نوشته های من

:)
نوشته های من

Do you dream about being interlinked?

interlinked

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

سابیدن روح

چهارشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۹، ۰۹:۱۸ ب.ظ

سلام

 

یه موقع هایی هست که میخوام صفحه مدیریت بلاگ رو باز کنم و دستام رو همینجوری بزنم رو کیبورد تیحشستگشیسکتههتکیصکتهخهتکضبثصتهحگضثبتخرشیتخحگگشیرنگئشزنمزشسنئن/مد

و فقط خالی کنم یه چیزی رو که نمیدونمم چیه. بعضی حسا هست که اصلا نمیشه توصیفشون کرد و یه مخلوطی از عشق و تنفر و امید و نا امیدی و گیج بودن تو گذر زمان هست که وقتی بهش آگاه میشم، به این که هیچ چیزی رو تصمیم نمیگیرم و زندگی هر جوری بخواد برام جلو میره آگاه تر میشم و دوست دارم یه جوری این سابیدنم به دیواره هایی که دور و برم چیدن و دارم توشون به سمت آینده مالیده میشم رو به کلمه تبدیل کنم.

بعضی روزا انگار چند ساعتی به یه زمین باز میرسم که دیواری نداره سابیدگیش کمتره بعضی روزا هم انگار از قصد دیوار ها تنگ میشن و فشار بیشتر میشه که juice وجود آدم در بیاد. 

و این juice هه خودش برای خودش فقط یه حسه و این که آدم شانس بیاره بتونه به کلمه تبدیلش کنه تابع خیلی چیزاست. 

خیلی وقتا نمیشه و اون حس چیزی بیشتر از نیسمگشنگشیستکگسشیتنگتیسشنگمتنیشسمت ن نیست. منظم نیست. 

 

و خیلی وقتا برام سوال میشه این لولیدگی های حروف الفبا چرا انقدر عجیبن و چی شده که اینا برای ما معنی دارن. چیه این حروف انقدر خاصه که میتونه اون حس رو به معنای قابل انتقال تبدیل کنه. ل رو ببینید چقدر جالبه. م هم خیلی جالبه. منحنی هستن و تو ذهن ما صدا تولید میکنن. اسم دارن برای خودشون. شاید اینا ما رو ساختن. شاید اینا وجود داشتن. شاید اون عدمی که ما ازش خلق شدیم از معنای خالص و یکنواخت بوده و این شکافی که توش ایجاد شده و بیگ بنگ رو بوجود اورده و ساختار های کریستالی منظم معنی دار مثل مغز ما رو درست کرده. شاید شکل اصلی زبان شبیه این لولیدگی های مغزه. شاید مغز ماشین دریافت زبانه و شبیه ترین چیز سه بعدی به ساختار ابعاد بالاتر زبان مغزه. و برای همین متوجهش نمیتونیم بشیم. 

شاید اول کلمه آدم بوده و بعد ساختار آدم در طول 13.8 میلیارد سال سعی کرده به معنای این کلمه نزدیک بشه. 

یه نفر میگفت 

Time is the Theater of God's becoming

یعنی این زمانی که تجربه میکنیم عرصه ی ظهور خداست. همه چیز به سمت کامل شدن و پیچیده شدن و تو هم رفتن میره. به سمت لولیدن و شبیه تر شدن به ساختار خالص زبان. به سمت فهم بیشتر اجزا از همدیگه. به سمت ارتباطات بالاتر و یگانگی. و کم کم به سمت ظهور خود خدا داریم میریم. به سمت آدم هایی که در قالب بدن انسان، خدایی ترین صفات و پر معنا ترین ارتباطات رو دارن.

 

شما رو به این نمایش از Night Wish دعوت میکنم به اسم The Greatest Show on Earth

برداشت خودشون رو از این نمایش بزرگ تا ایتجایی که اومدیم رو قالب موسیقی تونستن حس کنن و برای ما بیان کنن. این اون شکلی هست که خدا ماها رو میبینه. خدا داره نمایش اقتدار ظهور خودش رو کارگردانی میکنه و همه ی این آدم ها پیامبر ها و منجی ها و بشارت دهنده هایی هستن که دارن به هم عصری های خودشون میگن که یه چیز خیلی بزرگتر و غیر قابل فهم داره به سمتمون میاد که ماها مثل دونه های شن هستیم که میخواستن ظهور آدم ها رو درک کنن. نمیتونن درک کنن و در مسیر درست کردن اون آدم ها بودن. تمام مدت تمام ساییدگی های سنگ ها، تمام انحلال کانی ها و بقیه واکنش های شیمیایی و فیزیکی صحنه ی ظهور ما آدم ها تو این سیاره بوده و ماها هم بخوایم یا نخوایم داریم برای ظهور یه موجودات بالاتر از خودمون صحنه سازی میکنیم. هر کاری هم بکنیم در همون جهته. 

 

 

  • مهسایه

نظرات (۱)

  • میرزا نوشته
  • فلسفه جالبی دارین

    هرچند با فلسفه شخصی من فرق داره

    پاسخ:
    :) مرسی. خوشحالم جالبه!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی