نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۳/۱۷
    UAE
پیوندهای روزانه

۱۶ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

معضل

سه شنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۱۳ ق.ظ

سلام

از یه طرف موهام بلند شده و کنترل چربی موهام خیلی سخت شده از طرف دیگه هم اشتباه استراتژیک کردم و بهمن سلمونی نرفتم الان باید دوبله سوبله عیدی بدم به سلمونیه ... هیییی



......

دوباره امسالم تولد وبلاگم رو که چند روز پیش بود یادم رفت. تولدت مبارک عیزم

.....

سال نوتون خوش بگذره

  • مهدی

عکس

شنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۵۸ ب.ظ


سلام

جاتون خالی اگه نبودید٬ با دوستان رفته بودیم مشهد

اول این که بعد این همه سال دانشگاه رفتن اولین بار بود با مسجد دانشگاه میرفتم و دیدم عجب ستمی کردیم به خودمون.

هر دفعه میخواستیم به قصد مینیمم کردن هزینه ها با مزخرف ترین و واقعا مزخرف ترین قطارایی که دقیقه ۹۰ پیدا میکردیم میرفتیم ولی خب این دفعه با همون هزینه سقف کیفیت ترین قطاری که باهاش رفته بودم تاحالا قطارمون بود.

حالا این مهم نیست خیلی

توی عکس هایی که میگرفتیم صحبت سر عکس با استیل دهه ۶۰ ای شد. که معروفه دیگه درو دیوار رو نگاه کردن تو عکس و مثلا با موتور عکس گرفتن و ...  و عکس خنده داری هم شد.

 صحبت این شد که بچه های ما قراره با این سلفیای کج و کوله و عکسایی که هرکی‌ یه جای عکسه (ر.ک. پوستر اینسپشن ضمیمه شده) و ... ما هم همین جوری رفتار کنن ؟!


....


  • مهدی

بهشت

پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۵:۱۶ ق.ظ

سلام

اینو میخواستم قدیما بنویسم ولی مناسبتی پیدا نمیشد تا دیروز که ا. هاوکینگ فوت کرد.

قضیه از یه سوال ساده شروع میشه که تو کلاس دینی شاید دبیرستان یا راهنمایی یکی‌ پرسید اونم این بود که: آیا ادیسون بهشت میره؟ بخاطر اختراع لامپش که خیلی کمک کرده و بقیه چیزاش

و جواب معلمی که در سطح فهم خودش لابد گفت که چون نیتش قربه الی الله نبوده نه. و بحث بی سرو ته با معلمی که اینجوری فکر میکنه.

انگار تقصیر ادیسون بوده که بابا مامانش مجتهد نبودن و نتونسته نماز جماعت ۱۱ نفری بخونه که ثوابش صدها برابر ده نفریه (یا همچین چیزی؟) یا در کشوری بدنیا نیومده که قوانینش بر اساس دین اسلامه ( :)) عارههه)

حالا منظورم مشخصه.

بعد سوالی که پیش میاد اینه که کسی رو که بسیار عمیق توی فیزیک فکر کرده و فیزیک محدود کشف شده تا امروز رو جلو برده مرز هاش رو و با مرز های محدود علمش گفته خدا وجود نداره رو خدا چه رفتاری قراره باهاش بکنه. مثلا مقایسه بکنیمش با کسانی که خودشون رو از مردم بالاتر میدونن چون صدها سالشونه و تو این صدها سال از دستاورداشون اینه که تونسته با چپوندن مقنعه رو سر مردم اونا رو زورکی بهشت ببرن(؟!).

چپوندن منظورم اینه که یه وظیفه داشته: تبلیغ دین و انقدر گند زده تو یه کاری که بهش سپردن که کارش به تبلیغ با چماغ کشیده!. 

انگار پیامبر وقتی دین رو تبلیغ میکرده دقیقا همینجوری رفتار میکرده. 

بیخیالش پست جالبی نبود فقط دلم پر بود


......

آقای هاوکینگ خیلی بین مردم عادی تر نسبت به اکادمیک سلبریتیه چون فیزیک رو به زبون ساده یعنی نثر بدون فرمول میتونسته توضیح بده. اگه علاقه مند بودید هم کتاباش ترجمه شده هم کلی مستند درست کرده راجع به فیزیک که میتونید دانلود کنید. از دست ندید اگه دوس دارید.

  • مهدی

هاندرد اند فورتی تو

سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۵:۲۴ ب.ظ

سلام

۱۴۲ روز طول کشید ولی بالاخره بعد ۱۴۲ روز یعنی ۲۰ هفته و دو روز و مخصوصا هفته مزخرف قبل که همش استرس بود ویزام اومد ! همین الان اومد...

خدا بخیر بگذرونه

  • مهدی

درونگرا

پنجشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۴۱ ب.ظ

Introv


سلام

حسن گفت این آزمون شخصیت معروفه ۱۶ شخصیتیه رو بدم. دادم و اون بخش برون گرایی و درون گراییش درونگرا شد. 

حسن: اصلا بهت نمیخوره انقدر درونگرا باشی

من: ببین یه قانون کلیه. کسایی که انقدر گربه دوست دارن درونگران!


این عکسه رو یکی از علی ها فرستاده بود فکر کنم چند سال پیش

  • مهدی

تضاد

چهارشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۳۹ ق.ظ

سلام

نمیدونم باید چی کار کنم. لذتی که تو صبح زود بیدار شدن و به کارا رسیدن و یه روز سرزنده تر داشتن با لذتی که از خوابای بعضا چرت و پرت و سورئال ساعت ۶ تا ۸ ۹ صبح هست برابری میکنه. واقعا صبحا تصمیم سخته


--------------

دکتر چ. دیروز یه حرف جالبی میزد. میگفت که یه سری ها هستن با حقوق کم که وقتی بهشون میگی چرا بیشتر کار میکنی میگن که بهم پول بیشتر بدن منم بیشتر کار میکنم. اصلا به خودش این ریسک رو نمیپذیره که بیشتر کار کنن تا پول بیشتری بگیره. حتما باید پوله رو ببینه. برای همین تو همون سطح باقی میمونه.

---------------

امروز خواب دیدم گربه محل چشمش قرمز شده بود و معلوم بود داره اذیت میشه. رفتم داروخونه به دکتره داروخونهه گفتم یه قطره ای آنتی بیوتیکی چیزی میخوام. یه ظرفی ازون زیر در اورد و گفت بیا ایمو ببر. اومدم حساب کنم خیلی جالب بود.  پولو دادم گفتش که گفتم اینو ببر نگفتم حساب کن که هر وقت بردی و نتیجه داد بعدش بیا پولشو بده.

منم یه تعجب کردم و گفتم لابد تعارفه دیگه و دادم دوباره پولو گفت مگه نشنیدی. گفتم اخه تو صنف شما خیلی مهم نیست کار کنه چیزی پول رو اولش میگیرید :))(در مقایسه با کارای مهندسی که کارو ۱۵۰ درصد اون ۵۰ درصدم سوتی قرار داد بوده که یادمون میره راهای خفه کردن کارفرما رو کامل ببندیم و ارد هاش باید انجام بشه باید کار رو انجام بدیم و بعد ۶ ماه یه سال پول بجز پیش پرداخته رو بگیریم اگه بدن) (ذهن بیمار تو خواب بحثای جامعه شناسی میکنه با خودش) بعد دکتره ناراحت شد و رفت به خانومه بقلیش گفت این رو نمیبره یدونه کاملشوبده!! دیدم اون بسته ای که داده بود باز شده بود و برا این میخواست ردش کنه بره :/

من معمولا انقدر بد بین نیستم ولی این یکی واقعا نشون میده ضمیر ناخوآگاهم چقد دکترا رو دوست داره

بعد من همچین خوابایی رو ول کنم برم به کارام برسم؟!

  • مهدی

پرفکشن

سه شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۰۵ ب.ظ

سلام

امروز جلسه ی هماهنگی بود برای آزمایشگاه دکتر چ. که من که دارم میرم و یه سری جدیدا که دارن میان یکم هماهنگ شن و ساز و کارا دربیاد و ازین جور حرفا.

یکی از بچه های جدید از بچه های کارشناسی کنترل شریف بود.

خیلی سر به زیر بود اولش و فکر نمیکردم چندان آدم عجیب غریبی باشه.

ولی این فرضیه دیری نپایید.

تو جلسه حرفی نزد کلا. ولی بعد که با هم رفتیم صحبت کنیم، دیدم که عجب. عجب که این بچه دقیقا انگار خود منه علاقه هاش و مهم تر ازون تجربه های کارایی که کرده و تو یه سری چیزای زیاد خیلی هم با تجربه بود. اصلا باورم نمیشد این پسر عالی بود. کنترل خیلی حالیش بود خیلی!! چیزی که بچه ها اصلا دوست ندارن کنترله! ولی این خیلی مسلط بود قشنگ معلوم بود که چندین کنترلر بسته و پاور الکم علاقه و تجربه داشت بود و درک میکرد دقیقا خیلی معضلاتم رو!! براش کیفیت توان مهم بود و دوست داشت یه مبدل ۶.۶ کیلوواتی (متاسفانه رو تک فاز)‌بسازه

خیلی عجیب بود نمیدونم این کجا بود تاحالا! ولی هرچی بود حسابی امروز خوش گذشت.. 

  • مهدی

دوبار

دوشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۲:۳۰ ب.ظ


سلام


آخه آدم چند بار از یه جا نیش میخوره، دوباره امروز رفتم علائدین به اصرار حسن و دوباره جنس تقلبی رو به اسم اصل دادن بهم. چند سال پیش به خودم قول داده بودم که پامو تو اون خراب شده نزارم ولی بازم...

..................................................

1- اگه متاهل باشید و خانمتون روی یه پیرهن خاص حساس باشه،

2- امروز جلسه مهم داشته باشید،

3- پیرهن گرون پوشیده باشید

چه اتفاقی میفته؟

اتفاقی که برای آقای م افتاد. غذای سلف چرب و چیلی بود و پیرهنشون ...

این عکسم خشک کردن پیرهن شسته شده توی سینک آزمایشگاه، با سشوار صنعتی آزمایشگاهه...


  • مهدی

عصا

شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۰۷ ق.ظ

سلام


نمیدونم چند سالم بود، 3 یا 4 شاید! با مادر بزرگ (خدابیامرزم) داشتم از مهدکودک میومدم، یه خانومه پیر تهه کوچه داشت با عصا میومد. بهش گفتم که من پیر شدم برام ازین عصا ها میخری؟


  • مهدی

سایز

جمعه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۳۳ ب.ظ


سلام

من خودمم خیلی دقت نکرده بودم به این موضوع که ما در برابر گربه ها "خیلی" بزرگیم! 

یعنی دقت کردن نمیخواد ولی تا بحال از دیدگاه اونا سعی کردید خودتون رو ببینید؟ خیلی چیز بزرگی به نظر میایم، اونایی که به تلگرام من دسترسی دارن عکس آخرم رو دقت کنن. اونایی که ندارنم، از دیدگاه یه گربه هه از خودم و خودش عکس گرفتم.

حالا به هر حال،

مثلا فکر کنید یه فیل میخواد نازتون کنه. خیلی باید ریسک کنید که بزارید همچین کار کنه ! ولی بعضی گربه ها همچین کاری رو میکنن. 


  • مهدی