نوشته های من

:)
نوشته های من
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۳/۰۱
    Glen
پیوندهای روزانه

مثبت

سه شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۲۶ ب.ظ

سلام

فقط به یکی از پیامام جواب ندادم اونم چون اسم و ایمیل نداشت :)

خواستم بهشون بگم که فعلا که بنظر میاد رفتنی تا حداقل 9 ماه دیگه نیستم مگر این که معجزه بشه ولی اگرم برم مطمعنا اونجا جای من یکی نخواهد بود. خیلی ساده فقط به موضوع تشکیل خونواده و ... آدم فکر کنه واقع نگرانه میشه گفت اونجا جای این تیپ آدما نیست.


بگذریم. 


به استاده گرامم میل زده بودم که اگه تا 25 ام مشخص نشه مجبور میشم دیفر کنم و اونم خدا رو شکر خیلی با دیفر مخالفت نکرد 

با تشکر اگر دعا کردید :)


.....

با یک لیوان ازین اشانتیونایی که رو دلستر میده شرکت بهنوش و نیم لیتره و پر چایه در خدمتتونم. اونم چای شیرین بعلاوه آب لیمو. خدایا واقعا لیاقت (خصوصا)این نعمت رو میدونم ندارم. ممنونت! 

......

کلیه هام امشب استعفا میدن احتمالا.

........

مطلب پایین خسته کنندس خواستید نخونید قسمتای جذاب همین بالاییا بودن

خب برم سر اصل مطلب. اول این که اگرجنبه های مثبتش رو ببینیم

1. چون ماه پیش انصراف از تحصیل دادم خیلی نباید نگران سربازیه باشم چون یه سال وقته

2. تو این 9 ماه تا شروع ترم بع کلی کار هست که میشه انجام داد

2.1. کار تو آز دکتر داور پناه که حداقل پیچش پروژه فیوز تسترم رو جبران کنم. یه پروژه میخواست بگیره ولی چندان نور امیدی بهش نبود ولی بالاخره کار هست اونجا

2.2. کار مبدل کوثر رو میشه تموم کرد

2.2.1. امروز برد ورژن جدیدشو تا حدی مونتاژ کردم چیز خوبی فکر کنم بشه

2.2.2. مهدی بالاخره بعد 100 سال اومد و میخوام بزارم روی اپتیمم کردن پارامترای سیستمه کار کنه و روی کنترلرش. امشب روی مدل average مبدله یکم کار کرد و نتیجه ها خوب بود

2.3. یکم دیگه کارای دکتر چینی رو انجام بدم. تاحدی خیر دنیا و تا حد زیادی خیر اون دنیاس چون واقعا آدم پاکیه. اه زیادی پاکه!

3. میشه آشپزی یاد بگیرم 

4. شاید چیزای مثبت دیگه ای هم باشه

.......

یه کلاه ازین پشمالوها خریدم البته با الیاف مصنوعی، من به کسی که پوست حیوونای ملوس رو میکنه پول نمیدم، بعد مدت ها گشتن البته، بالاخره تو هوای سرد داستان سینوزیتم اذیت نکرد

......

امروز اولین بار بود که پیچ متری خریدم. فکر میکردم خیلی گرون باشه ولی یه متر پیچ 4 فکر میکنید چقدر؟ 1500 تومن :/

.......

نمیدونستم مردم انقدر راحت خوشحال میشن. این پیچه نیم مترش تو کیفم بود و نیم مترش مثل آنتن ازش زده بود بیرون بعد هر دو نفری که میدیدن منو هرهر کرکر میکردن. فروشنده های مغازه جوانم یکیشون از خنده غش رفت و بعدشم ازم عکسم گرفت :// میگفت یا این فیلمای دفاع مقدس افتادم :///// واقعا؟ یه سیخ؟! خدایاشکرت


.....

چایم تموم شد ...

  • مهدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی