نوشته های من تنها

:)
نوشته های من تنها

تنها، loner:
کسی که ترجیح میده بیشتر زمان خودش رو با خودش بگذرونه تا باطری هاش پر بشه تا بتونه بره تو جمع. توی یک گروه دوستانه بودن و توی جمع بودن رو دوست داره ولی جمع انرژیش رو تخلیه میکنه.

بایگانی
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه

فاصله بین دو نفر

شنبه, ۴ آبان ۱۳۹۸، ۰۵:۲۱ ق.ظ

سلام


من به این اعتقاد داشتم که دو نفر، یه حداقل فاصله ای باید داشته باشن. اگه نزدیک تر بشن تنفر ایجاد میشه. دلیلشم این بود که من خودم تو خودم حس میکردم همیشه یه حداقل فاصله ای رو برای اطراف دور و برم دارم و نمیزارم ازیه مرزی دوستیشون بیشتر بشه.

و تو ذهنم این بود که همه افراد اینجوری فکر میکنن.

ازونور کسایی رو میدیدم که خیلی به هم نزدیکن و دوست صمیمی اند و این با تئوری من جور در نمیومد. 

همیشه سعی میکنم که تو روابط یکم زیاده روی کنم که طرف مقابل جبهه بگیره و خودش نزدیک تر نشه، منم حواسم هست فیلم بازی میکنم و اینجوری فاصلمون حفظ میشه. هرچند بعضی وقتا جبهه نمیگرن بعضیا و یهو میبینم دارن زیادی نزدیک میشیم خودم میکشم عقب.


بهر حال، اینو چند وقت پیش دیدم که یه ویدئو روانشناسی بود. میگفت که افرادی که اینحوری اند از خودشون متنفرن. برام گیج کننده بود که من که از خودم متنفر نیستم. چیزی به ذهنم نرسید و ماه ها داشتم سعی میکردم رفتار خودم رو آنالیز کنم ببینم از چی خودم متنفرم. 

هیچی دیگه امشب پیدا کردم چی بود و از کجا میومد. مهم هم نیست چی بود، مهم اینه که باهاش کنار اومدم. 

خواستم بگم که اگه کسی همچین حسی داره، اون جمله درسته باید مشکلش رو با خودش حل کنه. و یه بار زیادی از رو دوشم برداشته شده.

  • مهدی

نظرات (۱۱)

باز من فکر می کنم کسی که حد و مرز برا خودش قائل نیست از خودش متنفره 

پاسخ:
اوهوم ولی منظورم رو فکر کنم بد گفتم
  • دُردانه ⠀
  • اغلب اینجوریه که هر چی به آدما نزدیک‌تر و صمیمی‌تر میشی رازها و اطلاعات بیشتری از هم می‌دونین و تفاوت‌های فکری جزئی‌تری رو کشف می‌کنی و تعداد تفاوتا از یه جایی بیشتر میشه و تنفر که نه، ولی فاصله می‌گیری از طرف. شاید دیگه نمی‌تونی خلاف عقیده‌تو تحمل کنی. مثل اتفاقی که داره بین من و دوستام می‌افته. دونه دونه داریم حذف میشیم از زندگی هم. ولی جالب اینجاست که گاهی پیش میاد که هر چی به طرف نزدیک میشی علی‌رغم تفاوت‌ها و کش این تفاوت‌ها، نه‌تنها متنفر نمیشی و فاصله نمی‌گیری، بلکه خودت رو تغییر میدی که شبیه اون فرد بشی که تفاوت‌ها به کمترین حدش برسه. پیچیده است چرایی و چگونگی قضیه.

    پاسخ:
    نه بحثم این بود که نزاری مردم بهت نزدیک بشن چون میدونی مشکلات ریزت رو. اعتماد به نفس نداری که قبول کنی که بقیه بپذیرنت و همش میخوای خودت رو اصلاح کنی. سریع باید مینوشتم و فکر کنم ازون پستایی شد که یه چیز تو ذهنم بود یه چیز نوشتم
  • میرزا مهدی
  • سلام منم خیلی موافقم با دُردانه.

    البته در صورتی که خودمون هم قبول کنیم که لازمه گاهی هم ما تا یه حدی خودمونو تغییر بدیم.... و این تغییر و انعطاف پذیری رو فقط از طرف مقابل نخوایم.... 

    این یادداشت شما حتی درمورد ازدواج هم صدق میکنه؟ که اگر اینطوره باید به شدت روی خودت و انعطاف پذیریت کار کنی....

    خیلی هم ارادت داریم

    پاسخ:
    من مشکلم اینه که بقیه رو قبول میکنم و خودم انتظاری ازشون ندارم ولی به خودم سخت میگیرم. همون طور که براشون نوشتم منظورم این بود که عیبای کوچیک خودم رو میدونم و میترسم ازین که خودم رو نزدیک به بقیه کنم و عیبم رو بفهمن. فهمیدم که عیبی که دارم بخشی از شخصیتمه که نمیتونم عوضش کنم و همیشه سرکوبش میکنم. سخته توضیحش ولی پذیرفتمش و چیز خاصی هم نیست و اشتباه من بود.

    این مطلبی که نبولا گفت را من هم قبول دارم. یعنی تجربه کردم تا زمانی با فرد ارتباط سلام و علیک و یک حال و احوال کوچک داشتم مشکلی نبود اصلا هر چقدر هم آدم متفاوتی بود برام چندان تحملش سخت نبود ولی با نزدیک شدن و صمیمی شدن تحملش سخت شد البته در برخی از اوقات واقعا سعی می کردم که قبول کنم طرف این طوریه و بپذیرمش.

    کلا وقتی از آدم ها دوری، انها نه می توانند نوازشت کنند و نه می توانند انگشت تو چشت کنند. حالا با نزدیک شدن امکان هر دو این اتفاق ها وجود دارد. باید انتخاب کرد یعنی سخت ترین و ضروری ترین کار دنیا: انتخاب.

    پاسخ:
    من حس میکنم یکم گنگ نوشتم. منظورم این بود که نزارم ملت بهم نزدیک بشن حتی اگه خودشون دوست دارن یا حتی علاقه هامون مشترکه، جلوشون رو بگیرم تا عیبم رو نبینم. امروز با یکی حرف میزدم فهمیدم که عیبم نیست و خیلی هم چیز بدی نیست و یه چیز الکیه که سرکوبش میکنم. خوبه بعضی وقتا میفهمم هنوز خودم رو نمیشناسم.
    درسته بهای دوستیه شاید که یه چیزایی رو باید تحمل کرد.

    در ادامه نظر آخرین نظرده این پستتون تا این لحظه باید بگم که ما بیشترین تنشها رو با اونایی داریم که از همه بیشتر باهاشون صمیمی هستیم 

    پاسخ:
    اوهوم ایشونم میگن هر دو طرف خوب و بد قضیه رو تجربه میکنیم باهاشون
  • دُردانه ⠀
  • پست رو دوباره خوندم، با اصلاحیه‌ای که در جواب کامنت‌ها دادید.

    اگر مثلاً سیگاری بودن عیب باشه، یا معدل پایین داشتن عیب باشه، یا خونۀ کوچیک داشتن عیب باشه، یا بچۀ طلاق بودن عیب باشه، بیماری روانی یا جسمی داشتن عیب باشه، خیلیا این چیزا رو از اطرافیانشون ممکنه مخفی کنن. خیلیا هم جار می‌زنن. ولی لزوماً اون اطرافیان بعد از فهمیدنش قرار نیست ازش فاصله بگیرن. حتی به‌نظرم خود اون فرد بعد از افشای راز یا عیبش بیشتر تمایل داره فاصله بگیره از فردی که این عیب رو فهمیده. حالا نمی‌دونم تعریف دقیق عیب چیه ولی در کل با اون فاصله خیلی موافقم و خودم هم با اینکه بین دوستام بیشترین روابط انسانی رو تو مدرسه و دانشگاه داشتم، ولی همه‌شون سطحی بودن. همه‌شون با فاصله بودن. از رابطه‌های عمیق خیری ندیدم راستش.

