نوشته های من تنها

:)
نوشته های من تنها

بببببب ببببببیببببببببببببببب
یکی میگفت که آدما تو سکوت بین کلمه هاشون با هم حرف میزنن

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

چشم ضعیف

چهارشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ۱۰:۴۶ ب.ظ

سلام

این ایده ی یکی از دوستان بود. 

ایده اینه که قدر چشم ضعیفم رو بدونم!

چشم ضعیف داشتن ممکنه چیز بدی بنظر بیاد. اگه نزدیک بین و آستیگمات هستید، برید بیرون و عینکتون رو در بیارید و یه نگاه بندازید ببینید چقدر قشنگه. چیزی که میبینید رو مردم باید پول بدن و برن موزه و نقاشی رنگ روغن ببینن در حالی که شما همینجوری میبینیدش!

البته که خوندن و چیزای دیگه سخته و بستگی داره چقدر واقعا چشمتون ضعیفه ولی نعمت جالبیه.

آدم رو بیشتر از جزیی نگری به کلی نگری میبره. مثلا یه درخت دیگه برگ نداره، یه کپه چیز سبز داره. یا مثلا مردم چشم و ابرو ندارن صورت دارن. یا مثلا زمین سنگ فرش نداره زمینه داره! جالبه خیلی جالبه.

----------

بماند که سر کلاسا حوصلم که سر میرفت عینکم رو در میوردم و به استاده نگاه میکردم و چیزی از رو تخته نمیتونستم ببینم برای همین خیلی خوب میشد حضور داشت و حاضر نبود.

بوگو ببینم تاحالا وجود حاضر غایب شنیدی؟

-----

به شدت این عکسه چشمام ضعیف نیست 1-2 بود فکر کنم. ولی کلا blurrی شدن قشنگه

  • مهدی

نظرات (۱۰)

هوووم، یه جور نیمه ی پر لیوانو دیدنه :)

بله شنیدیم از سعدی :

هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای/من در میان جمع و دلم جای دیگر است :)

پاسخ:
نیمه ی باحالی هم هست. من امروز عینکم رو نتونستم پیدا کنم و انقدر دنیا قشنگ تر بود که...

:) آره همون

In ke yeki az zamine haye gushi samsung e 

پاسخ:
ا نمیدونستم :) سرچ کردم blurred paintings تو گوگل یکی از نتیجه ها این بودش

Kheyli shabihe

Blurred yani chi? 

پاسخ:
یعنی محو شده تقریبا. مثل وقتی که دوربین گوشی چرب میشه 

واقعا قشنگه.چشمای اینطوری هم نداریم.تف!

پاسخ:
:)) حالا خیلی هم برکت اونچنانی هم نیست ولی خب میشه ازش لذت برد چند وقت یه بار :))

سلام اول اینکه با توجه به اون عکس باید بگم که تو وضعت خیلی خرابه.

منم آستیگماتم و از هفده سالگی تا الان حدود 2-21ساله که عینک میزنم. به این باور رسیدم که ما آستیگماتها چیزی در این دنیا میبینیم که دست نیافتیه برای اونایی که آستیگمات نیستن.

بذار برات توضیح بدم. غیر از خطوط افقی و عمودی که تو حرکت باعث سرگیجه و حالت تهوع میشه، باقیه موارد کمتر باعث تهوع و سرگیجه میشه.( غیب گفتم:)))

همین سرگیجه و تهوعه به خاطرِ عدم شناخت ما و مغز ما در مواجهه با اون تصویر و رویدادِ بصری ایه که جلوی چشممونه. ولی یه کم که عادت کنیم و بتونیم خودمون کنترل کنیم با پدیده ی جالبی رو برو میشیم که وصف ناشدنیه. فکر کن هر شیء منسجم و شکل یافته ای رو پراکنده میبینی. وسعتش از چیزی که در واقعیت وجود داره بیشتر میشه. انگار ذراتِ وجودیش در هوا معلق هستند و کلا یه وضع قشنگی. خیلی خوبه که آدما بتونن دنیا رو اینطوری ببینن ولی چون اغلب و اکثریت دارن منسجم میبینن و برای اینکه بتونیم تو این جامعه با آدمهای منسجم بین زندگی کنیم، مجبوریم یه تُن وزن عینکو تحمل کنیم و زیبایی ها رو دور بریزیم  و اونطور ببینیم که از بچگی برامون تعریف کردن(چی گفتم اصن:))

پاسخ:
سلام :)
مرسی. من انقدر بد نمیبینم نتایج گوگل خیلی زیادی blur بودش.
سرچ کردم blurred paintings این یکی ازشون بود.
جالبه نمیدونستم این رو.
چه قشنگ گفتید. یه سوال، برای نور ها شبیه وقتی نیست که لنز به صورت جهت دار چرب شده باشه؟ یعنی مثلا برای گوشی با انگشت که یکم عرق کرده تو یه جهت بکشیم و تو شب عکس بگیریم از خیابونی چیزی عکس بگیریم تقریبا همین میشه نه؟
اجسام رو پخش و پلا خیلی نمیکنه البته

دوست دارم نقاشی یاد بگیرم ازین قابلیتم استفاده کنم! که بتونم منتقل کنم چیزی رو که میبینم 
  • دچارِ فیش‌نگار
  • پس باید برای اون عینکی هایی که عینکشون رو در آوردن غیبت زد. هوم :)

    پاسخ:
    :/ ای بابا

    من این ایده رو داشتم که یه بار یه عکس اینطوری بگیرم زیرش بنویسم ما وقتی عینکمونو برمی‌داریم اینجوری خفن می‌بینیم! (کلی گرفتم البته، ولی اونو نگفتم!)

    البته من چشمام خیلی ضعیفه. یه مدت که عینک به چشمم نباشه سر درد می‌گیرم :( مشکل اصلی هم تو روزای بارونیه.

     

    یه کپه چیز سبز :))

    من ترجیحم به همون جزیی نگریه.

    پاسخ:
    :))) 
    آخ آخ عینک و بارون خیلی بده. عینک و سرما هم اینجا خیلی من باهاش درگیرم. رو شیشه عینک بخار نفس یخ میزنه. یخ هم نزنه کل هوا از شال‌گردن منحرف میشه رو شیشه و مات میشه. توی جای گرمم بریم که دیدید دیگه یهویی سفید میشه
    حالا نه همیشه ولی حوصلتون سر رفت خواستید یه نقاشی ببینید که میشه در اوردش :)

    پیکاسو گفته اولین  نقاشی  فرا واقعی ای که کشیدم، (البته کوبیسم گفته) ، چهره ی زنی رو کشیدم که با او همخوابه شدم. (توضیح:) وقتی که صورتش به صورت زن نزدیک میشه و تا حد چسبیدن بینی ها جلو میره، چیزی که از صورت زن میبینه رو به خاطر میسپره و میکشه. متوجه شدی منظورمو؟

    قائده و ساختار یک نقاشیِ کلاسیک رو شناخت بعد زد شکستش. 

    یا این دیدی که داری اگه بتونی با نقاشی آشنا بشی قطعا آثار فاخری خلق خواهی کرد. نوشابه هم دارم :))

    پاسخ:
    :)) ایول چقدر خفن. خیلی خوب بود
    من یکم نقاشی میکنم ولی با مداده (دیجیتال) ولی اخیرا دارم سعی میکنم با قلمو(بازم دیجیتال) هم یاد بگیرم چون با مداد خیلی سختمه رنگ اضافه کنم ترجیح میدم همینجوری سایه های خاکستری باشه. ببینیم چی ازش در میاد!
    نوشابه رو بزارید یخچال خنک بشه یکم روش کار کنم بعدا با هم باز میکنیم :)

    مامان من با چشم شماره نه هیچ وقت عینک نمیزنه یه متن پیش نویس شده برا همین ماجرا داشتم که چه جوریاست جالب بود تو فکرش بودم همین روزا بذارمش پست شما رو خوندم 

    پاسخ:
    خوبه منتظر میمونم :)

    منم تنبلی چشم دارم

    شماره یکی از چشمام 3 واون یکی تقریب نیم

    از 7سالگی عینک داشتم

    دیگه حالم ازش بهم میخوره :/

    وقتی عینک نمیزنم از فاصله دور یه صورت تار میبینم که چشمو دماغ وابرو باهم ادغام شدن!

    واین برای من عذاب آورده!

    پاسخ:
    آخ آخ فکر کنم دیگه اون زیادی میشه. خیلی نمیشه ازش لذت برد
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی