اتفاق می افته

سلام
تعداد که بالا میره اتفاقات دور از ذهن هم اتفاق میفته مثلا این که 10 نفر رو تو یه بازی گانگیم نایف کنی یا 10 بار نایف بشی یا تو پابلیک فرگ اول باشی ...
- ۱ نظر
- ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۲۱:۳۳

سلام
تعداد که بالا میره اتفاقات دور از ذهن هم اتفاق میفته مثلا این که 10 نفر رو تو یه بازی گانگیم نایف کنی یا 10 بار نایف بشی یا تو پابلیک فرگ اول باشی ...

سلام
یه مشکلی که اخیرا حس میکنم اینه که درس کنترل خطی رو خیلی خوب درس نمیدن به ملت ، از کد هایی که برای پروژه الک صنع زدن معلومه ، هنوز مفهوم لوپ کنترل رو بهشون یاد ندادن ، حس میکنم میدونم مشکل از چیه،
من خودم اوایل که درس کنترل خطی رو برنداشته بودم همش سوالم این بود که چجوری میشه تو میکرو یه کدی زد که مثلا سرعت یک موتور رو کنترل کنه ؟
راه حل هایی که به ذهنم میرسید این بود که مثلا بزنیم سرعت رو بگیره ، بعد اگه کم بود زیادش کنه 1 واحد اگه کم بود 1 واحد کمش کنه. یا خیلی راه حل هایی ازین قبیل...
خوشبختانه با برداشتن این درس و کلی سرچ کردن و زدن پروژه کنترل زاویه موتور تهش متوجه شدم که باید یه کنترلری درست کنیم که کارا رو انجام بده... ولی الان میبینم تو کد های ملت یا صحبت هاشون خیلی از بچه ها مثلا کارای عجیبی کردن ، با نوشتن if و مقایسه کردن ولتاژ خروجی PWM رو تنظیم میکنن یا یکی از دوستان میگفت که چون error از جنس اختلافه پس باید تو خروجی کنترلر از PWMیی که میخوایم کمش کنیم...
این ها ممکن هست کار کنه ولی نشون میده که اساتید کنترل عزیز بلد نیستن که چطور معنی لوپ کنترل رو به دانشجو بفهمونن واقعا از درس کنترل خطی بیشتر از این انتظاریه ؟ این حداقل انتظاره...
در ضمن یه مورد دیگه ای هم که خوب درس داده نمیشه نوع سیستم هاست... این که یه سیستمی میتونه یه منحنی ورودی رو دنبال کنه یا نه ... اینم اصلا یاد نمیدن،
بهتر نیست اساتید عزیز سعی کنن با دادن دوتا CA خوب یا پروژه ، به جای یاد دادن کنترل مدرن به کسی که کنترل خطی رو پاس نکرده تا تهش!!! ، حداقل به دانشجو بفهمونن که نسبت به فلان چیز خطا داشتن چیه...
بزارید برداشت های خودم رو از این چیزا بنویسم:
معمولا سیستم هایی که ما باهاش طرفیم و میخوایم دم دستی کنترلش کنیم رو میشه به شکل مرتبه 1 و یا مرتبه 2 نوشت.
مثلا این پروژه الک صنع (البته غیر خطیه ولی...)
وقتی سیستم خاموشه و بهش دیوتی سایکل مثلا 50% میدیم سیستم شروع میکنه میره بالا تا به ولتاژ 24 ولت میرسه. این مدل بالا رفتن رو سیستم های مرتبه 1 هم دارن... پس میتونیم فرض کنیم سیستم شبیه یک سیستم مرتبه 1 هست .
حالا فرض کنید میخوایم کنترلش کنیم
فرض میکنیم که مدلش این سیستم مرتبه 1 باشه

مدل خوبیه ، چون که شبیه سیستم خودمون میرهه بالا
حالا میایم حلقه کنترل رو میبندیم و ورودیش رو 30 میزاریم و برای کنترل یک P تنها میزاریم با مقدار 4:

خروجی اسکوپ میشه :

یعنی این که با یه خطایی به مقدار نهایی میرسه که خوب نیست ... نمیتونه پله رو دنبال کنه چون تو تابع تبدیلش قطب تو 0 نداره
حالا میایم یک I هم اضافه میکنیم... I یک قطب به تابع حلقه باز اضافه میکنه پس انتظار داریم خطا 0 بشه

بعد اسکوپ رو میبینیم

خیلی دیر میرسه
گین انتگرال گیر رو زیاد میکنیم:

خروجی به خوبی میرسه به 30

حالا هی بیا قضیه مقدار نهایی رو بنویس ... خب اگه این قضیه جواب میداد که ملت نمیپرسیدن خطا یعنی چی ...
بعد بیاید کنترل مدرن رو براشون ببند آخه از اوگاتا که خفن تر نیستی د، اون قدر که اون درس داده مدرن رو تو خطی درس بدید ملت زده نشن و جداقل این مسائل بیسیک کنترل رو بفهمن... کسی که یک ترم سر کلاست میاد این چیزا رو وقتی بلد نیست یعنی این که شما نه تنها وقت خودتون رو تلف کردید بلکه وقت بچه ها رو هم تلف کردید
سلام
پریروز سر ابزار دقیق 3 تا اتفاق جالب افتاد
اولیش این که فهمیدم تو کلکتور مشترک از امیتر خروجی میگرفتیم :|
دوم این که نقش مقاومتی که تو آپ امپ در حالت تقویت کننده وارونگر مثلا از پایه + به زمین میره رو فهمیدم
و سوم اررژنگ بهم گفت که یکی یه کاری داره تو آز کنترل مکانیک انجام میدی ؟ گفتم آره...
امروز رفتم پیش این بنده خدا ، آقای اسدی ، آدم جالبی بود. حالا قبل ازین که ازش بگم ، کارش رو بگم:
هیچی ایشون یدونه ازین گیج های اختلاف سطح که بهش ساعت میگن داشتن ، این چیز با یک کابل USB به یک تبدیل وصل میشد که به PC میرفت. ایشون میخواستن که با میکرو بخوننش ، حالا نکته کار چی بود ؟ این بود که این دیتا ها اصلا دیتای USB نبودن ، رو اسکوپ دیدیم انگار یه سری دیتای سریال با یک کلاک بود ... هر اندازه گیری رو به این شکل در میورد و میداد.
نکته این بود که دامنه این ولتاژ ها حدود 1 ولت بود که میکرو نمیفهمید و من اومدم با دوتا bjt امیتر مشترک تقویتش کردم بهتر شد ولی گویا یکم لبه ها بهم ریخت یکم دیتای چرت تحویل میگیرم حالا فردا یکمی باهاش ور میرم ببینم چی شد.
خب خود این بنده خدا:
ایشون از بچه ها شریف دانشگاه شریف بودن گویا در دوران کارشناس ، ارشدشون رو فکر کنم اینجا بودن. به شدت عشق اپلای هستن و فکر کنم چند ماه دیگه برن. زن و بچه هم دارن! مسئول ازمایشگاه هستن...
نکته جالب علاقه به یادگیری ایشون بود که با این که سنشون زیاد تر شده بود و حتی بعد از ازدواج و گرفتن ارشد مکانیک هنوز هم علاقه به یاد گرفتن داشتن یعنی دوست داشتن چیزای جدید تری یاد بگیرن واقعا جالب بود...
ایشالا فردا میزنم میره ...
نکته دیگه این که ایشون میگفتن من شبیه دوستشون آقای مانی هستم
به نظرم نبودم! ولی خیلی میگفتن هستم :|
تابلوهه نیستم اصن!

اینم لینکشون !!
https://profiles.stanford.edu/ali-mani
این که یه نفر تو مکانیک بیشتر از70% برقیا به این قصه ها علاقه داره واقعا نمیدونم ناراحت کنندس یا خوشحال کننده
سلام
دوباره شروع کردم با دولینگو فرانسوی یاد بگیرم ، دفعه قبل به دلیل این که کسی نبود با هم یاد بگیریم دیری نپایید که پرید ولی این دفعه مهندس عرب هم هست ، امیدوارم بیشتر بپاید!
ازونجایی که یاد گرفتن مذکر مونث خیلی خیلی سخته تو فرانسوی این لینک مث این که خوبه
http://www.french-linguistics.co.uk/grammar/le_or_la_in_french.shtml

سلام
چند تا نکته:
یکی این که من نمیدونم کی به این چشم پزشک ها مدرک میده شماره چشم طرفای 1-1.5 هست و فکر میکنم حدود 0.5 تا چرت داد داده :| مردک. اصلا چیزای دور رو خوب نمیبینم... مرتیکه اسکول :| فکر کنم فقط آسیگماتیسمم رو درست کرده خر
خب
هیچی دیگه فردا هم معماری میانترم اولشه یه سری چیزای چرت و پرت رو قراره امتحان بدیم ... هنوز شروع نکردم درست بخونم ولی خب وقت هست
پروژه ی الک صنع رو هم فاز اولش رو فرستادیم مونده پی سی بی زدنش ... که میزنیم به امید خدا
آها راستی نکته جالب
موتور ها رو به هم کوپل کردیم ، موتور دوم رو روش 3 اهم بار گذاشتیم و موتور اول رو با یک مقاومت 0.1 اهم سری کردیم و زدیمش به پاور کامپیوتر سیمای 12 ولتش...
خب نکات جالب :
ولتاژ 12 ولت به 10 ولت افت میکرد
روی مقاومت 0.1 اهم 1.3 ولت میفتاد
یعنی 13 آمپر داشت میداد همین دیگه...
سلام
یه چیز جالبی که در مورد دانشگاه ما حداقل وجود داره اینه که یا تو حالت قطع کار میکنه یا تو اشباع از چه لحاظ؟ از لحاظ هم ورک و CA و امتحان و کوفت و مرض... تو تعطیلی ها انقدر بیکارم که گاها نمیدونم باید چی کار کنم ، وقتی هم که شروع میشه استاد ها تا قایده همورک و کوییز در حلقوممان فرو میکنن. البته بماند که مشکل از عدم برنامه ریزی خودمون و وقت تلف کردنمونه ولی حالا...
نکته دیگه این که امروز فیلم Interstellar که تا دو دقیقه پیش اینتراستالر تلفظش میکردم رو دیدم واقعا شاید بهترین فیلم زندگیم شد...
واقعا جالبه که نویسنده ها بتونن مفاهیم فیزیکی نسبیت و ریسمان و ازین قصه ها رو رو انقدر خوب در داستان وارد کنند و باگی هم نداشته باشه داستان... حداقل خیلی کم. واقعا چجوری ...
پیشنهاد میکنم اگر ندیدیدش حتما ببینید شاید چند صد در صد ارزش دیدن داشته باشه... مطمعن باشید 60-70% فیلم رو با موهای سیخ رو دستتون و پاهاتون و ازون حالتایی که آدم ییهویی مشعوف میشه سپری میکنید ...
دیگه همین دیگه بعد 2 ساعت prelab آز الک تموم شد ... واقعا با علمیش این بود که یاد امتحان الک 1 و دکتر کلاه دوز و اون TA شون که انقد خوب درس میداد که اگه کوییز نبود سر کلاس هم نمیرفتیم افتادم عجب روزگاری...

سلام
من خودم زیاد اهل خوندن کتاب های غیر علم چیزی خودت میدونی دیگه ازین علمای فیزیکی ... خودت میدونی، نیستم. معمولا کتاب های غیر اینجوری ای که شروع کردم به 30% هم گاها به زور رسیده ولی اخیرا با این کتاب آشنا شدم ، حقیقتش تو کتابخونه خونمون رو داشتم میگشتم این کتاب رو دیدم اسمش به نظر جالب بود برداشتمش :/ .
این کتاب واقعا عالی هست تاریخ فلسفه رو به زبون خیلی جالبی تو قالب یه داستانی که یک فیلسوف به دختری به اسم سوفی فلسفه رو یاد میده ، بیان میکنه. من که اهل خوندن نیستم ظرف همین 4-5 روز نزدیک فکر کنم نزدیک 100 صفحش رو خوندم .مدل جالبی از نگاه کردن به دنیا هست که تاحالا تجربه درست حسابی ازش نداشتم....
البته متاسفانه چند روز پیش که خونه مادربزرگم بودیم اونجا جاش گذاشتم مجبور شدم PDFش رو امروز دانلود کنم. اون هم خوبه :)
خوشبختانه ترجمه ی این کتاب خیلی روون هست و خیلی راحت میشه فهمیدش. به نظرم تا الانش ارزش خوندن رو داشته
امروز کل کلاس دکتر آرتا رو که معمولا به در و دیوار نگاه میکردیم رو نشستم این یه فصل خوندم... جالب بود. حضور غیاب هم کرد :)
سلام
معمولا دوتا از مزخرف ترین روز های سال روز 13 بدر و روز 31 شهریور بودن ، البته با ورود به دانشگاه و این که آهنگ
"باز آمد بوی ماه مدرسه بوی شادی های راه مدرسه و ..."
که واقعا هر دفعه که میشنیدمش یک جور هورمونی چیزی تا سر حد اشباع تو رگام جمع میشد ، وقتی این چیز خوب باشه بهش میگن نوستالژی بدش رو یادم نیست فکر کنم Trigger شدن بود.
داشتم میگفتم و این آهنگی که گفتم شامل حال ما نمیشد کم کم فشار 31 شهریور از روم برداشته شد. ولی این 13 بدر که امسال 14 ام به جاش اومده هم همچین حسی داره ، باز تحمل کردن دکتر آرتا یا CA معماری ... یا ؟
البته الان که فکر میکنم انقدر هم بد نیست،
کنترل دیجیتال هم جالبه ،
بچه ها هم بودنشون جالبه ، به حسن گیر دادن جالبه !! (میدونم احتمالا یکی دو بار دیگه وبلاگمو چک میکنی نوشتم :) )
الک صنع هم جالبه
دیشب داشتم شبیه سازی پروژش رو تو پروتئوس اجرا میکردم، به ابعاد غیر خطی ای از کنترل رسیدم و وقتی برای علی تعریف کردم خیلی مشعوف شد بیشتر از حد انتظار بود برای یک مخابراتی جالبه.
قضیه این بود که با یک PI معمولی وقتی ست پوینت ها رو عوض میکردیم در ترنزیشن ولتاژ خروجی به ولتاژ های مختلف شاهد اورشوت و آندر شوت تو بعضی ولتاژ ها و بعضی جا ها هم خیلی نرم میرفتیم سر ولتاژ :|
با یکمی بازی کردن فهمیدم وقتی ترنزیشن با اختلاف زیادی انجام میشه ممکنه سیستم ادای سیستم non minimum فاز در بیاره و آندر شوت بزنه ولی اگه ولتاژ رو نرم تغییر بدیم کمتر این اتفاق میفته
این شد که سر ورودی یک فیلتر دیجیتال ساده پایین گذر گذاشتم تا set point رو نرم تغییر بده :
این شکل PI معمولیه:

تو نقطه 1 : یک اورشوت رو میبینید که فعلا داشته باشیدش.
تو نقطه 2 : یک اورشوت دیگه رو میبینید ، همون طور که میبینید انگاری اصلا هیچ ربطی به اورشوت 1 نداره فرکانسش
تو نقطه 3: کم کم دارید آندرشوت ها رو میبینید ، تو ولتاژ های بالا اینجوری میشه
تو نقطه 4: واقعا :|
تو نقطه 5: نگاه کنید قراره خروجی از40 ولت بره 20 ولت ، ترنزیشن بزرگیه ، یه آندرشوت مرد میزنه و میره ...
حالا با گذاشتن فیلتر عزیزم سر ورودی :

میبینید که انگار خیلی از گند کاری ها بهتر شده... ولتاژ ها نرم تر میرن و آندر شوت هم نداریم ، حس میکنم اگه به سیستم یهویی یه خبر شوکه کننده ندیم آندر شوت نمیزنه...
شاید آدما هم همینجوری باشن ، اولش خودشون رو میزنن به این راه که نه اون اتفاق نیفتاده یعنی مقابله میکنن باهاش بعد کم کم قبول میکنن شرایط رو و به سمتش میرن.
برای اورشوت ها هم باید فکری کرد البته شاید اگر فیلتر رو نرم تر کنم بهتر بشه ولی حسش نیست سیولیشنش 2 دقیقه طول میکشه :| اگر PID میزدم احتمالا خیلی وضع ترنزینت ها بهتر بود ولی منبع سوییچینگ است و محیط نویزی و ... خلاصه D تعطیله
میمونه درس شیرین ابزار دقیق که هم استادش بامزس و زود تعطیل میکنه هم درسش امیدوارم خوب نمره بده.. فقط 2-3 تا پروژه ریز مونده ازش که انجام ندادم :|

ساعت 2:45 بله 2:45 قبل از ظهر هست و بالاخره این CPU ما بعد یک روز طراحی مسیر کوفت داده و کنترلر یه جمع انجام داد ، به خودم تبریک میگم ...
خب واقعا به نظرت ارزش این همه وقت رو داشت ؟ بله چون نمره داره :| ولی در هر حال
معماری کامپیوتر خر است.
مدل سیم خر است.
وریلاگ خر است.
مدل سیم بازم خر است.
مهدی هم یه دروپال ریززز روی projebaz.ir بالا آورد. باشد که راه بیفتد ...