نوشته های من تنها

:)
نوشته های من تنها

بببببب ببببببیببببببببببببببب
یکی میگفت که آدما تو سکوت بین کلمه هاشون با هم حرف میزنن

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

سرعت پردازش

پنجشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۲:۳۹ ق.ظ

سلام

یه موضوعی که چند وقت پیش راجع بهش یه ویدئو میدیدم سرعت پردازش تصویر مغز بود. 

این که چرا ما داریم با این سرعت 30-60 فریم بر ثانیه میبینیم؟

ولی قبلش جالبه بدونیم که سرعت پردازش اطلاعاتی که از peripheral vision میان خیلی بیشتره ولی دیتیل کمتری دارن. مثلا به نور و رنگ کمتر حساسه. پریفرال ویژن همونطور که تو عکس معلومه جاهای خارج از مرکز دید هست. 

حالا بماند. 

سوال اینه که مغزمون توانایی پردازش سریع تر رو داره و اگه داره چرا این کار رو نمیکنه؟

جواب اینه که سوال پیشفرض اشتباهی داره. مغز با سرعت ثابت پردازش نمیکنه. 

حالا چرا حالت عادی سرعتش انقدره؟

چون آدمیزاد توی تکاملش یا هرچی اسمشو میزاریم، به سرعت های بالاتر از این نیاز چندانی واقعا نداشته. این سرعتای بالا توی رانندگی و فیلم دیدن فقط لازمه و کارای مشابه که تا 200 سال پیش وجود نداشته. حالا از حدود 200.000 سال قبل که اولین هوموسپین ها اومدن یا اگه دوست ندارید از 10.000 سال قبل که یکم تمدن به وجود اومده تا الان ملت واقعا درگیر چیزای آروم تری بودن.

بدن ما هم یه جوری بالانس شده که انرژی رو به بهترین شکل استفاده کنه. وقتی که سرعت تغییر تصاویر انقدر زیاد نیست مغز لازم نداره انقدر انرژی مصرف کنه. همین جوری 20% انرژی بدن داره میره اون تو. و این چیز گرون قیمتیه برای یک جاندار.

حالا تجربه هایی مثل شهربازی و یا تصادف تجربه های جالبی اند. اگه تصادف کرده باشید، میدونید که اون لحظه تصادف همه چیز صحنه آهسته میشه. دلیلش اینه که مغز باید خیلی سریع تصمیم بگیره اگه بتونه. برای همین تو یه حالت Overdrive میره ولی به شدت بعدش خسته میشه. توی شهر بازی و چیزای عجیب غریب هم همینه. 

حالا پیرو اون اتفاقی که پست قبل گفتم، تو اون حالتی که باید تصمیم میگرفتم چی کار کنم، 5-6 روز رو باید مرور میکردم و بکگراند خودم و این که چه اتفاقی قراره بیفته و مصلحت چیه و همه ی اینا تو 10 ثانیه شاید اتفاق افتاد ولی چند دقیقه برام گذشت. شاید برای همین بود وارد panic شدم. ضربان قلبم بشدت بالا رفت و بعدش تا نیم تا یک ساعت  فقط داشتم ریکاوری میکردم.

خیلی جالبه این حالت های مختلف مغز. هر حالتی بجز حالت همیشگیش :)

-------------

این پریفرال ویژن چیز جالبیه. میتونید تمرین کنید براش. شاید دیده باشید ولی از تکنیکای تند خوانی همین تقویت پریفرال ویژنه. چون فرض کنید بجای خوندن کلمه به کلمه به وسط جمله نگاه کنید و کلش رو ببینید. یا به وسط صفحه نگاه کنید و کلش رو ببینید. خیلی خوب میشه نه؟

الان که رو تخت/مبل/صندلی ولو شدید، جلو رو نگاه کنید و بدون حرکت چشم سعی کنید کل دیوار رو ببینید. بعد بهش سقف رو هم اضافه کنید و همین جوری میدان دید رو زور بزنید بزرگتر کنید. 

بعد مدیتیشن هم پریفرال ویژن بشدت بهتر میشه. میتونید این تست رو قبل و بعد یک ساعت مدیتیشن کنید.

