نوشته های من

:)
نوشته های من

نظرات رو بستم که راحت تر بتونم صحبت کنم. اگه نظری، انتقادی، پیشنهادی یا حتی یه صحبت دوستانه :) بود تو بخش تماس با من در خدمتم

آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

ژنراتور

جمعه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۰۷ ب.ظ


سلام

واقعا همیشه برام سوال بود که چجوری میشه توان تزریقی به شبکه رو کنترل کرد وقتی که یه اینورتر داریم یا مثلا یه موتور برق داریم.

چیز سختیه فکر کردن بهش. شما میتونی فقط فرکانس و در واقع فاز مبدل رو کنترل کنی و دامنش. و نکته اینه که فقط هم در یک حالت میشه مبدل یا ژنراتور رو به برق وصل کرد. اونم وقتیه که فازش دقیق یکی باشه با برق شهر. وقتی هم فازش و اندازش یکی باشه هیچ توانی نمیتونه بده. اگر یکی هم نباشه شورت میشه.


پریروز آقای ترکمانی و مرسلی داشتن صحبت میکردن منم داشتم گوش میدادم. جواب این موضوع خیلی خیلی ساده بود و توی بررسی خونده بودیم اصلا.


میشه اینو اینجوری بهش نزدیک شد که ژنراتور سنکرون مدل(ساده شده ی) جالبی داشت. یک منبع سینوسی سری با یک سلف. 

فکر کنم جواب رو متوجه شدید. 


قضیه اینه که وقتی که با منبعمون یک سلف سری هست میتونیم خیلی کارای خفنی انجام بدیم. مثلا فاز منبع رو عوض کنید و دامنش رو !

توان حقیقی خروجی ژنراتور سنکرون هست ولتاژ داخلیش ضربدر ولتاژ شبکه ضربدر سینوس زاویه بینشون تقسیم بر راکتانس مذکور.

یعنی الان که دیگه میتونیم فاز و دامنه رو عوض کنیم میتونیم توان حقیق (و موهومی) رو کاملا به دست بگیریم.


برای همینه که خروجی اینورتر های متصل به شبکه بعد فیلتر LC شون یک L هم میزارن بعد وصل میکننش 


جالب اینه که با تنظیم Ea و دلتا میشه کارایی کرد که توان حقیقی و موهومی کاملا مستقل از هم قابل کنترل باشن.


----

هورا فصل دوست داشتنی پاییز ... :(

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۳۱ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۰۷
  • مهدی

دافعه

سه شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ۰۷:۵۶ ب.ظ

سلام

ازون آدمایی ام که یه شکلی با همه برخورد میکنم که کسی خیلی پشت سرم حرف نزنه. ولی این اواخر موفق شدم یه جورایی یه کاری بکنم که یه نفر ازم متنفر بشه. 

یه کاری چند وقت پیش ازم خواسته بود که کار زیادیبود منم بهش گفتم سرم شلوغه و ازین حرفا ولی دوباره مثل روال همیشه نشد تهش نه بگم. بنابراین کلی بد قولی به وجود اومد. تو زندگیم خیلی سعی کردم بیشتر وقتا آن تایم باشم ولی این یکی به طرز مفتضحانه ای خیلی طول کشید. 

خلاصه که تبریک میگم اولین تنفر از خودم رو.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۸ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۵۶
  • مهدی

تعلل

يكشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۲۶ ق.ظ

سلام 

یه جمله ی خوبی هست که میخوام شیرش کنم.

ترجمش میشه که:

تصمیم گیر باش. درست یا غلط یه تصمیمی بگیر. جاده ی زندگی با سنجاب هایی که نتونستن تصمیم به موقع بگیرن فرش شده...


-----

تاحالا فرش رو ننوشته بودم اولین باره فکر کنم. خیلی جدید بود .

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۶ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۲۶
  • مهدی

کابوس

شنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۶:۵۵ ب.ظ

سلام

آقای اسدی میگفت که بعد فارغ التحصیلی، تا الان که شاید 36 سالش باشه هر چند وقت یه بار یه خوابایی میدیده راجع به این که امتحان داره و نخونده. با خودم گفتم چون دانشگاه شریفی بوده و بالاخره ... شاید این چیزا براش اتفاق میفتاده یا حالا چیزای دیگه. الان تو این 3 4 ماهی که درسم تموم شده حداقل 4 5 بار کابوس امتحانی که براش نخوندم رو دیدم. نمونش امروز خواب قبل ترور آقای kennedy ... 


------


امروز روز آخری بود که به عنوان دانشجوی کارشناسی وارد دانشگاه پایین میشدم. حس سنگینی بود و رو شدن از همه راه رو ها و بوی همه ی آزمایشگاها خیلی خاطره تداعی میکرد برام. همه چی خیلی سنگین بود. آروم آروم قدم میزدم و میخواستم تک تک صحنه ها تو ذهنم بمونه.

البته اوقدری که میخواستم هالیوودی نشد چون موقع بیرون رفتن از فنی از پله ها سر خوردم افتادم پایین. ولی خببب....

  • موافقین ۴ مخالفین ۰
  • ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۵۵
  • مهدی

کندی

شنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۳۶ ق.ظ


سلام

واقعا نمیدونم چجوری مغز خوابا رو سر هم میکنه..

مثلا الان خوابیده بودم، تو خواب توی یه مهمونی خونوادگی بودیم. بعد یهویی کلی آدم هم اضافه شدن و آخرش رفتن بیرون عکس و ... بگیرن یکیشون یه هندیکم قدیمی بزرگ داشت و رفتن بیرون بهم گفت بیا از ما سه تا یه عکس بگیر، منم شروع کردم عکس بگیرم هی جمعیت میومد جلوم، 

هر دفعه عکس میگرفتم تو عکس یه چیز جدید بی ربط میفتاد، در این حد بی ربط که آخریش رو که گرفتم دوربین رو نگاه کردم دیدم عکس رییس جمهور kennedy هستش تو ماشینش. بعد بیرون رو نگاه کردم دیدم که ترورش کردن منم داشتم اون لحظه رو فیلم میگرفتم. بد تر از همه این که سیاه و سفید بود اون یه تیکه از تصویر بقیش اوکی بود :/

آخه چجوری اینا رو به هم ربط میده ...

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۳۶
  • مهدی

تمدد

جمعه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۱۳ ب.ظ

سلام

بین چیزایی که باعث تمدد اعصاب تو شرایط مزخرف میشه فقط وبلاگ نوشتن و آهنگ راک یکم خشن با صدای زیاد رو مجازم انجام بدم. 


قطعا با هدفون

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۴ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۱۳
  • مهدی

نقد

سه شنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۷:۰۳ ق.ظ

سلام

چرا من دیروز راجع به اون هرمه نوشتم؟

یه مرضی دارم که نمیتونم حرفم رو مستقیم بزنم

حرف مستقیم من از این جایی میومد که دیروز چند تا خیابون موازی رو که با هم به لحاظ x یکی بودن ولی y شون فرق داره رو پیاده میرفتم و هر چقدر به سمت بالاتر میرفتم مردم بیشتر پشت چراغ عابر پیاده وای میستادن تو چهار راه ها. 

خطاب به علی: اون مثال دیروزمم متوجه شدی از کجا اومد دیگه...

حس کردم نوشتن این جالب نباشه اون هرمه رو نوشتم.

این مطلب رو هم یکی از دوستان کامنت داده بودن که اون هرمه خیلی قابل قبول نیستش خودم خوندم جالب بود. تشکر :)

(موقع نوشتنشم متوجه اشتباه بودنش شدم. مثلا یه آدمی که وضعیت مالیش جالب نباشه نیاز به دین نمیتونه تو خودش پیدا کنه؟! یا ...)

https://motamem.org/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%84%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%85/

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۲۱ شهریور ۹۶ ، ۰۷:۰۳
  • مهدی

نیاز ها

دوشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۱۹ ب.ظ

سلام

تو کتاب the fault .. یه قسمتی بود که میگفت:

یک روانشناسی اومده نیاز ها رو طبقه بندی کرده و اونا رو توی یک هرم مثل هرم مواد غذایی چیده. حرفشم اینه که یه سری نیاز ها پایه ای تر هستن. مثلا وقتی که وضعت یه جوریه که نیاز به غذا داری نمیتونی نیاز به داشتن یک خونه رو خیلی در نظر بگیری. یعنی اون نیاز تو وجودت هست ولی خیلی توجهی بهش نمیکنه. به محض این که نیاز های پایه ای رفع شد میری برای چیزای بالاتر.


اخرشم صحبتش این بود که من این هرم رو نقض کردم من نمیتونم نفس بکشم چون سرطان ریه داشت ولی عاشق شدم.


چیز جالبیه برای فکر کردن

مثلا بیا با یک کسی که آب برای خوردن نداره راجع به رعایت نظم توی اجتماع صحبت کن. 

یا مثلا چیزای دیگه.

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۰ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۹
  • مهدی

نظریه زمین مرکزی

يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۳۶ ب.ظ

سلام

شده تاحالا فکر کنید قدیما که ملت فکر میکردن زمین وسط دنیاست چقد فکرشون ساده لوحانه بوده؟ چون مثلا مجبور بودن برای توجیح حرکت سیاره های دیگه مدار های خیلی پیچیده ای رو در نظر بگیرن؟

آدم ممکنه همچین چیزایی به ذهنش برسه ولی وقتی خودش یه همچین کاری میکنه میفهمه که نه یه بایاس ساده میتونه نظر آدم رو تا مدت ها اشتباه نگه داره. 

برای مثال خود من برای کنترل مبدلم همچین چیزی در نظر داشتم. 

ست پوینت جریان که چیز مهمیه رو میومدم تنظیم میکردم با کنترلرم، بعد میرفتم خروجی کنترلر رو میدادم به یه کنترلر دیگه که ولتاژ رو تنظیم کنه. با این کار فکر میکردم چون جریان رو دارم زود تر حساب میکنم دارم بهش تقدم میدم. 

برگردیم به مدارم، مدار بنده یک مبدل است که تا جریان 50 آمپر باید 30 ولت خروجی فیکس بده و بعد از اون جریان رو فیکس کنه و ولتاژ رو کاهش بده. پس هم کنترل ولتاژ میخوام هم جریان. 

ابن مدار باید توی اتصال کوتاه به خوبی کار کنه ولی توی بلوک دیاگرام بالا ببینید: امپدانس بار به صورت 1/Z توی حلقه کنترلی میاد. یعنی این که اگه اتصال کوتاه بشه (مثلا مقاومت بشه 10 میلی اهم) یک تقسیم بر اون عدد بزرگی میشه. این باعث میشد کنترلم کار بسیار سختی بشه.


خالا جواب چی بود؟ تا الان فهمیدید دیگه. باید حلقه ی داخلی رو حلقه ی کنترل جریان میگرفتم، حلقه ی بیرونی رو کنترل ولتاژ که امپدانس توش ضرب بشه و توی اتصال کوتاه که حفظ جریان مهمه حلقه ی داخلی که سریع تر هست بتونه راحت پاسخ بده!


پست قبلیه نمیدونم چرا انقد لایک خورد گفتم اینو بزارم جبران بشه


  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۱۹ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۳۶
  • مهدی

رنگ

جمعه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۳۳ ب.ظ


سلام

با یکی از بچه های مکانیک داشتیم کانکتور میزدیم برای یک سیم xh که عکسش این بالا هست

بهش گفتم خب سیم قرمز رو بردار بزار اینجا لحیم کنم. دیدم تعلل میکنه گفتم لابد حالشو نداره کار کنه. برداشتم گفتم این قرمزو بردار بزار اینجا یه دقیقه و لحیم کردیم بعد برای سیمای بعدی هم همین داستان. اخرش گفت ببین مهدی یه چیزی بگم من یکم کور رنگم. گفتم چقدر؟ گفت میتونم بفهمم رنگا با هم فرق دارن ولی به اسم نمیتونم بگم !!

جالبه ها. و ناراحت کننده، همزمان! 

  • موافقین ۵ مخالفین ۰
  • ۱۷ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۳۳
  • مهدی