    پاسخ:
    درسته. توضیح ندادم چون زیادی شخصی بود و دقیق بخوام بگم یه چیزی توی گذشته خودم بود که اذیتم میکرد و باهاش کنار اومدم. کل زندگیم رو تحت تاثیر میگذاشت. قبولش نکرده بودم و اعتماد به نفسم رو میورد پایین. آدم باید با گذشته خودش و هر اتفاقی افتاده بتونه کنار بیاد وگرنه اذیتش میکنه. ولی درسته برداشتای شما رو هم میشد از متنه کرد. میگم چون خیلی توضیح نداده بودم فکرا تو کامنتا مشخصا سمت یه چیزای دیگه ای رقت مثل نزدیک شدن به یه نفر و دیدن عیباش، در مقایسه با نزدیک شدن یه نفر به من و دیدن این عیبم و این که انکار یه اخلاق بد داشتم که گفتم مشکل بقیه است تحملم. اینا منظورم نبود.

    بالاخره دل شکسته شدن احتمالا بهای تجربه ی مرحله های بالاتر دوستیه شاید. منم دوست خیلی صمیمی داشتم، همیم که فعل گذشته رو به کار میبرم یعنی دوست صمیمی رو تو یه زمانی از دست دادم. احتمالا از از دست دادن یه دوست عادی سخت تر بوده ولی صمیمیت رو با اون نفر تجربه کردم
  • دُردانه ⠀
  • من قبلاً یه پست با همین موضوع با عنوان مهندسی ارتباطات نوشتم:

    http://nebula.blog.ir/post/922/922-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA

    پاسخ:
    خیلی ازین بکگراند ریاضی که داریم شبیه هم استفاده میکنیم. منم ازین کارا میکنم و دقیقش رو بخوای همیشه نمودار ۲ رو برای بقیه توضیح میدم به عنوان مدلم از تنش بین دو طرف و فاصله اشون :) زمان رو از معادله حذف کردم :). 
    ممنونم جالب بود واقعا

    سلام آقا مهدی شما هیچ وقت گنگ نمی نویسی این منم که گنگم. الان یک خورده دارم صمیمی می شوم.

    ولی آنچه که در جواب کامنت گفتید به نظرم چیز خوبی نیست این طوری زندگی خیلی سخت میشه. آقا جان من اینم و پیوسته دوست دارم بر اساس معیارهام حالا دینی یا اخلاق انسانی خودم را بهتر کنم. در هر صورت اینم. هر کی می خواهد دوست بشود هر کی می خواهد نشه البته هر کسی هم می خواهد دوست بشود باید من را با همه خوبی ها و بدی هام بپذیرد.

    پاسخ:
    سلام :) 
    ممنون ولی بعضی وقتا یه سری پستا هست که مشخصه کامنتا با چیزی که تو ذهنم بود فرق داره، و اون چیزی که ذکرشم نکردم چیز بدی نیست. یه چیزی تو گذشته خودمه که قبولش نکردم و سرکوبش میکردم و خداروشکر پیداش کردم و میتونم زندگی کنم باهاش. الان تازه میفهمم یه روان پزشک چه کارایی بای آدم میتونه بکنه. البته این دوستم روان پزشک نیست ولی خود به خود بحثمون سمتی رفت که این پیدا شد.
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • یه جاهایی ممکنه عقیده ام مخالف عقیده تون باشه، ولی طرز فکرتون جالبه. این که مدام در حال کند و کاو و آنالیز خودتون هستید. این محاسبه دائمی جذابه.

     

    پاسخ:
    ممنونم :) جالبه تهشم درست نمیشه:))

    هر کی یه دایره روابط داره، به نظرم نتیجه گیری درستی نباشه که چون کمبود داریم مثلا با فلانی ریلکس نیستیم.اتفاقا تو محیط کار همیشه با همکارای جدید که میان از همون اول باید و نباید ها رو می‌گم و چند مورد که نگفتم متاسفانه نتیجه خوبی نداد.

     

    پاسخ:
    اوهوم. این یه مورد بود که گفتم ممکنه باشه. برای من بود. مساله ام برای کسی بود که هیچ کسی رو به خودش از یه حدی بیشتر نزدیک نمیکنه چون میترسه بهشون آسیب بزنه. متفاوتن بنظرم
  • محال ‌‌‌
  • با مورد شما کاری ندارم اما چنین زره شخصیتی گاهی هم به خاطر این است که خودمان را خیلی مخرب و ویرانگر می‌پنداریم. (جوجه‌تیغی درونمان فعال می‌شود)

    پاسخ:
    خیلی خیلی! واقعا زیادی بهش فکر میکردم. درحالی که واقعا انقدرم آدم مخربی نبودم تو زندگیم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی