نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

Vs

سه شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۲۲ ب.ظ

سلام 

دکتر جمشیدی سر کلاس جبر خطی : این درس خیلی صنعتیه این خود صنعته

دکتر داور پناه سر کلاس ماشین 2 : این درس شاید خیلی صنعتی نباشه


واقعا تفاوت تا چه حد

  • مهدی

یکمی عرق تعطیله

دوشنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۲۳ ب.ظ

سلام

متاسفانه به دلیل سنگینی کیفم نمیتونم خیلی طولانی بدو ام اه.

امروز کمر درد گرفته بودم 

شاید یه کمد بگیرم وسایل رو بزارم توش 

شاید!

  • مهدی

یکمی عرق

يكشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۷:۵۱ ب.ظ

سلام

دیروز تصمیم گرفتم مسیر دانشکده تا خونه رو  بدوم.

قدیما خوب میدوییدم راستش ولی با رفتن دانشگاه یکمی افول کردم تو این زمینه.

تونستم با دوییدن و میونش راه رفتن امیر آباد تا پل آزمایش رو بدو ام. دیگه شیخ فضل الله تا خونه رو ماشین گرفتم ولی حس خوبی بود بعد مدتها.

امروزم لپتاپ نبردم با خودم و همون مسیرو با سرعت بیشتر دوییدم نسبتا خوب بود.

امیدوارم بتونم ادامه بدم.


در ضمن به دلیل سرماخوردگی تزریق خونم رو کنسل کردم :( 

اگه سرماخوردید خونتون رو دور نریزید!

  • مهدی

The fault in our stars

جمعه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۱۰ ب.ظ

سلام

بعد مدت ها یک فیلم قابل تحسین (از نظر خودم) دیگه رو دیدم. پیشنهادی میکنم تنها ببینید و حسابی زار بزنید.

فیلم The fault in our stars


  • مهدی

خون

پنجشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۲۴ ب.ظ

سلام

امروز بعد چند سال تصمیم بر اهدای خون رفتیم با مهدی خون بدیم 

تجربه خوبی بود خیلی عجیب غریب نبود و خیلی سریعم تموم شد

ایشالا 4-5 ماه دیگه دور بعدی

  • مهدی

چشم

چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۴۹ ق.ظ

سلام

امروز بعد دیدن یه صحنه ای تو خیابون پشت چراغ قرمز و این که همه ی چشما یه خانومه با مانتوی جلوباز رو داشت نگاه میکرد یهویی چیزی که خیلی وقت پیش میخواستم بنویسم و نمیتونستم به کلمه بیارمش به ذهنم رسید.


داشتم فکر میکردم که اگه دخترا یک جفت چشم پسرونه داشتن شاید الان اونایی که نرمال هستن همه با مانتوهای گل و گشاد دهه ی 60 و 70 ای یا چادر تو خیابون ظاهر میشدن.


مشکل هم از مقدار زیاد چشم چرونی پسر ها شاید نباشه یعنی حتی برای یک پسر مذهبی هم ناخودآگاه این جلب توجه وجود داره. مطمعنم به جز دخترایی که کرم از خودشونه و شاید 1 درصد هم نباشن اون 99 درصد بهیچ وجه دوست نداشته باشن مورد نگاه جنسی قرار بگیرن.


حالا اینا مشکل من نیست. مشکلم اینه که پسفردا اگه شاید دختر دار شدم این موضوع رو چجوری بهش بفهمونم که رعایت کردن پوشش مناسب برای خودش خوبه و نگاه ملت مذکر بهش (جدا از مسایل دینی و ... که بعضی وقتا باعث اعمال اجبار از طرف خونواده ها میشه و اثرات منفی هم داره). امیدوارم درک کنه


حالا سوالم اینه اگه پسرا یه جفت چشم دخترونه داشتن چجوری لباس میپوشیدن ؟! :)


درضمن این مشکل برای کشور ما نیست فقط. هرکسی خواست پیام خصوصی بده چند کلید واژه بهش بگم سرچ کنه از طرز فکر مردم اونور به این موضوع  :)

  • مهدی

یک عمر گشتم ...

چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۳۶ ق.ظ

سلام

داشتم دیتاشیت NE555 رو میخوندم یه دفعه ای یاد 

یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم افتادم ولی خواستم یه چیز دیگه بنویسم یاد این آهنگ محمد اصفهانی که میگفت

یک عمر گشتم تا که فهمیدم تو سایبون خستگی هامی افتادم البته ربطی نداشت به موضوع به هر حال

هیچی دیگه من یادمه یه مدت مدیدی داشتم راجع به نحوه ی ساخت PWM با  555 فکر میکردم و سرچ میکردم آخرش با 1000 بدبختی گیرش اوردم بعد الان که دیدم دیتاشیتو دیدم که ا تو دیتاشیت تگزاس جزو یکی از اپلیکیشناش زده اینو :|

  • مهدی

حس بزرگ شدن

شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۱۲ ب.ظ


سلام

یه موقه هایی زمانی که نمیدونم شاید ۱۲-۱۳ سالم بود فکر میکردم که چطور ممکنه این که میگن پسرا وقتی ۱۹-۲۰ سال یا اون حدود سنشون میشه سعی میکنن خودشون رو از خانواده جدا کنن و مثلا خودشون پول در بیارن و به قولی آویزون نباشن، چون خودم همچین حسی نداشتم تو اون سن ولی هرچقدر که جلو میره این حسه داره بیشتر ظاهر میشه نمیدونم هورمونا رو کجای مغز اثر میکنه شاید یه بخش استقلال طلبی تا ۱۹-۲۰ سالگی خالیه تو مغز و تو اون سن ها پر میشه که اینجوری میشه در کل هرچی هست جالبه.

