نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

مبل

شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۰۵ ق.ظ

سلام

امشب شب طولانی ای بود، 

یکی از بچه ها اسباب کشی داشت و یه تشک و صندلی و پایه تشک و... اضافه داشت. رفتم کمکش تا ازش اونا رو بگیرم با ماشینی که اجاره میکنه. 

خلاصه یه چند ساعتی درگیر این بودیم و آخرشم نشد همه چیز رو جابجا کنیم. برگشتنی دیدم یه مبل روی باغچه یکی هست روش نوشته free، که چیز طبیعیه، چون هزینه حمل و نقل زیاده و .. همینجوری میزارن یکی برداره. مبلش یه نفره بود و روش نشستم دیدم که بد هم نیست. تا خونه منم 1 یا 2 بلاک فاصله داشت. خیلی نبود، تا وسطای راه بردم حسابی خسته شدم، یکم سعی کردم رو زمین بکشونمش نشد. کنارش وایساده بودم داشتم استراحت میکردم دیدم یه دختره داره میاد. کفشاش دستشه، قیافش مست بود. منو دید گفت که نگران نباش یکی میاد میبرتش، فکر کرد گزاشتمش بیرون، گفتم خودم میخوام ببرمش، گفت اها خونت کجاس؟ گفتم اونجا و گفت کمکت میکنم! تعارف و اینا کردم و در نهایتش کفشاشو انداخت رو مبله و کمکم کرد! گفتم شب فانی داشتی نه؟ تو چشمات معلومه(گیج ویج میزد) گفت دوتا درینک خوردم، گفتم دوتا؟ گفت چهار تا :) ، ولی با این که مست بود خیلی تعادل داشت و ظرف کمتر از یه دیقه رسیدیم خونه ام.

تشکر کردم و تعارف کردم بیاد تو میوه ای نوشیدنی ای چیزی بخوره، گفت نه ممنون و میرم خونه و.... 

خلاصه خیلی شب جالبی بود. بازم مرام این دختر، چند تا پسر ردشدن هیچ کدوم تعارفم نکردن، این اومد یه سرشو گرفت و کل راهو برد. 

........... 

انقدر عرق کردم سر بردن اینا که لباسام کامل خیس شده بود. 

...........

یه پسره جدید اومده کلی توجیحش کردم روانی سعی کنه نشه (مثل 80 درصد ایرانیای اینجا) ، ببینیم چی میشه!

...........

آدمی که روانی میشه که خود آگاه نیستش، از کجا معلوم من خودم روانی نیستم؟ شایدم هستم به روم نمیارید؟


............ 

مبله از راهرو رد نشد و تو پذیرایی گزاشتمش:(



کسایی که اینجا میان بیشترشون وبلاگ راسپینا رو میخونن چون پرمخاطب تره ولی در کل  این پست آخرشون رو اگه نخوندید بخونید. 

  • مهدی

August

جمعه, ۹ شهریور ۱۳۹۷، ۰۴:۱۹ ق.ظ

سلام


اولا که عیدتون مبارک باشه!

با تاخیر

--------------------------------------


گوش دادن به آهنگ The end of August یانی بسیار تو این روز های پایانی ماه آگست توصیه شده.


------------------------------------

امشب خونه گلن دعوت بودم دیروز رفتیم مرغ حلال گرفتیم،

4 تا چیز درست کرده بود،

ذرت و بروکلی و کلم بخار پز

سالاد

مرغ با عسل و سیر!

و یه چیزی دیگه که اسمش Scalloped Potato بود








مرغه یه مشکلی که داشت این بود که شیرین بود! چون با عسل و ... درست شده. که انگار فسنجون شیرین داری میخوری! که وحشتناکه!! ولی خب جالب بود طعمش. تو سالادشون کرفسه؟ چیه؟ میریزن که اونم یه طعم خاصی داره که به شخصه :/ ام راجع بهش. ذرت بخار پز ایده ی خیلی خوبی بود بنظرم چون نرم میشه ذرت برعکس وقتی ما رو زغال درستش میکنیم سفت میشه. اون سیبزمینیه هم جالب بود ولی من هیچ وقت ترکیب سیبزمینی و پیاز رو به این صورت ترجیح نمیدادم. اگه دوپیازه شیرازیا رو خورده باشید میدونید چی میگم، همون مزه رو به صورت آبکی میداد.


خلاصه اینا طعم شیرین دوست دارن تو غذاهاشون که یجوریه بنظرم!

اگه چیز شیرین دوست دارید اسمش همین Honey Garlic Chicken هه ولی بعید میدونم دوست داشته باشید


قراره براش بزودی تهچین مرغ درست کنم، ببینم دوس داره یا نه!

برای این که یه وقت نترسه از غذا هه، گفتم بهش اسمش Rice Cake هه، چون خیلی مقاومت میکنه به غذایی که نشناسه!. رایس کیک خیلی اسم ملو ییه.


--------------------------

بهش گفتم تو ایران وقتی یه پسر انقدر خوب آشپزی میکنه میگیم که دیگه باید دنبال یه شوهر(Husband) خوب بگردی. که یکم Homophobic هه دیگه! چون Husband داشتن برای یه مرد خیلی باید عادی باشه!

گفت اینجا میگن Wife خوبی میشی! که ورژن بهتریه ازون جوک!


-----------------------------

ساعت 18:00 شام میخورن، آفتاب تو آسمون بود هنوز... :/


-----------------------------

گفتم چرا این همه درست کردی، گفتش که باید سبزیجات و ... هم همراه غذا باشه، گفتم غذاهای ایرانی اینجوریه که همه چیز قاطی پاتی تو یه غذاس مثلا لوبیا و گوشت و علفای قرمه سبزی و برنجش رو مثال زدم براش!

  • مهدی

عکسای تورنتو

چهارشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۳۸ ب.ظ

سلام

پیرو پست قبلی


این مسیری بود که ما رفتیم، گوگل تایم لاین لطف کرده بود و همه ی حرکات ما رو ثبت کرده بود با دقت خوبی


مسیر ماشین:


مسیر داخل تورنتو

که حدودیه تقریبا چون هر ثانیه ثبت نمیکنه موقعیتو یکم یه جاهاییش عجیب غریب میشه. که از گوگل مپس پیشنهاد میکنم ببینید. سه بعدیشو



در بدو ورود به تورنتو میشه این صحنه رو دیدش




که بخش داون تاون تورنتو که ساختمونای خفنش اونجان هست مثل برج کذا


بعد از اون هم یکم عکس از خیابوناش و مردمش:





که میبینید خیابونا کوچیکن نسبتا ولی یه سری خیابونای عریض هم داره که یکیش مثلا :




محله چینیا که گفتم، همونطور که میبینید بانکه روش چینی نوشته



یکی از اولین جاهایی که CN رو از نزدیک تر دیدم:




و اینم از بقل خود برج، اون چیزه خوده برجه و اون صف ورودیشه، اون ساختمونا هم جالب بودن. یکمی





رستوران ایرانی: که برای ناهار رفتیم، من به هدف خوردن یه چیزی شبیه ایرانی اصل رفتم ولی با این که صاحبش و کارکناش ایرانی بودن ولی فرق داشت و ورژن کاناداییش بود. (که بخوره تو سرشون :/ )





این ساختمونا هم جالب بود




داخل پردیس دانشگاه تورنتو هم رفتیم ولی اونجا ها رو فیلم گرفتم و خیلی جالب و مناسب به اشتراک گذاری نشد.

آره خلاصه این بود نزدیک و داون تاون تورنتو



  • مهدی

مزه خونه

چهارشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۲۹ ق.ظ

سلام


امروز داستانی پیش اومد که قسمت شد یه سر برم تورنتو با یکی از بچه ها، 

به مدت 4 ساعت تو شهر بودیم ولی به محض ورود به شهر وقتی خوردیم به ترافیک، وقتی ساختمونای بلند شهر رو دیدم یهو دلم هوای تهرانو کرد 3 ماه بود این حسو نداشتم که اونجا داشتم، 

خیلی ترافیک و چگالی جمعیت زیاد نبودا ولی همین که شلوغ پلوغ بود خیلی لذت بخش بودش

موقع برگشتن واقعا خیلی احساساتی شدم. خیلی سعی کردم جلوی خودمو بگیرم، 80 درصدم موفقیت آمیز بود. 

برج CN عین برج میلاد خودمون بود... حتی الان عکس پروفایل تلگرامم رو عوض کردم و یه عکس کم مشخصی از خودمو CN گزاشتم طوری که کسی ندونه انگار با برج میلاد عکس گرفتم. خیلی خوبه. 

خیلی دلم هوس خونه رو کرد امروز


........ 

اینجا سیستم ماشین کرایه کردن خیلی خیلی مرسومه، ما هم یه ماشین گرفتیم و حدس میزنید چقدر کار کرده بود؟ 40 کیلومتر! یعنی راننده اولش بود. قضیه اینه که این شرکتای ماشین رنتینگ اینجا، ماشین میخرن مثلا یهویی 1000 تا و خب خیلی زیر قیمت کارخونه میشه، بعد 6 ماه کرایه دادنش ماشینو میفروشن 5000 تا مثلا زیر قیمت بازار، اینجوری ماشیناشون به تعمیر نمیفته و سودشونم میکنن و مشتری هم راضی میمونه.

....... 


تورنتو جای ترسناکی بود. یعنی جای بزرگی بود، اگه به محض رسیدن به کانادا اونجا میرفتم مطمعنا خیلی استرس بیشتری میداشتم، 


........ 


یه جاهایی داره تورنتو که پلیسم جرات نمیکنه بره. اونجا هر چیزی که خلاف باشه وجود داره و رفتنت با خودته برگشتنت با خداس، خلاصه حواس آدم باید باشه. معدود جاهایی تو کاناداس که بعضی جاهاش شبا این گنگ ها میریزن بیرون و بعضیاشون مسلح هم هستن.



.......

تورنتو قسمتای مختلفی داره محله های چینی ها و ایرانیا و هندیا و... وجود داره توش که به قول یکی انگلیسی واقعا لازم نیست دیگه صحبت کنی. 

تو یکی از محلههای چینیا که رد شدیم مثلا شعبه های بانکای مرسومی که همه جا هست هم تابلوهاش چینی بود

....... 


یه سری عکس مکس گرفتم حالا فردا رفتم آزمایشگاه سر فرصت میزارم ببینید، چیز خاصی هم نیست با سرچ گوگل خوشگل ترش پیدا میشه قطعا

  • مهدی

خانه جدید

يكشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۵۷ ب.ظ

سلام


محض ثبت در تاریخ

دیروز وسایل رو پک کردم تو چمدون و جعبه مقوایی و گلن هم اومد دنبالم وسایل رو بردیم خونه جدیده، خیلی سنگین بود همه چی! نمیدونم چجوری من اینا رو اورده بودم اینجا. 

چقدر آت و آشغال آشپزخونه گرفته بودم...

خونه جدیده 5 تا هم خونه ای داره و بسیار بزرگ تر از قبلیه اس. قبلیه فقط جا برای راه رفتن بود تقریبا توش. این پذیرایی داره و 2 تا حموم دستشویی و 1 دستشویی

بدی این یکی اینه که اتاقم وسایل هیچی نداره فعلا و باید بگردم تو وسایل دسته دوم که خونه های اطراف ممکنه برای فروش بزارن. 

ببینیم چی میشه.

همخونه ای ها آدمای محترمی بنظر میرسن! امیدوارم خوب پیش بره.


خواستید سربزنید  آدرس:

396 Alfred St, Kingston, ON K7K 4H9

تو گوگل مپ بزنید دهات کینگستون سه بعدیش موجوده فلذا میتونید سه بعدی خونه رو ببینید. با مهدی اسکایپ میکردم مقایسه کرد با گوگل مپش بسیار مطابقت داد!

من طبقه زیر زمینشم، دو تا واحد داره، یکیش طبقه های بالاس یکیشم همکف و زیرزمین فکر میکنم.


  • مهدی

پیاز

شنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۳۵ ق.ظ
سلام 

تاحالا از خودتون پرسیدید نقش پیاز تو غذای ایرانی چیه؟ 
احتمالا از یکی پرسیدید و جواب این بوده که بوی بد گوشت رو بگیره.
اگه نه که خب بقیش رو میدونید اگه بله :

آیا این باور درسته؟ 
نع
دفعه اولی که شک کردم به موضوع این بود که قیمه درست کرده بودم، یکم دادم همخونه ای مزه کنه، گفت که شیرینه!
تاحالا راجع به قیمه فکر شیرین بودن کرده بودید؟
فکر کردم دیدم شاید پیاز وقتی سرخ میشه شیرین میشه. که بله همین اتفاق میفته
دلیل این که پیاز میریزیم اینه که ما یه شیرینی ریزی دوست داریم که خودمون شاید نمیدونیم. 
مرغ و گوشت سرخ بشن بوی بدشون کم میشه و یکمم روغن بوی بد میگیره. اگه حساس باشید روغنهرو میشه عوض کرد. 
اصلا بحث پیاز نیست. 
پیاز همچنین موقعی که سرخش میکنیم و توش مرغ رو سرخ میکنیم چون آب داره دما رو پایین نگه میداره و اجازه میده بیشتر با پیاز سرخش کنیم که خب یه فانکشنیه برای خودش. 
.. ................ 

  • مهدی

شکایت هجران

جمعه, ۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۷:۰۶ ب.ظ
سلام!


اینجا یه فروشگاهایی هست به اسم فروشگاهای Outlet، مثلا برند پوما آدیداس کلمبیا و ... تو یه جایی فروشگاهای Outletشونه که تو اونا میان مدلایی که نتونستن بفروشن یا مثلا تغییر فصل باعث شده بخوان از دستشون راحت شن که مدلای جدید بیارن، میارن میفروشن با قیمت پایین تر. بعضی وقتا روی این قیمتا هم آف میخوره که خیلی خوبه میشه دیگه. چون به طور کلی لباس و کفش و ... کلا خیلی ییی یی یی گرونه. مثلا کی میاد برای یه سوییشرت 110 دلار پول بده. مثلا یه آف میخوره 50 60 درصد یکم منطقی میشه و یه 10 درصدم تخفیف دانشجویی میدن و در نهایت شاید بشه خرید. بعضی وقتا مثلا یه 30 40 درصد خودشون آفن و یه 30-40 درصد دیگه هم میخوره روش اونم جالب میشه.

خلاصه دیروز با خبر شدیم آف های سنگین گذاشتن و رفتیم، وقتی رسیدیم به آدیداس خیلی خبری نبود و مدلاش یا چرت بود یا خیلی کوچیک بود سایزاشون، دیر رسیده بودیم و سایزای نرمالش رو برده بودن ولی پوما رو چک کردیم یه چیزایی داشت.

حالا صحبتم اینه موقع برگشتن با یکی از بچه ها بودم، اومدم به یکی دیگه از بچه ها که تو یه فروشگاه دیگه بود زنگ بزنم، رفتم تو این بخشی که لیست تماسای قبلی رو نشون میده دیدم 3 بار زنگ زده میس افتاده و آخرین تماسا بوده ! یهو تاریخشو نگاه کردم دیدم برای 3 هفته پیشه این تماسا :)) یعنی 3 هفتس هیچ تماسی کسی باهام نداشته ! :)
برگشتم به اون که همراهم بود گفتم جدی غربت که میگن همینه ها.

برگشتنی رفتم خونه گلن و سر راه دو تا قهوه گرفتم، بنده خدا خورده بود زمین و کمرش درد میکرد یکم کلی خوشحال شدش.

اون تیم هورتونی که ازش قهوه رو گرفتم پاتوق خلافکارای شهره. یعنی دور و بر این تیم هورتون معمولا شاید 10-20 نفر معتاد یا بیمار روانی هستن. خلاصه خیلی ترسناکه آدم پیاده بره از پیششون.

گلن بعضی وقتا بعضیاشون رو نشون میده میگه این بیمارم بود این بیمارم بود... یعنی زمانی که این لیبرال ها بودن مثلا یه سرویسی برای معتادایی که توانایی درمان نداشتن گذاشتن و مراکز ترک اعتیاد یا روانی درست کردن ، بعد که محافظ کار هاشون اومدن اون مراکز رو تعطیل کردن. برای همین اکثر این بی خانمان هاشون رو میشناسه. 



شکایت هجران اسم یه آهنگ محمد اصفهانیه که بعضی وقتا گوش میکنم، اسمش جالب بود، به یه تیکه از پست میخورد ولی به طور کلی زیاد ربطی نداره.



غذاهای هندی رو امتحان کنید! من خودم فقط یکیشون رو امتحان کردم عالی بود. خیلی هم درست کردنش سادس ولی یه ادویه هایی میخواد که باید یکم بگردید. اسم اونی که خوردم butter chicken بود. Chicken tandori و chicken biryani دوتای دیگه هست که خیلی معروفن. دستورشونم تو یوتیوب و ... میتونید ببینید.
  • مهدی

CBC

پنجشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۴۳ ق.ظ

سلام

امشب گلن گفت بریم بیرون یه سر، سوار ماشینش که شدم رادیو CBC بود، اومدم سلام کردم گفت گوش کن، دیدم یکی داره راجع به شیراز و ... حرف میزنه، گفتم چیه این؟ گفت یکی از کانالای معروفه رادیوییه که کلا راجع به همه چیز ازین جور مستندای رادیویی داره و راجع به همه چی صحبت میکنه این آقایی هم که داره حرف میزنه ایرانیه، آره خلاصه خیلی دقیق گوش ندادم ولی از شیراز و سعدی و ... گفت و .. و  آخراشم به 11 سپتامبر و بن لادن و ... کشید که قضیه از چه قرار بوده و ربطی به ماها نداره و ... :) 

جالب بود برام که این دوتا کشور انقدر به هم میتونن نزدیک باشن و طرز تفکر مردمشون و دولتشون انقدر متفاوت باشه.

دوس داشتید گوش کنید میتونید آنلاینم گوش کنید این رادیو رو، من که خودم علاقمند شدم که گوش کنم تو آزمایشگاه وقتی بیکارم...

--------------------------------

پس فردا اسباب کشی دارم به منزلگاه جدید، برای پاییز و زمستون و بهار حداقل... خونه اش خیلی بزرگه نسبت به این خونه ی الانم و 5 تا همخونه ای دارم تو این جدیده. 

--------------------------------

خدا کنه همخونه ای ها آدمیزاد باشن، بنظرم میاد ریسکش ازین که آدم با یه نفر همخونه ای بشه خیلی کمتره، چون وقتی مردم تو گروه بزرگتری ان بنظرم بیشتر سعی میکنن تو نقش اجتماعی خودشون باشن تا تو نقش واقعی شخصیت اصلیشون! که ممکنه قابل تحمل نباشه.

کلا این جا دو سه تا آپشن هست

1- یه خونه های دانشگاه داره برای دو نفر، که قیمتش معقوله فاصلش زیاده و باید با یه ایرانی احتمال 99% همخونه بشی 

2- ازین مدلایی که من گرفتم که معلوم نیست چی از آب در بیاد ولی قیمت معقلول میشه بازم و فاصله کم میشه و افراد رندوم تری اطراف آدم میان

3- لاکشری فاز برداشتن و ... که در مرام جیب ما نیست. که خونه های توپ میشه که حالت آپارتمانی دارن که خیلی امکاناتشون خوبه و شخصی هست همه چیز.


  • مهدی

عدسی!

يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۱۸ ب.ظ


سلام


بالاخره این غذای خوشمزه رو درست کردم! 

اخیرا یکم دارم به محتویات این غذاهایی که میخوریم توجه میکنم، میبینم حبوبات چقدرررر پروتئینشون زیاده، 100 گرم عدس حدود 100 گرم سینه مرغ پروتئین داره، برای لپه و اون یکی ها هم صادقه

داشتم میگفتم، عدسی ای که تو خونه میخوردیم (خیلی کم پیش میومد) خیلی با عدسی میدون انقلاب و عدسی های دیگه فرق داشت، منم هیچ وقت دنبالش نرفته بودم ببینم چیه داستان.

ولی اینی که درست کردم رو از دستور پختای تو اینترنت دیدم و خیلییی شبیه در اومد

نمیدونم مادرم چجوری درست میکردم ولی فکر کنم عصاره گوشت نمیزد بهش.

بزارید بگم،

دو پیمونه اندازه گیری استاندارد برای 2-3 نفر هم زیاده شاید. خیس میکنید شب قبلش و آبش رو عوض میکنید چند بار. گویا بهتره.

عدسم مثل برنج و بقیه چیزا حجمش با آب زیاد میشه، مثل من گول نخورید کلی درست کنید رو دستتونم بمونه تهش


یه مقدار پیاز هم خورد میکنید نگینی و سرخش میکنید، زردچوبه هم میزنید موقع سرخ شدن، 

یکم نمک و کلی فلفل هم به سلیقه خودتون میزنید به پیازا و رب هم میزنید و یه قاشق رب رو تفت میدید یکم توش که رنگش زیاد بشه

عدسا که آبشونو گرفتید، میریزید تو پیازا و یکم تفت میدید که دماشون زیاد بشه و یکم تفت بخورن، 

عصاره گوشت ازین پودریا من پیدا کردم(3 تا سوپر مغازه رو زیر و رو کردم تا حلالش پیدا بشه) توش میزنید

کلی آب میریزید توش و میزارید یه ساعتی بمونه همشم میزنید که ته نگیره، آخرشم اگه آبش زیاد بود میزارید یکم بخار بشه.


من یکمم کره روش زدم، اون چیزه روش کره است

گویا سیبزمینی هم باید یکمی له کنید و تو نیم ساعت اخر اضافه کنید، من نداشتم نکردم.


آره خلاصه خیلی خوب میشه واقعا خوشحال شدم به اون کیفیت تونستم درست کنمش!


  • مهدی

5نفر

جمعه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۵:۳۹ ق.ظ

سلام


یکی از بچه های آزمایشگاه هست خیلی این جمله رو تقل قول میکنه، یه بارم گفت دیگه خسته شدم انقدر اینو گفتم تکراری شده همه هم شنیدن ولی واقعا جمله ی خوبیه

شما میانگین 5 نفر آدمی هستید که بیشترین تایمتون رو باهاشون میگذرونید. خلاصه اون 5 نفر رو با دقت انتخاب کنید.


راستی یه اصطلاحی هست به اسم coat switching امروز شنیدم، یعنی این که وقتی دور و بر یه سری آدم هستید یه جوری صحبت میکنید وقتی میرید پیش بقیه یه جور دیگه. لهجه یا رفتار و ...

یه پسره رو دیدم خونه اش نزدیکه اونجایی بود که قصه های جزیره رو ساخته بودن. جالب بود براش که تلویزیون ما پخشش میکرد. اسم انگلیسیش Road to Avonlea هستش. راجع به آنشرلی هم گفت یه چیزایی فکر کنم که یادم نیست ولی احتمالا اونم انیمیشنش برای اون زمان بوده و تلویزیون ماها نشون میداده.

  • مهدی