نوشته های من

از تجربه ی بودن

نوشته های من

از تجربه ی بودن

نوشته های من

به شکل زیبایی تصادفی

Instagram
www.instagram.com/maddy.tu.ra

drafter/ English
dra-fter.blogspot.com

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

برای راحتی راهم

پنجشنبه, ۱۱ اسفند ۱۴۰۱، ۰۵:۳۸ ب.ظ

 

سلام

 

در محل کارم یک همکار جدید داریم که بنظر متولد ایران است. از اسم اش حدس میزنم.

برای خودم سوال بود که آیا هم زبان بودن، یا متولد یک جا بودن باید باعث نزدیکی شود یا این که باید زمان به شرکت داد تا شراکت ما را شکل دهد؟

روابط انسانی در محیط کار کمی متفاوت است. در زمان کار تعهد داده شده است که در جهت رسیدن به هدفی که تعیین شده است حرکت شود.

این به معنای این است که روابط باید در جهت رسیدن به هدف شرکت شکل بگیرد

و رنگ پوست و نژاد و اصالت و جنسیت و گرایش جنسی و ... که هیچ ارتباطی به کار ندارد نباید بر اصل کار پیشی بگیرد. 

چرا که نمیخواهم خود را برای صفاتی که انسان ها برای انتخابش نقشی نداشتند مورد قربانی شدن قرار دهم. 

دوست دارم کار را تمیز انجام دهم.

 

---

در جهت مقابله با خودخوری در واکنش به ریختن موهای سرم، بار دیگر خود را کچل کردم ولی این بار میخواهم لااقل برای مدتی قابل توجه، به آن رسیدگی کنم و شکلش را همان گونه که هست نگه دارم.

عینک با فریم ضخیم روی کله ی بدون مو جالب بنظر می آید.

برای پرسونا ی میان سالی ام آماده میشوم. 

شاید وقتش است بجای مقصر دانستن باقی مسائل، هر چه میشود را حل کنم و با خودم کنار بیایم.

دنیایی که درونش هستیم ساخته شده که پرفکت نباشد، پس آنچه غیر از کمال است را به آغوش میگیرم.

----

برداشتتان را از این تصویر دوست دارم بدانم. دوست داشتید در کامنت ها نظر دهید

  • ظریف

نظرات (۱۳)

تصویر ادمی رو میبینم که داره تقلا میکنه تا به چیزی برسه...

پاسخ:
جالب بود. منم شبیه همچین چیزی رو توش میدیدم. بنظرت دنبال چه چیزی هست؟

آدمی که داره مقاومت میکنه که از بین نره

پاسخ:
دید جدیدی بود! من رو یاد فیلم ماتریکس مینداخت که آدما رو به شکل برنامه هایی تو ماتریکس نشون میداد و وقتی کارشون تموم میشد آزاد میشدن و از بین میرفتن. بنظرت کاری که باید انجام بده چیه؟
  • زری シ‌‌‌
  • یاد این افتادم کلیک

    یه ادمی که میخواد به یه تکنولوژی خاصی برسه ؟

    پاسخ:
    اوممم این خیلی جالب بود.
    نشون میده که شاید تو نقاشی Creation انسان انقدر خودش رو خوب و کامل میبینه که سر جاش با لبخندی ملیح لم داده و از اون طرف خدا داره دستش رو به سمتش دراز میکنه. تو اینجا که اونی که سمت راست هست داره از تقلا زار میزنه.
    تکنولوژی، ایده، اینم دید جالبیه. بنظرت دنبال چجور تکنولوژی ای هست؟

    عه اون سمت چپی‌ رو میگید لبخند ملیح داره :)

    من اونو بیشتر شبیه یه حوضچه میدیدم

    یاد مردن میندازه منو

    پاسخ:
    این خیلی جالب شد! به حوضچه اصلا فکر نکرده بودم!
    پس مردن رو شبیه سیال شدن تو یه حوض میبنی. جالبه! خیلی عارفانه طور است!
  • هاشم کوچیکه
  • هه، کپی‌رایت چی شد؟ این که گرین لنترن‌ه!

    پاسخ:
    ندیدمش ولی یادمه رایان رینولدز خیلی ازش خوشحال نبود!
  • زری シ‌‌‌
  • ولی سر طرف شدیدا شبیه هندونه اس XD

    پاسخ:
    توش قرمزه ::خنده شیطانی::

    من توی نگاه اول شبیه یه آدم دیدم که دستشو برده توی یه پریز برق پر از سیم و برق گرفتش:/

    بعد که دقت کردم؛ دیدم دستش فاصله داره. 

    خودم به تصورم خندم گرفت

    پاسخ:
    شاید از برق گرفتگی پرت شده عقب!

    منو یاد یه مدیتیشنی انداخت که کره‌ی زمین رو توش تصور می‌کنی و بهش انرژی میدی.

    پاسخ:
    اینم انتظار نداشتم! یک میدیتشنی هست به اسم twin heart که این شکلیه. فکر کنم یکی دوبار انجام داده باشم. یکی از دوستام بود خیلی توصیه میکرد ولی میگفت باید حواست هم باشه که یک سری حرکات یوگا داره که باید انجام بدی تا اذیت نشی.

    آره، دقیقا همین قلب دوقلو.

    پاسخ:
    انجام میدی؟ تجربه ات چطوره باهاش ؟
  • فاطمه ‌‌‌‌
  • من در نگاه اول اینطور به نظرم اومد یه آدمیه که مشتشو گره کرده یا به چیزی مشت می‌کوبه (یعنی دایره‌ی سمت چپ رو مشتش تصور کردم). یه تلاش و تقلای شدید که باعث شده اشکش دربیاد و دستشم از هم گسیخته بشه اما همچنان نگهش داشته!

     

    اما بعد از خوندن کامنتا و نگاه دوباره، احساس کردم دستش رو به سمت یه منبع انرژی دراز کرده ولی متصل شدن/موندن بهش ازش یه انرژی هم می‌گیره. (این بار دایره‌ی سمت چپ یه منبع انرژی بود).

    پاسخ:
    جالبه! این دو تا هر جفتش بنظرم توصیف خوبی میتونه باشه

    من چند بار به صورت گروهی انجام دادم. اونی که بهمون یاد داد می‌گفت اگه سطح انرژی‌تون پایین باشه بعدش بی‌حال میشید و توصیه می‌کرد که حتما یه شکلاتی چیزی بخورید، ولی من بی‌حال نشدم. دفعه‌ی اول یه جاهاییش یه کم نزدیک بود گریه‌م بگیره. ولی به طور کلی تجربه‌ی جالبی بود.

    پاسخ:
    جالبه!!

    اول فکر کردم اون چپی یه چیزی هست که باهاش زدن به آدم سمت راستی و برا همون آدم سمت راستی داره گریه می کته

    بعد فکر کردم چپی مشت راستی هست که کنده شده و بزرگش کردن 

     

    قبل همه ی این ها هم چپی را مغز یا حلزون دیدم 

    پاسخ:
    این که اون رو شبیه مغز دیدی من رو یاد داستان آدم و حوا انداخت که میوه ی دانش رو خوردن و سقوط کردند

    آدمی رو میبینم که داره سعی میکنه از یه زندان یا قفس خودشو نجات بده

    پاسخ:
    برداشت خوبی بود 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی