نوشته های من

:)
نوشته های من

نظرات رو بستم که راحت تر بتونم صحبت کنم. اگه نظری، انتقادی، پیشنهادی یا حتی یه صحبت دوستانه :) بود تو بخش تماس با من در خدمتم

آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

شام

جمعه, ۱۵ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۰۲ ق.ظ

سلام 

کلا خوابای چرند دیدن تو یکی دو هفته اخیر برام کاملا طبیعی شده

دیشبم به لطف غذایی که به عنوان شام خوردم خیلی خواب دیدم خیلی. پنیر پیتزا در حد LSD توهم زاست واقعا

چند تاشو یادمه

۰. یادم نمیاد قبل قضیه رو

۱. یه مامور پلیس بود که نمیدونم چرا تو یه زندان طوری داشت مجازات میشد و خیلی بهش توهین میشد. قیافش شبیه مرلین تو کینگزمن بود. یه با که یکی از مامورای زندان که دوتا سرباز طور داشت با خودش میاد و خیلی توهین میکنه اعصابش خورد میشه و اون دوتا سرباز رو میزنه و از در زندان فرر میکنه بیرون. راستش زندان نبود یه جایی بی در و پیکر تر بود مثل همینجاهایی که سربازا توش خدمت میکنن اسمشو یادم نمیاد. 

۲. این شخص میره بیرون از در و در حالی که سربازا تلو تلو دنبالش بودن میره اون سمت بلواره و یه وانت رو که یه جوونی توشه که این بنده خدا یکی از بچه های دانشگاهه ما بود رو داد میزنه و وانت ۱۰۰ متر جلو تر وای میسته براش 

۳. نفری که دوتا سرباز داشت ساموال ال. (اف) جکسون بود.

۴. اون آقای وانتی سربازت رو میبینه ولی نمیدونم چی‌میشه میگه اگه تو به اینا نگی منم کمکت میکنم اونم میگه باشه (انگار یه چیزی بینشون بوده)

۵. جاده خاکیه و به یه دوراهی میرسن هوا هم گرگ و میش طور و مسیر اصلی از دوراهیه رو نمیرن و توی خاک پشت سرشون فکر میکنن که مسیر اصلی رو رفتن و گمشون میکنن

۶. تو راه یه جایی نگه میداره وانتیه که این بقیشو خودش بره. یه اتوبان شلوغ

۷. سر راه یه دریاچه نمک میبینن که نمیدونم چرا یه سری درخت که جانشینی نمک توشون رخ داده(یه پدیده زمین شناسی بود که توش اتم به اتم نمک میاد جانشین فسیل میشه و شکل ظاهری قضیه دست نخورده باقی میمونه این خیلی طول میکشه) دیده میشن.

۸. اون شخص فرار کننده من میشم و یادم میاد موقع فرار داد زده بود که قیافه و لباسامو میشناسه و منو دستگیر میکنه

۹.یه لحظه وای میستم و زیبایی دریاچه رو نگاه میکنم واقعا زیبا بود واقعا

۱۰. اتوبان شلوغه و کلی پلیس و ... هم هستن و ترافیک سنگین.

۱۱. یه سری آدم رو میبینم ویادم میاد اینا رو تو زندان دیدم خیلیاشونو. کنار اتوبان منتظر ماشینن

۱۲. یادم میاد که اینا کسایی بودن که چک های می محل میکشیدن شاید منم برای همین اونجا بودم.یادم میاد یکی بهم گفته بود که دنبتل چک و چک کشی نرو معتادش میشی و کیبینم اینا همش یه پاشون زندانه و بخاطر چک...

۱۳.تا این جاش واقعا این چرت بی‌ معنیو خوندید تبریک میگم

۱۳. این بابا تصمیم میگیره که سمت خونوادش بر نگرده و دردسر درست نکنه براشون

۱۴. دوربین عقب میاد من پسر اون آقا هه ام الان خودش نیستم و روبروی دریاچه نمک وایسادم. نمیدونم برای کی‌ دارم تعریف میکنم

۱۵. الان ولی دارم از یکی از بچه ها میپرسم دکتر فلانی تستی که راجع به کویر زدایی بود و باکاشت درخت اطراف این دریاچه میخواست کنه چرا شکست خورد

۱۶. اون میگه که نه اون تست ربطی به حاصل خیز کردن نداشت و برای مقاومت زمین تو زلزله بود(._.)

۱۷. سند کلی از اموالشون به اسم پدره بود که گزاشته رفته و یه مشکلی‌ رو داشت میگفت

۱۸. اون افرادی که چک بودداستناشون ۴ ۵ نفر  بودن هر کدوم یه داستانی داشتن مثلا یکیشون پلیس تو قالب زندانی بود یکیشون یه خانمه بود که فکر کنم سرمایه دار بودن ولی به روز گربه افتاده بود با این کاراش و دوربین از هر کدوم رد میشد توضیح میداد

این یکی از خوابای دیشبم بود. تازه قبل اولش و بعد آخرش رو یادم نمیاد خیلی طولانی تر و به همین مقدارم بی معنی بود

بعدش یه کابوس دیدم که پرید همون لحظه که بیدار شدم 

واقعا داره به جاهای باریک میکشه

  • مهدی