نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

۲۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

سینما

دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۵۲ ق.ظ

سلام

دیروز برای اولین بار یه تفریح جدی تو این سه هفته داشتم. رفتم سینما 

تو این شهر 3 4 تا سالن سینما هست که یکیشون فیلمای خیلی قدیمی میزاره یکیشونم یه مشکل دیگه ای داشت و دو تای دیگه حالت یکم مدرن تر دارن. 

بلیط رو آنلاین گرفتم، دو مدل بلیط داشت IMAX و Regular که آی مکسه 40 درصد گرونتر بود. رگولار هه سالن کوچیکی داشت مثلا 4 5ردیف ولی صندلی هاش قابلیت خوابیدن داره و زیر نویس انگلیسی داره و یه چیزای دیگه ولی آی مکس یه سالن نسبتا بزرگ با یه پرده خیلی بزرگه. صندلی هاش عادی بودن.

من رفته بودم dead pool 2 رو ببینم. فیلمش خیلی خشنه نسبتا و دیالوگاشم فحش زیاد داره.برام جالب بود کیا میان ببینن.

باورتون نمیشه که بعضیا بودن مثلا بابا هه دوتا بچه 10 12 سالشو اورده بود. یا مثلا خانوادگی اومده بودن :) خلاصه فکر کنم یکم فکر کردنشون راجع به چیزایی که بچه باید بشنوه با ما فرق داره.

اولش که رفتم نسبتا خالی بود سینما چندتا جوون بودن پشت سرم نشسته بودن بین هر دوتا کلمشون یک f-word بود. بعد یکم خانواده اومد گفتم شاید رعایت کنن ولی خب خیلی فرقی نمیکرد.

فیلمش واقعا خوب بود. خیلی کم پیش میاد قسمت دو یه چیزی رو بسازن و خوب باشه ولی این بود.

اها راستی سینماش 5 تا سالن imax داشت 5 تا رگولار. کلا از بیرون که میبینی ساختموناشون خیلی کوچیکن ولی همشون پله میخوره و زیر زمین خیلی بزرگ میشه. برای مثال این ساختمون سینماهه است

بانکم همین جوری بود دقیقا


  • مهدی

قیمه

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۰۵ ق.ظ

سلام

الان یه هفتس میخوام قیمه درست کنم. 

هر روز ویدئو های آقای جوادی تو یوتیوب رو میبینم و اخرشم درست نمیکنم

موادشو پیداکردم مثل لپه و گوشت و .. و گرفتمشون ولی یه 2 3 ساعت وقت میخواد و ریسک زیادی داره

بجاش، 

اینم شام امشب، صبحونه آمریکایی تو کانادا:




میخواستم برای پاستا چند روز پیش خامه بگیرم، یه جایی دیدم نوشته cream و شکل روشم شبیه خامه بود. خیلی دقت نکردم و رسیدم خونه باز کردمش دیدمش چقد سفته یکم خوردم دیدم که مزه پنیر میده روش دیدم نوشته cream cheese :)

خلاصه گول خوردم و پنیر خامه ای گرفتم ولی توفیق اجباری شد که صبحونه آمریکایی داشته باشیم. خداروشکر مثل پنیر خامه ای ایرانی کار میکنه دقیقا!

اونم ژامبونه، در راستای سیاست های جلوگیری از فساد مواد غذایی و این که صبحونه آمریکایی تو رشت با یه گوشتی چیزی سرو میشه (نقش bacon بقل تخم مرغ) خلاصه کامل درست کردمش... 

  • مهدی

روزه

جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۲۰ ق.ظ

سلام

دیروز که کلا خواب موندم برای سحر و نماز صبح و... و همین جوری روزه گرفتم

شب دیروز که میشه دیشب کلی غذا درست کردم که چند روز آینده بخورم و برای سحر امروزم هم داشته باشم. گوشی رو رو زنگ گزاشتم و  بیدار هم شدم. نگاه کردم دیدم یه یه ساعتی تا طلوع آفتاب وقت هست

... 

... 


... 

طلوع آفتاب؟ 

و اونجا بود که فهمیدم زنگ رو باید قبل اذان میزاشتم نه قبل طلوع... 

خلاصه امروزم بدون سحری گرفتم ببینیم فردا چی میشه. اینجا حدود 3.30 اذان صبحه حدود 21 هم اذان مغربه فکر کنم تهرانم همین حدود بودش. البته یجورایی سحری بیدار شدن خیلی بنظرم منطقی هم نمیاد همون شام رو میخورم بسه دیگه...



......

یچیزی که متوجه دارم میشم اینه که وقتی یه چیزی میخرم باید کامل خودم بخورم! تو خونه داداشم شبیه جارو برقی همه چیزو میخورد و خب خیلی مساله ای نبود ولی اینجا اگه یه چیزی میگیرم تو یخچال میمونه! میدونم خیلی چیز عادی ای ممکنه بنظر برسه ها ولی مثلا یکم خامه گرفتم پاستا درست کنم و الان نمیدونم با بقیش چی کار کنم چون برای 3 4 روز پاستا دارم :/

........ 

خامه هاشون مایع هست به صورت عادی... چون برای ریختن تو قهوه استفاده میکنن... خامه جامد تر ها رو بایذ از فروشگاهایی که چیزای عربی داره گرفت یا ازین اسپری هایی که خامه میزنه ازش بیرون پیدا کرد!

..... 

یه نکته ای که هست اینه که آدم گشنش نمیمونه خیلی. یعنی غذا هست ولی هیچ چیزی مزه نداره... بعضیا مخالفن با این موضوع ولی برای اثباتش بگم مثلا هم خونه ای هام دو تا سیر قد چی رو تو غذاشون ریختن اصلا هیچ بویی حس نکردم شایدم مشکل منه! 

  • مهدی

اراعه

سه شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۲۱ ب.ظ

سلام


امروز ارائه داشتم پیش استادم

صبح ساعت 10.30 باید میدیدمش. گفتم یه قهوه درست کنم بخورم بلکه یکم بیشتر بیدار باشم. این قهوه نسکافه لامصب هیچ وقت هیچ کافئینی نداره ولی نمیدونم امروز با چه نسبتی قاطی کردم که کافئینش خیلی خودشو نشون داد. هیچی دیگه استرس اولین ارائه و این کافئین قاطی شد و حسابی حالم سرجاش نبود! 

هیچی دیگهرفتم ساعت 10.15 پشت در دفترش ولی بسته بود. گفتم صبر کنم 10.30 میزنم در رو. 10.30 در رو زدم کسی باز نکرد و خودم سعی کردم در رو باز کنم ولی قفل بود. لذا یه یه ربع نشستم رو صندلی های راهرو.

بهش میل دادم که نبود و رفتم پایین آزمایشگاه. یکم با وسایل ور رفتم و دیدم میل داده 12.30 دفترم بیا و ببخشید. 12.30 رفتم دفترش رو زدم دیدم قفله باز. داشتم بر میگشتم صدای باز کردن در شنیدم. انگار خواب بود :))

خلاصه باورم نمیشه 1 ساعت تمام حرف زدم! شصتاد تا اسلاید. میدونید حجم استرس واقعا کمتر بود چون کوچولو هه استاده خیلی آدم نمیترسه ازش :)) . آخرشم گفت خوب بود و گفت که کلا موضوعت ممکنه عوض بشه :)) البته بچه ها گفته بودن استادا اولش یکم مشقی میزنن ببینن چجوری ای.

خلاصه این دیر کردنش و یادش رفتن کمکی کرد که این کافئینه یکم اثرش کم بشه.

خلاصه اینم استادای اینجا فکر نکنید خبریه

آره خلاصه منم برم خرید با اجازتون سه شنبه ها 10% تخفیف دانشجویی داره برم یه چند دلاری سیو کنم! :)) 


  • مهدی

چند سوال

يكشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۴۹ ب.ظ

سلام

چند سوال بود در مورد پوشش که جوابش رو باید خودم میدیدم. 

1. آیا ایرانیا تنها کسایی اند که شلوارک میپوشن؟

ج. خیر ایرانیا بیشتر شلوار میپوشن و خود اینا خیلی شلوارک میپوشن. موقع دویدن و یا رفتن به سمت باشگاه هم شورت یا شلوارک همه میپوشن. بعضی وقتا اصلا لباس بالاتنه نمیپوشن آقایون. 

2. آیا شلوار جین پاره رو هیپی هاشون یا گی هاشون میپوشن؟

ج. خیر خیلی دیدم حتی مثلا یه مادر بچه دستشه شلوار پاره پوشیده. حتی تو دانشجو ها هم هست. حتی یکی از همخونه ای هام بعضی وقتا

3. چیزی مثل ساپورت؟ 

ج. بله به اندازه ایران حتی ساپورت میپوشن. 


  • مهدی

گیاه خواری

يكشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۰۱ ق.ظ

سلام

یکی از همخونه ای هام گیاه خواره یخچالرو ببینید:



امروز داشت ناهار درست میکرد چیزای عجیبی بود که میخورد

پیاز رو با یه نوع کلم قاطی کرد گزاشت تو فر. با روغن زیتون. یه نوع قارچ دارن اینجا قط یه کف دسته. اونم سرخ کرد. میگفت نقش همبرگر رو میتونه داشته باشه وقتی سرخ میشه.


تئاتر درس میده تو یه دبیرستان فرانسوی زبون و قراره فیلم grease رو اجرا کنن. بهش گفتم فیلمش یکم بزرگسال نیست؟ گفت که چرا من انتخاب نکردم. مدرسه انتخاب کرده. خیلی هم خونواده ها کاری ندارن. فیلمش رو نمیدونم دیدید یا نه. میگفت که بعضی جاهاش بچه ها رو باید مجبور کنم ادای واین خوردن و سیگار کشیدن در بیارن :)) بعد یه مدل آبنبات نشون داد که شبیه سیگار بود گفت ازینا میدم بهشون

یه تابلو هم داشت درست میکرد جزو چیزای تو صحنه بود:



تقصیر بیانه این تصویرا رو خودش تصمیم میگیره بچرخونه خودتون دیگه زحمتشو بکشید. 

با موبایل مینویسم فشرده کردن تصویرا سخته خلاصه اینم ببخشید!


با یه نفر که اصلیتش چینی بود ولی تو تورنتو بزرگ شده بود راجعبه برنج صحبت میکردم. میگفت چرا شما چیز میز رو برنج میریزید. ما چیز بدی میدونیم و برنج تو فرهنگشون باید خودش خالی خورده بشه! بی احترامیه بهش

  • مهدی

ایرانی

شنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۱۰ ق.ظ

سلام

ایرانی های اینجا خیلی خوبن 

قبلن هم گفتم. میکشوننت کنار میگن تا میتونی از ایرانیا دوری کن

امروز یکی از بچه های آزمایشگاه منو موقع خروج دید. سلام و... کردیم گفت بیا یه سر بریم خونه. خیلی بچه خوبیه دومین کسی بود که بهم مشاوره داد. گفتم یکم ساکت نیست آزمایشگاه گفت که.... چیزایی که قابل نوشتن باشه نگفت و یه بسته قرص در اورد گفت من اگه اینا رو نخورم میمیرم از افسردگی!

منو برد دوتا خیابون اونورتر حدود 100 متر خونش بود. گفت بیا بریم پیش دکتر نصیحتت کنه. رفتیم یکی درو واکرد آقای 35 ساله مثلا بود. رفتیم تو و گفت ایشون قذیمی ترین کسیه که تو کینگستونه و میشناسمش. 7 8 سال بود اینجا بود. 

خلاصه سرتون رو درد نیارم

اهل دل هاش اینجاش رو درک میکنن: گفت که یه عنوان TA سال هم داره :)  قشنگ ج. ک. بود

گفت که ببین هر کاری میکنی حواست باشه که همخونه ایرانی نگیری. خارجیا اینجورین که بگن یه جا بیا بگی نه دوبار بگی نه میفهمه بیخیال میشه. ولی ایرانی ها زبون همدیگه رو خوب میفهمن. و این خیلی خطرناکه چون ولت نمیکنه. و تو ان بیشتر وسوسه میشی.

خودش گویا یه دوران خیلی افتضاحی داشته بوده. 

میگفت که هر چیزی میخوای بخوری هر کاری میخوای بکنی بزار دو سال بعد این لامصب تموم شدش کن. فکر کن دو سال دیرتر اومدی. (ببخشید) فکر کن خواجه ای.  میگفت که ماها خیلیامون چون از ایران اومدیم شاید خیلی احساس آزادی الکی میکنیم و این کار دستمون میده.

میگفت یکی بود اومده بود اولش گفت حاجی ببین چقدر تو این بارا الکل میخورن گناه میکنن سه ماه بعد وقتی آبجو داشت میخورد و از یه دختره لب میگرفت دیدمش.

بعضیام هستن که از همون اول یکم تنشون میخاره. از همون اول شروع میکنن مهمونی گرفتن و تور کردن دخترا و خونه رو شب ساعت 3 شب رو سرشون میزارن و کثافت کاری میکنن. 

خلاصه انقدر ازین مثالا زد که مطمعن شدم پدیده نرمالیه. 

اگه یه چیزی انقدر برای بقیه اتفاق میفته خیلی احتمالش کمه برای من اتفاق نیفته. 

خیلی ایرانی های اینجا خوبن

با دلسوزی میگن سمت ایرانیا نرو...

......... ..................................... 

درد و دل... 

یه بار دیگه برای خودم یادآوری میکنم

دکتر داورپناه گفت یه غلطی میکنی(خودش میگفت یه تصمیمی میگیری) یا نکن یا اگه کردی تا اخرش پاش وایسا...

همه چیز یه جورایی حواس پرتیه ... تا یه ده دقیقه حواس پرتیا میره کنار خیلی ناراحت کننده میشه کل قضیه... واقعیت خیلی مزخرفه. 

آسمون دیشب که داشتیم برمیگشتیم خیلی ناراحت کننده بود. اولین بار بود ستاره های اینجا رو داشتم میدیدم. تنها چیز مشترکی که باخونه مونده.

برم نماز

  • مهدی

تفریحات سالم!

جمعه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۶:۲۴ ب.ظ

سلام


همونطور که انتظار میره، ازونجایی که اینا خیلی غذا نمیخورن، لابد باید تفریح دیگه ای داشته باشن!

لذا به همخونه ای هام گفتم حوصلم سر رفته و اونام پریشب گفتن بیا یه جایی بریم، که متاسفانه بنا به دلایلی نشد، و گفتن دیشب Grad Club که یه کلابیه توی دانشگاه، یه برنامه Trivia داره

توی لغت که تریویا یعنی چیزای بی اهمیت پس ازشون پرسیدم چی هست توضیح داد و رفتیم، حالا من براتون میگم چیه

اول این که راجع به محیط برگزاری بگم که یک کلابه که اصولا نوشیدنی الکلی جزو چیزاییه که ملت میرن اونجا، برای همین اول در یه آدم گنده میزارن که ID کارت ها رو میبینه که بالای 19 سال باشن. (سن قانونی الکل) بعد رفتیم تو و رو پشت یه میز نشستیم، من و یکی از همخونه ها بودیم. بعد دو نفر دیگه از دوستاشم اومدن. 

قبلش ازش پرسیده بودم که اگه الکل نخورم بده یا ناراحت میشن ؟ و گفته بود اهمیتی نداره برای کسی بقیه ممکنه بخورن ولی تو مجبور نیستی.

خلاصه ی امر، بازی اینجوریه، ملت دور میز ها میشینن، به هر تعداد، 

هر میز میشه یه گروه

بعد توی 4 راند ، 4 سری سوال مختلف پرسیده میشه. تیپ سوالا هر هفته یکیه ولی یکم تم سوالا ممکنه عوض بشه

سری اول سووالای اطلاعات عمومیه که تنها بخشی بود که یکم میتونستم اطلاع داشته باشم!

سری دوم این دفعه سوالا راجع به سالی که یه اتفاقایی افتاده بود. یعنی مثلا میگفت فلان چیز و فلان چیز و فلان چیز اتفاق افتادن

سری سوم تصویریه. این دفعه یه عکس کوچیک از تیتراژ اول یه سری ازین show های تلوزیونی بود و باید اسم اون رو مینوشتن

سری چهارم هم موسیقیه. یه تیکه ی 3 4 ثانیه ای از یه آهنگ پخش میشه مثلا تم این دفعه این بود که تو اسم آهنگ eye یا eyes هست برای راهنمایی


پاسخبرگ ها این شکلی بودن بجز سری سوم:



خب شاید بهتر بود سایز عکس رو یکم کم میکردم

20 تا سوال از بلندگو پخش میشد و 2 تا هم اضافه که امتیازشون دو برابر بود.



اینم برای سوال سوم


خلاصه خیلی چیز چرتی بود چون همش فرهنگ خودشون بود و حتی برا خودشونم سخت بود! برای من که هیچی!!! 

بعد از تموم شدن هر راند هم پاسخبرگ ها رو باید میبردن پیشخون و تصحیح میشد و بعد مثلا 5 دقیقه 3 تا تیم برنده اعلام میشدن. فکر کنم به تیم اول هم جایزه میدادن.

من تقریبا مثل گلابی نشسته بودم فقط تونستم یکی از سوالا رو 1/3 شو جواب بدم که خیلی هم بهش افتخار نمیکنم!

توی زیبای خفته اسم سه تا پری چی بود!!! من merryweather رو یادم مونده بود.


اینایی که سر میز من بودن دو تاشون یه پارچ چیز(احتمالا الکلی) سفارش دادن که نمیدونم چی بود دقیقا، یکیشونم یه ظرف بزرگ سیبزمینی سرخ کرده سفارش داد. متاسفم بگم که سیبزمینی سرخ کردشون شیرین بود!! اینا یه چیزی کنار سیبزمینی معمولی دارن به اسم sweet potato که بنظر میاد که متاسفانه سرخ کردشو دوس دارن! افتضاحح!!


میز کناریمون 3 نفر بودن 3 تا پارچ آبجو سفارش دادن و واقعا برام جالب بود ببینم بعد خوردن یه پارچ آبجو آدم چشکلی میشه. خیلی تغییری نکرده بود وضعیتشون. 


خوبیش این بود که کسی کاری به کارت نداشت هر کسی هر چیزی میخواست میرفت خودش میگرفت میومد. 


اینم ممکنه براتون جالب باشه تو دانشگاه پیدا کردمش 

میز هاکی دستی!!!




مثل فوتبال دستیه دقیقا منتها تو راستای عمودی میچرخن اگه دستشو بچرخونی. دروازه بان هم  یه دسته ی جداگونه داره که کوچیک تره

  • مهدی

درونگرایی

چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۵۰ ب.ظ

سلام


آزمایشگاهی که توش هستم از یه سری ازین پارتیشن ها تشکیل شده که میز کار افراد رو از هم جدا میکنه. این باعث میشه حداقل ارتباط رو با اطرافیان داشته باشی! برای همین آزمایشگاه از کتابخونه ساکت تره...

به لحاظ کاری شاید خیلی خوب بنظر برسه ولی واقعا دپرس کنندس!

تو کل روز از اطرافیان فقط صدای کیبورد و موس و بوی غذاشون که با وجود این که غذا خوردن تو آزمایشگاه ممنوعه میخورن رو حس میکنی!

دانشجو های تحصیلات تکمیلی یه اتاقی دارن که مثلا یخچال و مایکرویو و تلویزیون و مبل و میز شبیه میز جلسه و ... داره و اون اتاق برای اینه که مثلا ناهار رو برن اونجا ولی ازون جایی که دانشجو های برق خییلیی درونگرا ترزین حرفا هستن، همین آزمایشگاه رو ترجیح میدن

-----------

فکر کردم همه جا اینجوریه، با همخونه ای ها که داشتیم حرف میزدیم گفت باید بیای دانشکده فیزیک رو ببینی واقعا هیچ کسی قانون رعایت نمیکنه! آزمایشگاهش یه فضای بزرگه که میز ها اطرافش به سمت دیوار هستن و یه چند تا میز وسطه ، و همه با هم حرف میزنن! هیچ کسی کار نمیکنه :)) 

میگفت اول هفته جلسه ی همه ی افراد آزمایشگاه با همه، میگفت دفعه اولی بود که تو این آزمایشگاه بودم و این جلسه رو رفتم، مسخره ترین جلسه ی  staffی بود که رفته بودم! همه داشتن همدیگه رو مسخره میکردن و برای پروژه های همدیگه جوک میگفتن. دیگه این که میگفت سوپروایزره هم تو همون آزمایشگاهه و نمیدونم چرا هی همه رو تشویق میکنه بریم بیرون برای نوشیدنی! همیشه! آخر هفته ها هم جمعه، فوتبال اساتید و دانشجو هاشونه و گفتن که خیلی Competitive نیست، البته من که میدونم بخاطر این که 

professors suck at footbal

 خلاصه مث این که حسابی دانشکده ها فرق میکنه! 

  • مهدی

نماز جمعه

چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۲۶ ق.ظ

سلام!


توی صفحه فیسبوک انجمن اسلامی دانشگاه دیدم که نماز جمعه برگزار میشه و رفتم، چند روز پیش که جمعه بود طبعا! 

خیلی سخت پیدا کردم محلشو و دیدم که چقدر زیاد آدم اومده شاید 40-50 نفر،

خلاصه خطبه های عربی انگلیسی رو گوش دادیم که راجع به ماه رمضون بود که داره میاد و. ... 

موقع نماز متوجه شدم که فقط من مهر گزاشتم جلوم و فهمیدم آهاااا چجالب همه سنی اند :/ همه !!

خلاصه خیلی حس مزخرفی بود طبعا میتونید حس کنید که کلا یه نفر باشه مثل اونا نماز نخونه یکم یجوریه!

ولی خطبه انگلیسی/عربیه واقعا جالب بود 


...........................


اینا واقعا تعارف ندارن! یعنی کم دارن، مثلا اگه غذا جلوت درست کنه ممکنه بهت تعارف نکنه ولی ببینه داری یه چیزی مثل قهوه میخوری میگه Cookie میخوای؟! من نفهمیدم آخرش سر چیا حساب سر چیا نیست.

مثلاا یکی از همخونه ای هام گفت به یکی دیگشون من دارم میرم پایین ساندویچ درست کنم ، برای تو هم درست کنم؟ اون یکی خیلی شرمندگانه بهش گفت مجبور نیستی!! یعنی درست کن! خلاصه خیلی پیچیدس


یه صفحه ای کانادایی ها دارن توش ملیت های مختلف رو رفتاراشون رو نوشته که چه انتظاراتی باید داشت و چجوری اند! برای این که بتونن تو شرایط کاری بهتر رفتار کنن و یا ... چون خیلی مهاجر پذیره،

LINK

برای ایران، ببخشید K جزوش نشد


..........................

از همه ی چیزایی که تو ایران جاگذاشتم، سینوزیت رو خداروشکر یادم موند و اوردم :(


..........................

یکی از بچه ها میگفت تو تورنتو رفته، تورنتو تهران کاناداس به لحاظ شلوغی و. .. بعد میگفت که یه جاهایی هست مثلا محله ایرانی ها یا عربا یا چینیا انقدر زیادن انگلیسی لازم نیست اونجا حرف بزنی. در ادامه گفت یه جایی رفتم رستوران، بعد دیدم که چقدر جالب که رو زمین پر رنگین کمونه بعدا که برگشتم یکم سرچ کردم دیدم چجالب!! محله همجنس گرا ها رفته بودم!!!! محله LGBTQ ها  هست... 

  • مهدی