستام میگفتم. گفتم طبق معمول فکری راجع بهش نمیکنن و انکارش میکنن تا انقدر موجش بزرگ بشه که بزنه جامعه رو له کنه اون موقع تازه یادشون میفته گفتمان از کجاشون در بیارن. 

همیشه همین بوده. بجای این که بشینیم غرب رو مطالعه کنیم میشینیم غد بازی در میاریم و خودمون رو مغز برتر میدونیم و حق رو با خودمون و خودمون رو با حق میدونیم و عاقبتشم میبینیم. درسایی که اونا پس دادن رو همیشه ما باید پس بدیم. یکم دیر تر. پس چقدر میتونه خوب باشه از رو جواباشون کپ بزنیم. تو دانشگاه که خوب بلد بودیم.

همین اتفاق برای طنز های اینترنتی افتاد که meme ها حدود 10 سال پیش اومدن و الان تو ایران میاد

همین اتفاقا برای بازی ها اینترنتی افتاد

همین اتفاقا برای روابط اجتماعی افتاد. تفاوت های روابط دختر پسر 10 سال پیش و الان و 10 سال بعد خیلی روند مشخصی داره

همین اتفاق برای برابری جنسیتی یا در طرف اکستریمش فمنیسم افتاده اونور که تا حدی موج های اولیه اش داره میاد تو این سالا

همین اتفاق راجع به مواد مخدر هم بزودی می افته. فکر میکنید بچه هاتون مثلا پسر و دختر خوبی اند و میشینن خونه حرفتون رو گوش میکنن؟ خیلی ایده آل نگرید. 

علی س. میگفت که بچه نداری و درک نمیکنی بعضی این کامنتا رو. گفتم اتفاقا درک میکنم. من اگه بچه دار شدم. سر 12 سالگی به بعد تا 17 سالگی هر سال ازش میخوام یه ارائه راجع به کل مواد مخدر و چی به چی هستن بهم بده. وقتی خواست بره پارتی بهش کیت تست Molly یا همون اکستاسی و کوکایین میدم چون میدونم اونجا هست و به احتمال 1000% مصرف خواهد کرد. پس حداقل بهتره قاطیش چیز دیگه نباشه. و ازش میخوام بدونه چی رو میتونه برای فان مصرف کنه و چی زندگیش رو به سگ میکشونه.

به علی میگفتم نمیدونم متوجه شدیم یا نه ولی فیلتر کردن اطلاعات کاری نمیکنه. من 14 سالم بود با 12 تا روش میتونستم فیلتر بشکنم. هنوز بلد نبودم کلمه Easy رو بخونم میخوندمش AC ولی 12 تا روش متفاوت برای شکستن فیلتر بلد بودم. بچه های ما قطعا ازین بیشتر بلدن. 

2- نمیدونم متوجه شدید یا نه ولی سعی کردم بفهمونم این که یه دارو قانع میکنه آدم رو که شما در حال مرگ هستید چقدر میتونه ترسناک باشه. این که شاید حس شده که برای فان گفتم این رو برام عجیب بود

3- من تو وبلاگم خواننده هایی که علوم شناختی و ژنتیک میخونن رو دارم. الان علم روز دنیا بررسی Psilocybin روی کانچسنس و همچنین رمز گشایی بخش اعظم DNA که نمیدونم چیه و به حافظه بعضیا ربطش میدن هست. امیدوارم هینتی براشون باشه شاید بدردشون خورد. (شاید مهم ترین مورد)

4- من کلی فکت تاریخی گفتم که بگم این ها تو تاریخ بوده و چند تا لینک مستند گزاشتم. برای فان نبوده. میخواستم اگه کسی دوست داره بره ببینه چرا تو "کل" تاریخ اثر این دارو ها هست. نمیدونم منظورم رو از کل میتونم بگم یا نه ولی منظورم از بدو تاریخه!! 

5- همونطور که تو یکی از پستا هم گفتم درک میکنم که یه سری آدما باید ساختار گرا باشن و یه سری آدما اصلاح ساختار گرا. نمیخوام خیلی عمیق مقایسه بکنم ولی مثلا زمان پیامبر، یهودیا مرض که نداشتن، خیلی زیادی ساختار گرا بودن. ساختار گرا بودن یعنی چیزی که تا الان کار کرده رو چرا عوض کنیم؟ امام حسین (ع) میگه دین ندارید آزاده باشید لیبرال باشید، واقعیت رو ببینید و بسنجید. حقیقت اگه درست باشه نیازی به چسبیدن بهش نیست. حالا این موضوع شاید انقدر بنیادی نباشه ولی این که یه نفر از تحقیق راجع بهش بترسه برام مسخره است. که یه دفعه نظرش عوض بشه. مگه نظرت اشتباهه که عوض بشه؟ اگه اشتباهه خب عوضش کن مگه یزیدی

این نمودار بالا هم یکی از نمودارای معروفه روانشناسیه که آدما خیلی حق انتخاب تو این که کجاش باشن رو ندارن. اون دو مدل فکری هم از همینجا میاد. 

6- چون به قول علی س. حملات انتحاری تو یه سری جناح های فکری متداوله اون پست رو پیشنویسش کردم که کار دست وبلاگ عزیزم ندم. کسی سوالی داشت ایمیلم هست و اینترنت هم هست. بزرگان و علما هم هستن. 

7- نمیدونم خوب منظورم رو گفتم یا نه ولی فکر کنم مشخص بود دارم تو اون جا میگم که این دارو ها استفاده بی رویه شون خیلی خطرناکه و چیز های قوی ای هستن. چیزی که توی مغز میتونه بره از راه خوردن، یا از ریه، دوتا معنی میتونه داشته باشه

A- خیلی چیز قوی ای هست

B- توی تکامل چیز ضروری ای بوده وگرنه انقدر لایه های محافظتی دور مغز زیاده که هیچ چیزی از توش رد نمیشه. حالا چه دلیلی بنظرتون داشته که اون مولکول ها میتونن تو 45 ثانیه از ریه به داخل مغز برسه. 

8- من نزدیک 5-6 ماه و نزدیک شاید 400-500 ساعت رو این چیزا وقت گزاشتم حداقل. راجع به تحقیق روشون. تقریبا تمام وقت های خالیم رو به مدت چند ماه به صحبتای بقیه گوش دادم. کسایی که از 30-40 سال پیش تا الان درگیر این تحقیقات بودن و عمرشون رو گزاشتن. اگه بعد این همه وقت احساس نمیکردم که یه سری میتونن ازش استفاده کنن مطمعن باشید نمیگفتم.

9- تیپ شخصیتی من اینجوریه که وقتی میرم تو یه چیزی تا تهش رو در نیارم ولش نمیکنم. دقت کنید به پستام هم مشخصه. برای مثال اون بخش ورزش رو سلامت رو ببینید. خلاصه مختصر مفید 90% قضیه رو نوشتم انصافا. و بالای 100 ساعت روشون تحقیق کردم. همچنین آدم بسیار قانون مداری هستم. بخاطر خانواده سخت گیرم شاید. بسیار قانون مدار. فکر نکنید آدم اهل شکستن قانون هستم که راجع به مواد مخدر مینویسم. آدم واقع نگری هستم و وقتی ببینم یه چیزی نیاز به روشن گری داره مینویسم.  

10- نمیدونم چقدر بنظر میومد شوخی دارم میکنم. ولی تاحالا هیچ چیزی تو زندگی رو جدی تر از این مسائل نگرفتم. منم آدمی هستم که هیچ چیزی رو جدی نمیگیرم. معمولا. تو اون چارته من پایین سمت راستم. 

  • مهدی

نظرات (۹)

در اینجا لازم می‌دونم تشکر کنم بابت وقت و انرژی‌ای که صرف نوشتن این پست‌ها و به اشتراک گذاشتنشون با ما کردید.

نوجوان‌های نسل ما شاید پرت بودن از این چیزا، ولی نوجوان‌های این دوره واقعا نیاز دارن که آگاه بشن.

پاسخ:
چقدر انرژی مثبت. ممنونم

خب احیانا یه سری برداشت اشتباهی کردن؟ منظورم اینه شاید لحنتون طنز داشته ولی خب مشخصه که این بحث شوخی نیست حتی اگه با لحن طنز بیان بشه 

پاسخ:
اوهوم. تک تک بند هایی که نوشتم برداشتایی بود که شنیدم و برعکس چیزی که تو ذهنم بوده

اگر منظور این نوشته همان نوشته رمزدار است که متاسفانه هرچه نوشتم ۱۸ سال دارم نپذیرفت. فکر کرد دروغ می‌گویم :) بی‌خیالش شدم و گفتم لابد همان نوشته قبلی است که رمزدار شده است. اما به عنوان یک فتوای کلی باید عرض کنم این «نگویید، نگویید»ها بنیاد فرهنگی این جامعه را به شدت سست کرده است. چرا که اجازه طرح مسائل و ارائه راهکارهای به‌روز را نمی‌دهد. لذا هر کسی در گوشه وکنار این جامعه در پنهان و آشکار مشغول اختراع چندباره چرخ برای مشکلات حل‌نشده و اسمش را نیاور خویش است.

پاسخ:
بله منظور همون بود. شاید عدداتون عدد فارسی بود. حالا خیلی هم چیز مهمی نیست.
بله دقیقا. خیلی وقته این مدل فکری کار نمیکنه ولی هنوز دل نمیکنن

اخه چیه اون مطلب شوخی بود خداوکیلی.

درمورد همجنسگراها و دیدگاشون تو یه کشور ازاد مثه کانادا میتونی برامون بنویسی یکم؟پست درخاستی:دی

یه لیوان قهوه جلومه.جات سبز.خوش بوعه.کاش میشد پست کنم.

نیم کره سمت راست.

پاسخ:
واقعا نمیدونم!
دوست داشتم بنویسم. ولی ازون تاپیکاییه که دیگه فکر کنم بهتره من توش دخالت نکنم. و همچنین خطری هم هست. دوستمم توصیه کرد دیگه بیشترزین تو این مسائل گیر و گور دار فرو نرم حداقل تو این وبلاگ

همین توصیفش کلی انرژی مثبت بود مرسی!

دوست‌تون حملات انتحاری رو خوب گفتن :))

 

مرسی به خاطر هر دو پست. این پست قبلی رو کامل کرد هرچند اونم معلوم بود اطلاع‌رسانی در مورد یه مسئله‌ی جدیه. من برداشت فان ازش نکردم ولی خب یه قسمتاش برام جالب بود و حتی بعدش از یکی از اطرافیان که تو این زمینه اطلاعات داره هم چند تا سوال کردم. نه این که بخوام برم امتحان کنم، تو یه کامنت دیگه هم قبلا گفتم که یه بار دوستم هم از این اطلاعات گذاشته بود برام جذاب بودش. به خاطر این که اینا جدید و ناشناخته‌ن برامون اینقد کسی درباره‌ش حرف نزده و دقیقا برا همین باید اطلاع‌رسانی کرد (مخصوصا به نسل جدید) که صرفا به خاطر هیجان‌انگیز بودنش نریم سراغش بدون این که عواقبشو بدونیم.

پاسخ:
ممنونم.
این اطرافیان ساقی خوب نمیشناسن؟ :))
شوخی میکنم.
آره واقعا و این دهه ۸۰ به بالاییا هم همینطوری از کاراشون آدم شاخ در میاره ببینید ۱۴۰۰ ایا چه شکلی میشن. اگه با همین فرمون و سانسور اطلاعات بزرگ بشن

بین ادم جوونا دیگه مسئله گیروگور داری نیست.حتی به نظرم خانواده ها هم امادگی پذیرش اینجور چیزا رو دارن.همون لحظه ایی که به خاطر رفتارت بهت میگن چرا شبیه پسرایی ینی احتمال یک درصد هست که بتونن هضم کنن مثلا بچشون همجنسگراس.هرچند این خیلی ایده ال گرایانس ها.و بیشتر ربط ... به شقیقس:دی ولی بین جونا،جز وجهه تمسخر یا روشنفکری لااقل اسمش قابل بیانه.

اگه جایی درموردش نوشتی مشتاقم بخونم.

پاسخ:
آره بنظرم جوونا راحت تر درک میکنن. نمیدونم والا. من که خیلی دلم میسوزه براشون. حالا یه پست خیلی خفن میخوام بنویسم. ربطی به این قضیه نداره ها ولی ربط زیادی داره. نوشتمش باید منتشرش کنم

راجع به پست همجنس گرایی فک نکنم مشکلی پیش بیاد اگه بنویسی:) می تونی رمز دارش کنی. البته تصمیمش با خودته. خیلی وقته که این موضوع ذهنمو درگیر کرده و ذهن بقیه رو. 

البته اگه قبلا راجع بهش نوشته باشی ممنون میشم لینکشو بدی:))

وقتی بحث از والدین باشه قضیه یکم عجیب میشه. تو دقیقا نمی دونی باید چیکار کنی. چون اینجا یه مشکلی هست و اون اینه که تفاوت زیادی بین نسل من و مثلا بابام که دهه ی ۴۰ و ۵۰ بوده نوجوونیش، وجود داره.

 

پاسخ:
درک میکنم. وبلاگ بلو لایف خیلی مینویسه دنبال میکنی؟ پسر یه داستانی پیش اومد حالا مینویسم.راجع به همین موضوع
واقعا نمیدونم چجوری میشه پرو مادرای اون دهه ها درک کنن

مطمئنی درست دادی ادرسو؟ از بیانه؟ 

 

پاسخ:
http://bibluelife.blog.ir 
بای بلو لایف بود ببخشید!

اینکه اسی بود:)) مدتی میشه که دنبالش می کنم:)) بازم ممنون

پاسخ:
:))) آها پ هیچی پ
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی