نوشته های من

:)
نوشته های من

Do you dream about being interlinked?

interlinked

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۱۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۹ ثبت شده است

نوک قلم

شنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۹، ۱۱:۰۴ ب.ظ

 

سلام

 

دوست دارم بدونم چی میشه زمانی که شرایطی رو فراهم کنیم که هر کسی راجع به چیزی که دوست داره حرف بزنه.

بجای این که برای مهم باشه نظر بقیه چیه، تو چشمای بقیه چجوری بنظر میاد، و ..

بجای این که علاقه های درونیمون رو سرکوب کنیم. چیزایی که مشخص هست رو درست بتونیم انجام بدیم. درست انجام دادن کارا سخته

بجای تعیین تکلیف کردن برای بقیه به این فکر کنیم که ماها فقط و فقط مسئول زندگی خودمون هستیم و اگه رو همون تمرکز کنیم 24 ساعت روز هم براش کمه.

اجازه بدیم هر کسی هر جوری آفریده شده سعی و خطای قلبی کنه و علائقش رو پیدا کنه خودش رو ابراز کنه.

 

اون زمان انسان هایی بوجود میان که ارزش پرستش رو دارن. 

که هنر خدا که توشون به شکل شخصیت و ویژگی های خاصشون هست قرار داده شده، بروز داده میشه و روی پوست و رفتارشون و طرز فکرشون قابل دیدن میشه.

 

با قلم های ضخیم خدا شخصیتشون رو نقاشی میکنه و کلیت رفتارشون مشخص میشه و کم کم با قلم های بسیار ظریف، ویژگی های خیلی خاصی توشون بروز پیدا میکنه و هر کسی رو برای خودش جذاب میکنه.

 

آدمایی با رفتار های اریجینال و جدید و خاص.

که فقط عمر کردن هدفشون نیست. ساختن یک شخصیت زیبا از زندگییشون هست که معیار درستی زندگیشون میشه.

  • مهسایه

معادلات دنیا

پنجشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۹، ۰۲:۴۵ ق.ظ

سلام

 

دنیا راحت چیزا رو به آدم میده. خیلی راحت. فقط کافیه آدم از خدا بخواد و براش وقت بزاره.

 

وقتی آدم اون چیزا رو بدست میاره هیچ حس خاصی بهش نمیده. چیزایی که کلی آرزوش بوده و زمان زیادی رو براش صبر کرده.

 

فقط موقعی که از دستش میدیم هست که یه نگاه به عقب میندازیم.

 

اونجاست که حس میکنیم.

 

خداحافظی کردن از چیزایی که بهشون حس پیدا میکنیم و تعلق پیدا میکنیم خیلی سخته. 

 

ماها نمیفهمیم وقتی وسط یه نعمتی هستیم چخبره. خیلی فهمش سخته که از بیرون بتونیم ببینیم تراژدی خلقت رو.

 

همه چیز به سمت از دست رفتن و نابودی داره میره. خلقت مثل یه بمب ساعتی میمونه که به سمت نابود شدن میره. 

 

ولی همون طور که تو فیلم مورد علاقه ی دوران جوانی ام! The Fault in Our Stars ماها میتونیم انتخاب کنیم که این بمب ساعتی که خودمونم یکیش باشیم کیا رو تحت تاثیر قرار بده.

 

و همه چیز دست خودمون. عمق فاجعه رو خودمون تعیین میکنیم. میزان عشق و دوستی و محبت و بخشش و گذشت و ... است که سرمایه و ماده منفجره ی این بمب هست. 

 

هر کاری هم بکنیم سر خودمون میاد. اگه خوش شانس باشیم و معادله رو خیلی دیگه خرابش نکنیم البته. 

 

فرار کردن از این فاجعه غیر ممکنه. سوال اینه که حالا که نمیشه فرار کرد چقدر میخوایم وسعت بهش بدیم؟ 

 

خدا بهمون رحم کنه فقط امیدوارم.

 

  • مهسایه

مقصد نهایی

دوشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۹، ۱۰:۴۱ ب.ظ

سلام

 

اگه بسلامتی نسل حاکم فعلی به جهان مرگش فرا برسه، نسلی که ارتباط بلد نیست و قدرت رو باعث خوش بختی میدونه

نظام های اقتصادی سقوط کنن، که مردم دارن به سمت کریپتو کارنسی میرن و با وال استریت شروع کردن بازی کردن، مردمی که قرار بوده گاو های شیر ده باشن تو زمین بازی خوک های سرمایه گذار رفتن و دیدن که اونام بلدن بازی کنن.

وقتی زمانی برسه که همه چیز در اختیار همه باشه،

 

مشکلامون حل نمیشه. 

اونجاست که بجای این که دنبال هویج بدوییم باید وایسیم و ببینیم حالا که آزاد شدیم میخوایم چی کار کنیم؟

چند روز میتونیم تو نهایت لذت مادی باشیم و چقدر طول میکشه تا حالمون ازش بهم بخوره؟

بعدش باید بشینیم ببینیم حالا که لازم نیست کارگری بقیه رو بکنیم تا بتونیم زنده بمونیم، حالا میخوایم چی کار کنیم؟

چه کاری هست که دلمون میخواست همیشه انجامش بدیم؟

 

آیا میتونیم خودمون رو مدیریت کنیم تا لازم نباشه بخاطر این که یه نفر دیگه حقوقمون رو میده یا نمرمون رو کم میکنه صبح بیدار بشیم یا خودمون میتونیم صبح بیدار بشیم؟

 

آیا بلدیم زندگی کنیم؟ یا همیشه دنبال سرگرم کردن خودمون بودیم و همیشه از خود زندگی فرار کردیم؟

 

آیا دردمون تموم میشه یا تازه حالا که میتونیم "باشیم" درد های روحی قراره شروع بشه؟

 

آیا میتونیم خودمون رو ابراز کنیم و راجع به چیزی حرف بزنیم اگه غیبت کردن راجع به سیاست مدار ها و صحبت کردن راجع به قیمت ها و کیفیت زندگی و ... برن کنار؟

 

آیا واقعا چیزی درون خودمون داریم که ارزش حرف زدن داشته باشه؟

 

آیا میدونیم چجوری میشه خوشحال بود و باتری هامون رو شارژ کرد؟

 

آیا زندگی ای که میکردیم چیزی بوده که دوست داشتیم ؟ یا برای این بوده که پول دربیاریم که بعدا یه زمانی برسه که بتونیم ازش لذت ببریم؟

 

اگه اون زمان برسه بلدیم ازش استفاده کنیم؟

 

اگه یک ماه این شکلی بره جلو روز قیامت رو میبینیم.

 

روزی که آدمایی که نتونن نفسشون رو کنترل کنن شبیه خوک میشن از چاقی 

آدمایی که ندونن باید چی کار کنن با خودشون روبرو میشن و افسرده میشن

آدمایی که فکر میکردن میتونن به بقیه زور بگن ببینن که روی کاخی از کاغذ نشسته بودن و هیچ اهمیتی نداره وجودشون

آدمایی که حرف زیاد میزدن ببینن حرفی برای گفتن ندارن

هر کسی شبیه خودش میشه و هر چقدر زمان بیشتری بگذره شبیه تر به خودش میشه. 

 

هرچقدر آدم درد مادیش کمتر باشه درد روحیش بیشتر میشه و بیشتر آرزوی مرگ میکنه. درد روحی هم همین روبرو شدن با خودمون هست.

 

یه روزی میرسه که باید با این موضوع روبرو بشیم. و داریم بهش نزدیک و نزدیک تر میشیم. روزی که مرگ بیشترین آرزوی همه بشه.

 

این سیاره باید دیدنی باشه اون موقع.

  • مهسایه

روزای ما

جمعه, ۱ اسفند ۱۳۹۹، ۰۶:۱۵ ب.ظ

سلام

 

روزای خوب میان. روزای سخت میان.

 

ولی فقط باید بدونیم قانون این نیز بگذرد برای همه چیز صادقه.

 

هیچ کدوم از روز های سخت همیشه نمیمونن و ماها زیر عذاب و فشار و آتیش پختن روحمون نمیسوزیم.

 

هیچ کدوم از روز های آسون هم تا ابد نمیمونن تا ماها فرصت داشته باشیم که لذت بردن ازشون رو از 0 شروع بکنیم و هر چقدر هم طول کشید طول بکشه.

 

همیشه قبل از این که به خودمون بیایم ماه عوض شده و فصل عوض شده و شروع جدید و فاز های جدید رو باید تجربه بکنیم.

 

برای همین هست که باید از همین چیزی که هستیم شروع کنیم. سعی کنیم زیبایی رو توش ببینیم که تو روزای لذت بخش بتونیم ازش لذت ببریم.

 

برای همین باید به همین چیزی که توش هستیم آگاه باشیم و بتونیم درکش کنیم که تو روزای سخت بتونیم مشکلاتمون رو تحلیل کنیم.

 

برای همینه که انقدر به فکر کردن تو آفرینش و زندگی و ... توصیه کرده.

 

چون ماها که بخوایم و نخوایم تو این دنیا گیر افتادیم. یا باید بمونیم و بمونیم و بمونیم یا بالاخره یه روزی باید راه بیرون اومدن ازش رو پیدا کنیم. 

 

زمان هرچقدر بخوایم هست. ده به توان 100 سال دیگه مونده تا آخرین ستاره ها و سیاه چاله ها و ... تموم بشن. ولی چقدر واقعا تحملش رو داریم؟

 

انسان بودن فرصت خوبیه چون بدن های ظریفی داریم و درد زیادی میکشیم. ولی در عوض طول مدت کوتاهی داره و تو این صد سال زندگی جهش بزرگی میتونیم کنیم.

 

بهتر از سنگ بودنه که یک درس کامل شدنش میلیون ها سال طول بکشه. یقینا حوصله زیادی میخواد. البته که دردشم کمتره ولی صبر خیلی سخته.

 

از این مدت کوتاه استفاده کنیم تا چیزایی که جلومون گذاشته میشه رو درک کنیم چون یه روزی تموم میشه و اگه زیاد ازش استفاده نکرده باشیم احساس ضرر کردن میکنیم.

 

روز خوب / روز سخت هیچ وقت نمیاد... روز خوب و سخت همین الانه. همین امروز و همین ثانیه است که توشیم! نعمت هاش چیزای خوبشن و سختی هاش هم درس هایی هستن که باید متوجه بشیم. ببینیم چی شد که توش افتادیم و راه حلش چیه. یه نفر هم حواسش از بیرون به هممون هست. میخواد عاشقمون باشه اگه اجازه بدیم. اگه معشوقه های سنگدل رو اعصاب نباشیم.

  • مهسایه