نوشته های من

از تجربه ی بودن

نوشته های من

از تجربه ی بودن

نوشته های من

به شکل زیبایی تصادفی

Instagram
www.instagram.com/mahdi.tu.ra

Drafts from a drifter/ English
ticheart.blogspot.com

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

مرسی

سه شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۷ ق.ظ

سلام

ممنون اگه برای جواب دادن این مبدل هام دعا کردید.

امشب بردیمشون و هر کدوم یه یه ساعتی کار کردن رو بین 7 تا 8.6 کیلووات.(بارشون این توان رو میکشید دست ما نبود) و برق سه فاز هم متصل کردیم. با تقریب خیلی خوبی خوب پیش رفت. تو جعبه دوم بعد نیم ساعت یه بویی میومد که با کلی گشتن به این رسیدیم که یکی از پیچای جریان بالا شل بود کمی و گرما درست میکرد.

واقعا روز پر استرسی بود 

امیدورم خدا لطف کنه و تستای بلند مدت تر رو هم پاس کنه.

ممنون از شما

ممنون از خدا

  • ظریف

استرس

يكشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۳ ق.ظ

 


سلام

باید این چند روز بریم مبدل هامون رو ببریم تست. جدا جدا حر کدوم رو تست کردیم تو توان نامیشون (1.5کیلووات) ولی این پکی که 6 تا ازیناس رو فقط تا 3.8 کیلووات حداکثر فیوز اجازه میداد. برا همین کلی استرس دارم بره و داستان بشه.

کلا شبا خوابام همش راجع به تست و بستن جعبه و ... است. اصلا خستگیم در نمیره همش تو خوابم دارم کار میکنم!

دیشبم علاوه بر اینا خواب دیدم کره شمالی موشک زد توی افغانستان(فکر کنم-چرا واقعا؟!). کلا مغزمو یه دور باید با وایتکس بشورم بعد این پروژه، دارم خل میشم.



.........


  • ظریف

تقدیر

شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۶، ۰۶:۵۳ ب.ظ

سلام

کلا مدلش اینه که وقتی شماره کارت و cvv2 و تاریخ انقضاش رو حفظ میشم باید کارته گم بشه. دیشب برای اولین بار موقعی که پول اسنپه رو میخواستم بدم کارت رو در نیوردم و از حفظ زدمش. امروز دیگه کارتم پیدا نشد :/

  • ظریف

جمعه!

جمعه, ۲۱ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۱ ق.ظ

سلام 

فکر کنم این طور که چت هام معلومه دیشب ساعت 22 خوابم برده بود و صبح ساعت 6 واقعا هیچ علاقه ای به خواب نداشتم ولی چون صبح جمعه بود انقدر فشار اوردم تا 12 ساعت خواب رو کامل کنم. واقعا حال داد! فقط بدیش این بود که رو موکتای پژوهشگاه بود و کمرم دیگه صاف نمیشه 

  • ظریف

نقل قول احمدرضا

پنجشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۸ ق.ظ

سلام

در جواب کامنت دوستمون باید بگم که تلاشمو میکنم! هنوز واجد شرایطش نیستم ولی دوستان که رفته بودن خیلی پروژه های تخیلی ای برای کسری خدمت میخواستن باید البته گشت چیزای بهتری ایشالا یافت میشه

ممنون از همدردیتون!!

---------

یه چیزی که شاید بدرد بخوره تو کار تیمی:

احمد رضا یه حرف خوبی میزنه میگه میخوای هر کاری بکنی با هرکی میبینی مطرح کن و تا جایی که میتونی ازشون کمک بخواه که هر اتفاقی افتاد نه کسی بهت غر میزنه و نه تقصیر توئه تقصیر همه میشه ! بعد تازه تهش میتونی غر هم بزنی !!

............

تاحالا شده از قیافه  رفتار یکی در نگاه اول خیلی بدتون بیاد؟

راستش من دوسال پیش توی یه سری جلسه های تیم خودرو خورشیدی غزال چند جلسه رفتم و کلا یه نفر بود خیلی روی اعصابم بود. تقدیر چنان گشت که ایشالا خودتون مطلع خواهید شد یا الان مطلعید، یه گندی بالا اوردن و امشب توی اینستاگرام هرچی میتونستم گند زدم به احوالشون و شخص اون بنده خدا. خلاصه این که حسابی خوشحال شدم! هرچند که یه سری کامنتام پاک شد چون خیلی دیگه نقاط حساسی رو هدف گرفته بودم ولی خب همونایی که مونده هم تا حد خوبی اثر سوزششون رو خواهد گزاشت.

باورتون میشه منی که کلا 1 عکس تو اینستام بود امشب اینهمه فعالیت کردم و بخاطر بلاک شدن اکانتام مجبور شدم 2 تا دیگه هم بسازم و ...

چقد خوبه از این موضع !

  • ظریف

چندین تا

چهارشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۰ ب.ظ

سلام

چند روزه تو شریطی ام که خیلی نمیشه پست گزاشت به چیزای مختلفی فکر میکردم


مثلا چرا نسل جدید بازاریا که بچه های بازاریای درست کار قدیمی بودن تا این حد حروم خور شدن. حتی جلوی پدرش نشسته قیمت رو 4 لا پنج لا حساب میکنه.


یا این که سربازی خر است همون طور که قبلا گفتم


یا این یکی که معمولا آدمایی که خیلی ایگنور هستن نسبت به واکنش های بقیه یا خیلی دوس داشتنی میشن یعنی از تیکه ها و انتقادها هیچ وقت ناراحت نمیشن یا این که خیلی رو اعصاب میشن یعنی کلا راه خودشون رو میرن و کاری با صلاح بقیه ندارن.


امروز رفتم آموزش من از یه سری روال ها بیشتر آگاه بودم تا مسئول آموزش محترم. 


از آقایی که سر کوچه باربد تو لاله زار نوشیدنی میفروشه پرسیدم چند ساله اینجاس گفت 50 سالی میشه.

فکر کنید، 50 سال به قول خودش نیم قرن. خیلیه!

  • ظریف

روزها

دوشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۴۵ ب.ظ

سلام

کاشکی یه چیزی بود آدم میخورد خوشحال میشد (بجز الکل و استعمال مواد مخدر!!)


  • ظریف

عملا شروع شد

پنجشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۳۲ ب.ظ

سلام

دیشب تو پژوهشگاه با شیدا (فامیلی شخص مذکر است) بودیم و تابلو رو سر هم میکردیم که بارون گرفت. خیلی سرمای خوبی بود. شبم تو اتاق با پنجره باز خوابیدیم واقعا حال داد. هوا واقعا پاییزه لامصب

...

حیف که سیگار نمیکشیم وگرنه واقعا میطلبید اه!

...

مرسی از نظر دهنده ناشناس :) لطف داری باعث افتخار بندس

  • ظریف

ساده

سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۲:۱۰ ب.ظ


سلام

دوست نداشتید تاحالا بجای این همه استرس و فشار، یه گربه ی توی دانشگاه میبودید که وقتی خسته میشه میره تو بهترین نقطه ای که میشناسه میخوابه و هر کی میاد یکم نازش میکنه و غذاشو هم که سر موقع میخوره؟ 

سوالم اینه که نمیشد ما آدما دنیا رو اینجوری نمیساختیم؟ مگه ما اون اول اول با این گربه هه شرایطمون فرق داشت؟ نه قطعا ولی خودمون زندگیو جوری کردیم که سخت بگذره بهمون. 


بهای سنگینی برای چیزای کمی دادیم! 

  • ظریف

دست به دست هم

دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۲:۲۶ ق.ظ

سلام

شاید فلسفش واقعا اینه که نباید تو روز عاشورا کسی به هر نحوی خوشحال بشه !

حقیقت اینه که پس فردا تحویل یه پروژه س و طبق معمول نزدیک dead line دارم کارا رو تموم میکنم

یه کار خیلی حیاتی این بود که بشه دو تا مبدل رو موازی کرد. خیلی واقعا کار طاقت فرساییه کنترلشون چون از یک جایی به بعد دیگه خیلی شبیه سازی جوابگو نیست و نمیشه محاسبات دستی هم انجام داد. من این کارو به یه نحوی قبلا کرده بودم ولی خب خیلی قابل اطمینان نبود اون روش برای هم این دفعه باید یه چیز سفت و محکم میزدم.

خلاصش این که از ساعت 15 تا الان که دو شب باشه داشتم با این کد ها ور میرفتم و هیچ جوری جواب نمیداد. قبول کنید راه دیگه ای هم نداشتم بجز این که این روز دنبال این کارا باشم

واقعا خودم هیچ وقت روز عاشورا هیچ کار غیر مربوطی انجام ندادم حتی سال کنکور 8 روز اول+تقریبا تمام روزای سال کنکور رو درس خوندم ولی این دو روز رو نخوندم!

خلاصه امسال با کلی ضرر مثل ترکیدن یه مینویل و چند بار انفجار سوییچ و برق گرفتگی از دست راست به چپ و برق گرفتگی دو انگشت و متلاشی شدن زانو های شلوار و ... این روز رو گذروندم ولی خب آخرش (تکنیکالی فردای عاشورا) تونستم اینا رو موازی کنم 


  • ظریف