نوشته های من

از تجربه ی انسان بودن

نوشته های من

از تجربه ی انسان بودن

نوشته های من

به شکل زیبایی تصادفی
https://www.instagram.com/mehdtr/

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۹۲ مطلب با موضوع «مهندسی طور» ثبت شده است

لحیم کاری با خمیر قلع

پنجشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۹:۱۵ ب.ظ

سلام

 

بعد سال ها خودداری از استفاده از خمیر قلع بالاخره دنیا اینجوری پیش رفت که امروز ازش استفاده کردم.

داشتم یه برد تست برای یکی دو تا از ابزاز های اندازه گیری ای که درست کردیم درست میکردم تا بتونیم جریان و ولتاژ های خاصی که دوست داریم رو با امپدانس های مشخصی به وسیله مون بدیم و ببینیم چی میخونه. 

داستان اینه که به طور طبیعی این جریان ولتاژ ها باید از یک واکنش شیمیایی بیاد ولی اون خیلی سخت میکنه تست رو و ترجیح بر اینه که یه برد الکترونیکی که تغییرات عجیب غریب واکنش های شیمیایی رو نداره و دقیق هست سیگنال ها رو درست کنه تا دقیق بدونیم چی داریم وارد میکنیم و چی انتظار داریم.

 

 

 

بردی که میخواد لحیم بشه تو این تصویر دیده نمیشه. زیر اون ورق فلزی هست ولی شبیه یکی از این برد آبیا هست.

اون ورق رو بهش استنسل میگن که یه جور شابلونه و هدفش اینه که فقط جاهایی که این پد های فلزی نقره ای رنگ دیده میشن روش سوراخ باشه.

خمیر قلع رو با یک کارت بانکی که استفاده نمیکنیم یا ابزار های مخصوصش که میشه گرفت روی این صفحه فلزی پخش میکنیم و چیزی که روی برد قرار میگیره مقدار کمی قلع روی اون پد هاست.

 

 

همون طور که میبینیم باید دونه دونه قطعه ها رو روی برد بزاریم و حواسمونم باشه که تکون زیاد نخوره چون محکم نچسبیدن و صرفا روی اون خمیر قلع ها نشستن.

 

 

خمیر قلع زیر میکروسکوپ! به شکل گوله های قلع شناور توی روغن لحیم هستن.

 

و برد رو میزارید روی Hot Plate و داغش میکنید و همه چی لحیم میشه.

 

 

با تمام کثیف کاری ای که توی پخش کردن خمیر قلع کردم ولی میبینیم که در نهایت همه چیز سرجاش نشسته:

 

یه جا باتری ساعتی هم باید سفارش میدادم ولی یادم رفت. خود باتری رو گرفتم و اشتباها جا باتری رو خط زدم از لیست.

باید تو لیست دو تا موجود متفاوت باشن.

 

  • Mahdi TR

پایداری آپ امپ ها

چهارشنبه, ۱۰ فروردين ۱۴۰۱، ۱۱:۲۵ ب.ظ

 

سلام

 

دوتا موضوع که اخیرا بهشون بر خوردم.

 

 

تو آپمپ ها، بعضی وقتا بخاطر صرفه جویی هزینه یا این که میخوان یه چیزای دیگه ای بدست بیارن، آپ امپ رو جوری طراحی میکنن که حداقل یه گینی لازم داشته باشن که پایدار باشن.

مثلا اینجا میبینیم که نوشته آپمپ decomensated هست و زیر گین 6V/V پایدار نیست.

که باید حواسمون باشه. مثلا با این آپمپ نمیشه یه Voltage follower buffer ساخت طبیعتا.

 

نکته دوم، خازنی هست که پشت آپمپ ممکنه گذاشته بشه. خیلی وقت پیشا دیده بودم یه نفر با این مشکل روبرو شده بود. 