جالبه ولی خوب نیست.

شاید خوب باشه ولی زیبا نیست. برای شخص نه برای خونواده.

  • مهدی

فی اهمیت اسنابر

دوشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۲۷ ب.ظ

سلام

موقعی که شما یک لگی چیزی داشته باشی که بخوای یه سوییچ رو قطع و وصل کنی و اون سمت هم ترانسی چیزی وجود داشته باشه خازنی که از تو درین ماسفت دیده میشه و کلی چیزای خازنی پارازیتی دیگه اطراف سوییچ با سلف نشتی ای که اون سمت از ترانسی که پیچیدی هست و سلفای پارازیتی مدار رزونانس میکنه و شاهد اتفاق های زشتی هستیم این رزونانس ولتاژ زیادی رو روی سوییچ ها میندازه که استرس رو روشون زیاد میکنه، همچنین نوساناتی تحت عنوان رینگینگ به وجود میاره که در فرکانس های رادیویی (چند ده مگاهرتز) هستند و تشعشعشون باعث EMI میشه

برای مثال این ولتاژ درین سورس یکی از سوییچام بود امروز : 


پرابم روی 10x بود و ورودی هم 40 ولت اینا... 

خب میبینیم که عملا دوبرابر ولتاژ نهایی ما نوسان داریم که مثلا حدود 25 مگ هم فرکانسش هست (دقیقشو یادم نیست)

خب برای حذف این نوسانات میان یه مدار RC در اصطلاح اسنابر میزارن موازی درین سورس که با اون LC ای که بود نوسانات رو دمپ کنه.

شرکت NXP اومده یک اپلیکیشن نوت خوب داده برای این کار البته محاسبات پیچیده ای نیست ولی خب خوبه و کار راه بنداز.

http://www.nxp.com/documents/application_note/AN11160.pdf

{ اضافه شده در خیلی زمان بعد

این رو میشد لینک کنم ولی چون کسایی که دانلود میکنم رو نمیبینم ولی متن کپی شده رو میشه فهمید اینجوری میزارم .. شما که یه کامنت هم نمیزارید :( حداقل 50 تا دانلود شده شاید ولی یه نفر هم ننوشته چیزی

}

بعد از گزاشتن اسنابر که البته نتونستم خازن و مقاومت دقیقی که در اومد رو بزارم ولتاژ شد :



که خیلی خوبه.

اینم مدارم که داره 30 وات میده و اون مقاومتی که تو آب هست رو گرم میکنه 

البته توان نامی اش باید 120 وات میبود ولی بنا به دلایل ترانسی همین موند. ایشالا ترانس بعدی 120 وات رو خواهد داد




دیگر مورد این که امروز توی آزمایشگاه تنها بودم که یهویی دست راستم به قسمت فلزی میز خورد و دست چپم به فاز ، برق شروع کرد گرفتن و ول نکردن که مدار کشیده شد روی بخش فلزی میز و اتصالی کرد و فیوز پرید و خداروشکر زنده موندم.


آها یک نکته ی کنترلی هم امروز متوجه شدم که مشکل از ترانسایی که میپیچیدم نبود مشکل از حلقه کنترلی بود.

ببینید البته خودم الان خیلی مسلط نیستم ولی در یک حلقه کنترلی کند بودن حلقه ممکنه باعث ناپایدارری بشه. وقتی که ما میایم یه سلف و خازن تو خروجی میزاریم دو قطب کاملا غالب خیلی مرد به سیستم اضافه میکنیم. این ها گند میزنن به حاشیه فاز. حالا تو این IC های PWM میان خودشون یک پایه میزارن که ما میتونیم با وصل کردن R و C اثر این قطبا رو یکمی کنسل کنیم و یک صفر به سیستم اضافه کنیم و در واقع فاز بدیم به سیستم که مشکل من هم این بود که اونو نمیزاشتم و سیستمم ناپایدار میشد و گند میخورد به همه چی

با تشکر از آقای سپهر

  • مهدی

بقیه مشکل دارن؟

شنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۱:۰۸ ب.ظ

سلام

بعضیا هستن که تئوری زندگیشون اینه که با بقیه اشتباه میکنن یا بقیه باعث میشن من اشتباه کنم ...

بعضی وقتا منم اینجوری میشم :(

این جزو طبقه بندی چیزای بد حساب میشه

نباید اینجوری بود

  • مهدی