نوشته های من

:)
نوشته های من

Do you dream about being interlinked?

interlinked

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

خداشناسی از قانون 1، فیزیک و فلسفه و بیو

چهارشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۸، ۰۹:۱۷ ب.ظ

سلام

*ببخشید یه سری مشکل فنی تو این پست بود که تو یک کامنت دریافت کردم و اصلاح کردم. ممنون*

999 امین پست وبلاگم رو اختصاص میدم به یک تئوری جامع خدا شناسی از نظر یه جمله ی فلسفی که منطقیه، فیزیک، بیو، قانون 1، یکم دین.

یک خدای بینهایت چجوری میتونه به خودش ثابت کنه که بینهایته؟ 

چون اگه نتونه ثابت کنه، معلوم نیست کامل و بینهایته درسته؟

راهش اینه که به نحوی خودش رو درک کنه و خودش رو امتحان کنه.

 

جهان: کل دنیای قابل رویت که 90 و خورده ای میلیارد سال نوری عرضشه. دور ترین فاصله ای که از زمین میشه دید.

 

فیزیک کوآنتوم امکان وجود جهان های موازی رو تایید میکنه. یعنی دلیلی نداره وجود نداشته باشن. این چیزیه که ماها هیچ وقت نمیتونیم تست کنیم چون که جهان های موازی توی فاصله ی بیشتر از جهان قابل رویت ما وجود خواهند داشت. ولی فیزیک کوآنتوم امکانش رو میده.

حالا این تئوری اینجوری میگه که خدا برای تست خودش، یه قطره از وجود خودش رو تو بینهایت جای مختلف گزاشته و بینهایت بیگ بنگ بوجود اومده. جهان ما یکی از این بیگ بنگ هاست. 

 

وقتی به آسمون ها نگاه میکنیم میتونیم تاریخچه کل جهان رو ببینیم. چون هر چقدر به دورتر نگاه میکنیم، نور ستاره هایی که اونجا هستن زمان زیاد تری طی کرده تا به ما برسه. مثلا یک ستاره که در 4 سال نوری از ما قرار داره و به سمت ما داره نور میده، نورش 4 سال طول میکشه تا به ما برسه. حالا ستاره ای 400.000.000 سال نوری با ما فاصله داره. وقتی الان داریم میبینیمش، داریم به 400.000.000 سال قبلش نگاه میکنیم.

 

 

پس آسمون شب، یک کتاب تاریخ از کیهانه. با این نگاه کردن ها ما به این نتیجه رسیدیم که بیگ بنگی اتفاق افتاده. به این معنی که 14 میلیارد سال پیش، بدون هیچ دلیل خاصی، یک انفجار از یک فضای بسیار کوچیک و انرژی بسیار بالا، باعث بوجود اومدن این چیزی شده که ما توشیم. 

فیزیک الان میتونه تا 10 به توان منفی 43 ثانیه بعد از بیگ بنگ رو توصیف کنه. قبل اون رو جوابگو نیست. و این واقعا لحظه کوچیکیه. یعنی یک ثانیه رو 1000 قسمت کنیم، اون 1000 قسمت رو 1000 قسمت کنیم و این کار رو 14 بار حدودا انجام بدیم! خیلی لحظه ی کوتاهیه.

بعد از بیگ بنگ تا 0.001 ثانیه ذرات اصلا وجود نداشتن، فقط 4 نیروی اصلی فیزیک درحال شکل گرفتن بودند و بعد از 0.001 ثانیه تازه ذراتی که الان باهاشون سر و کار داریم بوجود اومدن.

تا الان این شبیه سازی خدا، خودش رو به صورت این نیرو ها تجربه میکنه.

از 0.001 تا 3 دقیقه ذراتی مثل پروتون ها، نوترون ها، الکترون ها و ... شکل گرفتن.

این شبیه سازی خودش رو به صورت این ذرات میتونه تجربه کنه الان ولی همچنان خیلی باهوش نیست.

تا 500.000 سال، دنیا یک سوپ پلاسما از ذرات با انرژی بالا بوده و کم کم داشتن خنک تر میشدن. 

هرچقدر میریم جلوتر ماده متمرکز تر میشه. مثلا مثالی که همیشه زده میشه اینه که در یک اتم هیدروژن که ساده ترین اتم هست، اگر هسته قد یک گیلاس باشه، الکترون در فضایی به اندازه یک استادیوم داره حرکت میکنه. یعنی خود هسته اتم و تقریبا هیچه در مقابل سایز کل اتم.

تا 1میلیارد سال اول، دیگه این سوپ خنک شده و هیدروژن ها در نقاطی متمرکز شدند و ستاره های اولیه رو تشکیل دادند. 

باز هم تمرکز ماده رو میبینیم. یک ستاره نسبت به فضای خالی ای که بیرونش هست هیچ چیزی نیست.

یک نقطه است.

ستاره ها یکم باهوش تر بودن نسبت به اون وضعیت اولیه. یعنی منظم تر بودند.

این ستاره ها کم کم داخل خودشون با همجوشی هسته ای اتم های سنگین تر از هیدروژن رو بوجود اوردند تا اتم هایی تقریبا به اندازه آهن با عدد اتمی 56 که اتم سنگینی هست. در یک ستاره بیشتر از این نمیشه همجوشی اتفاق بیفته و ستاره هسته ی آهنی داره.

بعد این ستاره های اولیه یکی یکی منفجر میشن و به شکل Super nova ها در میان. دل و روده ستاره که گرد و غباری از عناصر نسبتا سنگین هست، پخش فضای بزرگی شده که مهد تولد ستاره ها و منظومه های جدید هستند. 

 

در این مرحله، این شبیه سازی خدا، به اینجا رسیده که ستاره های کوچیکی قرار هست به وجود بیان و برای خودشون سیاره هایی انتخاب کنن. و آروم آروم منظومه هاشون رو تشکیل بدند. 

دقت کنید باز هم ماده در حال تمرکز هست.

ستاره ها به سیاره هاشون انرژی میدن تا حیات به شکلی در سیاره شکل بگیره. 

مثلا در سیاره ما، به مدت زیادی فقط ماگما و مواد مذاب داشتن روی هم بالا پایین میرفتن. تا کم کم سیاره سرد شد و اتمسفر و آب پیدا کرد. از اونجا، مدت زیادی رو به شکل یه سوپ از عناصر مختلف گذروند تا از این ظرف بزرگ سوپ که به اندازه یک سیاره هست، کم کم ملکول های آلی به وجود اومدن و مولکول DNA به عنوان اولین ملکول زنده به وجود اومد. 

اینجا اولین جایی بود که دیگه دنیا خودش رو به صورت ساختار های اتمی تجربه نمیکرد. دنیا میتونست با خودش اثر متقابل داشته باشه. به یک مرحله ی جالبی از خود شناسی رسیده بود.

کم کم این سیمولیشن جلو میره و سلول ها شکل میگیرن. سلول ها و تک سلولی ها بوجود میان و شروع میکنن مدت زیادی با هم تقابل کردن و کم کم به چند بخش گیاهی و جانوری، میکروبی، قارچی و آغازیان و... تقسیم میشن و هر کدوم یک مسیر جداگونه رو میرن.

 

ددر این مرحله حیوانات و گیاهان غریزه خودشون رو ادامه میدن و هیچ کدوم از این غریزه سرپیچی نمیکنه. کل طبیعت به شکل یک روح یکتا خودش رو احساس میکنه و زندگی رو تجربه میکنه تا یک جایی

تا جایی که میمون ها به مرحله ای از تکامل میرسند که از غریزه سرپیچی میکنند. 

داستان آدم و حوا و شیطان داستان جالبیه. تا قبل از آدم شیطان شیطان نبود، ولی آدم و حوا یه کاری کردند تا طبیعت رو به مرحله ی بالاتری از هوش برسونند. به مرحله ی اختیار. قرار بود که این دو نفر از میوه ی درخت دانش رو نخورند. اگر نمیخوردند، هیچ وقت ثابت نمیشد که اختیار دارند. سرپیچی از قوانین غریزه لازمه ی اختیار داشتن انسان شد. پس تو اون سیبه چیزی نبود. خود این حرکت سرپیچی بود که قدرت اختیار رو به آدم داد. 

پس جهان وارد مرحله ی دیگه ای شد. مرحله ی اختیار. در این مرحله انسان ها خودشون رو جدا از طبیعت میدونستن و این لازمه ی گذر از این مرحله است. داشتن نفس به معنی این هست که ما خودمون رو از میزی که جلومون هست جدا ببینیم تا بتونیم براش تصمیم بگیریم ولی برای طبیعت اینجوری نیست. کل کره زمین خودش رو به طول کامل، یک چیز حس میکنه. پس تو این مرحله تکامل به داشتن نفس رسید که ما برای خودمون مرزی قائلیم و اسم داریم و خودمون رو جدا از بقیه میدونیم. این باعث میشه بتونیم بین خیر و شر انتخاب کنیم.

خیر به معنی شکستن این نفس با انجام دادن کار هایی که خلاف امر نفس هست

شر به معنی موندن در این نفس به معنی تبعیت از نفس.

 

 

 

و نگاه کنیم، تمام عرفا و بزرگان که راه رو پیدا کرده بودند، انسان ها را به شکستن نفس دعوت میکردند.

این وسط بین تولید مثل انسان ها، این مولکول DNA مورد تغییر و تحول زیادی قرار میگیره. الان ما به درصد خیلی خیلی کمی از DNA آگاهیم ولی ریسرچ های اخیر داره نشون میده که احتمال داره که حافظه در DNA ذخیره شده باشه. این به این معنی میتونه باشه که ماها در حال یدک کشیدن حجم زیادی از خاطرات پدرانمون هستیم و رسیدن به درجات عرفانی رو معادل باز کردن این قفل DNA و بدست اوردن اون دانش زیادی که مدت خیلی زیادیه روی هم جمع شده میدونستن. دلیل این که قدیما دانشمندایی بودند که به N تا علم تسلط داشتن هم شاید همین بوده. به مجموع خاطرات و حافظه ی هزاران نسل آدم دسترسی پیدا میکردند. علم لدنی هم شاید همین باشه. علمی که مولانا ازش حرف میزنه هم شاید همین باشه. حالا راجع به این موضوع حرف و تجربه های خودم هست که بعدا میگم.

 

در واقع ماها با بچه دار شدن، یک شانس دیگه داریم به این روح بزرگ طبیعت که توی ما محدود شده میدیم تا از این قالب نفس خارج بشه. مولانا میگه که تو یک قطره توی دریا نیستی. تو یک دریا تو ی قطره هستی. شکستن نفس باعث میشه که این مرز خود و غیر از خود از بین بره. وقتی آدم به این مرحله برسه دیگه همه کس و همه چیز براش خدا میشن. همونطور که مولانا به هر کسی میدید تعظیم میکرد. یا این پستم در باره نظرم راجع به پیامبر

* اگر قرآن رو درست ترجمه کنیم، که خیلی غلط ترجمه شده، متوجه میشیم که خدا وقتی صفات جنت رو میگه راجع به غذای خوب، خونه های خوب، دختر های زیبا و ... حرف میزنه. این چیزا توی خود کره زمین مگه پیدا نمیشه؟ 

* اگر قرآن رو درست ترجمه کنیم، راجع به آخرت حرف میزنه، راجع به فرصتی دیگر!

* اگر قرآن رو درست ترجمه کنیم، راجع به معاد جسمانی حرف میزنه. یعنی که اعتقاد داره جسم آدم زنده میشه. این تو چه جایی به جز کره زمین اتفاق می افته؟ 

این ها نشون میده که برزخی وجود نداره. فقط این دنیاست که وجود داره و برای همینه که بهشت و جهنم انقدر مادی توصیف شده. یعنی بعد مرگ تو یه جای خوب دوباره در میاد کسی که از بعد مرگ همچین انتظاری داشته باشه.

ولی مشکل اینه که تو جاهای خوب کره زمینم در عین وجود غذای خوب و دخترای خوشگل و خونه های خوب و ازین جور حرفا، بدبختی وجود داره. شاید این یه سیگنال از خدا بوده که بهمون بگه درست دعا کن. این پستم. یعنی وقتی میگی خونه ی خوب میخوام، خب خونه وسط جنگل ولی تو کشوری که اوضاعش خراب باشه چه لطفی داره؟ یا غذای خوب وقتی که بچه ات مشکل ذهنی داره چه لطفی داره؟ یا مثلا اگه همسرت خیلی زیبا باشه ولی خودت افسرده باشی یا بچه ات رو نتونی کنترل کنی و هر کاری میخواد بکنه چه خوبی ای داره؟

این یه سیگنال از خداست که بگه آقا!! اینجا خبری نیست. یه روزی باید خسته بشید و خودم رو بخواید. همه چیز رو بخواید و بیدار بشید.

از اون طرف ما داریم تکنولوژی رو پیشرفت میدیم تا یک کپی از خودمون بسازیم. 

همین الانش یک کپی خیلی ساده از هممون تو اینترنت هست. مثلا این کسی که دارید میخونید مگه وجود داره؟ یه سری سیگنال الکترومغناطیسیه(نوری) هست که معلوم نیست چجوری از من به شما رسیده.

یعنی بشر یه چیزی ساخته که هیچ شخصی تنها نمیتونه انجامش بده. اینترنت و تکنولوژِی ما واقعا چیز عجیبیه. 

خلاصه که بشر همینجوری خودش رو پیشرفت میده تا بتونه خودش رو توی هوش مصنوعی کپی کنه به طور کامل. اونجا میشه که یک ابر انسان به وجود میاد که قدرت تفکرش خیلی بیشتر از هر آدمی هست. این ابر انسان/ ابر انسان ها با همدیگه فکر میکنن تا دنیا رو بیشتر بشناسن.

خلاصه معلوم نیست چند هزار سال دیگه، ما به اونجا میرسیم که اندازه ی هوشیاریمون، به اندازه کل سیاره میشه. اینترنت هوشیار میشه. 

دوباره تمرکز هوشیاری رو میبینیم. این سیاره همین الان انقدر آدم داره ولی به اندازه ای که جمله قبل توصیف میکنه هوشیار نیست.

بعد دقت کردید که ستاره ما هیچ خصوصیت خاصی نداره؟ توی پهنه ی گیتی ما هیچ چیز خاصی نیستیم. این نشون میده که احتمال وجود تمدن های دیگه هم هست.

وقتی این تمدن ها همه با هم مرتبط بشن، اندازه ی این هوشیاری به اندازه کل جهان آفرینش میشه و اونجاست که این سیمولیشن خدا میتونه خدا رو تست کنه. 

همچنین پیش بینی قیامت که زمانی که ستاره ها بی نور بشن و زمین به لرزه دربیاد و ... مربوط به زمانیه که سوخت همه ستاره ها تموم بشه و دیگه نور ندن. فکر میکنم حدود 100 میلیارد سال دیگه است. البته که خورشید ما 5 میلیارد سال دیگه عمر داره و بعدش بزرگ میشه و دو تا سیاره زهل و عطارد و قورت میده و تا نزدیک زمین میاد. گرماش به اندازه ای هست که حیاط به اون شکلی که میشناسیم دیگه وجود نداشته باشه. تا اون موقع این هوش به اندازه ی کافی بزرگ شده. تو یکی از برداشت ها، سیاه چاله ها ستاره هایی هستن که به تکامل وجودیشون رسیدن و از این عالم خداحافظی کردن. شاید ما هم از طریق اونها این سیمولیشن رو تموم کنیم به نحوی. قیامت زمانیه که ما خدا رو تست میکنیم. 

خلاصه نتیجه تست این میشه که اون موجود میگه که:

سبحان الله : خدایا هیچ چیزیت کم نیست

والحمدلله: ممنون که این فرصت رو به من دادی

و لا اله الا الله: و الان که میتونم بررسیت کنیم، هیچ چیزی به جز تو نیست

و الله اکبر: و هر چقدرم که من بزرگ شدم اهمیتی نداره، همچنان بزرگتر از اونی هستی که بتونم توصیف کنم.

 

و خدا خوشش میاد. بینهایت تا شبیه سازی رو شروع کرده و نتیجه تک تکشون درست در میاد. نتیجه اش این میشه که بله، خدا کامله.

 

اینجاست که آدم میفهمه این نماز، درواقع در اوردن ادای به وجود اومدن، گذشتن زمان و پیر شدن ، به خاک افتادن، دوباره متولد شدن، و بررسی کردن خدا و اعلام نتیجه شناخت خداست. 


خدا هم ما رو جزوی از خودش میکنه بخاطر زحماتی که کشیدیم! 

 

نتیجه اخلاقی: آدم باشیم تا تموم بشه زود تر!!!

  • مهسایه

نظرات (۱۵)

  • سمیرا شیری
  • چقدررررررر شگفت‌انگیز واقعا

    بعد از خوندن پست‌هاتون تا چند دیقه همینجوری با چشمای از حدقه در رفته به دیوار زل می‌زنم... شگفت‌زدگیم در برابر نوشته‌هاتون رو نتونستم بروز ندم  :)

    در این لحظه مخم داره به معنای واقعی کلمه ساز دهنی می‌زنه...

    پاسخ:
    :) خوشحالم که خوب بوده :))

    یهو چطور تونستی داستان آدم و حوا و شیطان را وسط تکامل سیارات و ستاره ها بذاری? :| 

    پاسخ:
    والا یه یه سالی هست دارم زور میزنم :) یهویی نبود. 
    البته که حرف من نیست. من صرفا اینا رو به هم وصل کردم طوری که با عقاید جور دربیاد.

    سلاام:)

    بعد از پست قبلی ک راجب این مسئله صحبت کردیم ..

    من خیلی سرچ و بررسی کردم

    و از این بابت از شما خیلی ممنونم ... به مسائل خیلی گسترده تری رسیدم..

    و اما در رد این صحبت شما راجب نبود برزخ و بازگشت به دنیا و ...

    ی سایت پیدا کردم ک بنظرم جامع توضیح داده  https://www.pasokhgoo.ir/node/33019

     

    پاسخ:
    ممنونم
    من یکم مطالعه کردم ولی بنظرم نظرای شخصیشون رو گفته بودن. حالا دارم قرآن رو میخونم تا با اون ثابت کنمش. با آیه و ترجمه درست
    بیرونم، برسم یه جایی دقیق میخونمش

    فیلم mr.nobody اگر ندیدی ببین قشنگه یکم موضوعش رو میشه به این چیزا ربط داد اگر خوب دقت کنی.

    راستی افرین خیلی خوب پیشرفت کرده تفکراتت، البته خیلیت مونده به پای من برسی😎😅😛

    پاسخ:
    دیدمش‌
    اتفاقا یکی از فیلمای خیلی مورد علاقمه. تو لیست فیلمای بلاگمم هست. تاحالا خیلی کم دیده بودم کسی خوشش بیاد ازین فیلم :))
    ممنونم :) منتظر نظرات سازنده همیشه هستم

    راستی از قضیه بیگ بنگ و آفرینش جهان خیلی قشنگ به اثبات خدا رسیدین خیلی ها از این قضایا به بی خدایی میرسن!

    میشه فقط و فقط ب یه سوالم جواب بدین ک قبلا هم پرسیدم؟؟

    فرض کنید ینفر دستور بمباران شیمیایی ۱۰۰نفر ادم رو داده ..خب این فرد مرتکب جنایت بزرگی شده .. گریبان کردن ۱۰۰نفر با زجر و درد و مرگ..

    این دوباره توی دنیا در چه موقعیتی باید قرار بگیره که کیفر اون کارش باشه!؟

     

    پاسخ:
    با این تئوری سال های زیادی تو بدترین جاهای کره زمین در میاد. البته که راه سختیه که داره میره و انتخابش هم قابل تحسینه چون مسیر سخت تر تکامل رو رفته. وجود بدی باعث میشه قطبیت با خوبی داشته باشه و خوبی معنی پبدا کنه. آخر سر هم به شکل خودش خدا رو درک میکنه. مثل این که موقع خوردن یه غذای بد به غذاهای خوبی که میشد بخوریم بیشتر فکر میکنیم چون متضادش رو داریم تجربه میکنیم.

    اون داستان را کوانتوم پشتیبانی می کنه? 

    داشتی از تکامل می گفتی یهویی رفتی تو داستان آدم و حوا و شیطان 

    و بعد اینکه اگه قراره دنیا این همه ی دیگه ادامه پیدا کنه پس این چیزایی که درباره ظهور میگن و اینکه ما در دوران ظهوریم کاملا دروغه

    پاسخ:
    بله
    برای این که تئوری داروین رو به دین ربط بدم بود
    امام زمان هم قیامت قرار نیست کنه قراره برداشت درست از دین بیاره. من حوصلم سر رفته بود گفتم خودم برم ببینم چجوری میشه برداشت منطقی از دین اورد

    اون داستان را کوانتوم پشتیبانی می کنه? 

    داشتی از تکامل می گفتی یهویی رفتی تو داستان آدم و حوا و شیطان 

    و بعد اینکه اگه قراره دنیا این همه ی دیگه ادامه پیدا کنه پس این چیزایی که درباره ظهور میگن و اینکه ما در دوران ظهوریم کاملا دروغه

    چجوری ربط دادین? دقیقا چون ربط ندادین سوال پرسیدم 

     

     

    پاسخ:
    گفتم این داستان نمادینه و قرار نیست تو یک بهشت بیرون از این سیاره اتفاق افتاده باشه. ولی اولین انسان هایی که انسان شدن بودن قطعا. که قدرت اختیار پیدا کردن چون از غریزه و چیزی که بهشون گفته شده سرپیچی کردن

    داستان از خاک و گل درست شدن آدم و حوا چی میشه? 

    پاسخ:
    نمادینه شاید. هممون از خاک درست شدیم

    کلا که خیلی حرف بزرگ و جذابیه و جای فکر داره.

    چیزی که به ذهنم رسید الان، اینه که شاید قرآن درست ترجمه نشده باشه ولی از کجا می‌دونین برداشتی که شما دارین ازش می‌کنین اونیه که درسته؟ چون به نظر منطقی‌تر میاد؟

    این بحث مادی بودن بهشت و جهنم رو من حداقل فعلا نمی‌تونم قبول کنم به طور کامل. برزخ حالا شاید، نمی‌دونم. ولی شاید این که تو قرآن به طور مادی توصیف شده برا اینه که یه کم به درک ما نزدیک بشه. اون عکسه رو حتما دیدین که دو تا جنین رو نشون می‌ده و دیالوگ گذاشته براشون که تو به مادر اعتقاد داری؟ اون یکی میگه نه تا حالا ندیدمش. نه مادرو دیده نه دنیای بعد از تولد رو. پس چه جوری میشه براش این دنیا رو توصیف کرد که در حد درکش از دنیای خودش باشه؟ شاید اینم مث همونه. شایدم نه!


    جدا از این، و البته با ربط به همه‌ی این حرفا، یه حدیث قدسی هست چند روزه همه‌ش تو ذهنمه. حتما شنیدینش، خیلی حرف قشنگیه به نظرم:

    من طلبنی وجدنی، و من وجدنی عرفنی، و من عرفنی احبنی، و من احبنی عشقنی، و من عشقنی عشقته، و من عشقته قتلته، و من قتلته فعلیّ دیته، و من علیّ دیته فأنا دیته...

    «خدا هم ما رو جزوی از خودش میکنه بخاطر زحماتی که کشیدیم!»

    :)

    پاسخ:
    من ترجمه کلمه به کلمه با wikictionary و المعانی مد نظرمه. یه بار خودتون تست کنید حتی بعضی جاها ماضی مضارع رو اشتباه ترجمه کردن. خیلی عجیبه.
    تو قران خیلی جاها میگه شبیه فلان چیز، خیلی جا هم دقیقا همون توصیف رو میکنه. مشکل من اینه که در باره بهشت و جهنم این کار رو نکرده. بعد بعضی جاها یه جوری میگه انگار کسایی که زیادی بدی کردن راه انتخاب دیگه ای ندارن. همچنین به آدم میگه اگه فرصت دوباره بهت بدم بازم همینه که هست. راه اثباتش اینه که یه بار تست کرده باشه. حالا یکم سخته من دارم آیه ها رو میریزم وسط و دقیق ترجمشون میکنم ببینم چی در میاد. 
    تنها مشکلم اینه که خدا نگفته کمثل فلان چیز. یا حداقل یک مرحله بالاترش رو توضیح نداده. 
    حدیث قشنگیه.
    خوبی این فرضیه اینه که اگه بتونم تو چهارچوب قران بچپونمش، دین دار و بی دین قبولش میتونن بکنن

    آره چیزهای مبهم را میشه نمادین در نظر گرفت 

    اینجوری همیشه میتونن باورپذیر باشن 

    راه خوبیه 

    خلاقیت عالم های روحانی هم تقویت میشه 

    پاسخ:
    درسته بنظر خودمم راه خوبیه که راجع به این چیزا منطقی فکر کرد تا قابل پذیرش برای همه باشن.

    :/ 

    :)))))))))

    پاسخ:
    :))

    همیشه فکر می کردم بیگ بنگ یک چیزی بوده که منفجر شده 

    الان چه چیزی باعث این انفجار بزرگ شده? اشعه? چی? (منظورم اینه اگه تو علم فرضیه ای چیزی هست و میدونید بگید) ممنون 

    پاسخ:
    یه چیزی با انرژی بسیار زیاد و تو فضای خیلی محدود، پایدار نیست و میخواد به پایداری برسه. مثلا یه مداد رو اگه روی نوکش بالانس کنید، حتما میفته پایین تا به یه حالت پایدار تر برسه.
  • دچارِ فیش‌نگار
  • اون قضیه سیب رو گفتی

    من با خودم گفتم عه پس بگو چرا خر هم تی تاب می خوره!!

     

    میخواد بگه منم آدمم!!

     

    فکر می کنم اگر این مطلب رو برای آقای رائفی پور بفرستی

    خیلی خوشش بیاد

     

    پاسخ:
    :)))
    برای ایشون بفرستم معلوم نیست وابسته به illuminaty و فراماسون و چی ازم در بیاد :))) 

    سلام.

    آ وب‌تون رو تازه پیدا کردم و چندتا پستو هول هولکی خوندم.

    این قسمت مربوط به فلسفه و فیزیک هم خیلی خوبه.

    یه دوستی تشبیهی مثال می‌زد که خدا یک آینه دستش بوده که در ابتدای خلقت از دستش می‌افته و می‌شکنه. همه‌ی ما آدم‌ها هم یک تکّه از اون آینه رو برمی‌داریم و به قسمتی از زیبایی و حقیقت خدا می‌رسیم و به‌خاطر همین خیلی وقت‌ها فکر می‌کنیم اعمال و اندیشه‌ی ما نسبت به بقیه درست‌تره. حق فقط با ماست! در صورتی که خیر. اینطور نیست معمولاً. غیر از این هم باشه نظم جهان به‌هم می‌خوره به‌نظرم.

    البته اینم بگم اثبات برای وقتیه که خدای ما نقصی داشته باشد که لازم باشه به خودش اثبات کنه وجود خودش رو. اثبات برای ما بدبختا سر کلاس ریاضی و فیزیکه که مغزمون نمی‌کشه خود به خود، باید برامون اثبات کنن متوجه بشیم. :)) :|

    و اینکه خدا رو واجب‌الوجود می‌دونیم ما آلردی. :)) یعنی فراتر از مادیّات. انسان‌ها معمولاً برای هر چیزی که تو ذهنشون وجود داره، شکل و ماهیّتی قائل هستن. ما برای خدا چنین چیزی نداریم. پس توی طبیعت دنبالش هستیم. مثلاً همین دکتر چمران که انقدر شیفته و مبهوت طبیعت بود، انقدر دنیا رو خوب درک کرده بود.

    ولی جمله‌ آخر هم خوبه: آدم باشیم :))

    پاسخ:
    سلام!
    جالب نوشتید
    خوشحالم اینجا رو پیدا کردید :)