قضیه اینجوریه که حد فاز آپمپ و مدار حلقه بسته اش وابسته به بار خازنی هست که پشتش قرار داده میشه. خیلی وقتا ممکنه یه نفر سریع برداره پشت آپ امپش یه چند نانو خازن بزاره که مثلا پایدار ترش کنه یا ولتاژ خروجیش رو صاف و صوف کنه ولی همینجوری نمیشه ازین کارا کرد. 

مثلا همینطور که اینجا میبینید تو این مورد خاص 100پیکو خازن در خروجی آپ امپ مذکور حدفاز رو نزدیک 40 درجه کرده که خیلی جالب نیست.

توی کار خودمون 10 نانو فاراد خازن پشت یک آپمپ باعث میشه که یک نوسان 100 کیلوهرتز پشت یک بافر ولتاژ باشه و رو همه چیز تاثیر بزاره. 

  • Mahdi TR

Nyquist

چهارشنبه, ۲۵ اسفند ۱۴۰۰، ۰۸:۲۳ ب.ظ

 

سلام

 

از کل درس کنترل خطی، یک نمودار نایکوییست بود که هیچ وقت درکش نمیکردم و حس میکردم استفاده ازش خودآزاری هست.

که داستانش اینه که وقتی یه سیستم در حوزه لاپلاس داریم، یعنی میتونیم تابع تبدیلش رو به صورت یک تابع مختلط که وابسته به فرکانس هست بنویسیم، میشه براش نمودار های مختلفی کشید.

نمودار خیلی بدرد بخوری که تو کنترل خطی استفاده زیادی ازش میشه نمودار بود یا bode plot (بودی پلات) هست که میاد و اندازه و فاز این تابع مختلط رو جدا میکنه تا تبدیل بشن به دوتا نمودار ساده که برحسب فرکانس بشه کشیدشون. در غیر این صورت نمودارش نمودار مختلط میشه و کشیدنش سخته.

 

چون این تئوری ها کلا صد ساله درست شده مغز ما هنوز قدرت پردازش سه بعدی بالایی نداره که بتونیم همچین چیزایی رو تصور کنیم و بتونیم باهاشون کار کنیم. شاید یکم دیگه بگذره بتونیم. 

در کل منظور اینه که دو تا نمودار ساده خیلی بهتر از یک نمودار پیچیده برای مهندسا هست.

شاید به لحاظ زیبایی شناختی یه نمودار پیچیده قشنگ تر باشه البته.

 

-------

ولی خب جور دیگه ای که میشه با این توابع برخورد کرد اینه که بیایم و محور فرکانس رو حذف کنیم و بجاش تو یک نمودار دو بعدی، مقدار حقیقی و موهومی تابع رو بر حسب هم بکشیم. اینجوری اطلاعات مربوط به فرکانس رو از دست میدیم ولی کلیت عملکرد سیستم میتونه دستمون بیاد که از فرکانس های بالا تا پایین چجوری رفتارش عوض میشه.

که کار کردن باهاش برای کنترل خطی وحشتناکه بنظر من.

ولی اخیرا تو مبحث electrochemical impedance spectroscopy که میاد و امپدانس یک الکترود که در مجاورت یه محلول قرار داره رو با تغییر فرکانس اندازه میگیره. اونجا این نمودار خیلی بدرد میخوره:

 

اتفاقی که میفته اینه که وقتی یک فلز رو درون محلولی قرار میدیم به لحاظ الکتریکی کلی اتفاقات سریع و کند براش اتفاق میفته. مثلا اولین چیزی که اتفاق میفته اینه که در اردر میکروثانیه یه لایه از مولکول های آب روی سطح الکترود میشینن و یک double layer capacitor شکل میدن. در قدم بعدی یون هایی که به لحاظ الکتریکی علاقه دارن نزدیک بشن در اردر ثانیه و میلی ثانیه نزدیک میشن و mass transfer یا diffusion اتفاق میفته. اگه یک نوع membrane روی الکترود باشه مدارش جالب تر هم میشه.

