نوشته های من

:)
نوشته های من

Do you dream about being interlinked?

interlinked

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

درس زندگی

چهارشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ۰۵:۰۲ ب.ظ

سلام

 

میگن

آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است

Fake it

till you make it

 

مخصوصا درباره روابط اجتماعی و عادت های شخصی :)

 

یعنی اگه میبینید یه چیزی خودش جلو نمیره، اداشو در بیار و کم کم میبینی جدی جدی داره جلو میره.

 

 

  • مهسایه

نظرات (۱۶)

  • فاطـــღـــمـه ツ
  • سلام ، درسته 👌

    پاسخ:
    سلام!
    مرسی :)

    بعضی وقتا اداش رو درآوردن هم خیلی سخته! 

    پاسخ:
    آره نقش بازی کردن و بازیگری که خوب باشه سخته! 
    که خطرناکم هست. آدم ممکنه بخاطر منافع شخصیش و توانایی بازیگریش بقیه رو اذیت هم کنه! دیگه اونجا به شرایط بستگی داره :)

    خیلی به موقع بود این پست:))

    امروز داشتم فکر می‌کردم به ادا درآوردنم ادامه بدم یا تمومش کنم:))))

    پاسخ:
    مرسی!

    اگه آدم زیاد نقش بازی کنه ممکنه خودش رو گم کنه. اون یکم بده. حتما یه فرصت و یه آدمایی باید باشن بنظرم که آدم باهاشون خودش باشه.

    سلام 

    اگه خودت تجربه ش را داری بگو لطفا 

    چون این حرف امام علی هم هست

    مصداق می خوام

    پاسخ:
    سلام

    من درس خون نبودم چندان ولی نشستم انقدر به خودم تلقین کردم و خودم رو فشار دادم که روی 4-5 ساعت منظم میخوندم
    یا مثلا ورزش نمیکردم و خودم رو بردم باشگاه و تحقیقات کردم و یهویی بعد چند وقت از همه بیشتر ورزش میکردم
    یا مثلا اعتماد به نفسم تو حرف زدن با بقیه کم بود انقدر خودم رو انداختم تو موقعیتش که درست شده نسبتا
    یا مثلا یکی چون فکر میکرد باهاش بد بودم اذیتم میکرد و انقدر ادای دوست داشتن رو در اوردم که هم اون مهربون شد باهام هم من اون حس اذیت شدن ازش رو دیگه ندارم
    همه چیز دست خودمونه بنظرم. فقط باید راهش رو پیدا کنیم.

    صحیحه ( یک عدد باتجربه که خودش اینکاره است)

    پاسخ:
    :))

    چه قدر خوب که من این پست رو دیدم :))

     

    پاسخ:
    خیلی خوب :))
  • کوثر متقی
  • چه خوب ...

    کلا وقتی میدونیم تو مسیر درستیم باید ادامه بدیم .توقف و تسلیم شدن خوب نیستن.

     

    پاسخ:
    آره. حتی روزایی که عجیب غریب میشه
    سلام مهندس چرا دیگه نمی نویسی؟ :(
    پاسخ:
    سلام!!
    دیروز دسترسیم به وبلاگ باز شد. فکر کنم. پست بیاد مینویسم :( مرسی که سر میزنی:)
    نه دیگه همونم پشیمونم .
    پاسخ:
    چرا آخه :(

    سلام

    سخته ولی توی روابط اجتماعی ادا در اوردن واسم :( اونو چطوری؟

    پاسخ:
    یا باید جمع رو عوض کرد یا الکل کمک میکنه. راهای دیگه هم هست. شاید بعدا گفتم.

    الکل؟ :)))) اینجا؟:))

    دلم تنگ شده بود.

    پاسخ:
    :) به سلام! مرسی سر زدی :)
    حالت چطوره ؟  

    اینجا برام همیشه مفید بوده (: 

    حالمم خوبه.اومدم دیدم 4 تا از ستاره هام مربوط به جمع شدن وبلاگای محبوبمه.

    صفحه رو بستم رفتم.

    تو خوبی

    پاسخ:
    مرسی:) 
    اینجا رو نمیدونم چی کارش کنم. شاید دوباره نوشتم ولی الان دارم میبینم رو کاغذ نوشتن برای خودم رو بیشتر دوست دارم. ببینم چی میشه :) 
    برکت از وبلاگا رفته! 
    منم خوبم. اینجا خیلی سرد شده و آفتاب خیلی کم شده انرژیم نزدیک صفره. شنبه هم یه امتحان زبان دارم برای کارام یکم برای اون داشتم میخوندم.

    (:

    نگو، من اینجارو دوست دارم.لطفا تو دیگه اینجارو نکش(:

    اره واقعا رفته.

    پس برات از اینجا بگم: با اینکه نزدیکای زمستونه ولی ابادان همچنان افتابش گرمه! و پنجره اتاق دقیقا رو ب تختمه و میزنه نوازش میکنه.عالیه.

    خونه رطوبت داره،مجبوریم پنجره رو باز بزاریم تا خشک بشه.اکه این افتاب ریقوی نصفه جون نبود معلوم نبود میخاستیم چیکار کنیم(:

    برات افتاب ارزو میکنم.

    امیدوارم امتحانتو خوب بدی.

    پاسخ:
    ممنونم :)
    نه نگهش میدارم شاید یه چیزای دیگه ای نوشتم 
    خیلی خوبه با زندگی صفا میکنی :)
    تو خونه مرطوب بودم شبا خیلی اذیت میکرد. البته خوبه سرد نیست چون اگه خنک باشه و مرطوب بشه قارچ و کپک و ... ممکنه رشد کنه که برای تنفس خوب نیست، که اونجایی که بودم مبتلا به بود!
    ممنون! آفتاب خیلی خوبه
    ممنونم امیدوارم روزای خوبی داشته باشی

    چطور شده که نمینویسی یه مدته؟

    پاسخ:
    نمیدونم والا. دیگه نمیاد اون حسه که یهویی مینوشتم!
  • سعید افشاری
  • سلام آقا علی

    حقیقتا یاد شما افتادم و گفت بیام سر بزنم، دیدم چقدر دوستان با معرفت دارید و من چقدر دیر رسیدم.

    ان شا الله همیشه سلامت باشید

    به یادتان هستیم

     

    پاسخ:
    سلام سعید جان :)
    مرسی اینورا سر زدی :) دوستان لطف دارن 
    ممنون به یادم بودی :)