نوشته های من

از تجربه ی بودن

نوشته های من

از تجربه ی بودن

نوشته های من

به شکل زیبایی تصادفی

Instagram
www.instagram.com/mahdi.tu.ra

Drafts from a drifter/ English
ticheart.blogspot.com

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

تابستونههه

دوشنبه, ۵ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۹ ق.ظ

سلام

از جذابیتای سینوزیت فقط در تابستون:

تو آفتاب میری عرق میکنه پیشونیت و بایه باد -> سردرد

تو مترو میری کولر مترو تو کله -> سردرد

تو خونه کولر روشن باشه بخوابی -> سردرد

تو خونه کولر خاموش باشه و پتو روت باشه -> سردرد

آب نخوری -> سردرد (البته این کلی بود برا سینوزیت نبود الان که فکر میکنم)

موقع خرید تو پاساژ گرم تو مغازه ها سرد -> سردرد



  • ظریف

سوال اساسی

جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۷ ق.ظ

سلام

چند شب پیش که امتحان داشتم بعد مدت خیلی زیادی یه لیوان قهوه خیلی غلیظ خوردم ودرسه رو که خوندم حدود ساعت 4.5 5 شده بود. گفتم تا 7 بخوابم ببینم چی میشه. این قهوهه یکم حالمو بد کرده بود و حالت تهوع داشتم ولی خب چیز خاصی حس نمیکردم. اومدم بخوابم حدود یک ساعت دراز کشیده بودم و خواب نمیبرد. یهو حس کردم نکنه یادم رفته چجوری بخوابم؟!

 واقعا چجوری شبای دیگه میخوابیدم. 

این سوال و اون حال و یکم بیدار بودن زیاد باعث شده بود یکم حالت توهم و خواب و بیداری هم بهم دست بده و شروع کردم با دقت به روزای قبل فکر کردن که ببینم چجوری میخوابیدم. خدا میدونه که تا شاید یه ربع به 7 داشتم فکر میکردم و حالتای مختلف رو تست میکردم. خداروشکر آخراش دیگه خوابیدم و عجب خوابی هم بود فکر کنم تا 8 9 خوابیدم. (امتحان 14 بودا)


  • ظریف

محیط چرت

سه شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۰۵ ب.ظ

سلام

اون دو تا مبدلی که برای تست گزاشته بودیم رو اوردن بالاخره

اونجایی که کار میکرد جواب داده بود خداروشکر ولی خودم اومدم زدم برق دیدم هیچی به هیچی. اصن خروجی نمیده

حالا قبل این موضوع. این مبدلا تو یه جایی بود که سوله مانند بود و گرد و خاک زیادی هم نبود ولی وقتی بهمون تحویل دادن شاید یه میلیمتر رو بردا خاک بود. این نشون میده که اسپری پلاستیک چقدر مهمه روی برد.

یکی از بردا انگار برق داخلش هم نمیرفت کلی گشتم چیزی پیدا نکردم امروز دیدم که عه یه ویا سوخته . بخش PFC مون که خیلی هم خاک روش بود کار نمیکرد رو این برده نمیدونم چشه. خیلی بنظر چیز جالبی نیست. انگار با از کار افتادن PFC که بر اثر خاک  نشستن روی برد بوده، PFC اتصال کوتاه شده و قبل فیوز ویا سوخته. 

حالا اون یکی برد جالب بود تو خروجیش ولتاژ میداد ولی تو تهه سیمه چند میلی ولت بود :/ 

اینم یه نگاه انداختم دیدم که سیمی که شماره 10 بود و خیر سرم لحیم کرده بودم لحیمش باز شده بود. 

اینم نشون میده که سیم شماره 10 رو نباید با هویه 40 وات لحیم کرد.

فکر کنم اون برده که سوخته متوجه نشدن چون چراغاش روشن مونده بود. 

ایشالا که دفعه بعد با یه میلیمتر اسپری پلاستیک میدیم بهشون ازین کارا نتونن بکنن با برد بیچاره

  • ظریف

باور کنید

دوشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۲۳ ب.ظ

سلام

یه بنده خدایی بود وقتی میخواست صحبت سیاسی کنه هشتگ نمیزاشت. از آسمون شهاب سنگ خورد تو سرش مرد.

حتما #هشتگ بزارید.

  • ظریف

آخریش

پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۰۰ ق.ظ

سلام

بریم برای آخرین درس 3 واحدی این کارشناسی. 

دیگه بعد این فقط یه تاریخ تحلیلی صدر اسلام میمونه...

  • ظریف

پست 500 ام

سه شنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۱۴ ب.ظ

سلام

به عنوان 500 امین پست وبلاگم،

لطفا تو دعاهاتون مارو فراموش نکنید :)

  • ظریف

مترو

يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۱۳ ب.ظ

سلام

معمولا تو مترو بقل دری که باز نمیشه میشینم و یا آویزون میاه ها میشم. دیروز که آویزون بودم یه اقایی روبروم یهو عطسش گرفت و تقریبا با کمترین پوشش جلو دهنش فضا رو مطهر کرد و به همینم اکتفا نکرد بعد دهنش رو با کف دستش تمیز کرد و میله رو گرفت :/

همونجا دستمو برداشتم و کردم تو جیبم و دیگه من باشم به میله ها دست بزنم 


.....

زندگی یه هفته ده روز کاری به کارم نداشت ولی گویا دیده یکم شرایطم پایدار شده تصمیم گرفته که دوباره یه داستان جدید راه بندازه (نه الزاما بد!) ببینیم چی میشه


.....

بعد چند وقت اصرار به حسن که بریم پیتزا بخوریم و قبول نکردن حسن امروز وسایلشو گرفتم و در منزل مادربزرگ قراره یه چیز خفن درست کنم ... جای شما خالی!! (بجز حسن)

حسن قراره گاز دفترشونو وصل کنه همونجا درست کنیم :)

  • ظریف

زنده ام - هنوز

جمعه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۲۸ ب.ظ

سلام


در مورد پست قبل( کی یادشه حالا:)) ) باید بگم که منظورم این بود که کسای زیادی هستن که میبینیم به سقف خودشون رسیدن و راضی اند. یعنی به هدفشون رسیدن. به قول علی taskشون کارش تمومه و آماده ی terminate شدنه. منظورم اون بود.


.....

وقتی هفته پیش با اون شدت داشتم کار میکردم و هفته های قبلش بابام گفت که یادته یه بار بهم گفتی که میخوام بقل کار زندگی هم کنم؟ الان داری مثلا زندگی میکنی؟؟ 

این هفته حالا از شدت بیکاری با روزی عملا 12 ساعت یا بیشتر خوابیدن و بقیش هم 9gag رفتن و تقریبا اصلا خورشید رو ندیدن گذشت. امروزبعد بیدار شدن راس ساعت 13 بهش گفتم اینجوری خوبه؟!

....

قرار نیست مثل ادم نرمال زندگی کنم گویا...


  • ظریف

هدف کوچیک

دوشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۰۱ ق.ظ

سلام

هدف باید یه چیزی باشه که بهش نشه رسید. 

دکتر فورد توی west world بود. یه همچین چیزی تعریف میکرد.


A greyhound is a racing dog. Spends its life running in circles, chasing a bit of felt made up like a rabbit. One day, we took it to the park. Our dad had warned us how fast that dog was, but... we couldn't resist. So, my brother took off the leash, and in that instant, the dog spotted a cat. I imagine it must have looked just like that piece of felt. He ran. Never saw a thing as beautiful as that old dog... running. Until, at last, he finally caught it. And to the horror of everyone, he killed that little cat. Tore it to pieces. Then he just sat there, confused. That dog had spent its whole life trying to catch that... thing. Now it had no idea what to do.

  • ظریف

ددلاین

چهارشنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۱۷ ب.ظ



سلام 

نصف اینو اینو دیروز ساعت 15 داشتم مینوشتم نشد که بفرسم

در 28 ساعت اخیر 2 ساعت خوابیدم و 2 ساعت حدودا برای غذا و ... صرف شد. بقیش رو داشتم کار میکردم. 

و خب نکته جالب اینه که امروز ساعت 7 صبح فهمیدم که تقریبا کل طراحی سیستم کنترلی مبدلم برعکسه یعنی ما اینجوری بودیم که حلقه کنترل ولتاژ داخل بود و جریان خارج بود. بعد دو تا مبدل رو که موازی میکردم رو در نظر بگیرید.

یکی از مبدل ها ولتاژ خودش رو به شدت فیکس کرده. مبدل ها موازی اند پس ولتاژ اونیکی هم فیکس شده. درست؟ خب حالا مبدل  دوم میخواد جریانش رو عوض کنه پس ولتاژش رو باید تغییر بده ولی مبدل اول نمیزاره! پس یه زور خیلی زیاد میزنه و کلا همه چی رو ناپایدار میکنه.

کاظم بود فکر کنم میگفت یکی از استاداشون میگفت که میخواید آمپلیفایرر بسازید میسازید اسیلاتور میشه. وقتی اسیلاتور میسازید آمپلیفایر میشه. الانم یه همچین وضعیتی بود برا من آمپلیفایر ساختم به یه نحوی ولی اسیلاتور تحویل گرفتم.( جالبه ها منبع تغذیه رو میشه به عنوان آمپلیفایر در نظر گرفت. سگنال کنترلی رو آمپلیفای میکنه دیه)

به هر حال... 

خلاصه به قول حسن اون سیم فیدبک داخلی رو با کاتر کندم و یکم با برنامه بازی کردم و درست شد.

- در هر پروژه ای تقریبا، یه بخشی هست که آدم مغرور میشه و خدا یه جوری میزنتش زمین که میفهمه هیچی نیست! بعد میگه بفرما کنار یه دقیقه، و خودش درستش میکنه جالبه




اینم کار امشب ما. سیم کشی کردن این لامصب که 1000 ساعت طول میکشه 


- بله میدونم محیط کار منظم خوب است.


  • ظریف