خلاصه که این اتفاق در باتری ها و سنسور های الکتروشیمیایی اتفاق میفته و جاهایی که الکترولیز میکنن هم براشون این اطلاعات مهمه. این که بدونیم رفتار این مدار چه جاهایی مقاومتی و خازنی و احیانا سلفی هست رو میشه از نمودار نایکوییست تشخیص داد. تو این نمودار وقتی که به محور حقیق نزدیک تر باشیم مقاومتی تریم و وقتی که ازش دور بشیم سلفی/خازنی تر هستیم و المان های جدیدی مثل Warburg element و یا Constant phase element وارد ماجرا میشن که تو نمودار نایکوییست قابل تشخیص هستن. 

  • Mahdi TR

بیرون از جعبه

دوشنبه, ۱۸ بهمن ۱۴۰۰، ۰۶:۴۰ ب.ظ

سلام

اول این که نمیدونم فقط برای من اتفاق افتاده یا فونت صفحه مدیریت وبلاگ شما هم به هم ریخته.

یاد اون موقع ها میفتم که خیلیا از فونت انتخاب کردن سر در نمیوردن و همه چیز رو با arial و times new roman که تو فارسی کابوس هستن پرینت میگرفتن.

این سایت ماشین حساب های خیلی مختلفی داره برای حساب کردن فرمول های فیزیکی و ... 

https://keisan.casio.com/exec/system/1258042695

الان متوجه شدم که سایت Casio هست که پدرم یه ماشین حساب مهندسی قدیمی ازش داشت! یه زمانی برای خودشون کامپیوتری بودن.

این صفحه ای که لینکش رو گذاشتم اثر دوپلر امواج الکترومغناطیسی رو بر اساس سرعت متحرک حساب میکنه.

که فارسی تر، میشه مقدار تغییری که تو فرکانس نور بوجود میاد وقتی که منبع نور با یه سرعتی به ما نزدیک یا دور میشه،

که فارسی فارسی تر میشه همون اتفاقی که تو صدای ماشین هایی که به ما نزدیک میشن و دور میشن میفته. صداشون از بییییی وقتی به ما نزدیک میشن به بـــــــییی وقتی از ما میگذرن و دور میشن تبدیل میشه.

که اون جا راجع به بم تر شدن صدا وقتی منبع ازمون دور میشه و زیر تر شدن وقتی به ما نزدیک میشه صحبت میکنیم و تو امواج نوری، آبی تر شدن وقتی به ما نزدیک میشن و قرمز تر شدن وقتی از ما دور میشن.

که توی بررسی حرکت ستاره های اطرافمون خیلی کمک کرده. ما نور هر ستاره ای رو اندازه میگیریم میبینیم که کمی به سمت قرمز شیفت شده. که نشون میده همه چیز از ما در حال دور شدن هست و کمک میکنه جهت فلش زمان رو برعکس کنیم و ببینیم که در گذشته اینا به هم نزدیک بودن که الان از هم دارن دور میشن. که تئوری بیگ بنگ از اینجا شروع میشه.

حالا اینا رو گفتم که بگم بنظرم کسایی باهوش تر هستن که میتونن بیرون از جعبه فکر کنن. یعنی خارج از چهارچوب های جدی بحث، بتونن ارتباطات پیدا کنن:

بنظرم دقیق حرف زدن و علمی حرف زدن کار سختی نیست ولی مثل این دوستمون طنز تو بحث های جدی پیدا کردن کار سختیه!

میگه از روی کنجکاوی داشتم حساب میکردم با چه سرعتی باید به چراغ قرمز نزدیک بشم که رنگش سبز بنظر بیاد! 

که بنظرم کمدی جالبی داره. یکم تشریح قورباغه اگه بخوام بکنم،

برای یه کسی که میدونه ابعاد قضیه رو این سرعت هایی که ازش صحبت میکنه در اردر سرعت نور هست. مثلا وقتی با سرعت نزدیک 10درصد سرعت نور حرکت کنیم شاید همچین اتفاقی بیفته. که یعنی 30.000 کیلومتر بر ثانیه. که با ماشین و روی زمین نشدنیه.

