نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۳/۱۷
    UAE
پیوندهای روزانه

۱۵ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

غبطه

دوشنبه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۴۲ ب.ظ


سلام

امروز دوتا اتفاق افتاد خیلی غبطه خوردم

اول دکتر عباسیان اینا یه پروژه ای رو قدیما شروع کردع بودن که SFC بود. خلاصه بخوام بگم توی نیروگاه به توربین گازی یا بخار ژنراتور سنکرونی وصله که موقع شروع به کار باید یه حداقل سرعتی داشته باشه. مثلا اگه ۳۰۰۰ دور در دقیقه قراره کار کنه باید تا ۹۰ درصد مثلا این ۳۰۰۰ برسوننش تا توربین بتونه کار کنه. بخاطر مسائل مکانیکی قضیه.

این کارو با یک موتور قدیما انجام میدادن ولی دیدن که کار جالبی نیست و گفتن ژنراتور رو به موتور تبذیل میکنیم یعنی بجای این که انرژی بگیریم ازش بهش انرژی میدیم تا بچرخه بعد که به سرعت دلخواه رسید ولش میکنیم و میریم انرژی توربین رو بهش وارد میکنیم و ازش توان میگیریم.

حالا.. اینا میخواستن اینو بسازن و منم تا یه جای اولیه ی کار باهاشون رفتم ولکن بخاطر اون کارای دیگه نشد دنبال کنم. امروز رفتم دیدم که ستاپ یک کیلوواتیشون رو که برای تست کنترلر بسته بودن خیلی جالب کار میکرد و حسابی دلم خواست ! 

توپولوژیش یک پل تایریستوری هست و اینورتر تایریستوری سه فاز و Current Fed. همچنین اکسایتیشن روتور هم با یه چیز دیگه کنترل میشه و جریان DC زیاد و کم میشه تا Field Weakening بوجود بیاد مثلا. همچنین برای پیدا کردن محل روتور هم یه کارایی میکنن با روتور.

خلاصه وقتی دیدم کل اون سیمولینک رو تونستن پیاده کنن خیلی دلم خواست خیلی ! حتی گسترشش هم دادن 


-----------------------


دومیش هم اون سیستم 1.5 مگاواتیه 6.6کیلوولت کنترل پمپ دانشگاهه علم و صنعت بود. اولین نکتش توان بسیار زیادش بود. واقعا خواستنی بود. بعد توی مصاحبه شنیدم که گفت پاور فکتور رو بسیار خوب کردن و برام سوال شد چی گذاشتن برای اون توان. از یکی از بچه هاشون که توی یکی از گروهای تلگرام بود پرسیدم و گفت رکتیفایر 24!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! پالس و اینورتر 7 سطحی :(

خیلی خوب بود.

الان انقدر حالم گرفتس که نمیدونید. اسمشو بزاریم غبطه ولی واقعا حسودیه کامله. 

نکته لازم به ذکر اینه که اون بلوکای تایریستوریه که تو عکسه هر کدوم 6 تا تایریستوره. منظورم بله 24 تا تایریستوره

نکته بد تر میدونید چیه؟ اینورتر 7 سطحی 2 تا منبع ایزوله میخواد یعنی دو تا ازین ها دارن. یعنی 48 تا تایریستور!! 

واقعا دلم میخواد ازینا ! 

سقف انتظاراتم از خودم 1.3 مگاوات بیشتر شد. تا امروز فکر میکردم 200 کیلووات خیلی دیگه خوبه.

نمیدونم حس میکنید جدی ام یا نه ولی واقعا الان حالم یه جوریه

یعنی ناراحت نیستم ازین که یه سریا همچین کاری کردنا مگه میشه آدم ناراحت بشه 

ازین ناراحتم که من فعلا نمیتونم

  • مهدی

جزییات

يكشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۵۸ ب.ظ

سلام

نمیدونم بعد خوابیدن لذت مادی بالاتر از عینک جدید(لنز جدید بیشتر) زدن هست یا نه.

