نوشته های من

:)
نوشته های من

نظرات رو بستم که راحت تر بتونم صحبت کنم. اگه نظری، انتقادی، پیشنهادی یا حتی یه صحبت دوستانه :) بود تو بخش تماس با من در خدمتم

آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

۱۲ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

کپی کردن

دوشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۵، ۰۸:۵۵ ق.ظ


سلام

من به شخصه اعتقاد ندارم که همه ی همورک های دانشگاه رو باید روش ساعت ها وقت گزاشت و ... و با کپی کردن چندان مخالف نیستم ولی ، کپی کردن سطح های خیلی مختلفی داره ، یه موقع هست که از سورس میشه یه چیزی یاد گرفت یه موقع هم میشه 100% کپ زد.

وقتی خودم TA ام به شخصه دوست دارم گردن کسایی که 100% کپی میکنن رو بشکنم چون نه احترام ریسک کسی رو که سورس بهشون داده رو نگه میدارن نه احترام TA رو و به نوعی خر فرض میکننش و نه این که چیزی ازش یاد میگیرن. 

  • مهدی

زبان

جمعه, ۲۳ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۲ ق.ظ

سلام

همسایه قبلیمون پسرش رو از وقتی تقریبا حرف زدن بلد نبود مهد کودکی میفرستاد که زبان باهاشون کار میکردن الان خیلی جالب شده ، فارسی انگلیسی رو قاطی پاتی میگه مثلا با s جمع میبنده کلمه های فارسی رو یا عددا رو لاتین و با فرمت فارسی تو دهگان و صدگان میگه :)


ملت با بچه هاشون چی کارا میکنن واقن...

  • مهدی

کجاش ؟

دوشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۳۰ ب.ظ

سلام

اگه کسی این سوال رو تونست تو تلگرام یا خصوصی یا ... جواب بده.

بنظرتون کجای کار من اشتباه بوده؟

خیلی ها رو میبینم که با ورود به محرم به شدت با شوق زیاد دنبال هیئت و ... میرن خیلی از دوستای نزدیکم ... و راستش بهشون حسرت میخورم ، من نمیدونم کجای تربیتم ، کجای عبادتم ، کجای زندگیم و ... اشتباه بوده که ازین "شوق" ها ندارم ... راستش حسی بهم دست نمیده .

من تا اونجایی که میدونم پدرم خیلی حلال حروم سرش میشه و لقمه ی حرومی تو خونهه نیورده قطعا.

خودمم که فکر کنم فقط به حسن بخاطر 1.333 فلافلی که یه روز تو آزمایشگاه خرید بدهکارم و هر شب یادم میفته هر روز یادم میره و به استاد هم یه چندین قطعه مثل چند تا سلف و خازنش که از قطعه هاش برداشتم، به بقیه تا وقتی که حافظم کار میکرده سعی کردم بدهی نداشته باشم و احیانا چیزی ازشون نکنده باشم.

تا اونجایی که شده و تونستم سعی کردم نمازام رو بخونم مگر این که خوابم برده باشه صبحی که اونم سعی کردم کم باشه

سعی کردم که خلاصه چیزایی که بنظرم یه آدم "نرمال" رعایت میکنه رو رعایت کنم 

ولی انگار در موقع نتیجه گیری ، کسایی که حتی برای مثال میگم از دوستای دبیرستانم که تقریبا هیچ رفتار اسلامی ای انجام نمیدادن به جز تظاهر و هر غلطی میخواستن میکردن، محرم که میشد انگار طلبیده میشدن ولی من نه ، 

نمیدونم داستانش چیه

یعنی حسه رو ندارم در حالی که خودم بین پسر ها شاید از نرمال احساسی تر باشم تا جدی.

هرچی هم نگاه میکنم پشت سر رو هیچ نتیجه ای نمیگیرم که چی شده من اینجوری شدم. 


شاید مثلا یه همچین چیزی یه نعمته که خب به من داده نشده و بجاش چیزای دیگه خدا داده بهم ، ولی خب فکر کنم چیز زیادیه که از دست دادم، اگه اینجوری بوده قطعا خیره ولی بیشتر حس میکنم یه همچین علاقه ای اکتسابیه تا اعطایی ... یعنی این نتیجه گیری درستی نیست.


حالا اگه کسی چیزی میدونست خوشحال میشم بشنوم .. 

التماس دعا 

  • مهدی

دست

دوشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۵، ۰۱:۲۵ ب.ظ


سلام

حقیقتا تیتر مطلب ربطی به موضوع نداره(تقریبا)


یه تاک مانندی بود که حدود 10-20 نفر نشسته بودیم و یکی برامون حرف زد موضوع حرفش جالب بود گفتم بنویسم شما هم شاید جالب بود براتون.

سعی میکنم خیلی دقیق بنویسم ولی چون شاید 2 هفته گزشته یکم پس و پیش میشه


اول گوینده اومد و به هر کدوم از بچه ها یه برگه داد و گفت این بیت شعر رو با دست راستتون بنویسید ، بعضیا که دست چپ بودن خب یکم براشون سخت بود و بعد که همه نوشتن گفت حالا با دست چپتون بنویسید و خب ایندفعه دست راست ها خرچنگ قورباغه نوشتن

بعد گفت خب حالا به نوشته هاتون نگاه کنید بگید کدوم دست بهتره ، بالطبع دست راستی ها میگن دست راست دست چپی ها هم میگن دست چپ ولی در واقع این اصلا برتری نیست ، این یه صفته یه خصوصیته ، نه دست راست بهتر از دست چپه نه دست چپ بهتر از راست و ما نمیتونیم یکی رو به خاطر دست چپ بودن محاکمه کنیم. این چیزیه که هست و قابل تغییر نیست.

حالا چرا این رو میگم؟ چون که تو کار گروهی هم یه همچین حالتیه ،

یکی تموم کننده کاره یعنی کار رو زمین مونده بهش بدی انجامش میده و تموم میکنه

یکی شروع کننده ایده زنندس مثلا هی ایده های جدید و نو آورانه میزنه

یکی به مساله مستقیم نگاه میکنه و با روش معمول انجامش میده

یکی دوست داره حرکت انقلابی کنه و از بیخ بزنه روش رو عوض کنه

یکی تو حرف زدن و جلب مشتری خوبه

یکی توی انجام کار فنی خوبه و ...

اینا خصوصیت های افراده و هیچ کدومش خوب یا هیچ کدومش بد نیست هر کدوم در جای خودشون میتونن بهترین کار رو انجام بدن. توی یه کاری که انجام میشه نباید گفت که کسی که کار رو تموم کرده سهم زیادی داره و یا کسی که ایده کار برای اون بوده سهمش بیشتره ، هرکسی هرقدری که مشارکت کرده باید سهم داشته باشه توی نتیجه کار.

حالا مشکل کی به وجود میاد؟ موقعی که کسی رو توی جایی که نباید باشه بزاریم، مثلا یکی که ایده میزنه رو سر deadline بزاریم روی کار ، قطعا کار به انجام نمیرسه و یا کسی که کار فنی خوب میتونه انجام بده رو بفرستیم برای مشتری present کنه کار رو. این ها آفت های کار تیمی هستش که تیم ها رو تهدید میکنه. 

بعد اومد تجربه کار خودش (که من هم باهاشون همکاری میکنم) رو گفت که چطور یه همچین چیزایی پیش اومد و مثلا 6-5 نفر اومد و رفتن و کار رو نتونستن جلو ببرن و 2-3 نفر دیگه جورشون رو کشیدن. که دقیقا هم گزاشتن شخص نادرست در جای نادرست عاملشون بوده.



همین :)

  • مهدی

تیکه کلام

يكشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۵۰ ب.ظ

سلام

تیکه کلام چیز جالبیه آدم خودش متوجه نمیشه ، مثلا من یه تیکه کلام مانندی داشتم که خیلی آزار دهنده بود به نظر خودم، وقتی متوجه شدم دارمش که یه بنده خدایی دیدم اینو داره میگه، هیچی همین دیگه، سعی کردم دیگه نگم.

فکر کنم این همین دیگه هم تیکه کلام نوشتاری ام باشه ، البته چندان آزار دهنده بنظرم نیس :)

-------------------------------

هیچ وقت یه مهندس یا کسی که فکر میکنه کار مهندسی میکنه رو بیش از حد تحت فشار قرار ندید، یه کاری می کنه که نه خودش خوشش میاد نه قطعا شما ، مثالش در مورد بنده (که مورد دوم هستم فعلا) هفته پیش بود شایدم دو هفته پیش که موقع لحیم کاری انقد ددلاین نزدیک بود که برق وصل بود و قطعه رو لحیم کردم از بین رفت، فرداش LCD سوخت بعدش سیم ها رو سپردم مکانیکیا اونارو هم بد سوکت زدن و خلاصه چیزای جالبی نشد در نهایت.

(نکته مدیریتی) البته اینم بگم ها، گفتم بیش از حد تحت فشار نزارید ، و این معنیش اینه که یه فشار کم همیشه لازمه ، مثلا میتونید کاری که یه ماه بالفرض وقت میخواد رو بهش بگید دو هفته وقت داری و دو تا یه هفته تمدید کنید براش

  • مهدی

نخورید

چهارشنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۵، ۰۵:۳۹ ب.ظ

سلام

به عنوان یه پیشنهاد ، یه لیتر ازین ساندیس های یه لیتری سن ایچ سرد رو سعی کنید نخورید یهویی ... 

  • مهدی

آیا میشود؟

يكشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۱ ب.ظ

سلام

/*اگه انسان رو به صورت یه موجود دو بعدی که بعد مادی و معنوی داره بگیریم ، یه وقتایی این بعد معنویه میزنه بالا و وضعیت آدم خیلی خوب میشه به لحاظ معنوی مثلا برای خود من خیلی معتقد میشم و کلی فکر خدا زیاد در طول روز تو ذهنم میاد ولی نکته اینه که این بعد مادیه کاملا عمود نیست که هیچ کاری به بعد معنوی داشته باشه یه جورایی اصلا یه مولفه تو راستای قرینه اش داره که وقتی تحریکش میکنید با یدونه قطب سمت راست شروع میکنه پاسخ دادن ،*/ 

به زبون فارسی : گند میزنه به زندگی معنوی آدم ، 

یجوری میشه که من از بخش معنوی زندگیم 100% بله 100% غافل میشم، 

و حقیقتش خیلی هم تلاش کردم عاملش رو بدونم ، مثلا چی میشه که یهویی تو یه بخش هایی از زندگیم خیلی خیلی مثبت بودم و یهویی همه چی انگار یادم رفته (البته این از یاد رفتنه طبیعیه برای من :) ) ولی منظورم اینه که چرا انقدر قوی میتونه حس معنوی آدم یهویی از بین بره؟ 


اینا رو گفتم که بگم از خدا میخوام که برای هرکسی که این وبلاگ رو میخونه و نمیخونه و خودم ، به حق این ماه محرم ازین فاز های معنوی یکم کنار بزاره :)


  • مهدی

لیسانس 4 ساله

جمعه, ۹ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۲۷ ب.ظ

سلام

در آستانه ی پنجمین سال لیسانسم یکم متوجه میشم که چرا لیسانس رو 4 ساله گزاشتن باشه...

اصلا این رو نمیگم که الان مثلا من دیگه خیلی آدم بزرگ حساب میشم ، نشون به اون نشون که همچنان میبینم که در مقابل بچه های دبیرستانی که امروز اومدن قلمچی بدن حسابی Babyface ام ... خب پس این رو با صراحت گفتم.(هر چند اینا رو ناشی از یه سری اختلالات شیمیایی میدونم تا نشونه بزرگ بودن،،)

ولی نکته این هست که دیگه واقعا حال بهم زن شده خیلی چیزا مثل هم ورک و TA و ... (با سیستم کارشناسیش حداقل) مخصوصا تو دانشگاه ما که به دلیل ورود قشر تا حد زیادی خرخون ، بچه ها خیلی وقتا خیلی چیزا رو بیش از حد جدی میگیرن... یا این که بعضیا توشون هستن که بخاطر رتبه کنکورشون نرفتن فیزیک محض بخونن یا ریاضی محض و وسط کلاس یهویی یه چیزایی میگن که مخ آدم سوت میکشه...(نمیگم این چیزا بده ها صرفا میگم که مثلا شاید جای اثبات یه قضیه 100% محض تو کلاس خیر سرش مهندسی یا فنی نباشه بیشتر...)

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن.1 : اینا عوارض بعد از ظهر جمعس و خودمم میدونم

پ.ن.2 : سعی کنید کلی شیر طالبی دنت و با یه عالمه کیک نخورید شب خواب های شدیدا چرت و پرت میبینید، از من گفتن بود

پ.ن.3 : بعد یه چند سال ادعای PCB زدن تونستم یه کاری بکنم که تخمین هزینه ای که زدم نزدیک 100% خطا داشته باشه :) 

  • مهدی

Chamber

چهارشنبه, ۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۲:۴۶ ق.ظ
سلام
درسته که ساعت 2:40 شبه و من تو آزمایشگاهم همچنان و یدونه دستگاه از 3 تا دستگاه حاضر شده و فردا 9-10 صبح مسابقس، نکنه منتظری یه ولی ... بگم و یه نکته پندآموز رو در باره ی به ساعت آخر ننداختن کار ها اشاره کنم ؟ نه آقا دیگه ازین بچه های مکانیک دل بریدم صرفا میخوام برم یکم فیلم نگاه کنم دیگه حالش نیست.

لازم به ذکره که یکی دیگه از خرق عادت های علی(استاااد) رو امروز ذکر کنم: داشتم از ساعت 10 صبح تا 16 با یه LCD ور میرفتم که راهش بندازم 
علی و حسن ساعت 16 تا 16:01 اومدن یه سر زدن بهم و علی در یک حرکت و کمتر از 10-20 ضربه روی کیبورد LCD رو کاملا درست کرد...

چیز دیگه ای که لازم به ذکره بگم اینه که متوجه شدم استادی که با بچه هاش همکاری میکنم تو دانشکده مکانیک در دانشگاه آلبرتا که بودن کلی کار فرهنگی میکردن ، برای مثال تو کلیپ سوسن خانم بچه های دانشگاه آلبرتا دیده میشن :||| و یه جورایی :))) خیلی آدم جالبیه...
  • مهدی

عجله

دوشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۱۴ ب.ظ

سلام

به اصلی هست که خیلی کار دستم داده ، اونم اینه که عجله نباید کرد و اگه هم میخوام عجله کنم و کار خیلی مهمی هست حتما باید قبلش یه چیزی بخورم که قند خونم کاملا مناسب باشه نه نیمه خواب بزنم در حالی که برد تغذیش وصله یه stm32f407vet رو بزنم بسوزونم و یدونه هم بیشتر ازش نداشتم و فردا بعد از ظهر باید تمومش کنم :/ آخه چرا... 

گفتم یه هایپی ردبولی چیزی بگیرما ... خریت کردم...

هرچقدر هم این چیزا تجربه بشه بازم ممکنه یادم بره... 

ایشالا درست شه تا فردا ! درصورتی که هنوز فردا شب نشده و دارید میخونید اینو دعا کنید ضایه نشیم :)

  • مهدی