نوشته های من تنها

:)
نوشته های من تنها

[][][][][][][][][[][][][][][][][][][][]

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
  • ۹۸/۰۵/۱۷
    شک
  • ۹۸/۰۹/۰۲
    Monk
مطالب پربحث‌تر
پیوندهای روزانه

پیر دانا

يكشنبه, ۳ آذر ۱۳۹۸، ۰۹:۵۷ ب.ظ


سلام


قدیم تر ها این شکلی بوده که تو یک روستا، یه نفر بوده که پیر دانا بوده. 

به این ترکیب دقت کنید پیر بوده و دانا بوده. ریش سفید بودن با دانایی رابطه داشته. میدونید چرا؟

چون کسایی که عمرشون بیشتر بوده تجربه بیشتری از زندگی می‌داشتن. بیشتر یه جا نشسته بودن و در و دیوار رو نگاه کرده بودن. بغل جوب آب نشسته بودن و گذر زندگی رو دیده بودن. صدای باد رو شنیده بودن از لابلای برگ ها و حرف زدن درختا با همدیگه رو شنیده بودن. هر چقدر هم بی معنی بنظر برسه، آیا تاحالا یک ساعت این کار رو کردیم یا همیشه تو ذهنمون این بوده که می‌دونیم تهش چیزی از این تجربه ها در نمیاد؟ 

بیشتر حضور داشتن

ولی الان اینجوری نیست. اول این که اینجوری نیست که مردم تو ۳۰ سالگی تو یه جنگ بین روستا یا چیز دیگه بمیرند.

 کسی کار احمقانه ای اگه بکنه و آسیب بزنه به خودش سریع خوبش میکنن و همه هم پیر میشن. 

در ادامه هیچ کسی هم به اون اندازه قبل حضور در زمان حال نداره. 

چیزهایی مثل تلویزیون و رادیو حضور آدم ها رو با ساعت ها هیپنوتیزم کردنشون گرفتن.

 دیگه آدما زندگی نمیکنن، زندگی‌ رو از قاب تلویزیون میبینن. دیگه اجرای زنده موسیقی نمیبینن یا خودشون موسیقی یاد نمیگیرند چون هر لحظه اراده کنن میتونن هر آهنگی که میخوان بشنوند.

 دیگه آدما تلاش نمیکنن برای کسب شادی چون تا نیاز به شادی داشته باشن گوشی هاشون رو آنلاک میکنن و ۴ تا جوک میخونند 1*.

 دیگه تو طبیعت نمیرند چون بکگراند گوشیشون عکس درخت هست ولی آخرین باری که صدای درخت شنیدند رو یادشون نیست.

 موقعی هم که کاری کنن در حال فکر کردن به گذشته یا آینده هستند و با حال رابطه ی ضعیفی دارند. 

باز خداروشکر الکل تو ایران مصرفش کمتره وگرنه اگه مجاز بود مثل غرب، به همه ی اینایی که گفتم این رو میشد اضافه کرد که نه تنها تو زندگی حضور ندارند بلکه ترجیح میدن با الکل فراموشش هم بکنن! به این میگن فاجعه. 


قدیم تر ها کسی که پیر میشد علم زیادی داشت ولی الان خیلی ها هستن به حداکثر علمشون تو سن پایینی میرسند و در مغزشون رو می‌بندند و ۷۰ سال باقی مونده از عمرشون رو پیری میکنن. هنوزم همونه. هر کسی پیر بشه به حداکثر داناییش رسیده ولی بعضیا تو ۲۰ سالگی پیر میشن بعضیا ۴۰ سالگی و بعضیا پیر نمیشن و می‌میرند. ملاک پیری دانستن ندانستن هست.



1* اگه کسی علاقه داشت به این موضوع instant gratification میگن که تو نسل جدید داره بوجود میاد. شعار کسی که دچار این نوع اعتیاد هم هست، من همه چیز رو همین الان میخوام هستش. ماها هم تا حد زیادی گرفتارش هستیم.

  • مهدی

نظرات (۸)

فاجعه است ... 

و روز به روز دنیا به سمت و سوی بدتری داره میره .

پاسخ:
جلو ضرر رو از هر جا بگیریم سود کردیم. من که از خودم دارم شروع میکنم و سعی میکنم با نوشتنش تو بلاگ جرقه اش رو تو ذهن بقیه بزنم

اره بلاخره ما موظف به تکلیفیم ... حرفای خوب ، کارای خوب ، عادات زیبا باید اشاعه پیدا کنه به هر نحوی . 

به کارت با قدرت ادامه بده تاثیر گذاره صد در صد .

پاسخ:
ممنونم دمتون گرم :)

نمی‌دونم قبلا اینو گفتم یا نه؛ یه دوستی دارم یه بار داشت می‌گفت چرا واقعا ما اینقدر باید سرمون به گوشی یا یه چیزی گرم باشه؟ شده تا حالا فقط بشینیم بیرونو نگاه کنیم و فقط فکر کنیم یا حتی فکر هم نکنیم؟

هی می‌خوام دوباره بشینم باهاش راجع به این قضیه حرف بزنم ولی یادم میره :))

پاسخ:
دوستتونم اهل دل بوده ها. بنویسید اگه صحبت کردید :)

یاد قبلنا افتادم که خیلی می رفتیم کوه. ساعتها به صدای پرنده ها گوش می کردیم. بی هدف پیش می رفتیم. مثلا یهو مامانم می گفت رو اون بلندی گلای خیلی قشنگی هست و بعد ماهم راهمونو کج می کردیم سمت گلا خیلی دیمی پیش می رفتیم:|

ولی بعد یهو همه چیز یه عالمه سخت شد. منم تبدیل شدم به یه موجودی که یه گوشه نشسته بود و کاری نداشت جز جویدن رمانای فانتزی. مثل خوناشامایی بودن که داوطلبانه گردنمو تسلیمشون کرده باشم. زندگیمو می مکیدن منم لذت می بردم. الانم همونطوره.شاید آگاهیم فقط کمی بیشتر شده باشه. ولی بازم انگار این دنیا هست که داره منو زندگی می کنه.

پاسخ:
باز شما اهل مطالعه هستی. اون به بدی تلویزیون و گوشی نیست و شخصیت آدم رو شکل میده یخورده. ولی درست میگی. 
من خودمم خیلی جای خاصی نیستم و این مطالعات راجع به درست زندگی کردن کمتر از یه ساله وارد زندگیم شده. تئوری رو شاید می‌دونم ولی عملکردن به این جور چیزا خودش سخته. ولی ازیه جایی باید شروع کنیم. وقت محدوده
  • میرزا مهدی
  • دنیای امروز ما یه "نوح" لازم داره که نفرین کنه و عذاب بخواد و خدا نه نیاره و دنیا رو ریست کنه.

    (نمیدونم دلم خواست اینو بگم . قرعه به مطلب شماافتاد)

    پاسخ:
    چه جمله باحالی. دوست داشتمش
  • دچارِ فیش‌نگار
  • یه استادی درباره مدرنیزم میگفت

    وقتی ما توی شهرمون پارک درست میکنیم

    یعنی طبیعت رو میارم جلوی چشم خودمون

    به جای اینکه پاشیم بریم سراغ چشم انداز طبیعت

     

    بعد میگفت این یعنی شهر ما انسان محوره

    واقعیت محور نیست.

    واقع گرایی مهمه

     

    حتی اگه معیارش(مطابقت فهم با واقع) کامل نباشه

    پاسخ:
     هممم جالب بود. اصلا اینجوری بهش فکر نکرده بودم. البته که همونشم واقعا دیگه نیست. کلی باغ تو تهران بوده که نابود شده. دیگه خیلی جاها تنها امید، فقط همین درختای کنار خیابونه

    دقیقا هرچی داره نسل جلو تر میره این اتفاق داره به طرز وحشتناکی توی زندگیشون رخ میده دیگه هیچ چیز رو با تمام وجودمون درک نمیکنیم همه چیز مصنوعیش هست 

    چقدر بد و حال به هم زن هستش این زندگی که دارن برامون میسازند حالم بد شد یه تکه گوشت میشیم که فقط دوتا چشم داره تا چیزایی که برامون میسازند رو ببینیم هیچ چیز رو خودمون تجربه نکنیم 

    پاسخ:
    آخر زمان قرار نیست که یه جنگ بزرگ باشه بنظرم. همین چیزا داره کم کم ما رو به جهنمی که قراره بشه میبره. زمین رو به یه صحرای لم یزرع تبدیل میکنیم و تموم میشه.

    دنیای سرمایه داری داره این نوع زندگی رو میسازه آدم های بی هویتی و بی خاصیتی که برده امکانات میشند برده داری جدید گاهی که میبینم هممون یه شارژر و یه هندزفری همیشه سیمش دور دست و گردنمون هست میگم تکنولوزی افسارمون کرده حسابی 

    پاسخ:
    دجال آخر زمان، چشم جهان بین، یه نفر آدم نیست، چیزایی مثل گوگل و NSA تقریبا الان چشم جهان بینن. نمیدونم باید چی کار کرد ولی من سعی میکنم خودم رو حفظ کنم. نمیشه صد درصد. ولی خب همین ارتباط با طبیعت و ...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی