نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۷/۱۴
    تز
پیوندهای روزانه

۱۹۹ مطلب با موضوع «عمومی :: شخصی» ثبت شده است

آینده

شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۴۴ ب.ظ

سلام

امروز با علی.س نشستیم سعی کنیم برای آینده ی چند سال دیگمون ببینیم چه برنامه ی کلی ای میشه ریخت. واقعا ناراحت کننده بود هرچی جلو تر میرفتیم بد تر هم میشد ... مخصوصا بخش سربازیش ... 

داشتم با حسن راجع بهش صحبت میکردم برای توصیفش چیزی بهتر از ذکر مصیبت پیدا نکردم ، یکی علی.س میگفت و میزدیم تو سرمون یکی من میگفتم میزدیم تو سرمون...


خدا عاقبتمون رو به خیر کنه... :)


  • مهدی

نمک

يكشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۲ ب.ظ

سلام

احتمالا بدیهیه ها 

ولی اگر دیدید خورشتی آبش زیاد بود و نمک نداشت انتظار نداشته باشید وقتی گذاشتید آبش کم بشه همون قدر بی نمک بمونه


  • مهدی

خوشحال کردن بنده خدا

چهارشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۴۷ ب.ظ

سلام

امروز یه بنده خدایی رو خیلی خوشحال کردم

رفته بودم اعتراض برای نمره ی یه درس (نمرش تقریبا ارزشی نداره ولی ta درس که آزمایشگاه هم بود دهنمون رو آسفالت کرده بود و خیلی این که نمره کم داده بود رو مخم بود)

بعد دو ساعت بحث سر امتحان که کلا 5 نمره تو کل نمره ی یه درس 1 واحدی تو 140 واحد تاثیر داشت و یارو میگفت اشتب نوشتی من میگفتم درست نوشتم رفتم از همون نمره ی خودم 1.2 نمره کم کردم تو لپتاپش 

فکر کنم خیلی خوشحال شد. داشتم فکر میکردم اگه 0 میکردمش خیلی بیشتر خوشحالش میکردم و برای دنیا و آخرت خودم ضرری نداشت... این فرصتا کم پیش میاد...

بعضیا هم ازین چیزا لذت میبرن دیگه ... 


  • مهدی

مریض

سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۴۰ ب.ظ

سلام

هرچی تو زمستون صاف صاف راه میرم تو تابستون همیشه انواع سرماخوردگی و گرمازدگی رو دارم...

  • مهدی

پیرهن L,M

يكشنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۳۵ ب.ظ

سلام

همیشه برام یه معضلیه ! پیرهن های مدیوم و لارج رو چرا انقد آستینشون رو گشاد درست میکنن تو فاصله ی بین بدن و آرنج دست این سایز پیرهن ها حداقل 3 تا دست من و کسایی که میدونم هم سایز من هستن جا میشه ، این لباسا رو برا سایز کی دقیقا درست کردن :/ بدیش اینه که لباس های رسمی الان این ها هستن. 

یکم فیت تر بعضا میتونه خوب باشه. 

-------------

دیگر چیز این که امروز یه امتحان شبکه داشتیم ، درسی که خیلی نفهمیدم چجوری ارائه شد ..

تو امتحان از یه بخشی که صبح قبل امتحان برای اولین بار دیدم و تنها چیزی که ازش دیدم و شنیدم این  بود که یکی گفت چرت و پرت و ریاضی قاطیش کرده و ازینا سوال نمیده! سوال اومد

سوالش آمار بود منم هیچی آمار حالیم نبود :) هرچی میشد از اطلاعات مساله نوشت و یکم از مخابرات 1 رو قاطیش کردم یه چیزی آخرش در اومد. میخواستم خطش بزنم توهین به شعور استاد نشه ولی نزدم.

اومدم از امتحان بیرون و چک کردم دیدم عه درست نوشتم! :|

کلید اسراری شد برای خودش

  • مهدی

بعد دادن نمره ها

جمعه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۴۵ ب.ظ


سلام

حس امام زاده بودن بهم دست داد وقتی نمره های الکترونیک صنعتی بچه ها رو دکتر فرستاد بهشون...

همه التماس دعا دارن!

  • مهدی

پایانترم

جمعه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۵۹ ب.ظ

سلام

300 امین پسته این بلاگ :)

این ترم انقد برنامه امتحانام خوبه که اصن حس امتحانا رو ندارم یاد اون ترم چند بخیر که 3 تا امتحان تو دو روز و ... رو تجربه کردیم

..........

تو یکی از این کانالایی که توییت های جالب رو میزاره یه چیز خیلی قشنگی یکی توییت کرده بود گزاشته بود که خیلی متحولم کرد:


"عبادتی چون روزه بخشی‌ش ریاضت و رنج کشیدنه برای بزرگ‌تر شدن؛ این همه برنامه‌ریزی برای این که در طول روز تشنه و گشنه نشیم چیه آخه؟"

#رمضان

(Abbas Hosseinnejad)


خیلی نکته مهم و جالبیه 

  • مهدی

Wake Induced Lucid Dreaming -- تا اطلاع ثانوی رمز دار هست :)

چهارشنبه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۲۱ ب.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۲ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۲۱
  • مهدی

وارد بزرگسالی میشویم :(

چهارشنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۳۳ ب.ظ


سلام

خواستم که یکم تجدید خاطره کنم و سعی کردم که بازی ای رو که چند سال پیش بازی میکردم رو دوباره نصب کنم و تجدید خاطره کنم تا قبل از نصب خیلی خوشحال بودم ولی وقتی رفتم تو بازی دیگه اصلا حس و حال قدیما رو نداشت :( با این که دیگه میتونستم گرافیک رو رو تهش بزارم و با رزولوشن خوبی بازی کنم ولی اصلا حال نمیداد

علی میگه دیگه بزرگ شدی و اینا برای سنت نیست :(

میگه لابد یه لذت بالاتری رو تجربه کردی و دیگه اینا برات جذاب نیست :(


راست میگه خیلی بنظر بچه بازی بود ... شبیه فیلمای چرت و پرت teenagerی یه جورایی... 

  • مهدی

نوستالژی

سه شنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۰۵ ب.ظ


سلام

واقعا عاشق اون لحظه هایی ام که مثلا شنیدن یه آهنگ یا یه بوی عطر یا یه غذا با یه طعم خاص آدم رو میبره دقیقا به یه نقطه ای از زمان که بوی اون لحظه حس اون لحظه فکرای اون لحظه و هرچیزی که بشه باهاش اون لحظه رو توصیف کرد فلش بک میشه تو مخ آدم ... البته راستش معمولا فکر کردن به گذشته برام جالب نیست صرف این که مغز یه همچین دسترسی ای به یه موقعیت عملا فراموش شده داره خیلی برام جذابه...

نوستالژی معنیش اینه که خاطره ای که یادمون اومده حس خوبی بده بهمون... نمیدونم تعریف بالا رو چی بهش میگن


  • مهدی