دفعه بعد که بیرون رفتید مخصوصا یه پارکی جایی، شروع کنید درخت جلوتون رو ببینید و بعد میدان دیدتون رو بزرگتر کنید. من خودم تا چند وقت پیش یه درخت کامل رو بجز عکس/ یا از خیلی دور ندیده بودم. جوری که هم همه ی برگاش معلوم باشه هم بافت بدنه اش و هم همه چیز. بعد درختای بغلش و زمینی که روش هست و .... عین یه عکس که همه چیز تو فوکوسه. قشنگه دنیا

-------------

تمرین هایی هم برای حفظ آرامش تو پنیک هست. نمیدونم چرا ولی خیلی به این استیت علاقه مندم. پنیک وقتی به وجود میاد، اول ترس ظاهر میشه بعد دلیل ترس! خیلی جالبه. معمولا اول دلیل ترس ظاهر میشه بعد ازش میترسید ولی پنیک برعکسه. با دارو میشه به پنیک استیت رسید (با مقدار مناسب کنبیس)، سر ارائه دادن میشه، کلا هر کاری که استرس زیاد داشته باشه میتونه باعث رد دادن و پنیک بشه. 

منم که سلطان استرس، برای همین شروع کردم از چند ماه پیش روش کار کردن و اون روز هم خیلی بدردم خورد :) جدی جدی خیلی خوبه آدم بتونه تو اون ضربان قلب بدون لرزش حرف بزنه.

ترس یه چیزیه که آدم اگه ازش فرار کنه بزرگتر میشه. ولی اگه بشینید و بزارید از روتون رد بشه کاری نمیتونه بکنه. به قول معروف ترس Reactive هست نه Active. چیزای اکتیو خودشون عاملن ولی چیزای ریاکتیو یه چیزی میخوان که بهشون معنی بده.

حالا یه پست بعدا برای مدیتیشن مینویسم که نحوه کم کردن استرس و نفس کشیدن و مدلای مختلف رو توش بگم

  • مهدی

نظرات (۹)

این مبارزا(نینجا،سامورایی:) رو بالا بردن سرعت پردازش مغزشون کار می کردن که سرعت عملشون بالا میرفته؟ چون از یه جایی به بعد دیگه تمرینات فیزیکی زیاد جواب نمیده. 

پنیک بیماری وحشتناکیه واقعا. مواظب خودت باش.

پاسخ:
اونایی که ورزش میکنن مثلا فوتبالیستا تجهیزاتی دارن که کمک میکنه تمرین کنن. 
تمرینی که خود آدمم میکنه مثل همینایی که گفتمم کمک میکنه. 
همین تمرین ها حتی برای حس کردن پشت سر هم کار میکنه.
بدن آدم خیلی عجیبه و قابلیت های زیادی داره. حسای دیگه زیادی داریم که استفاده نمیکنیم. 
و خب باید با تمرکز زیاد این تمرین ها انجام بشه. 
یکی از چیزای جالب این شرقیا اینه که تمرین بدنی سنگین میکردن که بتونن ساعت های زیاد مدیتیشن کنن و ساعت های زیاد مدیتیشن میکردن که فکر و بدنشون رو قوی کنن. یه لوپ جالبیه. چیزایی مثل کونگ فو و معبد های معروفشون اصلا با همین هدف ساخته شده. جالبه که مدیتیشن توی قدرت بدنی آدمم تاثیر میزاره. حالا فرصت شد مکانیزمش رو میگم. راجع به نینجا ها و ساموراییا واقعا تحقیق نکردم ولی بعید میدونم با همین مکانیزم نباشن.

خیلی جالب بود

پاسخ:
ممنونم :)

خیلی خوبه راجع به همه چیز تحقیق میکنید و برای ما هم میذارید. مرسی!

:)

پاسخ:
ممنونم ارادت

فکر کنم اون دفه نخوندی. یه جا نوشته بود این ۶۰ هرتز یا ۵۰ هرتز به خاطر فرکانس برق کشور‌های مختلف بوده موقعی که تلویزیون آنالوگ بودن. چون اختلافش با فرکانس برق باعث میشده اختلاف فریم ریت و فرکانس برق به عنوان یه فرکانس اضافه تو تصویر دیده بشه :/ البته الان حس می‌کنم چرت گفتن ولی کشورایی که فرکانس برقشون ۵۰هرتزه استاندارد تلویزیونشون هم ۵۰ فریم یا ۲۵ فریمه و کشورایی که برقشون ۶۰ هرتزه استاندارد تلویزیونشونم ۶۰ یا ۳۰ ه  و این قاعده حتی تو استاندارد‌های HD هم اومده.

پاسخ:
خوندم. خیلی تو مثل مناقشه نیست. ۶۰ فریم بر ثانیه به بالا رو من تشخیص نمیدم حتی شاید ۴۰ ۵۰
منظورم همین فرکانسای دور و بر و سرعت پردازش عادی بود

درسته مغز ظاهرا ماژولار عمل میکنه و مثلا میشه به یه ناحیه به عنوان محل ادراک بصری اشاره کرد ولی این فقط یه همبستگی زمانیه. در واقع تمام مغز توی اون لحظه فعالند و یه بخشی فعالتره.
باز تاکید میکنم به همبستگی زمانی. ممکنه اصلا اصل قضیه جای دیگه ای باشه ...

پاسخ:
من راجع به مغز حرف زیادی نزدما؟
اگه اون بخش اول مد نظره، منظورم نوع سلولای گیرنده نوریش بود. تو مرکز جنسشون با دور و بر فرق داره
  • معلمی از جنس اینده
  • سلام خیلی این پست خوب بود موفق باشی.

    پاسخ:
    ممنونم از شما. همچنین

    بخش اول پست منو یاد یکی از ابهام‌هام انداخت: شده تو یه اتاق تاریک به چراغ خاموش نگاه کنین و خب طبیعتا جز تاریکی چیزی نبینین، ولی وقتی به یه سمت دیگه نگاه کنین و چراغه بره تو ناحیه‌ی peripheral، ازش یه نور ضعیف به چشمتون برسه؟

    جوابی هم براش ندارم هنوز :))

     

    اون تمرینا رم بگین حتما لطفا :)

    پاسخ:
    شما که خودتون بلدید چیز زیادی نمیخوام بگم در حد همین که فرق نفس کشیدنا چیه و چجوری باید شروع کرده. :)

    امشب امتحان میکنم:) چیز جالبیه! یعنی اتاق تاریک ولی نه تاریک مطلق، یه چراغ خاموش و از پریفرال ها به چراغه نگاه کنم؟ لازمه چراغه روشن شده باشه قبلش و دیده باشمش یا کلا؟
    ربطی به این موضوع نداره ولی صحبت اتاق و تاریکی شد، یه اتاق رو تاریک مطلق کنید تمام سوراخ سمبه ها رو بگیرید و هدفون رو گوشتون بزارید، که صدا ها هم کم بشه. چیز جالبی که پیش میاد اینه که انگار تو یه فضای بینهایت که هیچی توش نیست هستید و مدیتیشن چشم باز و چشم بسته فرقی نمیکنه. بعد یه مدت هم توهم ممکنه بزنید :) باحاله

    چی شد؟ :)) اینقد جدی تا حالا امتحانش نکردم فقط پیش اومده بود. فک نکنم لازم باشه چراغه قبلش روشن بوده باشه، ینی انگار به خاطر شیشه بودنشه. فک کنم من تو تاریکی مطلق تجربه‌ش کردم. نمی‌دونم! حالا امشب خودمم امتحان می‌کنم دوباره :))

     

    عجب :)) امتحان می‌کنم این یکی رو هم!

     

    در مورد مدیتیشن، من خیلی جدی انجامش ندادم. مخصوصا به خاطر کنترل استرس یا مثلا بدون لرزش حرف زدن برام جالب شد که بدونم چطوری میشه ازش کمک گرفت. حالا منتظر پست‌تون هستیم به هر حال :)

    پاسخ:
    اوهوم گرفتم. بزارید ببینم چی میشه.
    خیلی چیز خاصی نمیخوام بنویسم. فکر کنم انتظارات رو بردم بالا. خیلی چیز زیادی قرار نیست بنویسم همون چیزای عادیه :) تو طولانی مدت

    واعییییییییییییییییییی چقد خفن بود.مغزم درد گرفت با این گشا کردن پرده دید! ترکیبی که گفتم زیبا نبود؟متسافم.نویسنده این کامنت هیچ احمیتی به نظر اغیار نمیدهد.

    ولی خیلی خوب بود.واقعا حس کردم دیدم زیاد شد!

    چقد جالب.ینی بدن ما، قابلیت ها ما ارتجاعین!و با توجه به نیاز روز عوض میشن!واااااای مثل اسلام!پس چرا ایمان نمی اورید مرم.

    :| اسلام رو از کجا اوردم :| چیز فانی بود پسته ^_^ ممنون.

    پی نوشت:روی زمین ولو شدم.

    پاسخ:
    :))))))
    عاشق این حجم از انرژی ام :))
    مرسی.
    بله خیلی ترکیب عالی ای بود کل مضمون رو منتقل کرد!
    :))) 
    ای بابا اون از دستم در رفت!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی