نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۳/۱۷
    UAE
پیوندهای روزانه

۷ مطلب با موضوع «مهندسی طور :: مکانیک» ثبت شده است

برف؟

يكشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۲:۲۲ ب.ظ

سلام

عجب برف خفنیه.

دقت کردید مردم هیچ کدوم وظیفشون نمیدونن دم خونشون رو پارو کنن؟ انگار نه انگار فردا یخ میزنه با مغز میرن زمین

.........

این کلاه پشمالوهه که خریدم با اختلاف زیادی به مفیدترین چیزی که براخودم خریدم تبدیل شد

امروز دیدم برف میاد رفتم بیرون امام حسین یه بادگیر ضدآب بخرم که عین گربه ی خیس نشم. موقع برگشت یه سر رفتم‌ حسن آباد یکم پیچ مهره برای حسن بگیرم. ازونجا گفتم خب یه سر امام خمینی هم برم که سیلیکا ژل بگیرم چون بین امام خمینی و حسن اباد بود دفترش.

رفتم خلاصه و دفترش تخته شده بود. و پیاده رفتم تا امام خمینی 

گفتم تا اینجا پیاده اومدم یه سر ناظم الاطبا هم برم ببینم چشکلیه.

اشتباها خیابون جنوبیشو رفتم. خیابون جنوبیش بیشتر عایق و شیلینگ و چیزای سیالاتی داره. یادم اومد شیلنگ نیوماتیکی هم میخوام و گرفتمش. برگشتم شمالیش و عجب جای مضخرفی بود. عجیب نیست این مکانیکیا خیلی آچار بدست توشون کمه. یه کوچه به عرض یک متر و مغازه های خسته.

برگشتم ازونجا و ناصرخسرو رفتم شاید سیلیکا ژل پیدا کنم و پیدا هم کردم. :)

برگشتم بالا و رفتم سمت مترو یادم اومد خیابون فردوسی یه بار سفارش داده بودم ولی فاکتورشو قرار بود پیک کنه نکرده بود و گرفتمش و برگشتم مترو

خلاصه بادگیره و کلاهه و دستکشه که گرفته بودم رو یه تست اساسی نفوذ آب و عایق بودن گرما کردم. پرفکت جواب دادن.

  • مهدی

اهه

دوشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۴۸ ب.ظ

سلام

وبلاگ نیکولا چی شد تعطیل شد ؟!


.........

دقت کردید چقد جالبه مسئولین بعضیاشون طلبکارن؟ انگار کس دیگه ای در مقام مسئولیت هستش و اینا ازش مطالبه دارن. حتی بالاترین مقام های کشور هم بعضی وقتا ازین جوکا میگن.


...........

بیخیال اینا. چند روز پیش یکی از بچه های مکانیک یه مکانیزمی بسته بود که یه جاییش یه لودسل داشت. من مداری که قبلا زده بودمو تست کرده بودم رو وصل کردم دیدم که عدد خروجی اصلا ثابت نیست و یدونه یدونه هر چند ثانیه زیاد میشه. 

حالا با کلی تست مشخص شد که تکیه گاه لودسل چون پلکسی بوده وارتجاعی اینجوری میشده. فکر نکنید پلکسی چرت بودا یک سانت ضخامتش بود. خلاصهباکلی پیچ و محکم کردن مکانیزم و پیچ کردن پلکسیا به هم و محکم کردن تکیه گاه خروجی پرفکت شد.


...........

  • مهدی

نمیآید

يكشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۴ ب.ظ

سلام

نیکولا میگفت وقتی نوشته نخواد بیاد هر کری کنی نمیاد و مراحل درگیر شدن فکر رو به بارداری و نوشتنش رو به زاییدن تشبیه کرده بود تو یکی از پستاش. 

خلاصه این که چند وقتیه دچار نازایی شدم :( هر چند وقت یه بار یه چیزایی شروع میکنم بنویسم ولی بعدش یه نگاه بهش میندازم میبینم آخه چرا وقت یکیو تلف کنم با اینا. خودمم نمیخوام بخونمش.. و پاک.


شاید بخاطر سرماس...

-- 

یه گوشی کارگاهی گرفتم امروز. اگه خواستید بخرید حواستون به db ای که کم میکنه باشه و زیر 100 تومن خیلی فرقی نداشتن تست کردم پس گرون الکی نخرید. کیفیت و مقاومت بدنه اشون فرق داره در واقع تو اون قیمت که برای ما مهم نیست


  • مهدی

دود از کنده بلند میشه

چهارشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۳۱ ب.ظ

سلام

امروز رفتم یه مداری که روی یه دستگاهی که 30 ساله ساخته شده رو عوض کنم. سه تا لودسل داشت. یکیشون رو خروجیشو گرفتم و توی 5 تا نقطه با وزنه ی کالیبره تستش کردیم. بعد زدمش توی متلب و انتظار داشتم واقعا غیر خطی باشه. عین چی فیت شد به خط راست با ضریب r^2 به اندازه 1.0000 

باورتون میشه؟!

لودسله آمریکایی بود. بعد این لودسل های چینی زمیک که قدیما میخریدیم توی فول رنجش بگم شاید 5 درصد غیر خطی بود!

دود از کنده واقعا بلند میشه(آمریکاییش البته)

پیش خودمون باشه 16 بیت رو با گین 128 خوندم تا حدود 0.2 یا 0.3 هرتز فکر کنم میشه 10 میکرو ولت با رفرنس 2.5 ولت P:

  • مهدی

روی مغز آدم

چهارشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۲۲ ق.ظ

سلام

به بچه های مکانیک داشتم میگفتم

تو کل مساحت دانشکده ی مکانیک کمتر از 1 درصد جاها هست که همزمان

1- تهویه

2- وایفای

3- پیچ گوشتی

باشه. یعنی امکان نداره این 3 تا رو بتونید با هم پیدا کنید. (بعضا دوتاش رو با هم یا یدونش رو هم سخته)

  • مهدی

دکتر چ

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۲۵ ب.ظ

سلام

یه بار یه گروهی داشتیم یه کاری انجام میدادیم. دو نفر دیگه تو گروه بودن که تقریبا کارایی که باید میکردن رو با 10% کیفیت انجام میدادن. البته اینو بگم اگه اونا دارن اینو میخونن لطفا به دل نگیرن واقع نگر باشن میبینن درست میگم. 

منم با 100% انجام نمیدادم ولی چیزی که باید انجام میدادم رو کامل انجام دادم.

یه بار یه نمایشگاهی شد و این دستگاه رو باید میبردیم نشون بدیم. اینا حتی ظاهرشو هم درست نکرده بودن و دکتر چ. گفت چی شدش چی کار کردید؟ گفتم دکتر جان اینا رو ول کن دو نفر میشناسم بیارشوم تمومش کنیم قضیه رو. کارشون رو بلدن میان یه هفته ای انجام میدن.

دکتر چ. فکر میکرد اینا دارن خوب کار میکنن و بخاطر بلد نبودنه (زیاد در جریان نبود بخاطر نمایشگاه یه چیزایی یادش نبود)

بخاطر این یه جمله گفت که خیلی تاثیر گذار بود: گفت که ما که نمیخوایم فقط این کار کنه. یه بخشی از رسالتمون تو دانشگاه آموزش به بچه هاست.

خیلی جمله خوبی بود واقعا.

البته منم بهش گفتم اینا 5 6 تومن پول حروم کردن و 9 ماه وقت هنو به جایی نرسیده کار. گفتم بنظرم آموزش کافیه دیگه.

البته آخرش جالب تموم نشد میدونم ولی اون جمله هه رو خیلی دوست داشتم که گفتن.

.

  • مهدی

حق

يكشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۵۷ ب.ظ

سلام

توی این 3-4 روز اخیر طی 2 تا ضربه اساسی ای که بهم وارد شد حس کردم که مقدار بسیار زیادی سرم کلاه رفته. خیلی زیاد. 

چندین تجربه خیلی مهم بدست اوردم که مینویسم..


اولین تجربه اینه که به آدم بی تجربه نباید پول داد. یا بهتر بگم باید پول رو ازش گرفت. تجربه من این بود که سر بی خاصیتی و بی توجهی حداقل 7 میلیون پول یه گروهی که توش بودم کاملا میتونم بگم دود شدش. تو دانشگاهم این پول واقعا گرفتنش راحت نیست که اینا حرومش کردن اونم سر چیزایی که من یکی که تو اون زمینه تخصصی ندارم میتونستم از قبل بگم که معلومه اشتباهه. حتی داداشم که پیش دانشگاهیه و هیچ دید مهندسی ای نداشتش میتونه بگه. حتی اون گربهه که دم سلف میشینه هم اینو جلوش میزاشتی پا میشد میرفت. 


دومین تجربه این که رشته ای مثل رشته مکانیک، نیاز به واقعا تجربه ی حداقل یکی دوساله میخواد که شخص مورد نظر بتونه یه چیز ساده ای رو جمع کنه طوری که بدون باگ باشه. آدمی هم که متعهد و متخصص باشه تو همچین رشته ای پپیدا میتونم بگم خیلی کم میشه. من تو این شاید 40 نفر مکانیکی که دیدم شاید 3-4 نفر کلا اینجوری بودن.


سومین تجربه این که حمالی کردن برای دیگران بخاطر علاقه ای که به جلو رفتن یه کاری داری جوابگو نیست، تا یه مدتی جواب میده بعدش دیگه نه از علاقه هه چیزی میمونه نه این که طرف مقابل کوتاه میاد.


چهارمین موضوع این که کسی که قراره مدیریت کاری رو به عهده بگیره باید قدر یه پشیز کار کرده باشه وگرنه کار با کله رو زمین خورده.،دکتر مهدی امیری میگفت که دلیل موفقیت ما توی پروژه های اولمون مدیر با تجربمون بود.


پنجمین چیز این که بیخیالی جوابگو نیست و بعضی وقتا تو عصبانیت یکم آدم مغزش سر جاش میاد. 


ششمین چیز این که هر چیزی ارزش وقت گزاشتن رو نداره و نباید هر کاری رو به هر قیمتی ارزون تموم کرد...



خلاصه این که کیلومتر ها در جهل مرکب غوطه ور بودم یعنی خودم نمیخواستم بدونم تا این که عصبانیت امشبم دیگه سد رو شکست

این پست قبلیه هم اگه نخوندید جالبه ، خاطراته یه بنده خداییه سه ساعت پیش گزاشتم

  • مهدی