مخصوصا من که بدون عینک مجبورم کلی اخم کنم تا بتونم جزییات رو ببینم و قیافه ی خنثی ام شبیه کسی میشه که میخواد به قتل برسوندتون. 

با تشکر از حسن که بعد یه ماه از چشم پزشکی رفتن سر راهش عینک منم داد درست کنن‌

انقدر خوب و HD هه دنیا الان که نگو

  • مهدی

جیگر

شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۰۸ ق.ظ

سلام

یه سری مشکلات پیش اومده بود رفتم دکتر بهش گفتم آزمایش خون بنویسه ببینه حالم واقعا خوبه یا حس میکنم خوبه و یه مشکلات ریزی وجود داره.

دکتره گفت تو خون چیز زیادی مشخص نمیشه و چون سابقه فامیلی کبد چرب داریم گفت سونوگرافی کبد مینویسم. 

گفتم باشه.

خلاصه امروز رفتم این ننگ رو پذیرفتم که هرکی پرسید کجا بودی بگم سونوگرافی و هارهار بخنده و رفتم ازمایشگاه. خانمه پذیرشه گفت این که سونوگرافی نیست ازمایش خونه.

خلاصه دکتره هم نبود و دیدم اون همه راه اومدم رفتم ازمایش خون(با بیمه هزینه ای نداشت) دادم... ببینیم چیزی ازش درمیاد تا این دکتره بیاد..

موقع خون گرفتن... سرنگ رو که برداشت ظرفارو پر کنه انقدر کثیف کاری(رو میز رو برگه آزمایش رو زمین ...) کرد که من واقعا شک کردم که اگه بیماری ای باشه که از راه خون منتقل بشه و این نگرفته باشه تا الان.

  • مهدی

14th Feb.

دوشنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۴۹ ب.ظ

سلام


به لطف یوم الله ولنتاین همه ی مغازه های شمالی انقلاب تقریبا کادو فروشی شده. انقدر واقع سود داره که بخاطر یک روز کل مغازه رو کاربریشو عوض کردن؟ از موبایل فروشی به خرس و ماگ فروشی؟ لابد داره دیگه. 


امروز داشتم با علی س.پ. حرف میزدم که بتازگی ازدواج کرده. داشتم ازش میپرسیدم فیلم نمیبینید؟ که بهش چند تا فیلم بدم٬ میگفت که نه اصلا. هر جور بالا پایین میکنم جزو تنها مزیت های جفت شدن با یه نفر تا ابد میتونه این باشه که میشه به زور هم شده با هم فیلم دید. کلی هم تفریحات سالم حساب میشه.

کلا خیلی سخت میشه یک نفر پیدا کرد بشینه باهات فیلم ببینه. مثلا مهدی و علی س. معدود ادمایی بودن که بعضی وقتا میومدن و میشد باهاشون یه فیلم رو بدون گند خوردن بهش دید. و حسم این بود که مثبت ترین ویژگی ازدواج میتونه باشه. بعد ملت اینجوری نعمت رو دستی دستی دور میریزن.

اگه میلیون ها سال بعد خواستم ازدواج کنم٬ به علی میگفتم٬ حتما باید حواسم باشه طرف فیلم بین باشه نه مثل تو (علی.سپ.) راجع به یکی از معدود بهترین موضوعات ممکن زندگی‌ مشترک سرد!

(شانسمون یکی به تورمون میخوره ازین فیلمای معناگرا و ... )

(جدی نگیرید این نظراتو صرفا صحبتای بی ربط موقع لحیم کاری بود بین چندین موضوع بی ربط تر)

دیشب بعد مدت ها inside out رو دوباره دیدم. چقدر میتونن ایده خوب بزنن چقدررررر. واقعا خیلی دوس داشتنی بود.



  • مهدی

چرا میخوام ؟

يكشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۲۶ ب.ظ


سلام


راستش خودم میخواستم در این مورد بنویسم قبلا. این که چرا میخوام برم چند هزار کیلومتر اونورتر درس بخونم چند سال. و بعدش چی کار کنم.

ولی موضوع خیلی پیچیده ایه و نوشتنش راحت نیست چون مجموع بالا پایین کردن طی شاید دوسال و مشورت و ... با چندین نفره و منم که حافظه درست حسابی ندارم تو این موارد شاید موضوع ناقصی رو بنویسم.

ولی خب دوست عزیزم پیام دادن که در این مورد بنویسم و مینویسم.


حقیقت اینه که معمولا 3 دلیل برای اپلای کردن به دانشگاه های خارجی وجود داره بین بچه ها حداقل طبق تجربه من.


1- بعضیا هستن که واقعا فقط برای فرار دارن میرن که ازین جا برن و اونور یه شغلی گیرشون بیاد و زندگی کنن. اینا معمولا تو دوره درس خوندنشونم زیاد کار خاصی نمیکردن و بعدا هم نمیکنن صرفا میرن تو یه محیط با استاندارد های زندگی بهتر و مثل یه آدم عادی اونور زندگی میکنن. (60%)


2- بعضیا هستن که بخاطر مسائلی تخصص های عجیب غریب تر رو دوست دارن و کم هم نیستن. مثلا یکی یه رشته ای خونده که نتیجش این میشه که بتونه یه فرایند عجیب غریب رو بهینه کنه یا یک محصول با دانش لبه تکنولوژی بسازه. تو برق که زیادن مثلا کسایی که IC دیزاین دوست دارن کنن و طبعا میتونن برن تو فلان دانشگاه آمریکا و بعد برن شرکت Texas Instrument مثلا یا بمونن ایران و آی سی های با تکنولوژی ده سال پیش رو با هزینه زیاد بتونن طراحی کنن (سخت نگیرید به مثالم مثال بود و نقیضش وجود داره) اینم میشه 30% بقیه


3- 

[ 1 ] من خودم رو توی این کتگوری سوم میدونم که کسانی هستند که برای یک "خوب بزرگتر"(یعنی زمانی که برای رسیدن به یک مسیری راه کوتاه تر رو نمیریم و با فاصله گرفتن ولی با سرعت بیشتری بعد یه مدت به هدف میرسی ر.ک. Greater Good البته دقیقا این معنی رو نمیده ولی کافیه بنظرم(علی اگه اینو میخونی دو هفته پیش داشتم به این پست فکر میکردم نشونت دادم اونو)) میخوان برن و برگردن. 

رشته مون به صورتیه که خیلی دانشگاهای ایران ازش عقب نیستن ولی تجهیزات گرون قیمتی میخواد و استادای خفنی میخواد که باشن و بتونن بگنش. توی این رشته ی ما اولا آدم بدرد بخور و با تجربه کمه و دوما خیلی تجهیزاتش گرونه و امکانات سنگینی میخواد. ولی ویژگیش اینه که کاربرد زیادی برامون داره.


آدم توی این زمینه زیاد هست مثل زمینه های دیگه ولی آدم تاپ خیلی کمتر پیدا میشه مثل زمینه های دیگه دقیقا.


[ 2 ] پوینت دومش که خیلی راجع بهش صحبت کردم با این و اون اینه که ما بخوایم یا نخوایم به شدت غریبه پرست هستیم. این رو اولین بار هنگام کار با آقای اسدی دیدم. ایشون یه دستگاهی ساخته بود برای ایران خودرو که 140 میلیون قیمتش بود و 6 ماه ساختش طول کشیده بود، حساب میکردیم میدیدیم که هزینه قطعات که کم میشد ازش حدود حقوق یه مهندس استخدامی گیرشون میومد. یعنی پول اون فکر خیلی سنگین و ریسکش روش حساب نمیشد اصلا. ولی میگفت فقط لازم بود یک لایسنس از یک شرکت خارجی روش باشه با 5 برابر قیمت میفروختم و راضی میبودن.


برای همین حس نیاز به لینک خارجی رو بشدت حس میکنم.


[ 3 ] پوینت سوم اینه که من احساس امنیت رو از این ور دارم. میدونم که چند سال دیگه که برگردم حسن و احیانا علی به همراه بقیه بچه های آز دکتر د. احتمالا کارای خوبی رو جلو بردن و من میتونم باهاشون همکاری کنم و ازون ور آزمایشگاه دکتر چ. بچه هاش به جای خوبی رسیدن و همین الانشم تو بعضی محصولات آیندشون شریکم  ولی این حس رو خیلیا ندارن که نمیتونن برگردن.


خلاصه قضیه در رفتن نیست. قضیه اینه که هر دانش و صنعتی مثل یک هرم میمونه که پایینش خیلی آدم زیاده. خیلی. توی محصولات mainstream خیلی آدم زیاده. کسایی که میرن و نصب میکنن و یا محصولاتی با دانش فنی پایین تولید میکنن. ولی یکم که میریم بالاتر آدم خیلی کم میشه. شرکتای بدرد بخور که یا رانت دارن مثل بعضی شرکتا(درصد کمی) یا این که دانش خیلی بالا فقط پیدا میشن. 


ریسک بالا بردن دانش فنی تو شرکتایی که محصولات زیاد و دانش فنی پایین تولید میکنن خب خیلی زیاده چون عملا حاشیه سودشون بسیار پایینه و سودشون توی تعداده زیاده محصوله و محصول غیر مطمعن یعنی تعطیل شدن قضیه. 


ولی اینایی که گفتم رو منی میگم که بهمن 96 نشسته نمیتونم تضمین بدم که سال آینده من معتاد کراک نشدم حتی. چون من آینده رو نمیتونم ببینم ولی حداقل برای هدف گزاری(ز یا ذ؟) چیز خوبی بنظرم میاد. 


میخواستم ویزا رو که گرفتم ازین چیزا بنویسم ولی خب یکم زودتر شد دیگه.


عکسه رو هم بیژن یک صفحه از یکی از آزمایشگاهای UCLA فرستاده بود که عدداش بنظرم جالب میومد. جدید بود نسبتا.

از جوانان زحمت کش مقیم کالیفرنیا http://www.seas.ucla.edu/brweb/alumni.html

  • مهدی

Still Alice

جمعه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۶، ۰۳:۰۷ ب.ظ


سلام


یکی از چیزایی که (شاید چندین بار گفته باشم) دوس دارم اینه که مغزم تو پیری خیلی نابود نشه. همیشه دکتر فیض دیزجی رو که ریاضی 1 درس میداد تو ذهنمه که فکر کنم به 4-5 نسل حداقل ریاضی درس داده بود و در خدا سالگی هنوز ریاضی متوجه میشد و ذهنش تیز بود و ... خیلی غبطه میخورم.

تصادفا یک فیلمی پیدا کردم تحت عنوان Still Alice که این روند زوال مغز رو برای یه کسی که استاد دانشگاه بوده و انتظارش رو هیچ کسی نداشته و رفتار خونوادش و اطرافیانش در مقابل این و مهم تر از همه چیزی که خودش حس میکنه رو به تصویر کشیده بود. فیلم احساسی ایه و دوس داشتمش

  • مهدی

کشش

پنجشنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۴۸ ق.ظ

سلام


وقتی رفتار دکتر د. رو میبینم واقعا منطق حرف آخر رو میزنه تو کاراش. این تلاشی که برای بچه ها میکنه و آزمایشگاه واقعا منطقی نیست. آدم باید عاشق باشه که اینجوری کار کنه. 


هر کسی همچین چیزی جایی بنویسه میگم داره جو میده بیخودی. یعنی واقعا باید این شدت از... ،چی بهش میگن، نمیدونم رو ببینید تا درک کنید چی میگم. 

اون موقع که داشتم  این پست رو مینوشتم، ایشون تو ذهنم بود ولی امروز عین الیقین شد برام (برای چندمین بار) که ایشون یه مرد بزرگتره.


یعنی میدونید. اینجوری بگم. بعضی آدما هستن وارد زندگی آدم میشن و سر لوحه ی آدم یا استاد آدم یا ... بعد یه مدت تموم میشن. من ازینا زیاد داشتم. کسایی که پر ادعا بودن و زود تموم شدن عین این سن ایچا آخرش صدایی فووورت دادن. 


ایشون نمیدونم چرا اینجوریه که هرچقدر هم میشنوی ازش و جلو تر میری نه تنها به سمت تموم شدن پیش نمیره بلکه حس میکنی بزرگتر هم میشن. 


--------------------------------



  • مهدی

PR! کنترلر

سه شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۴۰ ب.ظ

سلام

همیشه دوست داشتم یک کنترلر PR طراحی کنم

در واقع همیشه سر کلاسی یا صحبتی یا هرچی راجع به کنترل خطی میخواستم صحبت کنم بخش 0 شدن خطای ماندگار رو میگفتم..

قضیه اینه که یک کنترلر زمانی میتونه یه ورودی خاص رو دنبال کنه با خطای 0 که توی تابع تبدیلش اون رو داشته باشه. 

من فقط از step استفاده کرده بودم. چون خب واضحه سیستمای DC کار میکردم. مثلا ولتاژ جریان دما یا سرعت یا ... رو به یه مقداری برسونم. ولی همیشه این مثال رو میزدم که مثلا ممکنه یه زمانی لازم بشه یک سینوس رو دنبال کنید و اون موقع باید توی اون فرکانس دو تا دونه قطب موهومی داشته باشید


مشخصه خب

ولی مشکل اینجاست که سیستمی که خودش دوتا قطب ناقابل داره شمام یک کنترلر دو قطبی دارید اضافه میکنید بشدت ناپایدار میشه چون حد فاز براش نمیمونه که.

ولی خب با اضافه کردن یک کنترلر Lead تونستم یکم حد فاز براش درست کنم و اینم خروجیش



البته این حالتیه که بار خیلی کمه (R زیاده) و سیستم یکم به سمت نوسان طبیعیش دوست داره بره برای همین ترنزینت انقدر طولانی شده. و خب باید درست بشه اونم راه خودشو داره نگران نباشید. 

ولی به سیگنال کنترلی تمیز دقت کنید چقدر خوبه.


اینم نمودار بودش.پیک اول مربوط به رزونانس کنترلره و پیک دوم LC خود مداره اینورتره


رو عکسا بزنید بزرگشو ببینید اگه علاقه داشتید.


  • مهدی

دکترین؟

دوشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۰۵ ب.ظ

سلام

آقای م تو راه که داشتیم میومدیم داشت میگفت که 

در واقع منظور حرفش این بود که

شایدم برداشت من این بود که

اگه اینا ایده های دشمن باشه واقعا کارش درسته. اگه تونسته باشه انقدر بادادن ۴ تاگرین کارت و امتیاز باعث این فساد از داخل سیستم و این مسیری که بسلامتی داریم میریم که آب و هوا و ... همه چیمون بعلاوه اقتصادمون و امیدمون رو داریم از دست داریم میدیم موثر بوده باشه واقعا کارش درسته.

به ۴ نفر فلان امید داشتیم که اینام اومدن رو کار اینجوری شد. 

اینام برن و هر اتفاقی بیفته کسی نیست بیاد رو کار که

خلاصه نوع نگاهش جالب بود که کاری که با خودمون داریم میکنیم اردرش بااردر یه حرکتی که دشمنون رومون بخواد بزنه قابل مقایسه است


امروز اولین روزی بود که سردرد گرفتم از شدت آلودگی هوا

خدا بخیر بگذرونه

  • مهدی

وجدانی

دوشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۲:۱۶ ب.ظ

سلام

اون موقع که BRT رو تازه زده بودن شهردار وقت گفت که ما مامور نمیزاریم تا کسانی که سوار میشن بر اساس وجدان خودشون کارت بزنن. 

نتیجش این شد که بعد یکی دوماه پایلوت که دیدن خیلی جواب نمیده همه ایستگاها مامور دار شدن 

  • مهدی