نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

۲۰۰ مطلب با موضوع «عمومی :: شخصی» ثبت شده است

نوستالژی

سه شنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۰۵ ب.ظ


سلام

واقعا عاشق اون لحظه هایی ام که مثلا شنیدن یه آهنگ یا یه بوی عطر یا یه غذا با یه طعم خاص آدم رو میبره دقیقا به یه نقطه ای از زمان که بوی اون لحظه حس اون لحظه فکرای اون لحظه و هرچیزی که بشه باهاش اون لحظه رو توصیف کرد فلش بک میشه تو مخ آدم ... البته راستش معمولا فکر کردن به گذشته برام جالب نیست صرف این که مغز یه همچین دسترسی ای به یه موقعیت عملا فراموش شده داره خیلی برام جذابه...

نوستالژی معنیش اینه که خاطره ای که یادمون اومده حس خوبی بده بهمون... نمیدونم تعریف بالا رو چی بهش میگن


  • مهدی

خوبه یادم باشه

دوشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۵۸ ب.ظ

سلام 

یکی از بدیایی که غرق شدن تو کار یا هرچی داره اینه که آدم یادش میره برنامه اصلی یه چیز دیگس و اینا همش وسیلست و این دنیا خیلی جدی نیست و ... یکم باید حواسم بیشتر جمع باشه ... هدف کار و زبان خوندن و ادامه تحصیل (به هر نحوی) و پروژه گرفتن و لینک جمع کردن و هزار تا چیز دیگه نیس ...


راستی یه چیز بی ربط. بعد از تستی شخصیتی که علی بهم معرفی کرد و فهمیدم برون گر ام داشتم فکر میکردم که چرا الان برون گرا ام ولی شاید تا 15 16 سالگی خیلی خیلی درون گرا بودم بعد یکمی دقیق تر فکر کردم دیدم حس میکنم برونگرا ام ولی داخلم همون درونگراس منتها رفتارای برونگرایانه میکنم یه جورایی ادای برونگرا ها رو در میارم شایدم یه چیزی اون وسطا ام . نمیدونم!! اصن چه اهمیتی داره :) من منم دیگه

  • مهدی

حس :(

شنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۵۸ ب.ظ



سلام

امروز موقع لحیم کاری بعد از نابود کردن یک اثر هنری(قطر قسمت رزوه پیچ 3 میلیمتره و این آی سی نابود شد :( ) ... یاد دیالوگ فایت کلاب افتادم




فعل ها رو از حالت خواستن به گذشته تغییر بدید

  • مهدی

کنترل مدرن

شنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۵، ۰۹:۰۵ ب.ظ

سلام دومورد..

نمیدونم این درس کنترل مدرن کی میخواد یکم جذاب بشه ... استادش واقعا خیلی خوب درس میده ها نمیگم مشکلی داره درس دادنش ولی از این که یک نفر بیاد جلوم و از زیبایی های اثبات یه قضیه بگه آزار دهندس! بدیش اینه که حس میکنم این صرفا یه پایه میشه برای کنترل بهینه و کنترل غیرخطی و کنترل چند متغیره و کنترل های دیگه ... امیدوارم پایه نباشه چون ارشد قطعا کنترل نخواهم موند چون حالشو واقعا ندارم بشینم دوباره تئوری ریاضی بخونم ... راستش بنظرم ازون موقعی که علاقه به ریاضی ام سرکوب شد و دیگه نمودار نکشیدم اینجوری شدم!! بیخیال دارم چرت و پرت میگم...

-----------------

راستش علی امروز یه تست شخصیت جلوم گذاشت یکم یه چیزی رو یادم اورد ... این که خیلی خوشم میاد یه کاری رو شروع کنم ولی خب به تموم کردنش علاقه ای ندارم و همچنین از تو چارچوب یه برنامه منظم(مثلا هر روز از ساعت فلان تا فلان) کار کردن خیلی خوشم نمیاد بیشتر دوست دارم هر وقت شد کار کنم... این دو مورد خیلی بنظرم خوب نیست و نباید ادامه داشته باشه ... 

یادم باشه رعایت کنم

این عکسه هم نماد سنسوره یه کاری بود که خیلی به تهش نزدیک بود... و هست!!

  • مهدی

ملت ...

يكشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۵، ۱۰:۴۲ ب.ظ
سلام
آدم واقعا میبینه ملت یه چیز بدن رو پرینت سه بعدی به صورت زنده میخوان بکنن مشعوف میشه... البته نمونه خارجیش هست ولی خیلی مشتاقم ببینم چیزی جلو چشم پرینت بشه بعد کار هم بکنه...
این عکس چندش بالا هم گوش هست که یکیشو رو یکی کار گزاشته بودن خیلی هم بهش میومد خارجی البتته
  • مهدی

آدم شک میکنه!

شنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۵۸ ب.ظ

سلام

یکی از کارایی که میخواستم انجام بدم و بنا به دلایلی انجام نمیشد(بعد از 2 ماه) خودش اس ام اس داد که انجام شد :| شک میکنه آدم بعضی وقتا چیزا اینجوری خود به خود اوکی میشن...

البته الان که فکر میکنم 10 برابرش کارایین که یه مدتی هم براشون تلاش میکنم و خود به خود به گل میشینن :) خوبه دیگه نسبتش...

  • مهدی

امر جوشکاری

سه شنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۳:۱۲ ب.ظ

سلام

خیلی روز جالبی بود امروز. تاحالا تو این فاز ها نبودم ولی امروز یکی از آشنا های دانشکده مکانیک اومد گفت که "برای ازدواج" از یه خانمی تو دانشکده ما خوشش اومده و خواست آمارشو بدم بره صحبت کنه. از قضا منم ایشونو میشناختم و دورادور میدونستم که این دوتا خیلی هم بد نیستن برا هم. هیچی دیگه بعد چند ساعت صحبت کردن باهام و تست کردن حرفایی که میخواد بزنه بهش رو من :) فرستادمش رفت ! امیدوارم که خیر باشه!! :)

  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • ۱۷ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۱۲
  • مهدی

فرار!

دوشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۵، ۱۲:۱۹ ق.ظ

سلام

حس میکنم یکی از راه هایی که میتونم یه کاری کنم که ریزش مو ام که ارثی هست زیاد رو مخم نباشه اینه که کلا کچل کنم. راه حلی که والت برای این که ریزش مو ناشی از شیمی درمانی رو اعصابش نره استفاده کرد :/ نمدونم قیافم واقعا چشکلی میشه باهاش :| اصن بیخیال :|

راستی اگه یه سریال خواستید ببینید Breaking Bad رو ببینید

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۱۶ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۱۹
  • مهدی

عید خود را چگونه گذراندید

پنجشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۵، ۰۹:۲۸ ب.ظ
سلام
راستش قبل عید یه درگیر یه کاری بودم که نیاز به یه سنسور دما داشت بعد از خریدن سنسورا و تستشون فهمیدم که سنسور های دیجیتال دما بهیچ دردی نمیخورن... دقت ندارن هیسترزیس شدیدی دارن تو دمای 0 کالیبره شدن و مثلا تو 100 خیلی چرت نشون میدن. از قرار معلوم بهترین سنسور ها ntc ها هستن.
خب این ربطی به صحبت اصلی شاید نداشت. راستش این چند ده روزی که تعطیل بود بخاطر این که قبل عید فکر میکردم که قبل عید پروژه ای که میخواستیم بگیریم تصویب میشه هیچ برنامه ریزی ای نکردم و با تعویق خوردن پروژه بخاطر یه امضا که افتاد بعد عید خب من کل عید رو بیکار شدم. بخاطر یه مسائلی که نوشتم  قبلا هم یکم درگیر شدیم ... در کل این عیدی که گذشت رو تقریبا هیچ کاری نکردم فقط کار مفیدی که انجام شد آشنایی با بازی kerbal space program بود که توش میتونید یه ماهواره و یه لانچر سر هم کنید و بفرستید تو فضا و تو اونجا مثلا مانور های مداری رو تجربه کنید و یا مثلا یه کاوشگر بفرستید یه سیاره و فرودش بیارید و خیلی کارای دیگه.
همه ی این آشنایی ها باعث شد که یکم با یکی از بهترین فیلم هام که Gravity بود دچار مشکل بشم چون به لحاظ فیزیکی یکم مشکل داره انگار!
خل شدم...
راستی اگه تونستید سریال Breaking Bad رو ببینید هم برای زبان خوبه هم داستان فوق العاده قوی ای داره.
  • موافقین ۳ مخالفین ۰
  • ۱۲ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۲۸
  • مهدی

زیاد شد یکم

دوشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۵، ۰۹:۲۴ ب.ظ

سلام

من فونتم نسبت به بقیه خیلی کوچیک تره مثلا 4 صفحه تکلیف بقیه حداکثر 1.5 صفحه من میشه. امروز تکلیف کنترل مدرن که 3 هفته وقت داشت رو و دیشب مهلتش داشت تموم میشد رو شروع کردم بنویسم فکر کنم 8 یا 9 صفحه شد.

چند تا نکته! : حیف درخت هایی که برای این تکلیف از بین رفت و دیگر حیف 8 ساعت وقت! البته کار مفیدی نمیکردم ولی خب ... 

  • موافقین ۳ مخالفین ۰
  • ۰۹ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۲۴
  • مهدی