نوشته های من تنها

:)
نوشته های من تنها

بببببب ببببببیببببببببببببببب
یکی میگفت که آدما تو سکوت بین کلمه هاشون با هم حرف میزنن

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

گربه داری

جمعه, ۲۸ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۳۰ ب.ظ


سلام


یکی از همخونه قبلیام که همچنان باهاش رابطه دارم، میخواست بره خونشون به مدت دو هفته. اخیرا یه گربه گرفته و باید پیش یکی میزاشتش برای این مدت و چون میدونست من خیلی گربه دوست دارم، به من پیام داد و منم که مگه میشه نه بگم به گربه


اینجوریاس که به مدت 2 هفته ای گربه داری دارم میکنم. 


-----------

یه جلوه هایی از بچه داشتن رو به آدم نشون میده بنظرم. البته من که نداشتم فعلا ولی خب این که تو یه شب 10 بار بیدار بشی بخاطر یه صدایی که این درست کرده رو زیاد شنیدم پیش میاد تو بچه داری.

-----------

دو روز اول که اصلا نخوابیدم تقریبا همش ورجه وورجه میکرد شب ولی الان تو طول روز بیدار نگهش میدارم که شب خوابش ببره. 

-----------

به دمبش دقت کنید خیلی جالبه.



=================

داشتم با یکی از دوستام حرف میزدم، دوستای دبیرستان. تقریبا تنها کسی که ازون دوران باهاش نسبتا در ارتباطم. 

یه چیزایی میگفت که واقعا تعجب کردم.

کلی از بچه های لامذهبمون کلی مذهبی شدن. نمیدونم گفتم یا نه ولی دبیرستانمون توی یه محله هایی از تهران بود که خیلی مذهبی بودن معنی ای نداشت. بعد اینا اینجوری شدن! 

بعد یکی دو تا از مذهبی هامون برعکس شدن و خیلی حالا جزییات وارد نمیشم.

تقریبا همشون ازدواج کردن! یکیشون ازدواج و طلاق و تو حین طلاق بچه دار شدن تو رزومه اش داره حتی!!!!!!!!!! فکر کنم 2-3 نفر ازونایی که صحبت کردیم ازدواج نکردن. البته که خودم و خودش رو هم تو این عدد حساب کردم!


دیگه این که مشاورمون رفته قهوه خونه زده.


بچهه های مشنگ کلاس که تقریبا کم پیش میومد در جریان درس و مدرسه باشن مشاور و دبیر دبیرستان شدن.


یکی از بچه ها که شوخی کوچیکش با لگد تو شکم یکی دیگه زدن بود و گلدون انداختن از طبقه دوم جلو پای بقیه بود هم حسابی رفته تو کار بیزینس و کارش گرفته. این به قدری نا متعادل بود که من برای خودم یه شخصیت جدا درست کرده بودم که وقتی با این روبرو میشم بتونم اگه کاری کرد یا با حرف برگردونمش حالت عادی یا بتونم از خودم دفاع کنم. موقعی که نزدیکش بودم تو اون نقش میرفتم.


نمیدونم چرا ولی خیلی خیلی عجیبه که اون بچه ها الان هر کدومشون کلی داستان دارن برای خودشون. 


و چقدر بالا و پایین شدن چققققدددرررر.

  • مهدی

نظرات (۹)

چه خوبه گربه‌هه😍 ^_^

این مذهبی شدنه تو بچه‌های ما برعکسش بیشتر اتفاق افتاده :))
فقططط مشاورتون =))) 
پاسخ:
:))) مرسی

جالبه این 180 درجه چرخیدنه مذهبی <-> غیر مذهبی

آره واقعا کف کردم
مشاور و دبیر!؟ جل الخالق 
سهمیه قبولی دبیری تو کل خراسان رضوی یه نفر بود! ضعیف ها نمی تونستن دبیر بشن اون موقع...

بچه دار شدن حین طلاق یعنی چی باز؟ خوب قبل طلاق لابد باردار بوده دیگه 

بچه بودم گربه دوست داشتم رفتم دانشگاه و گربه های خوابگاه و سلف رو دیدم متنفر شدم 
پاسخ:
دبیر غیر دولتی ها منظورم بود. اونا خیلی حساب کتاب نداره.

آره منظورم همین بود که اومدن طلاق بگیرن و یکم دیر فهمیدن که داستان بودع.

خوبن که :))) من علاقم دو سه برابر شد دیدمشون :))
مشاور☻
پاسخ:
:)))) والا
اسم این گربه چیست :))))
و چه داستان های متفاوتی!  :D
پاسخ:
فکر کنم Monty بود اسمش. البته این کوتاهشه اسم خودش Montgomery هست که من همون پیش-پیش رو ترجیح میدم!

خیلی !
جدی؟ مونتگمری نویسنده ی خودمون؟ مگه پیشی دختره؟
پاسخ:
نمدونم والا نمیشناسمشون ایشونو! نه پسره (البته عقیم)
من سرچ کردم اون روز اول دیدم که اسم یه جاییه. خیلی نپرسیدم اسمش چرا اینه! چون همون مانتی آسون تر بود :)
لوسی ماد مونتگمری نویسنده ی آنی شرلی :)
نمی دانم :)
وقتی اومد ازشون بپرسین :)
پاسخ:
آها! چجالب
حتما!!
گربه ها از دور خوبن فقط، از خیلی دور... خیلی خیلی دور :/
آقا قهوه خونه؟؟؟؟ خداوکیلی؟ 
پاسخ:
من درین حد که یکی دو ساعت برم خونه یکی یا تو پارکی جایی گربه ببینم موافقم ولی تو خونه خودم واقعا نه!
منم همچنان در کفم
پس بگووو چرا اونایی که گربه نگه میدارند دیگه بچه نمیخواند 
گربه رو فقط واسه این دوست دارم که سر سفره حواسم باشه خودم و بقیه همه استخونا رو کامل تمیز نکنند یه چیزی برا گربه ها بهش بگذارند ببرم بیرون بریزم جلوشون و تماشا کنم خوردنشون همین

اینا همش از تغییزات روزگاره زندگی هرکسی رو تو یه مسیری قرار میده 


پاسخ:
هه شاید!
آره منم این کارو خیلی دوس داشتم و میکردم قبلنا. خیلی حال میده.
حرف جالبی بود
اینم از اون نژادهاییه که دوسشون دارم
دمش شبیه دم گربه ی خودمه *_* خیییلی خوبن اینا


اره ادم وقتی برمیگرده میبینه همه اونایی که یه روز کنار هم درس میخوندن حالا ادمهای متفااااوتی شدن و این خیلی جالبه
پاسخ:
ا نمیدونستم! آره اگه از موشون صرف نظر کنیم!

خیلی! 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی