نوشته های من

:)
نوشته های من

Do you dream about being interlinked?

interlinked

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

صیاد - علیرضا افتخاری

جمعه, ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ۰۵:۵۸ ب.ظ

سلام

 

به پیشنهاد احسان جان یه آهنگ از علیرضا افتخاری!

اینم آهنگ تو یوتیوب

خیلی جالبه دیدن این که شاعرای زبان فارسی عشق رو چجوری بیان و مدل سازی میکنن. یه مدل خیلی جالبش مدل صید و صیاده. چند مدل دیگه هم داره که بعدا شاید بگم.

 

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم .
ای طرفه نگارم .
از دوری صیاد دگر تاب ندارم .
رفتست قرارم .

 

داره خودش رو به صید یا آهو تشبیه میکنه و اون معشوق رو به صیاد. که یعنی صید میاد خودش رو به بیرون expose میکنه تا صیاد شکارش کنه. یعنی خودش رو در معرض دید بیرون قرار میده که صیاد بیاد و دریابتش. منتهی این دوری صیاد آسون نیست و این آهوی زیبا هرچقدر هم صبر میکنه صیاده نمیاد. البته یه صیاد خاصی هم مدنظرش هست فکر کنم. چون صیاد میاد ولی فرار میکنه میره و منتظر شوالیه سوار بر اسب سیاهه که بیاد. که وایسا تا بیاد.


چون آهوی گم گشته به هر گوشه دوانم .
تا دام در آغوش نگیرم نگرانم .

 

دقیقا. دقت کردید آهو ها همیشه انگار یه استرس خاصی دارن؟ یهویی نگاه میکنن و یکم صبر و شروع به دوییدن میکنن میرن.


از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی .
بر دل بنشانی .

 

چشم و مژه ی معشوق تو شعر فارسی خیلی کاربرد داره. با نگاه کردن به چشمش شعر میگن و نگاه به چشمش منتهی به نگاه کردن به مژه هاش میشه و پلک زدنش چون صد تیر بر قلب اون بدبخت میشینه.


چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی .
وای از شب تارم .

 

ایده آل گرایی معشوق تو شعر فارسی موج میزنه. اینم ازین میاد که بیچاره ها به مراد دلشون نمیرسیدن و هی تو ذهنشون بزرگترش میکردن. که البته بد نیستا. کمک میکنه دیدگاه اون معشوق/عاشق اصلی که ما و خدا باشیم رو بشه فهمید چون اون خیلی ایده آله. مثلا شعرای پاپ الان رو نگاه کنید، عاشق و معشوق نیست و انگار به هم رسیدن و تو خیابون راه میرن و چای میخورن و ... قدیما نمیرسیدن. البته این هم مدل کاملی نیست چون کار نمیکنه تو طولانی مدت. انگار قدیما مدل سازی رابطه برای فاصله بیشتر از چند متر بوده. الان پاپ فاصله یک متره. ولی خب مدل کاملی نیست. 


در بند و گرفتار بر آن سلسله مویم .
از دیده ره کوی تو با اشک بشویم .

 

این معشوق علاوه بر چشماش با موهاش هم دردسر درست میکرده. مینداخته گردن عاشق و بکش بکش میکرده.

و این بکش بکش نتیجه اش گریه زاری عاشق میشده که به حرف دلش گوش داده و گیر افتاده.


با حال نزارم .
با حال نزارم .

 

نزار یعنی تکیده و نحیف. انقدر درد کشیده که چیزی ازش نمونده. غذا هم اشتها نداشته بخوره.


برخیز که داد از من بیچاره ستانی .

 

میگه بابا بسه دیگه پاشو جان مادرت دادم در اومد. که جالبه. اگه چاکرا های بدن رو بررسی کنیم، عشق از چاکرا دوم با رنگ نارنجی که مربوط به چیزای جنسی هست شروع میشه. بعد میره چاکرای سوم که رنگ زرد داره و مسئول ارتباط و ابتکار و نتیجتا خود شیرینی و جالب تر شد برای طرف مقابله میره. بعد میره چاکرای چهارم که قلب با رنگ سبز باشه و اونجا معشوق چاقو میکنه تو قلب یا قلب رو میشکنه و میره چاکرای پنجم یا گلو با رنگ آبی که عشق عاشق به فریاد میرسه. الان به اونجا رسیده.


بنشین که شرر در دل تنگم بنشانی .

 

این جریان انرژی تو اون دوتا چاکرای قلب و گلو به شکل درد قلب و بیان احساسات خودشو نشون میده 


تا آن لب شیرین به سخن باز گشایی .

 

زهی خیال باطل عزیزم


خوش جلوه نمایی .
ای برده امان از دل عشاق کجایی .

 

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا، سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت. کلا کار معشوق تو شعر فارسی بردن امان از دل عشاق و سربریدنشون بوده.


تا سجده گزارم .
تا سجده گزارم .


گر بوی تو را باد به منزل برساند .
جانم برهاند.


ور نه ز وجودم اثری هیچ نماند .
جز گرد و غبارم .

 

چرا میگن آن را که خبر شد خبری باز نیامد؟ چون که کسی که درست این درک کنه یا باید سر به بیابون بزاره و گم بشه یا به لحاظ ذهنی رد بده یا این که خودکشی عاشقانه کنه که همشون روی هم رفته عجیب بنظر میرسن.

 

ولی جدا از شوخی این شعرا رو میشه بسط داد به رابطه ی خدا با انسان که انسان معشوقه ی سنگدل خداست و خدا رو اذیت میکنه. وجود داشتنش برای خدا زحمته ولی خدا همیشه میخواد عاشقش باشه. برای همین یه دنیای زیبا دور وبرش آفریده ولی انسان کم فهم، خیلی راحت همیشه راه رو گم میکنه و شروع میکنه دنبال چرت و پرت رفتن و خدا رو فراموش میکنه. وقتی که فراموشش میکنه خدا هم ولش میکنه و میزاره به فرمون خودش بره. ولی اگه میومد مثل امام علی قید مادیات رو میزد خدا بیشتر و بالاتر از اون چیزی که میتونست تصور کنه رو بهش میده. که حکومت کل مملکت باشه. که البته برای کسی که تو اون شرایط فکری هست هیچ ارزشی نداره و بهترین اتفاقی که میتونه براش بیفته لحظه شماری برای مرگشه.

که اتفاقا چقدر قشنگ که روزی که داشت میرفت و شمشیر میخورد، کل دنیا شروع کرد بهش سیگنال دادن که نرو.

اون داستان گیر کردن لباس به در و مرغایی که لباسش رو میگرفتن و ... در واقع نشون میده که خود دنیا و سیاره نمیخواست که همچین آدمی رو از دست بده و ایشونم کاملا در جریان بوده که قضیه چیه.

ولی خب برای یه همچین آدمی که این همه مدت انسان ها رو تحمل کرده و سخت زندگی روی زمین رو کشیده یه در باز شده بود که بتونه راحت بشه (اگه آدم بدونه داره میره کشته بشه خودکشی هست ولی خودکشی عاشقانه بحثش جداست!)

اینم سخن پراکنی یک مدعی! 

این مدعیان در خبرش بی خبرانند. آن را که خبر شد خبری باز اصولا نباید بیاید.


 

  • مهسایه

نظرات (۸)

اوه اوه چ کلاس هنر و ادبِِ خفنی!! آنالیز صنایع ادبی سنگین! فشارم افتاد :))
پاسخ:
:)) مرسی مرسی!
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • اگه یه روز برگشتین ایران به نظرم برین دبیر ادبیات بشین :))

    پاسخ:
    آره واقعا ! :) میگن از هرچی بدت بیاد سرت میاد! از ادبیات خوشم نمیومد :))
    چاکرای اول چی میشه؟ اونوقت این مراحلی که گفتین در واقعیت هم صادقه یا مختص شعر و داستانه؟؟
    پاسخ:
    والا تجربه شخصی بودش. برای خودم که به اندازه ی کافی واقعی بود. :))
    چاکرای اول ریشه است و همین که آدم وجود داشته باشه انرژی رو از زمین میگیره و میفرسته بالا.
  • خانم ۲۹۱۲
  • یادمه بچه که بودم بابا خیلی تو ماشین افتخاری میذاشت ... با صداش غرق تو خیالات میشی :) و بعد هم خواب :))

    پاسخ:
    آره منم! :) چه خوب شد گفتین. یاد قدیما افتادم!

    پاپ الان بیشتر راجب شکست عشقی بعد از اون فاصله یک میلیمتری!

    این پست بسی موجب تعجبم شد

    شما نبودین که از ادبیات بدتون میمومد ؟

    الان رفتین توی بحث عشق در در ادبیات ؟

    احیانا عاشق شدین؟ :))

    نمیدونم چرا وقتی به یک رابطه ی عاشقانه ی واقعی فکر میکنم فقط یاد امام علی میفتم
    و همچین بخشی از کتاب روی ماه خداوند را ببوس:
    خداوند ان شبانی که با موسی مجادله میکرد البته با خداوند موسی و ابراهیم همسنگ نیست و خداوند ابراهیمی که از شدت ایمان در اتش میره یا تیغ بر گلوی فرزندش میکشه البته از خداوند ان شبان بزرگ تر وقوی تره اما حتی چنین خداوندی هم در برابر خداوند علی به طرز غریبی کوچیکه اگه ابراهیم برای تکمیل ایمانش محتاج بازسازی قیامت بر زمین بودی یا موسی محتاج تجلی خداوند بر طوره علی لحظه ای در توانایی و اقتدار خداوندش تردید نکرد و همواره میگفت که اگر پرده ها برچیده شوند ذره ای بر ایمان او افزوده نخواهد شد.خداوند علی بی شک بزرگ ترین خداوندیه که میتونه وجود داشته باشه

     

    پاسخ:
    نه بابا فقط راجع بهش حرف میزنن :)) جراتش رو ندارن. اون فاصله های نزدیک تر رو بخشی از موسیقی Rock فکر میکنم پوشش بده.
    ولی شکست عشقی خیلی موضوع خوب و راحتیه برای آهنگ ساختن و چیزای ساده و بامزه ای ازش در میاد.
    من بدم میومد آره. نمیفهمیدم. آدم باید یکم زندگی کنه متوجه بشه. ;)

    چقدر نقل قول قشنگی.
    واقعا درکش نمیکنم چجوری همچین ایمانی داشته. واقعا کارشون درست بوده...

    یاد پیکان بابام افتادم. کلا چهار تا کاست داشتیم که سه تاش افتخاری بود و یکی‌ش هوره.

    پاسخ:
    :))))) چقدرر دقیق! فکر کنم این جمله برای نصف ایران صادق باشه :)) 
  • فاطـــღـــمـه ツ
  • مامان من بیشتر آهنگاشو حفظه

    ولی من یکیشم نشنیدم تا حالا!

    پاسخ:
    آره ازون آهنگای زمان اوناس :) مامان منم ۴ ۵ تا ازین آهنگا رو حفظه و میخونه و از بقیه آهنگا خوشش نمیاد :))
    ولی حرکتای سرِ آقای افتخاری هنگام خوندن خودش به تنهایی اجرای خعلی جذابیه :)))
    پاسخ:
    باید ببینم!