نوشته های من

:)
نوشته های من

Do you dream about being interlinked?

interlinked

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

خدای اریک

چهارشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۹، ۰۳:۲۵ ق.ظ

سلام

 

امروز یکی از زیبا ترین روزای زندگیم بود.

یکی از بچه هایی که خونشون نزدیک خونه ی قبلی ام بود، ازم 7 گرم ماشروم گرفته بود دو ماه پیش. این روزا بخاطر کرونا رفته بود خونشون و از مادرش اجازه گرفته بود که 3 گرمش رو بزنه. جالبه که مادرش با این که تجربه نداشته ولی بهش اجازه داده. البته که پدرش قبلا یک بار خیلی خیلی وفت پیشا زده بوده گویا ولی چیز زیادی دستگیرش نشده چون جای بدی بوده.

این خودش یه درسه. الان فرض کنید اجازه نمیداد چی میشد؟ حداقل تو محیط کنترل شده با کسایی که دوستشون داره خورده و احساس امنیت میکرده. اگه اجازه نمیداد این بچه میرفت و یه جای دیگه این کارو میکرد.

 

حالا بگذریم.

 

4-5 ساعت پیش مصرف کرده بود و قبلش بهم زنگ زد و گفت توصیه های نهایی رو بکن. منم بهش گفتم حواسش باشه و همون چیزایی که تو این ویدئو گفتم.

 

بعد از 3 ساعت که از اوجش رد شده بود بهم زنگ زد و گفت یه تجربه ای داشتم که حتی نمیتونم توصیفش کنم. احساس خوشی زیادی بود و احساس بغل شدن. البته که وسط تریپ بوده و نمیتونست آنالیز کنه. فقط میگفت خیلی عجیبه و حس خاصی داشته.

 

بعد الان که آخرای کارش بود زنگ زده بود و 50 دقیقه هم حرف زد. قرار شد دفعه بعد که رفتم کینگستون (شهر قبلی که این توش هست) برم و یه پادکست باهاش ضبط کنم و بزارم یوتیوب.

 

میگفت که الان یه حس افسردگی دارم. گفتم چرا؟ گفت حس میکردم که خدا بغلم کرده. انگار خدا همیشه دور و برم بوده و الان من بهش آگاه شدم. الان که نمیتونم اون حس رو کنم ناراحتم! ( افسردگی نبوده، غم فراغ یار بوده :') )

 

میگفت من هیچ وقت آدم مذهبی ای نبودم ولی الان میفهمم که همه ی این متون چی میگفتن. این عبارت های مذهبی که خدا همیشه تورو بغل کرده و فقط ما باید دستمون رو دراز کنیم و بغلش کنیم.

 

میگفت که ذهنم شبیه یه زیر انداز پیک نیک بود که همه ی وسایل رو توش ریختن و گره زدنش و فکرا همش داشتن به هم میخوردن ولی وقتی این رو مصرف کردم انگار زیر اندازه باز شده بود و همه چیز سر جاش بود. 

 

بنظر من آدم خیلی باهوش و آنالیز گری هست و همین هم باعث شده که با این که 19 سالشه درگیری های فلسفی و احساسی و مشکل تو ارتباط با انسان ها داشته باشه. همیشه زیادی فکر میکنه و ذهنش بیخودی درگیره. سعی کرده بود این مشکل رو با مطالعه مغز و پارامتر های شیمیایی که موود آدم رو تنظیم میکنن متوجه بشه ولی نتیجه ای نداشته بود و بیشتر درگیرش کرده بود تا جایی که دو ماه پیش تقریبا هیچ کاری نکرده بود. 

 

الان که این رو مصرف کرده بود میگفت که تازه فهمیدم جواب سوالایی که میخوام، نیازی به فکر کردن ندارن و همشون همینجا هستن، فقط باید چشمم رو باز میکردم تا ببینمشون.

یه چیزای دیگه ای هم گفت که بهتره از زبون خودش بشنوید :) بزودی. این ویروسه بره، حتما یه سر میرم.

 

احتمالا دوست خیلی خوبی تو این تحقیقات برام بشه چون آدمای باهوش و آنالیزگر مهره های خیلی خوب و بدرد بخوری هستن. کسی که ماشروم رو مصرف میکنه که بره یکم ذهنش رو بهم بریزه و از واقعیت فرار کنه بدرد نمیخوره. اون هم به نوبه خودش از این ابزار یه استفاده ای کرده. ولی صحبت اینه که یه نفر با تلسکوپ میره چهار تا ستاره میبینه، یه نفر هم ور میداره باهاش خونه مردم رو دید میزنه. حتی یه نفر هم میتونه تلسکوپ رو برداره و بره بزنه تو سر یکی دیگه. آدمایی که از ابزار میتونن استفاده درست کنن بیشتر بدرد میخورن...

 

خیلی خوشحال بود که یه نفر رو داره که میتونه راجع به این چیزا حرف بزنه باهاش. منم گفتم خوشحالم که اون یه نفرم :)

 

خلاصه که بله، کانادایی ها هم خدا دارن، خداشون هم مثل خدای من و هر کسی دیگه ای قابل دسترسیه.

خداروشکر :)

  • مهسایه

نظرات (۱۱)

دیدیمت در یوتیوب(:

پاسخ:
ممنونم:)
  • دچارِ فیش‌نگار
  • متوجه نشدم تو مواد دادی بهش؟!!

    پاسخ:
    دوست من داشت من ازون گرفتم بهش دادم
  • دچارِ فیش‌نگار
  • شرعا درسته ؟ :)

    پاسخ:
    حلال خدا رو حروم کردن شرعا نادرسته و به ۵۰ تا دلیل گفتم شرعا واجبه تو یوتیوب
  • دچارِ فیش‌نگار
  • باز نشد لینکش ولی :/

    پاسخ:
    کانال mahdi tr تو یوتیوب بسرچید میاد
  • فاطـــღـــمـه ツ
  • چه عجیب 

    خدا سازنده دیدئو رو عاقبت به خیر کنه 

    راستی ، دیدیمتون :)

    پاسخ:
    ممنونم :) 
    بهترین کلمه برای توصیف قضیه همین عجیبه

    من نمیتونم برم یوتیوب نمیشه همینجا از 50 تا دلیل 4 تاش رو بگی ببینم چطوری شرعا واجبه ! 

     

    مهدی نمیدونم اونور دنیا چی میشه که آدما 

    برای 

    اثبات 

    وجود 

    خدا

    باید مواد بزنن 

    یعنی 

    نمی بینن 

    گردش روزگار ؟ شب و روز ؟ برهان نظم ؟ درختان مرده بهار زنده میشن ؟ 

    به نظرم باز شدن یک غنچه برای اثبات خداوند کافیه ... 

    پاسخ:
    اگه این دلایل براتون کافیه که خوبه. این برای کسایی هست که یکم شکشون بیشتره و نمیتونن مستقیم نتیجه گیری کنن. واقعا غبطه میخورم بهتون ولی متأسفانه دلیل قانع کننده ای برای خیلی از مردم نیست. وگرنه همه مسلمون میشدن. دقیقا همینایی که گفتید رو به آدم نشون میده ولی بعضیا مثل من نیاز دارن یکی سرشون رو با دست بگیره و بزاره جلوی معجزه و خدا رو اثبات کنه. خدایی که برای یه نفر، عصا فرستاده که کار بسه، انقدر عادل هست که برای منم معجزه داشته باشه.
    البته من برام خدا خیلی زیاد اثبات شده. بحثم اینه که زمینه تحقیقات متافیزیکی هست. و اون خیلی برام مهم تره. همین این یه دلیل
    به زبان و خودشناسی آدم کمک میکنه اینم دوتا دلیل دیگه.
    حجم بینهایت زیادی از هنر به آدم نشون میده و آدم میتونه بیشتر زیبایی ها رو درک کنه و هنر رو بفهمه.
    اینم یه دلیل دیگه.
    آدم رو یه بار دیگه به طبیعت وصل میکنه. اینم یه دلیل دیگه
    اگه بیشتر میخواید بدونید دو ساعت و نیم ویدئو خودم و خیلی خیلی مطالب زیاد توی وب.
    چیزی که پر واضحه اینه که این روشی که داریم میریم کار نمیکنه. یه نگاه به جامعه بندازیم مشخصه که نمیدونیم چرا یه بلا هایی داره سرمون میاد و دینمون فقط برای قشر خاصی جذابیت داره. اگه دین، حرف حق باشه، عین شمشیر راهشو باز میکنه و میره جلو. الان تو اون نیستیم. یه موعود هم قراره بیاد و بهمون بگه که این دینی که داریم انجام میدیم درست نیست و یه راه دیگه هست و گفته شده خیلی علما هم میخوان مخالفت کنن. قطعا بخشی از حرفش از این دنیا های موازی هست که توی این دارو ها دیده میشه. و راه دسترسی بهشون.

    :)))))

    توی اون حالت چیزایی که میگن و میبینند قابل اعتنا هست؟؟

    پاسخ:
    :)
    تو جاش باید باشید و قضاوت کنید. برای من از واقعیت واقعی تره
    اگه کسی از یه تجربه ای رد بشه و گزارشش ازون تجربه این باشه که خدا رو حس کرده، باید تجربه ی قابل قبولی باشه حتما. یا حداقل تجربه بزرگی

    آخرش دراگ دیلر نشی صلواااات :)))))

    پاسخ:
    :))))

    برداشت و نتیجه گیریت رو دوست دارم ولی اگه اشتباه باشه چی؟

    پاسخ:
    ممنون.
    تجربه ای که نتیحش این جملات شده قطعا تجربه ی عمیقی بوده. و تحربه ی دیگه ای نمیشناسم که بعدش به کسی آدم زنگ بزنه بگه خدا رو بغل کردم. یا دانش خدا رو دیدم یا مثلا زندگیم رو از اول تا آخر دیدم. اینا فقط یا تو خواب یا با یه کاری بدست میاد وگرنه زندگی منطقی عادی هیچ وقت انقدر دراماتیک و پر معنی در یه زمان کم نیست. (شاید یکی دو مورد مثل عشق و .. باشه که حالت روحی آدم رو به یه مرحله دیگه میبره ولی بجز اون نه که خروجی اونم بغل کردن خدا نیست)

    کنجکاو شدم واقعا:/ حتما ویدئو رو در فرصت مناسب خواهم دید.

    پاسخ:
    موضوع جالبیه :)

    به یاد سریال Breaking Bad افتادم، منظورم از لحاظ احساساته. البته اون زیرمتنی که سریال Breaking Bad به ذهن ما منتقل می‌کرد رو یه‌جور دیگه بیان کردی. :)

    پاسخ:
    :)))اوفف خداروشکر، پس سطح وبلاگ در حد برکینگ بده B)