نوشته های من

:)
نوشته های من

Do you dream about being interlinked?

interlinked

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

یکمی از وصیت نامه گابریل گارسیا مارکز

چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۹، ۰۶:۴۹ ب.ظ

سلام

 

حسم اینه که خیلیا اینو دیدن ولی لازم دونستم توی وبلاگم هم بزارمش. وصیت نامه گابریل گارسیا مارکز هست که تو این جا همش رو میتونید ببینید.

ولی چند تا بندش خیلی باهام رزونانس کرد و میخوام اینجا بزارمش:

ازون جایی که یه نفر تو سن هشتاد و خورده ای سالگی اینو نوشته، و نوبل ادبیات رو هم فکر کنم برده، پشت هر کلمه ازین وصیت نامه ده ها هزار ساعت تجربه و فکر باید باشه. و چیزایی که نوشته بنظرش مهم ترین چیزایی بودن که تجربه کرده.

میگه که:

چیزها را نه بر مبنای ارزش آنها که بر مبنای معنای آنها ارزش گذاری می کردم.

 

 

یه قسمت از ریک اند مورتی بود که پدر مورتی، که شخصیت ساده ی داستانه و کارای خیلی ساده و بعضا احمقانه انجام میده. جری، پدر مورتی، یه کلکسیون از سکه های R2D2 که رباتی تو جنگ ستارگان هست رو درست کرده و مسخره اش میکردن. اگه در جریان نیستید، ریک، پدربزرگ مورتی، نابغه است و بین ابعاد مختلف میتونه اینور اونور بره و چون بینهایت واقعیت موازی وجود داره بینهایت ریک دیگه هم وجود داره. 

 

 

چون جری و ریک یه دو قطبی احمق/نابغه اند تو داستان، ریک همیشه جری رو مسخره میکنه. جری هم انقدر ساده است که خیلی وقتا هم نمیفهمه اصلا داره مسخره میشه. این ادامه داره تا جایی که تو اون قسمت، از این بینهایت ریک با صفات مختلف، یک ریک(doofus rick) پیدا میشه که عقب مونده ذهنیه در مقابل ریک های دیگه، در حالی که قلب بزرگی داره. و جالبه که تنها ریکی هست که جری رو درک میکنه. دوفوس ریک رو بقیه ریک ها مسخره میکنن.

این دوفوس ریک بجای مسخره کردن جری برای کلکسیون بظاهر بی ارزش و احمقانه اش، بهش میگه

I'm not going to tell you these coins will increase in value, or even hold their current value. The truth is, you bought 'em because you like 'em. They have value to you. That's what matters."

من نمیگم که این سکه ها ارزششون قراره زیاد تر بشه یا حتی ارزششون رو حفظ خواهند کرد، حقیقت اینه که تو اونها رو خریداری کردی چون دوستشون داشتی. برای تو ارزش دارن و این چیزیه که ارزش داره.

 

که برمیگرده به همون که میگه چیزا رو برای معنی پشتشون دوست باید داشت. ممکنه یه تیکه چوب یادآور یه خاطره ی خیلی قدیمی باشه درحالی که خودش ارزشش 0 ریال هم نباشه یا برای هیچ کسی اهمیتی نداشته باشه. ولی برای کسی که نگه داشتش یه خوشحالی دائمی همیشه میاره.

 

  کم می خوابیدم. بیشتر رؤیاپردازی می کردم، در حالیکه می دانستم که هر دقیقه ای که چشمانمان را می بندیم، 60 ثانیه نور را از دست می دهیم.

چند وقت پیش که خیلی میخوابیدم (سر تعطیلی کرونا و قبل تزم)، شاید بعضی روزا از 10 شب تا 10 صبح! این جمله خیلی کمکم کرد که خودم رو جمع کنم. کسی که تو این سن نتیجه گرفته که نور دیدن یکی از چیزای خیلی اصلی زندگیه داره اینو میگه. خواب، خوابه، اسمش روشه، خوابه! 

یکی از فرق های ما با از دست رفته ها اینه که میتونیم بین دیدن و ندیدن نور انتخاب کنیم. اونا نمیتونن. البته که بنظر استعاریه و منظورش همون بیدار موندن و تجربه کردن زندگیه. چون برای مدت کوتاهی زنده ایم. آخرش نمیخوام بگم 12 ساعت از هر روزم رو خواب بودم. 

روزه گرفتن خیلی کمکم کرد که جمع و جورش کنم. چون به زور حداقل دو تا نقطه از روز آدم رو فیکس میکنه و کنترل میکنه.

 

به رفتن ادامه می دادم آن هنگام که دیگران مانع می شوند. بیدار می ماندم آن هنگام که دیگران می خوابند. گوش می دادم هنگامی که دیگران سخن می گویند و با تمام وجود از بستنی شکلاتی لذت می بردم.

 

حرص خوردن از رفتار بقیه یه امر انتخابیه. ممکنه یکم آدم نیاز داشته باشه که کار کنه رو خودش چون به صورت دیفالت من خودم از چرت و پرت گفتن ها(بنظر خودم) خسته میشدم و عصبی. الانم آستانه تحملم یه سطحی داره ولی خیلی بالاتر از گذشته است. میتونم 2 ساعت حرف زدن یه نفر رو تحمل کنم. ولی اینجا این حرفی که میزنه حتی با تئوری خودمم فرق داشت. تئوری خودم تحمل کردن بقیه بود ولی این میگه بابا بشین دقیق گوش کن و حال کن. دوباره برمیگرده به همین که احساس ما از چیزی که اتفاق می افته کاملا انتخابیه. اگه نمیشد حال کرد هم یه بستنی شکلاتی جوابه!(سمبل چیزی که حال میکنیم باهاش و میشه ذهن رو دایورت کرد روش)

 

خدای من، اگر کمی دیگر زنده بودم نمی گذاشتم روزی بگذرد بی آنکه به مردم بگویم که چقدرعاشق آنم که عاشقشان باشم. هر مرد و زنی را متقاعد می کردم که محبوبان منند و همواره عاشق عشق زندگی می کردم.

 

بعد هشتاد سال زندگی اینو داره میگه. یعنی بعدا ما هم باید حسرت همینو بخوریم

 

به کودکان بال می دادم امَا به آنها اجازه می دادم که خودشان پرواز کنند. به سالخوردگان می آموختم که مرگ نه در اثر پیری که در اثر فراموشی فرا می رسد.

 

بچه ها، آدم بزرگای آینده هستن. سرویس دادن بهشون سرمایه گذاری برای آینده است. مغزشون هم بهتر از هر بزرگسالی کار میکنه. ممکنه تجربه کمتری داشته باشن ولی همین مقید نبودنشون به آینده و گذشته باعث میشه ذهنشون راحت تر زشت و زیبا رو تحلیل کنه و نظر بده.

 

  • مهسایه

نظرات (۴)

  • فاطمه ‌‌‌‌
  • این کدوم اپیزود ریک اند مورتیه؟ من همه رو دارم ولی رندم چند تا رو دیدم فقط :))

     

    حدود یه هفته ده روزه که دارم دقت می‌کنم در روز چه زمانی برای چه کارای می‌ذارم. خودم اولش وحشت کردم که چیزی حدود یک سوم از روزم داره صرف خواب می‌شه! نه که قبلا ندونم چند ساعت می‌خوابم، ولی یه وقتا لازمه آدم بیاد از عقب‌تر نگاه کنه ببینه داره عمرش چطور میره. شاید این میزان خواب لازمه ولی حداقل دو سوم دیگه رو درست استفاده کنه.

     

    بستنی شکلاتی سمبل نیست، مرحوم دقیقا منظورش خود بستنی شکلاتی بوده P: 

    پاسخ:
    این season 1 episode 10 هست close rick-counters of rick kind

    سری خوبیه. من چند بار دیدم و دوباره هم احتمالا ببینم. 
    آره واقعا یهویی تو 60 سالگی آدم ببینه 30 سال یا 20 سال خواب بوده خیلی فرق داره! 10 سال فرقشه!

    بستنی شکلاتی سمبل عشق بوده تو اسطوره های یونان باستان اصن

    فقط اون جمله که میگه به رفتن ادامه میدادم وقتی دیگران مانعم می‌شدند.... من البته خواب رو ترجیح میدم. روزهایی بوده که نمیتونستم بخوابم و خوابیدن برام آرزو بوده به خاطر همین از خوابم نمیزنم :)

    پاسخ:
    :) چه تجربه جالبی :)) قبلا بیداری هات رو کشیدی
  • حامد سپهر
  •  به سالخوردگان می آموختم که مرگ نه در اثر پیری که در اثر فراموشی فرا می رسد.

    پشت این حرف کلی حرف هست

    پاسخ:
    :) خیلی دوست دارم تو سن بالا مغزم کار کنه و حواسم جمع باشه

    ریال واحد ارزش نیست :) ریال اصلا ارزشی نداره :)) (منظور اون جاس که گفتی ارزشش ۰ ریال باشه. اگر ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال هم باشه ارزش خاصی نداره :)))‌)

    پاسخ:
    :)))