نوشته های من تنها

:)
نوشته های من تنها

بببببب ببببببیببببببببببببببب
یکی میگفت که آدما تو سکوت بین کلمه هاشون با هم حرف میزنن

بایگانی
پیوندهای روزانه

فرار رو به جلو

شنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۵۳ ب.ظ

سلام

باید انقد صبر میکردم تا ژنتیک کچلم کنه و کابوس ببینم و ... مث خیلیا دیگه

ولی خب صبرم حدی داره و امروز که یه عکس از وسط کله ام گرفتم دیدم عین کویر لوت خالیه دیگه صبرم تموم شد و رفتم ماشین اصلاح رو برداشتم

واقعا یکی از سخت ترین تصمیمای زندگیم بود. 

علی نتونست قانعم کنه که این کارو نکنم و خب کچل کردم رفت :))

راستش دو سالیش یکی از بچه های ارشد که رفیق بودیم رو دیدم وسط کلش کچل شده ولی دست بردار نبود با خودم گفتم کاشکی کچل میکرد تموم میشد بره. امروز خودمو دیدم گفتم شاید یکی با خودش یه همچین چیزی رو برام بگه.

---

شبیه قاتلا شدم :))

قاتل عینکی

تنها چیزی که برام سواله اینه که تفاوت رنگ پوست رو باس چی کار کنم که واقعا نمیدونم!

  • مهدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی