نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۳/۱۷
    UAE
پیوندهای روزانه

الاغدین

سه شنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۲۳ ب.ظ

سلام

امروز با مهدی شاهد یکی از فرم های بسیار غنی از حروم زادگی بودیم. 

داشتم فکر میکردم بردن نون حروم تو خونه از طرف پدر باعث میشه بعضیا انقدر بی پدر و مادر بشن ؟ یا مثلا گشتن با دوستان بد میتونه آدم رو در این حد بی وجدان کنه .

نمیدونم ولی حداقل بیاید به خاطر احتمالا بچه های آیندمون هم که شده ، اگر کاری که ارزش مادی داشت رو خواستیم انجام بدیم کم توش نذاریم که یه وقت پولی که میگیریم شبهه دار نباشه. 

واقعا آدم مو به تنش سیخ میشه یه سری حیوون ها رو میبینه.

جاش اینجا نیست وگرنه توصیفات بهتری ازشون میکردم

  • مهدی

کار یدی و اینورتر حسن اینا و ...

دوشنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۲۰ ب.ظ

سلام

چند تا چیز:

یکی این که امروز پیش آقای اسدی بودم این چیزای مکانیکی رو درست کردن امروز رفتیم برد رو روش بستیم . این فعل جمله آخر 4 ساعت طول کشید واقعا پیچ کردن یه سری چیز روی 200 کیلو آهن و متعلقات کار سختی بود. اخرشم چون باید pcb الک صن رو لحیم میکردیم پیچیده شد.

انقد با ناخنم سیم لخت کردم که حسابی درد میکنه !

خب این هیچی

دوم این که اینورتر حسن اینا کار کرد و اثرات dead time توش خیلی جالب معلوم بود کاشکی عکس بود براتون میزاشتم .

سوم این که آرمین جعفری بعد 6 ترم داره دانشجو میشه ! تبریک میگم! سر تحویل پروژه که فرداهه رفت خونشون خیلی حال کردم با TA هم صحبت کرد بعدش انداخت عقب

چهارم این که جالبه حتی همگروهی حسن اینا که همیشه سورسمون بود هم این هفته همورک ننوشته خیلی خوبه همه چیز!

  • مهدی

علی وارد شد ناگهان

شنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۳۸ ب.ظ

سلام

علی امروز اومد

گفت بیا 1788 رو بزنیم 

گفتم بیا بزنیم 

........................

فکرش رو بکنید : 32 مگ رم خارجی بهش وصل میکنیم یک LCD روش وصل میشه و شبکه هم خواهد داشت ... یک لینوکس رییز و دیگر هیچ!

یعنی اگر یک خروجی CAN هم داشته باشه رسما میتونه یک HMI باشه

لذت برقی!

  • مهدی

بیماری روانی

شنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۲۸ ق.ظ

سلام

همه ی ما تقریبا 100% مون یه سری مشکلات روانی ای داریم حالا اسمشو نمیزارم بیماری شاید مثلا عادت نادرست هم تو این کتگوری جا بشه

این چیزای روانی ، چیزایی اند که به نظر ما به نظر خودمون درستن ، مثلا عجیب میبینیم که کسی راجع بهشون بهون گیر بده.

مثلا من رفتارم یه جوریه که به نظر خودم خیلی نرمالم ولی شما ممکنه توم خیلی چیزا ببینی که من رو از خطه ی آدم های نرمال جدا میکنن.

حالا جالب تر میدونی چیه جالب تر اون کسی هست که بهش میان و میگن که شما واسه جامعه خطرناکید.

حقیقتش شاتر آیلند رو یه بار دیگه دیدم.

این بندگان خدا هیچ کدوم به نظر خودشون مشکل روانی ندارن ولی از دیدگاه اکثریت روانی اند. شاید اگه اونا اکثریت بودن من و تو بیمار روانی حساب میشدیم.

واقعا هدفم از نوشته ی بالا رو نمیدونم کلا یه چیزایی تراوش شد!

  • مهدی

چیدن قطعات موقعهه pcb جنریت کردن

سه شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۳۵ ب.ظ

سلام

به دفعات دیدم که ملت نمیتونن وقتی قطعه ها زیاد میشن چیدنشون رو روی pcb رو هندل کنن

خب پیشنهاد من استفاده از compile mask است.

قبلا هم گفته بودم شماتیک گاها از pcb مهم تره سعی کنید تمیز بزنید

برای مثال فرض کنید برای یه همچین چیزی میخواید pcb جنریت کنید:

خب این برد نسبتا قطعات زیادی داره مثلا شاید 160 تا حدودا شایدم بیشتر کمتر. پس اگه الان بزنم رو PCB کشیدن واقعا ناراحت کننده میشه تعداد قطعه هاش

ببینید عکس رو به دوقسمت زرد و آبی تقسیم کردم ، قسمت آبی برای یک تیکه از برد هست قسمت زرد یک تیکه ی دیگه

من از قسمت آبی میخوام شروع کنم ، پس میام روی محدوده مربع هایی که نمیخوام الان بزنم رو complie mask میزنم.

راست کلیک -> 

place ->

directive ->

compile mask

این یک مربع رو اون قسمت میکشه که باعث میشه با update کردن اون قطعه ها ایگنور شن، دقت کنید بالای اون مربع یک فلش مثلثی هست که اگه بزنیدش میره کنار و میتونید قطعه هاتون رو ببینید.

کلا ایده ی خوبیه که اگر نمیتونی کل قطعات رو با هم بچینی که معمولا اینطوریه رو همه ی سکشن ها کامپایل مسک بزنی و خورد خورد جمعش کنی ... 

  • مهدی

جدی چه مرگمونه؟!

دوشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۴، ۱۰:۳۲ ب.ظ

سلام

نه جدی میخوام بدونم چرا نمیتونیم به کسی فیدبکه منفی بدیم؟!

اگه حس میکنیم کار یکی اشتباهه باید بهش بگیم خب مگه ما با هم مثلا خیر سرمون دوست نیستیم؟! مگه صلاح همدیگر رو نمیخوایم ؟ خب چرا پس وقتی از یکاری از من ناراحت میشید نمیگید همون موقع؟ یا من به شما  نمیگم ؟

در بهترین حالت خیلی امیدوار کننده اینه که پشت سر آدم حرف زده بشه که اونم خیلی وقتا زده نمیشه!

چرا آخه؟

اگر مشکلی دارم خب همون موقع بگو تهش ممکنه یه مقاومتی بکنم ولی تو ذهنم جزو طبقه بندی کارای غیر خوب به حساب میاد دیگه ازون ببعد ...

از بس تعارفی هستیم لعنت به این تعارف ...

خب جدا ازین بحث

چند وقت پیش رفتم دم دانشکده دو تا آمپول عضلانی زدم تقریبا دردی نداشت ، برای علی تعریف کردم گفت که یکی میگفت اون قسمتایی که آمپول رو میزنن رابطه درد با احتمال فلج شدن معکوسه یعنی جایی که درد کمتری داره احتمال خوردن به سیاتیک بیشتره!

دومین مطلب این که بهترین روش زدن آمپول زدن مثل دارته! بعد این جمله رو گفتن که پس حواست باشه که وقتی میری دکتر طرف داره با اونجات دارت بازی میکنه...

حقیقتا هروقت بهش فکر میکنم جایی که آمپول زدم درد میکنه حتی الان که فکر کنم 2 هفته ازون موضوع میگذره درد میکنه!

  • مهدی

ملت شاکی اند هااااا

دوشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۵۲ ب.ظ

بز خودتی ........ یا بهتره بگم و تو چه می دانی که فوق مهندس شعاعی از اساتید به نام الک 3 در خاورمیانه و خاور دور کی هستند .. ایشون دارای مقالات متعدد در ieee  هستند و حتی چیپ های سامسونگ رو هم ایشون طراحی کردند ( فک کنم الان دیگه خیلی حال کردی با ایشون نه ؟؟؟ ) ... اون بحث فونداسیون رو هم که گفت انگار حرف دلت رو زده باشه .. آره مثلا خوبه هنوز ندونی شرایط نوسان تو یه حلقه چی هست بعد بری اسیلاتور ببندی .. کلی کفت ببره ... کلی خودت با خودت حال کنی  .. 

یا چه می دونم مثلا چهار تا چیز به هم لحیم کنی و کلا همه کفشون ببره ... .بیخیال عزیز جان ........ شعاعی هرقدر هم مهندس خوبی باشه .. ( که من حتی تو همینش هم شک دارم ... ) ولی درس دادن بلد نیست ... 
خجالت بکش مهدی توده .......... از تو یکی انتظارام بیشتر بوده و هست . 
دوست دارم تمام جلسات رو می نشستی سر کلاس از نحوه درس دادن لذت می بردی و بعد قدر عافیت رو می دونستی می فهمیدی حتی یکی مثل آرتا شرف داره به فوق مهندس شعاعی ... نمی دونم تا الان جایی الکترونیک رو با اسلاید و نشانگر موس به شما آموزش دادند ولی لابد خودت هم لذت می بری با این جور آموزش ... مگه نه ؟؟ 
.... 
مجددا می گم 
بز خودتی ... 
شما برو با پروگرمت ور برو بجای اینکه بیای سر الک 3 بشینی ....
فک کردی چه خبره .... ؟؟؟ هرچی دوست داری بگی ما هم بشینیم نگاهت کنیم .. 
مردک حتی برگه ها رو هم خودش صحیح نکرده !! 
آره اگه جوابش رو نمی دیم برای اینکه حوصله شو نداریم .. نه اینکه جوابی برای چرت هاش نداریم ... 
 
خیلی سعی کردم هیچی نگم ولی از تو یکی انتظاراتم بیشتر بود ؟؟ 
که فکر می کنم انتظار بی جایی بود ... 
همیشه به خودم می گفتم .. که بی خودتی توقعاتم رو از ملت بالا نبرم ... 
مهدی توده ... دوست داشتم تشریف می آوردید سر کلاس و تمامی جلسات درس  و بحث فوق مهندس شعاعی استفاده می کردید ... 

سلام 

واقعا متاسفم اگه به کسی گفتم بز!

بنده حق میدهم به شما کاملا لفظ بز لفظ اشتباهی بود.

البته منظورم بز نبوده مثل بز نگاه کردن اصطلاح بدی نیست... شایدم هست

بله کاظم جان ، راستش برای خودمم سوال بود که کسی مث تو که کلا امکان نداشت سر کلاسی ساکت بشینه سر اون کلاس ساکت بود.

خب، داشتم میگفتم

اگه منظور از شرایط مورد نیاز برای نوسان این باشه که از سرچ گوگل بدست اومد 

http://en.wikipedia.org/wiki/Barkhausen_stability_criterion

به نظر بدیهی میان

بعدش هم این که برای بستن اسیلاتور شاید 800 مگ فیلم که با دور تند دیدم که به تهشون برسم و شاید طرفای چند ده مگ پی دی اف خوندم ... چرا دارم این حرفا رو میزنم؟

برای اینه که فکر نکنی انسان های به دو صورت تئوری و اوستا کاری وجود دارن

آدم ها میتونن مثل اعداد مختلط یه وجه عملی داشته باشن یه وجه تئوری به جون تو

البته با اون شناختی که از تو داشتم معمولا تابعی از استاد نبودی صف شکنی میکردی میزدی تو دل درس و مبحث ! انتظار نداشتم یکی مث تو ازش شاکی باشه.

در بد بودن درس دادنشون هم شکی نداشتم تازه علی بعد کلاس هم بهم گفت این جلسه از فعال ترین جلسه هاشون بوده. مثلا

من مشکلی که همیشه سر کلاس ها داشتم رو اومدم یکمی با شوخی بیان کردم خیر سرم ، 

سر هر کلاسی چه استاد خوب درس بده چه بد درس بده هیشکی در سوال جواب هایی که میکنه مشارکت نمیکنه 

کلاس دکتر اخایی مثلا:

کیا موافقن؟

3 نفر دستشون میرفت بالا

کیا مخالفن ؟

2 نفر میرفت بالا

کلاس دکتر آشتیانی که عالی درس میدادن به نظرم، هم وضع همین بود این کلاس دکتر شعاعی هم همین بود

حتما تجربه تدریس یا توضیح یه چیزی برای یه گروه آدم رو داشتی و نیاز فیدبک گرفتن از ملت رو درک کردی.

کلاس درسی که به استاد فیدبک نده همون بهتر که ناپایدار بره تو یوخاریا. به نظرم مشکل دکتر فلانی نیست که بد درس میده مشکل دانشجو هاشن که بهش نمیفهمونن بد درس میده ، نمیخوام چیزی بگم آره مثلا من فلانم ولی همون 3 جلسه از دکتر جمشیدی نگذشته بود رفتم زیرآبشو پیش رییس گروه زدم چون که باهاش جلسات منظم داشت و میتونست بهش بفهمونه که بد درس میده.

دیگه خدمت عرض کنم که ...

چیزی به ذهنم نمیرسه...

همین دیگه خلاصه خیلی ممنون که این موضوع رو یه بار دیگه تو ذهنم Trigg کردی و اینجا تونستم ثبتش کنم و در نهایت باز هم ازت عذر خواهی میکنم بابت بز خطاب کردنت و دیگه بگم که ... ممنون میای سر میزنی ! و دیگه که سخت نگیر

دوستانی که همراهی کردن این متن رو هم تشکر میکنم این پر حرفی مارو تحمل کردن و میکنن و خواهند کرد!!!!!!!!

  • مهدی

لطف بیش از حد

دوشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۰۸ ق.ظ

سلام

من یک بار این متنو نوشتم ولی مث این که پاک شد بنا به دلایلی ، سعی میکنم مث اصلیش باشه!

نکته جالبی که وجود داره اینه که لطف کردن که طولانی مدت میشه ، به عادت تبدیل میشه و به وظیفه تبدیل میشه و انتظار ایجاد میکنه و ... و این بده ،

لطفا کسی نیاد فردا بگه که منظورت من بودم یا نه لطفا! مخاطب دقیقا خودمم ، شاید مثلا چیزایی باشه که الان حس میکنم اطرافیانم دارن برام انجام میدن و همیشه هم باید برام انجام بدن ولی اصلا وظیفشون نیست و این باعث انتظارات بیش از حد بشه که ناراحت کنندس.

حالا اگر برای شما هم این موضوع پیش اومده چه بهتر که یکمی عمیق تر به موضوع نگاه کنیم همه باهم!

شبیه متن اصلی نشد ولی خوبه همین

دیگر این که خیلی دوست داشتم بدونم تو ذهن بچه هایی که همیچن نقاشی هایی میکشن چی میگذره ، شاید چون پسر هستم با این موضوع که اینهمه رنگ تو نقاشی باشه اون موقع ها مشکل داشتم شایدم ...

ولی نقاشیش انصافا ترکیب بندی خوبی داره! اینو یه دختر 7 ساله کشیده تو یه مسابقه ای تو رومانی هم فکر کنم مقام اورده

  • مهدی

CA معماری تحویل!

يكشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۳۷ ب.ظ

سلام

امروز تحوویل CA معماری بود واقعا تی ای محترم رو ازین جا ماچ میکنم!

CA ما تقریبا کد های تست اول و دوم تو CA رو اجرا نمیکرد. بعد خودمون یه کد نوشتیم که مثلا آره این رو تحویل میدیمو حلهه! بدبخته اینه که اونم اجرا نشد یعنی یکی از دستورای اون کد درست اجرا نمیشد. التبه تو کده همه چی بود ها انواع فوروارد ها و هزارد ها بود ولی یه فورواردش غلط بود.

تی عی عزیز این CA رو به ما 80 دادن دستشون درد نکنه!

  • مهدی

پسر هرزه

يكشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۱۹ ق.ظ

سلام

چرا به دختر هرزه میگن هرزه اما به پسری که با صد تا دختر باشه نمیگن هرزه :/

طرف با افتخار هم از دستاورد هاش تعریف میکنه!

طرف زن داره ها ولی بازم بحث سر این چیزا رو باز میکنه

راستی پیرو اون پست دکتر شعاعی در اصل میخواستم یه جملشونو که جالب بود بگم کلیتش و برداشت من اینه :

میگفتن که ما تو دوره کارشناسی فقط بتون ریزی میکنیم فقط بتون ریزی! تهش یه فوندانسیون خفن میمونه که هیچی ازش معلوم نیست

فقط کسی میتونه ازین چیزا لذت ببره که یه دور رفته باشه طبقه آخراشو دیده باشه. هی وقتی اینو میگفت یاد یه بنده خدایی میفتادم که اسمشو نمیگم . نات آنلی رفته طبقه آآخر رو دیده بلکه تو فکر ساختن چند طبقه روشه...

  • مهدی