نوشته های من

:)
نوشته های من

Do you dream about being interlinked?

interlinked

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

بچه ها

پنجشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۸، ۰۷:۴۶ ب.ظ

سلام

 

لویی سی کی یه جوک جالب داره در مورد بچه ها که در مورد بزرگ شدنشون حرف میزنه.

https://www.youtube.com/watch?v=g4ChGjFWfkE

 

امروز نمایش پیانو نواختن بچه ی یکی از دوستام بود و منم باهاشون رفتم. دو تا داور بودن و یه جمعیت زیر 30 نفر از خونواده هاشون.

ولی خب چیزی که خیلی جالب بود همین جوک لویی سی کی بود که میگه این همون بچه ایه که 2 سال پیش نمیتونست اصلا راه بره. حالا داره میرقصه یا داره پیانو میزنه یا ...

خیلی تجربه ی دیدن بزرگ شدن بچه ها باید جالب باشه.

حتی یکیشون بود که پاش به پدال هم نمیرسید ولی با نوک شصت پاش دو سه بار پدال رو فشار داد و خیلی خوب هم اجرا کرد.

-------------

چیز دیگه ای که خیلی دوست داشتم خانمی بود که داور بود. دو-سه تا مورد تو رفتارش رو دوست داشتم. خانمه فکر میکنم استاد توی دپارتمان هنر همین دانشگاه خودمون بود.

1- بسیار بسیار دقیق بود. بسیار بسیار. عاشق وقتی ام که یکی رو میبینم که عاشق کارشه و با دقت انجامش میده. اگه این دنیا صحنه نمایش ماست، با غر زدن و پیچوندن کار و ... اصلا نمایش خوبی درست نمیکنیم.

2- لباس فیت و دقیق و مرتب. و مِشکی!. خیلی مشکی. میدونم لباسای رنگی انرژی روزانه آدم رو بیشتر میکنه و کلا بهتره ولی هر کاری میکنم تهش به مِشکی پوشیدن ختم میشه کارم. عاشق مِشکی ام و خوشم میاد وقتی کسی تیپ مشکی میپوشه.

3- با این که داور دقیقی بود خودش رو نمیگرفت و چون طرف کارش بچه ها بودن، خیلی خوب مشکلات کارشون رو توضیح میداد براشون. همچنین از قسمت هایی که خوشش اومده تعریف میکرد. توی نقد کردن خیلی وقتا تعریف کردن فراموش میشه در حالی که همین تایید انرژی و تلاشی که یه نفر برای انجام کارش گذاشته، باعث میشه که طرف گاردش رو بیاره پایین و زده نشه و بعد که طرف احساس دوستی کرد، میشه انتقاد سازنده کرد. 

 

نمیدونم ویدئو های گوردون رمزی Gordon Ramsey رو دیدید. ایشون یه رستوران دار و آشپز خیلی معروف هست که کلی نمایش تلویزیونی هم درست کرده. یه سری ازین نمایش ها اینجوریه که میره تو رستورانایی که دارن ورشکست میشن و مشکلاتشون رو بهشون نشون میده. اگه یه بار دیده باشید میدونید که خیلی عصبی میشه وقتی ایراد توی کار میبینه. بعضی وقتا انقدر جدی میشه که حس میکنید الان با چاقو به طرف حمله میکنه. تو نمایش هایی که با آشپز های رستوران های خودش هست، خیلی خیلی دیگه جدی میشه و بهشون حتی توهین هم میکنه چون انتظار رفتار خیلی حرفه ای داره. انتظار داره که آموزش هایی که دیدن رو خیلی درست انجام بدن. دلیلشم اینه که رستوران هاش برای این بهترین رستوران ها هستن که توشون آشپز هایی هستن که کارشون رو حرفه ای انجام میدن.

در مقابل یه مسابقات آشپزی برای بچه ها داره که تفاوت محسوس رفتارش با بزرگسال ها توشون قابل رویته. با بچه ها خیلی خیلی مهربون رفتار میکنه چون میفهمه که انتظار رفتار حرفه ای و دقیق از بچه داشتن کار نابخردانه ایه. خیلی درس خوبی میتونه باشه برای رفتار با بچه ها.

 

  • مهسایه

نظرات (۵)

  • فاطمه حسینی
  • اخی :)

    پاسخ:
    آره :)
  • هیوا جعفری
  • چقدر جالب :)

    پاسخ:
    مرسی :)
  • سُولْوِیْگ .🌈
  • چه‌قدر دلم برای اون دختر ایدیت سندویچ سوخت. چه حس بدی باید داشته باشه توی اون لحظه.

    تماشای بزرگ شدن بچه‌ها باید خیلی جالب باشه. من تو خواهر خودم دارم می‌بینمش تا حدی، این‌که تا دیروز چهاردست‌وپا می‌رفت و الان نقاشیایی می‌کشه که دهنم باز می‌مونه و چند وقت دیگه باید انتخاب رشته کنه و غیره و غیره. (منظورم از چند وقت هفت سال دیگه‌ست البته) و نمی‌دونم که این حس برای پدر و مادراشون چه‌جوریه، باید جالب باشه. احتمالا. 

    پاسخ:
    خیلی برای منم ناراحت کنندس این شو هایی که با آشپز های خودش کار میکنه. نابودشون میکنه انقدر استرس بهشون میده. ولی خب راهیه که انتخاب کرده و میدونه با این آدم طرف میشه.
    چه باحال. منم حس میکنم داداشم بزرگ تر شده و اون چیزی که قبلا بود نیست که خیلی جالبه :) باحال باید باشه اگه خوب وقت بزارن رو بچه و نتیجش رو ببینن.

    دیگه میگن 

    چون سر و کار تو با کودک فتاد 

    پس زبان کودکی باید گشاد

    پاسخ:
    خیلیا شاید میدونن ولی انجامش نمیدن :/

    به نظر من یکی از بُردهای آدم توی زندگیش پیدا کردن رشته و شغلی هست که دوستشون داره و با لذت انجامشون میده.

    پاسخ:
    خیلی خوب میشه اگه بشه