نوشته های من

از تجربه ی انسان بودن

نوشته های من

از تجربه ی انسان بودن

نوشته های من

به شکل زیبایی تصادفی
https://www.instagram.com/mehdtr/

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

آینه

دوشنبه, ۱۲ مهر ۱۴۰۰، ۰۵:۳۱ ب.ظ

سلام 

دیشب تو خوابم یه جایی نشسته بودم و یادم نیست داشتیم چی کار میکردیم. ولی حالت کلاس یا آمفی تئاتر داشت. یه پدر و دختری، که پدره شاید 45 سالش بود و دختره شاید 5-6 سالش اومدن و پدره دخترش رو به من سپرد انگار که قرار بود من حواسم بهش باشه. اسم دختر بچه هه آینه بود. 

دختره بامزه و ملوس بود ولی نه فهمیدم پدره کی بود نه فهمیدم کی میخواد برگرده برش داره نه هیچی. انگار گذاشتش و رفت.

 

  • مهدی خالی

نظرات (۴)

آینه هم اسم قشنگیه‌ ها...

پاسخ:
آره! تو بزرگسالی که مطمئنم اوکیه ولی این که تو راهنمایی و دبیرستان چقدر بشه از اسم بچه جوک ساخت و اذیتش کرد رو داشتم فکر میکردم. نمیدونم فکر کنم با احتساب اونا هم اسم خوبی باشه باز. 

اتفاق خیلی خوبی قرار برات بیوفته و مسئولیتی برات پشتش هستش ولی از پسش بر میای

 

مطمئن باش تعبیری که من میگم خیلی کم پیش میاد اتفاق نیوفته 

پاسخ:
چقدرم خوب ! عالیه!

چه خواب عجیبی!

پاسخ:
باید دید چی کار میخواد باهام کنه!

وقت ازدواج ت فرا رسیده.

پاسخ:
بچه اش رو که خدا داد ایشالا خانمش رو هم بده
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی