نوشته های من

:)
نوشته های من

Do you dream about being interlinked?

interlinked

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

خرچنگ های مردابی

چهارشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ۰۶:۱۰ ب.ظ

سلام

 

این آهنگ خرچنگ های مردابی حبیب رو احتمالا شنیدید:

https://music-fa.com/download-song/3025/

 

خیلی وقته که این آهنگ وارد زندگیم شده ولی خیلی وقت نیست که دارم فکر میکنم منظورش چیه.

منظورم اینه که شاعر تو چه وضعیت فکری ای بوده که این حرفا رو زده. 

قدیما برام گوش دادنش سخت بود چون یه غروری رو تو آهنگش حس میکردم ولی الان میگم خب نکنه واقعا شاعر اونجایی که میگه

 

رسیده ام به کمالی که جز انا الحق نیست

 

واقعا رسیده بوده و داشته جامعه رو از دور نگاه میکرده. و باید ببینیم حالا که رسیده چی داره میگه. اگه حرف چرت میزنه پس نرسیده ولی اگه حرفش بدم نیست، من خودم بدم نمیاد که حرف دل یکی رو که به کمال انا الحق رسیده رو بشنوم.

 

در این زمانه بی هیاهوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم، لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست

اول این که تو ذهن شاعر، زمانه زمانه ایه که مردم به شکل کلاغ هستن. کلاغ سمبل تکرار کردن حرف مفت و بلند بلند حرف زدن همون حرف مفته. حرف زشتی که ارزشی نداره و گوش خراشه ولی کلاغه با غرور تمام سینه اش رو میده جلو و قار قار میکنه. 

مردم رو ناباور و خیال پرست میبینه. مردم رو با ایمان میبینه به یه چیزی که خیالیه و باور درستی پشتش نیست. حالا برای این مردم میخواد حرف دلش رو بگه و براش سواله که تو ذهن این مردم حرفش چه معنی ای پیدا میکنه. انتظاری هم نداره، مثلا منو میبینه که فکر میکردم از رو غرور داره حرف میزنه.


به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

میگه تو جامعه ای که وضعیت اینجوریه، یه کسی که زلال و میخواد راه پاکی رو پیش بگیره چجوری میخواد برای خدا رقص کنه؟ منظورش از رقص هم بنظرم همون رقص آفرینشه که از اون بیگ بنگ تا الان، همه ی سمفونی هستی داره برای خدا میرقصه و ما هم به عنوان یکی از جزیی ترین بخشای این رقصِ هستی هستیم. حالا این میخواد این رقص رو درست انجام بده و دقیقا همونطور که خدا انتظار داره به زیبا ترین شکل رقصش رو انجام بده ولی خب خرچنگ های مردابی جلوش رو میگیرن. 


رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست

توی باغ زندگی داره میبینه که اونایی که رسیده ان چقدر غریب و بی کس میشن. حالا تو اون جامعه، اونایی که رسیده ان باید به پای این باغی بیفتن که میوه های کال رو نگه میداره و میوه های رسیده اش رو زمین میفتن پیش علف های هرز تا بگندن و بپوسن. وقت هم نمیشه که کسی حداقل بچینتشون تا از شیرینی ای که کسب کردن یه استفاده ای بشه. حروم میشن...


رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمال دار را برای من کمال پرست

میگه این حرفایی که میزنم از کمال پرستی ام میاد. من بنده ی آدمای کال و علف های هرز نیستم. به سمت خورشید تعظیم میکنم و این حرفا از اینه که به اناالحق رسیدم. این که ماها چقدر از حرفاش رو میفهمیم یا نمیفهمیم مشکل خودمونه.


هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست
به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

داره به اون کسایی که ازش متنفرن میگه که هنوزم زنده ام و وجود داشتنم باعث میشه که آدم های زوال پرست که چشم دیدنش رو ندارن از وجودش خوشحال نباشن و خار توی چشمشون باشه


به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست


رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست



***************
شاعر این اثر:
محمدعلی بهمنی
http://shereno.com/post-11936.html

  • مهسایه

نظرات (۴)

چقدر شعر قشنگی بود :)

اگه ما نمیفهمیم مشکل خودمونه درسته

من واقعا انا الحق بودن رو نمیفهمم

عده ای وقتی این رو میگن منظورشون اینه ک من به نهایت کمال رسیدم 

که اون فرد ظرف وجودی خودش کوچیک بوده ک چنین حرفی میزنه

مگرنه رسیدن به خدا و کمال یه مسیر بی نهایت از نظرم

عده ای دیگه هم منظورشون اینه که هر چی که در این جهانه در واقع خداست 

همه بیانگر وجود خدا هستند و ...

 

پاسخ:
بنظرم مرحله ای که آدم خودش رو ول بده برای هرچیزی که میاد یه مرحله ای از انا الحق بودنه. یعنی هر چیزی که هست رو خدا بدونه و باهاش جوری برخورد کنه که انگار خداست. یعنی به هیچ چیزی آسیب نزنه. به هیچ کسی آسیب نزنه. هر اتفاقی براش میفته رو تصمیم خدا بدونه و هر آدمی رو یه مدل از صورت های خدا بدونه و این رو تو ذهنش همیشه داشته باشه که هر چیزی که از هر کسی میشنوه داره از دهن خدا میاد بیرون و میخواد باهاش حرف بزنه. بفهمه که هر کاری با خلق بکنه خدا باهاش همونجوری برخورد میکنه و آخر قضیه هم خدا رو تو خودش پیدا کنه و بفهمه که چرا خداست. که سخته. من که هنوز تو زندگی عادی نفهمیدم چرا خدا ام ولی تلاشم رو میکنم. کسی هم که اینو بفهمه بنظرم تازه داستان به کمال رسیدنش شروع شده. تازه تو اون مسیره که به سمت کمال داره میره قدم گذاشته ولی چون مسیرش درسته بنظرم حرف دلش شنیدن و ارزش داره. چون از جای خوبی میاد.

  • فاطمه حسینی
  • شعر های اقای بهمنی

    هر کدومش یه دنیاییهه برا خودش :)

    پاسخ:
    من نمیشناسمشون! باید برم بخونم! 

    سلام   بعد از مدتها

    زدید تو کار شعر و ادبیات :))))

     الان باید قشنگ تفسیرتون رو از شعر بخونم به عنوان یه معلم ادبیات بهتون نمره بدم :)))

    پاسخ:
    :))))) سلام!
    آره بالاخره وقتش رسید یکم با ادب بشم!

    مصرع دوم این بیت درواقع «کمالِ دار برای منِ کمال پرست» است

     

    پاسخ:
    جالب مرسی!
    یکم دیر شده دیگه عوضش نمیکنم.