نوشته های من تنها

:)
نوشته های من تنها

تنها، loner:
کسی که ترجیح میده بیشتر زمان خودش رو با خودش بگذرونه تا باطری هاش پر بشه تا بتونه بره تو جمع. توی یک گروه دوستانه بودن و توی جمع بودن رو دوست داره ولی جمع انرژیش رو تخلیه میکنه.

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

گوش دادن

شنبه, ۶ مهر ۱۳۹۸، ۰۸:۳۴ ب.ظ

سلام

یه چیزایی راجع به مهارت های اجتماعی هست که خیلی کمتر بهمون یاد دادن.

یه نمونش چجوری گوش دادنه.

یه بحث وقتی نتیجه بخشه که وقتی دو نفر میان توش، آماده ی این باشن که نظرشون عوض بشه. در غیر این صورت وقت تلف کردن هست. عوض شدن نظر هم تو این جمله معنی داره. معنیش اینه که دو نفر قبول کنن که طرف مقابل چیزی برای یاد دادن بهشون داره.

حتی اگه phd تو اون زمینه داریم، حداقل طرف مقابل از دید خودش به موضوع نگاه کرده و یه چیز جدیدی ممکنه دیده باشه که ما ندیدیم.

این جوری یه بحث میتونه ثمر بخش باشه. 

حالا چجوری تمرین کنیم گوش کنیم؟

من چند تا ویدئو دیدم و یه تمرین هایی داشت.

اولیش که گفتم که همین گوش دادن به صحبتای طرف مقابل با این پیش فرض هست که من اومدم یه چیزی یاد بگیرم. حتی اگه نظرش ۱۰۰ درصد مخالفه.

دومیش، وقتی طرف مقابل صحبت میکنه به جواب فکر نکنیم. به صحبتش فکر کنیم و وقتی تموم شد چکیده صحبتش رو تکرار کنیم. مثلا بگیم پس نظر شما اینه که .... بعد از تایید، تحلیا خودمون رو بیان کنیم.

سومیش، توجه به body language خودمون و طرف مقابله. اگه دست به سینه و پا گره خورده نشستیم و گاردمون بالاست، طرف مقابل هم نا خودآگاه گاردش رو میبره بالا و دوباره یه مشت nonsense تحویل هم میدیدم و تهش هیچی.

پس خودمون رو باید باز کنیم و ریلکس نشستن خودش ناخودآگاه تو ذهن طرف مقابل غالب بودن ما رو القا میکنه.

اگه دیدم طرف مقابل گاردش رفت بالا ریلکس تر بشینیم. هر چند که بدن خودش میخواد تدافعی باشه ولی باز کنید.

دست ها باید باز و جلوی طرف مقابل معلوم باشن. در غیر این صورت ناخودآگاه احساس خطر (شبیه وقتی اجدادمون یه سنگ دستشون میگرفتن و نشون نمیدادن و نزدیک میشدن و تو سر کسی که میخواستن میزدن) برای شخص روبرو ایجاد میشه. 

خیلی جالبه که این چیزا کار هم میکنه و چیزایی هست که واقعا نمیدونم چرا ۳ واحد براشون پاس نکردیم.

  • مهدی

نظرات (۴)

من تازگی موقع حرف زدنام خیلی متوجه می‌شم که دست به سینه‌م :)) این بادی لنگوئج خیلی تاثیر داره واقعا.

پاسخ:
مساله خیلی مهم هم اینه که زبون اولمون بادی لنگوئجه و بعد اون صداهایی که از دهنمون در میاریم اهمیت پیدا میکنن! من خودمم باید بیشتر روش تحقیق کنم. من خودم دقت کردم که زیاد دور چشمام رو دست میزنم موقع حرف زدن و این معنیش اینه که چیزی که میبینم رو باور نمیکنم گویا. هنوز دقت نکردم کجاها اینکارو میکنم ولی چیز جالبیه که بدونم دارم ادای باور کردن رو خیلی وقتا در میارم
http://bodylanguageproject.com/nonverbal-dictionary/body-language-of-hand-to-eye-gesture-or-eye-rubbing-gesture/

ولی باز کنید D:

نکته ی خوبی بود. من تو بحثا همیشه تزم اینه که طرف اگه همون دید فقط من درست میگم و فقط میخوام به تو ثابت کنم که من درست میگم و دراخرش نمیخوام هیچی یاد بگیرم داشته باشه تاییدش کنمو رهاش کنم.

حالا اینم امتحان کنم ببینیم چی میشه =)

پاسخ:
:))
بعضیا لذت میبرن از بحث کردن. من عصبی میشم اگه بحث بی پایه و اساس باشه ولی خب بعضیا هستن این براشون جذابیت داره. ازونا منم سعی میکنم دوری کنم. چون برای بیشتر بحث کردن پافشاری رو موضع خودشون رو ادامه میدن
  • محال ‌‌‌
  • حالا اگر نخ و سوزن دم دستتان نیست، خیلی هم باز نکنید :)

    پاسخ:
    :))))

    این اواخر متوجه بودم که اونطور که باید به صحبتای طرف مقابلم گوش نمی کنم. یعنی روی صحبش خاطرم میمونه و حتی با جزئیات زیاد ولی خودم می دونم که گوش نمی کنم:| فقط مغزم حفظش می کنه و بعضی وقتا مجبورم به اون فایله مراجعه کنم تا بتونم جواب بدم:| جای تاسف داره.

     

     

    وقتی دونفرم قرار نیست چیزی از حرف همو قبول کنن مطمئنا بحث کردن چیزی جز حماقت نیست. فقط گرسنت میشه:) و دهنتم کف می کنه:|

    پاسخ:
    هوم جالبه. جالبه که یادتون میمونه. حالا یه شبه که درست نمیشه باید تمرین کنیم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی