نوشته های من

:)
نوشته های من

YouTube: Mahdi TR
Telegram: https://t.me/MahdiTR619

Manners Maketh Man

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۹/۱۰/۲۵
    Soul
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

ازین زیر میتونید استفاده کنید پیام بدید.

:)

----

آدمای زیادی اینجا میان ولی تعداد زیادیشون پیام نمیدن ! شما که ازونا نیستید نه؟ :)

نظرات (۳۲)

سلام
آقا تازه وبلاگت رو پیدا کردم خیلی خوب و جالبه
حتما ادامه بده

موفق باشی
پاسخ:
سلام :) مرسی ! خوشحالم که خوشتون اومده
سلام مهدی ... (پسوندی که با حرف گ شروع میشه :-) )


وبلاگتو میخونما، فک نکنی پیگیر نیستم :-)
پاسخ:
سلام!!! 
هه مرسی اینورا میای جمال.... (همون پسوند)!
به اون مهدی گفتم کنکورتو تبریک بگه و احتمال زیاد یادش رفته میدونم. 
تو هیچ پیام رسانی که من دارمم نیستی
  • رضا `پسر از جنس پدر`
  • آقا مهدی رفتی خارج دیدم تنهایی اومدم بهت عید فطر تبریک  بگم نماز روزهات قبول باشه 🌸
    پاسخ:
    مرسی آقا رضا لطف داری همه تنهاییم ! اولش تنهاییم آخرشم تنهاییم وسطاشم حس میکنیم تنها نیستیم :)
    نماز روزه های شمام قبول باشه و عیدتون مبارک و دمتونم گرم که فکر ما بودی
    سلام آقا مهدی!
    من قبلا هم مزاحمتون شده بودم.یه سوال داشتم.اونجایی که شما هستین کار بچه های مهندسی چیه غالبا؟منظورم تحقیقاتشونه.

    مرسی
    موفق باشید
    پاسخ:
    سلام مراحمید!!
    معمولا بچه ها Research Assistant هستن در واقع دستیار یه استاد هستن و هر کاری استاده بگه باید انجام بدن. هم مستر ها هم دکتری ها.
    توی آزمایشگاه ها کار میکنن
    سلام
    سال نو مبارک:)
    امیدوارم امسال خوشبخت تر و موفق تر باشید.
    پاسخ:
    سلام
    مرسی!
    سال نو شما هم مبارک باشه! سال خوبی داشته باشید!! 
    سلام
    وقت بخیر.موفق باشید
    پاسخ:
    سلام! مرسی همچنین!! 

    سلام.من نیاز به یک ای سی IR1150S دارم.اما متاسفانه انگار این ای سی نیست.شما میتونید در این زمینه منو راهنمایی کنید .... در رابطه با تهیه این ای سی یا مشابه اون ؟؟؟

    با تشکر

    پاسخ:
    سلام
    یعنی بردتون حاضره و این آی سی رو میخواید؟ 
    یا کلا فقط PFC میخواید بسازید و این رو پیدا کردید؟ اگه اینه که آی سی های دیگه بهتر از این آی سی هم احتمالا باشه که تو بازار هست. 
    اگه فقط این آیسی کارتون رو راه میندازه، به جوان یا جاهای دیگه باید سفارش بدید یا خودتون از چین خریداری کنید.

    سلام.من برای یک برد این ای سی رو میخوام.یدونه و بشدت نیاز دارم.

    جایی نیست که این ای سی رو داشته باشه من تهیه کنم که دیگه نیاز به سفارش خرید از خارج نباشه ؟؟

    ممنون میشم من رو راهنمایی کنید

    با تشکر

     

    پاسخ:
    Partjoo
    سرچ کردین؟ تمام فروشگاه رو میاره

    سلام. وقتتون بخیر :)

    چند وقت پیش راجع به مسئله ای با دوستی بحث میکردم و از یکی از پست های شما متنی رو کپی کردم و  براش فرستادم.

    و چون خیلی خوشش اومد اصلن اشاره ای نکردم که از وبلاگ شما برداشتم. 

    و عذاب وجدان خیلی داره خفم میکنه! لطفن من رو ببخشید! 

    :))

    پاسخ:
    سلام :))
    نه بابا این چه حرفیه. خوشحالم مطلبی بوده که بدرد خورده

    چرا اتفاقا من فعلا از همونام -_-

    پاسخ:
    ؟؟؟ کدوما؟؟ یادم نمیاد! :)

    در رابطه با متنی که نوشتید توی تماس بامن امروز اتفاقی دیدم

     آدمای زیادی اینجا میان ولی تعداد زیادیشون پیام نمیدن ! شما که ازونا نیستید نه؟ :)

    mostfet.blog.ir

     

    پاسخ:
    آها :)) اینو اصلا یادم نبود نوشتم :))) مرسی مرسی. چن سال پیش نوشتمش :)

    ممنووونم ممنووونم =) وقتی دوباره دیدین و مطمئن شدین، به منم بگین که خودمم مطمئن بشم، چون خیلی وقت پیش بود و شک کردم الان یه مقداری. دیگه اگه شما تاییدش کنین یعنی قطعا درست بوده =)

    پاسخ:
    :)) قربون تو!
  • یک ادم تنها
  • مهدی ام دیگه :) 

     

    منظورم اینه که متفکری، چیزی هستی!

    چی کار میکنی

    امشب چِت زدم

    پاسخ:
    ممنونم ازت! من سر کارم الان. منم باید شب برم چت کنم اگه بشه :) 

    سلام هم.سایه یِ قدیمیِ تازه مکشوف : )

    یک جور بیماری باید باشه که بگردی و خونه های قدیمی پیدا کنی که هنوز زندگی توشون جریان داره و شروع کنی به زیر و رو کردن همه ی اتاقاو گوشه کنارا (بجز دو تا صندوق قفل دار و یک سری قاب عکس هایی که انگارشکستن و تصویرشون دیده نمیشن :/ ) و یکجور با دقت که انگار بخواهی شجره نامه اش رو بنویسی از اول اولش شروع کنی و به ترتیبِ نسلِ پُست ها جلو بیای تا برسی به دومین زادروز فرزندِ مجازیِ هم.سایه .

    هرچند الان باید خیلی بزرگ و رشید (اگر دختر باشه رعنا! ) شده باشه اما من می خوام تولد دوسالگیش رو تبریک بگم.

    تولدت مبارک (کیک و شمع و گل و پروانه و کادو :) )

     الان که سالیانی از اون پست میگذره اما گفتم شاید هنوز برای هدیه ای ناقابل دیر نباشه : ) اما توی کامنت این قابلیت مقدور نیست! : (

    و خب آدرس ایمیل هم که نیست، من هم که از اهالی یوتیوب نیستم و مدت هاست از تلگرام کوچ کردم، هیچی دیگه کادو تولد تا اطلاع ثانوی در گمرک خاک می خورد : |

     برم که بچه منم رو گازه سر نره یوقت.

     تا بعد هم.سایه موآظب خودت و فرزندِ دوست داشتنی ات باش.

     

    پاسخ:
    سلام هم.سایه جان! چطوری!
    مرسی که انقدر وقت گذاشتی. جالبه خودمم دیروز نشستم از اول شروع کردم وبلاگو خوندن ببینم چیا نوشتم و جالبه که یه نفر دیگه هم وقت گذاشته باشه. و مرسی که تا اون همه پست رو همراهی کردی! ممنونم ازت! بلاگ خودت کو پ؟

    سلام هم.سایه یادم اومد می تونم لینکش بزارم : )

    یه چیزی هست تو صدا که انگار به کل موسیقی عطر می پاشه. یه عطر آشنا. بعد از سال ها هنوز اسمشو نمی دونم چی بزارم شاید مثلا اسمش رو اسم صداش رو بشه گفت "خونه ی پدری"

    https://dls.music-fa.com/tagdl/downloads/Mohammad%20Noori%20-%20Nazanine%20Maryam%20(320).mp3

     

    پ.ن:

    ۱. (توصیه)با چشم بسته و تهِ تهِ صدا بدون هندزفری یا هدفون و این ها بشنوید.

    ۲.اگر هم باب طبع نبود قابل درکه : )

    پاسخ:
    سلااام
    بسیار ممنونم هم.سایه جان! مگه میشه کسی محمد نوری دوست نداشته باشه! الان گوش میدم با هدفون!

    سلام هم.سایه

    جان.ت بی بلا

    بعدازظهر رو به عصرتم بخیر

    بعد از ۴۸ساعتی ک منهای خواب و غذا و غیره وذلک بیشترشو زل زده باشی به صفحه گوشی برات میگم اول از همه که حال همگی ما خوب است (اما تو باور نکن).

    بعد هم که خونه ندارم که من کولی ام چیزی شبیه همین هوم.لس هایی که زیاد می بینی از مدل سرخوشش اما قبل ترها توی محله بلاگفآباد می چرخیدم تا اینکه حال محله خراب شد و من هم کوچ کردم بلاگآباد. نمی خواستم خونه داشته باشم این جا هم. اومدن از شهرداری بلاگآباد گفتن اینجا کولی و هوم.لس و اینها بی کلاسی میاره برا محلشون مجبور شدم برم زیر یک سقفی که برای محله بد نشه هیچیش به خونه نمیخوره که آدرس بدم یه چایی دارچین در خدمت باشیم. خلاصه که هم.سایه الان رسیدم به یک سال پیش ات. خیلی گشتم و راه رفتم. یک جورایی هم حساب کنی میشه که بگم سفر در زمانیه برای خودش.

     اون فیلمه هست سینمایی اسمش یادم نمیاد اول فیلم دختره مربی مهده تمرین باد ودرخت بودن میکنه با یچه ها ششش ششش ششش! (من ک تا قبل ازون تصورم بود صدای باد لای درخت ها هوووو هووو هوو هست :( ) خلاصه همون فیلمه. الان حسی ک دارم دقیقا وقتیه که دختره به مثلا بچه میگه ادای اونی که میبینیو دربیار و اون موجود کریهِ در قالبِ پسربچه ی نازنازی با حالت مشمئز کننده شرو میکنه به قورقور  کردن( و هروقت به این صحنه فکر می کنم عق میزنم).

    خب هم.سایه می بخشی تصویر خوبیم نشد شرمنده از اثرات زیاد زل زدن به صفحه ی گوشیه.

    می دونی توی این دو روز یک جوری هم بود که سر هر اتاقی و پنجره ای و طاقچه ای که می رسیدم می رفتم توی حسه پدر اینتراستلار توی اوج داستان. انگار که باید یک پیامی یک نشانه ای می فرستادم اما خب بدیش اینجا بود که این فیلم نبود و من هم پدر نبودم و اینجا هم دنیای پشت قفسه ی کتابتونه نبود و مهم تر ازون دختری که بخوام براش پیام بفرستم...شاید بود هست شایدم نمی دونم.... فقط می رفتم توی حس اش... این هم از اثرات هم.اونه :|

    چه خوب که خودت هم یک سفری در زمان کردی من که گنگم سرعت زیاد روی گیجگاه و تعادل مغز و روحم اثر کرده اما خودت که آشناتری از نگاه جدیدت به قدیم ات بگو بشنوم بلکه حال مغزم خوب بشه.

     

    پ.ن:

    ۱.فقط اونجا که میگه بیا سر کارمون بریم، درو کنیم گندمارو... (به به عطر گندم زار)

    ۲.بدیش اینه که حافظه ی من فقط روی اسم و آدم ها مشکل نداره با همه چیز یکسان برخورد می کنه و یک قانونو برای همه اطلاعات اجرا می کنه مثلا همین چیز هایی که روی طاقچه ها و پنجره ها و قفسه ها می خواستم برات بذارم رو هم جزو بی اهمیت هایی که به درد نون خشکی می خورن دسته بندی می کنه و همون لحظه که حضورشونو حس میکنه در لحظه شوت مستقیم به سبد. مثل رفتار مامانم با کتابام که زندگی من بدونشون بی معنیه اما از نقطه نظر مامان فقط به خل وعض تر شدنم دامن زدن و هیچ سودی برای زندگیم! نداشتن پس باید میرفتن : |

    راستی هوای خونه چطوره؟

    سقف من روزهای وحشتناک عرق ریز، شب های دم کرده و سحرهای سوزناکی داره.

    پاسخ:
    چه مدل جالبی مینویسی. دوست دارم! و مرسی که وقت گذاشتی و وبلاگ رو میخونی.
    کم دیدم آدمایی که یه دنیایی شخصی تو ذهنشون داشته باشن و بشینن از اون دنیا تعریف کنن برای بقیه. معمولا دنیای تو ذهن آدما جزییاتش کمه و چیز زیادی برای تعریف کردن نداره. ولی بنظرم میاد که ذهنت خیلی چیز میز توش شناوره و ازینور به اونور میره که جالبه!
    دوست دارم.
    یکم بیشتر برام بگو راجع به اون حست در مورد پدره تو اینتراستلار. دوست دارم بیشتر بفهمم چی تو ذهنت میگذشته. چه جور نشونه ای باید میفرستادی؟

    نمیدونم خود گذشته ام رو که میدیدم تقریبا با اینی که الان هستم یکی بود ولی الان سنش بیشتر شده و تجربیاتش بیشتر شده بود و حرفایی که میزنه توصیفی تره. دنیام محدود به الکترونیک بود و کلمه هایی که استفاده میکردم کلمه های برقی و آکادمیک بود. انگار از زاویه 5 درجه ای داشتم به یه فضای 180 درجه ای نگاه میکردم. 
    الان زاویه بیشتر شده حس میکنم و موضوعاتم از برقی به انسانی و شخصی تغییر پیدا کرده. خیلی پست های کمی بود که احساس خودم رو توصیف کنم و الان خیلی پست های کمی هست که راجع به احساس خودم نباشه. که جالبه!

    سخته که از خودت همین چند تا پیام رو فقط میشه دید!

    1. به به مرسی که گفتی و تو بینیم پیچید!
    2. خل وعض بودن که خوبه. باید قسمت بشه آدم خل وعض بشه! وگرنه همه که بلدن منطقی و عادی باشن! مامان منم یه بار از دست کل کتابام راحت شد. تا حدی درک میکنم.
    3. هوا خداروشکر خوبه. آفتاب خیلی زیاد و گرم شده.

    چقدر آب و هوات پیچیده اس. سخته که!

    سلام هم.سایه، خونه ای پس

    خوبه

    اسم اون فیلم رو یادم اومد خیلی با حافظم کلنجار رفتم نباید از گوگل کمک بگیرم باید بفهمه