از اون طرف برای هر کسی که رانندگی میکنه این سوال بوجود میاد که برای چراغ قرمز باید وایسته یا احتمال این هست که تا برسه سبز بشه

یا با چه سرعتی باید ترمز کنه تا سرعتش خیلی کم نشه ولی اگه قرمز موند بتونه ایست کنه.

حالا ایشون داره میگه که نه تنها ترمز نمیکنم بلکه انقدر گاز میدم که رنگ نور قرمز به سبز شیفت پیدا کنه و رد بشم.

که تو رفتار های اجتماعی هم خودش رو نشون میده. اگه یه نفر با سرعت زیادی یه کاری که بنظر درست نیست رو انجام بده و خیلی زود ازش رد بشه، کسی بهش ایراد نمیگیره چون توجه آدما محدوده. شعبده باز ها اینجوری ذهن ها رو کنترل میکنن. 

از یه طرف دیگه داره میگه که الان باید بخوابم ولی اومدم اینو ببینم چقدر میشه. که میتونیم همدردی کنیم باهاش وقتی ساعت 3 شب که باید خواب باشیم داریم یه چیز عجیب غریب تو یوتیوب نگاه میکنیم یا تو وب میچرخیم.

از یه طرف دیگه شغلش رو زده self employed که یعنی جایی استخدام نیست که چیز بدی نیست. یعنی خودش برای خودش کار داره ولی از یه طرف دیگه تو این جوک، داره میگه مسئولیت جدی نداره و بیکاره عملا ولی اینو انتخاب کرده!

  • Mahdi TR

کنترل دما

جمعه, ۷ آبان ۱۴۰۰، ۰۹:۰۳ ب.ظ

 

 

سلام

 

شاید اون موقع که اینو مینوشتم فکر نمیکردم چند سال بعد دوباره مشغول به کالیبره کردن سنسور های دمای NTC باشم.

 

یکی از چیزایی که بهش اعتقاد دارم اینه که هر کسی هر کاری میکنه داره رو خودش کار میکنه.

کسی که داره مدیریت میکنه داره خودش رو مدیریت میکنه و کسی که داره سنسور دما تنظیم میکنه داره دمای خودش رو تنظیم میکنه.

Business، مشغولیت افراد، یعنی چیزی که بهش Busy، مشغول، هستن یکی از اولین انعکاس های درون اون آدما هست. اتاقشون یکی دیگه از انعکاس های قوی درونشون هست. چون این دوتا چیزی هست که وقت زیادی رو توش میگذرونن.

 

کاری که داریم این روز ها میکنیم کالیبره کردن دمای چند تا سنسور دما هست که اگه کمی باهاشون درگیر باشید میدونید که کار خیلی سختیه. چون سیستم های دینامیکی هستن، یعنی یه سنسور دما یه مقدار طول میکشه تا خروجیش برسه به حالت دائمی. بخاطر مسائل حرارتی، بین یه سنسور کالیبره که داریم و این سنسور ها یه اختلافی بوجود میاد که کار رو سخت میکنه. اگه تهویه باشه خطا بوجود میاد و ...

خلاصه تو یه مقدار فوم عایق حرارت سوراخی درست کردیم و یه تیکه آلومینیوم گذاشتیم و سنسور کالیبره و سنسور دما ها رو با یه عالمه خمیر سیلیکون (در واقع بورون نایتراید که شبیه خمیر سیلیکون سابق عمل میکنه و حرارت رو خوب منتقل میکنه) و یه مقاومت در اون طرف آلومینیوم خیلی آروم دما رو بالا بردیم و چند هزار تا نقطه ثبت کردیم. در نهایت هم با یدونه معادله درجه 5 تونستیم دقتی که میخواستیم رو از 15 درجه تا 45 درجه بگیریم که 0.05 درجه سانتیگراد بود. البته 0.1 برامون بس بود. 

برای تایید کردن هم چند تا دمای مختلف رو بهش دادیم که تو شکل میبینید و تایید کردیم که ترمیستور ها با دقت خوبی کارشون رو انجام میدن. البته این که میبینید اختلافشونه. مقدار مطلقشون هم خوب بود.

 تو دینامیک میبیند که چون یکی از ترمیستور ها یکم سریع تره حسابی اختلاف زیاد میشه ولی تو حالت دائمی اختلاف کمی دارن.

 

 

اینا رو گفتم که بگم وقتی آدم خیلی دمای وجودش کم باشه کاری رو نمیتونه جلو ببره و تو آتیش حرارت بقیه میتونه بسوزه. از اون طرفم اگه کسی آتیشش خیلی تند باشه از کوره ممکنه در بره و خودش رو کوچیک کنه. نقطه ی بهینه کنترل کردن دما - در حد میلی درجه سانتی گراد - هست و در حالی که دمای وجود آدم بالا هست، ولی تحت کنترل، گفتن حرف ها. یه مرحله بالاتر میشه Cool بودن که فکر میکنم با تجربه ی خیلی زیاد بدست بیاد که آدم نقطه ی آشوب عالم باشه درونش ولی بیرون و سطحش ساکت و آروم بنظر بیاد. صورت Poker Face. 

 

  • Mahdi TR

اکسل

جمعه, ۲۳ مهر ۱۴۰۰، ۰۸:۳۶ ب.ظ

 

سلام

 

بعد یادگرفتن شونصد تا نرم افزار مختلف شبیه سازی و طراحی و ارتباطی و برنامه نویسی و ... آخرین مرحله برام تا اینجا یادگرفتن نرم افزار اکسل بوده!

خیلی جالبه برام که چقدر کار رو راحت تر میکنه و ارتباط با آدما رو آسون تر میکنه. میشه اطلاعات رو داکیومنت کرد توش و کامنت نوشت و برای یه نفر دیگه ارسال کرد. یا محاسبات رو اتوماتیک کرد. قبلا ها خیلی رو هوا بود کارام ولی الان که با چند نفر دیگه باید کار کنم نیاز دارم که کارام رو داکیومنت کنم و قابل فهم برای بقیه کنمشون. 

  • Mahdi TR

یخش شکسته یا نه؟

پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۱۰:۳۱ ب.ظ

 

سلام

 

نمیدونم بعد 4 امین پست تو دو روز یخ بیان که این روز ها خیلی ازش صحبت میشه شکسته یا نه.

 

ولی از دستاورد های چند ماه اخیر، لحیم کردن مقاومت های کوچیک روی پین هدر و تبدیل کردنشون به مقاومت های پایه دار بوده.

در هفته اخیرم روی پین هدر های رنگی رنگی لحیمشون کردیم که خوشگل تر هم هستن!

 

داریم این روزا یه سیگنال حدود 10 کیلوهرتز درست میکنیم و از این مقاومت ها رد میکنیم و جریانش رو اندازه میگیریم. 

یه پارامتری توی خون هست به اسم هماتوکریت که با مقاومت خون (امپدانس خون) یه روابطی داره. 

این قراره اون رو اندازه بگیره. دقت اندازه گیریمون باید خیلی خوب باشه و الان به حدود 0.25+-% در کل محدوده مقاومتی رسیدیم که من شخصا خیلی خوشحالم. دیگه با سخت افزاری هم که استفاده میکنیم از این بهتر فکر نمیکنم بشه انجامش داد. 

 

اون نارنجی ها چسب مس هستن و روشون مقاومت رو مینوشتم. چون برچسب نداشتیم. 

 

  • Mahdi TR

آدم بد

پنجشنبه, ۷ مرداد ۱۴۰۰، ۰۶:۲۰ ب.ظ

سلام

 

بنظرم تو زندگی بیشتر برنامه نویس ها یه لحظه ای هست که بجا این که اینجوری بنویسن:

void function()

{

...

}

میان و اینجوری مینویسن:

void function(){
...
}

اونجاست که میبینن به همون چیزی که همیشه ازش بیزار بودن تبدیل شدن!

اونجاست که میبینن اونا هم میتونن آدم بدی باشن.

از اونجا ببعد آدمای خطرناکی میشن.

  • Mahdi TR

spwm

جمعه, ۱ مرداد ۱۴۰۰، ۰۷:۰۷ ب.ظ

سلام

 

یکی از چیزای جالب زندگی که همیشه برام تکرار میشه توضیح دادن SPWM هست و تاحالا فکر کنم 100 دفعه ای توضیحش داده باشم. خیلی جالبه. مثل خیلی اکت های دیگه ی زندگی که تکرار میشن تا بهتر کنیم خودمون رو توی این زندگی من این اکت تکرار میشه.

 

 

فکر کنید همچین موجی رو میخوایم بسازیم. یک شکل موج آنالوگ که تغییر مقادیرش بین 0 و مثلا 3 ولت به نحوی هست که یک تابع سینوسی رو میخواد برامون نشون بده.

یک راهش اینه که منبع ولتاژی داشته باشیم که تو هر لحظه بهش بگیم  v = sin(wt) = sin(2*pi*fw*t) برامون سینوسی ای با فرکانس زاویه ای w یا فرکانس fw درست کنه.

همه چیز خوبه روی کاغذ تا جایی که متوجه میشیم همچین وسیله ای معمولا دم دستمون نیست. ماها با میکروکنترلر هایی کار میکنیم که میتونن خروجی دیجیتال 0 و 1 درست کنن. 

 

یک راهش اینه که میکروکنترلری بخریم که DAC, digital to analog converter داشته باشه. یعنی بهش بگیم این ورودی دیجیتال رو به آنالوگ تبدیل کن. توی کد هر لحظه مقدار دیجیتالی که متناظر با شکل موج سینوسی هست رو بهش بدیم. مثلا اگه از سینوسیمون با فرکانس fs نمونه برداری کردیم تو هر لحظه Vdac = 1.5+1.5sin(2*pi*n*fs/fw) بهش بدیم. بعدش هم Vdac رو به یک عدد دیجیتال تبدیلش کنیم. مثلا ممکنه 0 تا 4095 رو به 0 تا 3.3 ولت تبدیل کنه. این اعداد رو باید مپ کنیم به اون عدد های صحیح.

یا میشه DAC خرید به شکل یک آی سی جداگونه.

ولی در کل خیلی وقتا این روش قابل دسترسی نیست چون نمیخوایم DAC بخریم و DAC نداریم یا کلا این سیگنال به یک امپلیفایر میخواد بره مثلا طبقه قدرت یک درایو موتور که فقط روشن و خاموش سرش میشه. 

 

راه دیگه ای که بهش مدولاسیون-modulation میگن اینه که بیایم و سیگنال آنالوگمون رو با یک سیگنال دیجیتال مدوله-modulate کنیم. 

نمیخوام وارد تعریف دقیقش بشم چون نمیدونم تعریف دقیقش چیه ولی فکر میکنم تعریف مدولاسیون سوار کردن سیگنال فرکانس پایین بر یک سیگنال فرکانس بالا هست. که بعدا توسط فیلتر و احیانا اعمال دیگه به سیگنال اصلی برگرده. مثلا صدای شما 0 تا 20 کیلوهرتز (بیشتر 0 تا 4-5 کیلوهرتز شاید) هست ولی وقتی میخواید صدای ده نفر رو روی رادیو FM بفرستید نمیتونید همه ی سیگنال ها رو روی هم بندازید. 

میاید از Frequency Modulation که میشه FM استفاده میکنید و با اعمال شاقه سیگنال صدا رو میفرستید مثلا رو 98 مگاهرتز. صدای نفر بعد رو میندازید رو 98.2 و ... اینجوری با هم تداخل پیدا نمیکنن و تو سمت گیرنده با تلاش یک PLL یا مدل های دیگه ای که بلد نیستم صدا رو برمیگردونید به همون فرکانس اصلی.

بگذریم.

اینجا کار سختی انجام نمیدیم. یکی از ساده ترین مدولاسیون ها هست:

 

میایم از روشی به اسم PWM استفاده میکنیم. که یعنی Pulse Width Modulation. یعنی مدولاسیون عرض پالس. این روش میگه که اطلاعات سیگنال آنالوگ رو میام و روی یک سیگنال فرکانس ثابت با فرکانس خیلی بیشتر سوار میکنم. روی عرض پالسش. همون طور که تو شکل میبینید موقعی که میخوایم ولتاژ کمتری رو مدوله کنیم عرض پالس کوچیکه و وقتی میخوایم ولتاژ بیشتری رو مدوله کنیم عرض پالس زیاده. توجه کنید که پریود پالس ثابته و زمان 1 بودنش عوض میشه. هرچقدر بیشتر یک باشه میگن duty cycle اش بیشتره. دیوتی سایکل از تقسیم زمان یک بودن به پریود سیگنال حساب میشه.

 

خلاصه که فرکانس PWM رو مثلا 20 برابر فرکانس سینوسی میگیریم تا بتونیم خیلی راحت با یک فیلتر RC که مرتبه یک باشه فرکانس اصلی رو استخراج کنیم. فیلترای مرتبه بالاتر سیگنال تمیز تری رو میدن با احتمالا تاخیر فاز بیشتر.

 

 

سینوسی شما آماده است...

کشیدن اینا پای تخته گریه ی آدم رو در میاره ولی اینجا خیلی راحت تر بود :)

  • Mahdi TR

لذت برنامه نویسی

سه شنبه, ۱۵ تیر ۱۴۰۰، ۱۰:۳۱ ب.ظ

 

سلام

 

تو شرکت فرصتی پیش اومد که یه رابط کاربری برای یکی از وسایلمون بنویسم و میخواستم با Qt بنویسمش ولی دانلودش کردم و یادم افتاد که  سر و کله زدن با C++ کار من نیست

یادم اومد Python برای کسایی که نمیخوان خیلی با برنامه نویسی درگیر بشن ساخته شده. دانلودش کردم و از افزونه ی Tkinter اش استفاده کردم و تو زمان خیلی کمی این رابط کاربری جمع و جور شد.

 

مخصوصا قرار دادن یه matlab plot وسط قضیه خیلی خیلی راحته. با چند خط کد میشه کل اون پلات متلب رو با تمام ویژگی هاش انداخت وسط صفحه و استفاده کرد ازش.

اگه برنامه نویس باشید واقعا درد داره خوندن این متن ولی به عنوان کسی که بیشتر با سخت افزار سر و کله زده میگم که خیلی خیلی کار راه بندازه. کل این حدود 400 خط شد.

 

حالا اینا مهم نیست.

بیشتر میخواستم بگم اون حسی رو که هدفون رو بزارم رو گوشم و به مدت 4-5 ساعت از کل دنیا unplugged بشم و برم تو کامپیوتر رو خیلی وقت بود تجربه نکرده بودم. انقدر نوستالژیک بود که بعدش اشک تو چشمام جمع شد. واقعا نرم افزار خیلی را دست تر از سخت افزاره. ولی چه کنیم که مهندس برق آفریدنمون. که البته دلیل نمیشه بیشتر فوکس ام رو روی برنامه نویسی نزارم. 

الان تو شرکت یک مهندس دیگه داریم که داره سخت افزار رو درست میکنه و خیلی خوشحالم که لازم نیست من اونی باشم که بخاطر یه غبار چند پیکو آمپر از دست بدم و دنبال این بگردم که چی کجا خرابه!

 

 

  • Mahdi TR