نوشته های من

از تجربه ی انسان بودن

نوشته های من

از تجربه ی انسان بودن

نوشته های من

به شکل زیبایی تصادفی
https://www.instagram.com/mehdtr/

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

رنده

دوشنبه, ۸ شهریور ۱۴۰۰، ۰۸:۵۶ ب.ظ

 

 

سلام

 

بنظرم تمام گردش گیتی و گذر سال ها و فصل ها و روز ها شبیه یک سوهان یا رنده میمونه که میتونیم بزاریم بگذره و همچنین میتونیم بپریم روش تا ریز ریزمون کنه.

بنظرم مثل حد فاصل توی تخم بودن جوجه و شکستن تخم و جدا شدن از گرمایی که بدن مادر و لونه براش فراهم میکرده و حرکت به سمت سرد و گرم روزگاره.

بنظرم این گردش یه جوری ساخته شده که شبیه این ساحل که انقدر با امواج و برخورد سنگ ها چیزای توش رو میشوره که آشغال های شیشه ای رو هم حتی به این سنگ های زیبا تبدیل کرده

 

“My Heart Is Afraid that it will have to suffer," the boy told the alchemist one night as they looked up at the moonless sky.

"Tell your heart that the fear of suffering is worse than the suffering itself. And that no heart has ever suffered when it goes in search of its dreams.”

― Paulo Coelho, The Alchemist

بخش از کتاب کیمیاگر که میگه

یک شب وقتی پسر و کیمیاگر داشتند به آسمان بدون ماه نگاه میکردند، پسر به کیمیاگر گفت: قلب من از این باید درد بکشد میترسد

کیمیاگر گفت: به قلبت بگو ترس از درد کشیدن از خود درد کشیدن بد تر است و هیچ قلبی وقتی در جستجوی رویای خودش بوده دردی نکشیده.

 

منتهی لازمه اش حس کردن درد هاست. شاید یه جور خودآزاری بنظر میاد اولش.

 

  • مهدی خالی

نظرات (۵)

  • ماه توت‌فرنگی
  • چه قشنگ.

    چند روز پیش که داشتیم خونه تکونی می‌کردیم خیلی خسته بودم و گفتم ای خدا کی تموم میشه و خونه مرتب میشه. بعد همون لحظه با خودم گفتم چرا باید منتظر باشم تموم شه؟ چرا از همین لحظه ها و خستگی‌ها لذت نبرم؟ باورت نمیشه؛ کلی تاثیر داشت این فکر درونی و آروم شدم و خوشحال.

    پاسخ:
    چه نگاه خوبی! آره باید از مسیر لذت ببریم چون کلا داریم فقط میریم جلو و به هرچی هم برسیم بازم کار برای انجام هست.

    به کیمیاگر:

    چگونه شاد شود اندرون غمگینم

    به اختیار که از اختیار بیرون است...

    پاسخ:
    کیمیاگر غم رو به عنوان یکی از احساساش نگاه میکنه و روحش رو با اشک میشوره یا به عظمت یه داستان تراژدی فکر میکنه و هق هق گریه میکنه.
    غم های دیگه ای که میمونه فقط روحش رو سمباده میزنه 
    کلا غم رو در آغوش میگیره
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • اول عنوان رو خوندم زنده. الان که پست تموم شد متوجه شدم رنده بود. ولی انگار خیلی هم فرق نمی‌کنه؛ چون رنده شدن شاید خیلی امن نباشه ولی یه جور حس زنده بودن همراهش داره.

    (همینطوری یه جمله ساختم که این دو تا رو به هم ربط بدم :)) )

    پاسخ:
    قبول دارم! هرچقدر بیشتر آدم تو رنده فرو میره بیشتر حس میکنه زنده است دقیقا. چون معانی عمق پیدا میکنن و همه چیز بیشتر خودش میشه!

    جالبه؛۰ فاطمه خونده زنده

    من به طرز عجیبی‌خوندم رند!

    فک کردم راجب اعداد رند! بعد اخر پست گفتم چه ربطی به اعداد رند داشت

    که کامنت فاطمه رو خوندم متوجه شدم :دی

    پاسخ:
    منم رند شما رو خوندم رِند :)
    فکر کنم کسی که زیاد کیمیاگری کنه رند میشه!
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • چقد چیزای متفاوتی خونده شده :))

    پاسخ:
    آره:))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی