نوشته های من تنها

:)
نوشته های من تنها

[][][][][][][][][[][][][][][][][][][][]

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
  • ۹۸/۰۵/۱۷
    شک
  • ۹۸/۰۹/۰۲
    Monk
مطالب پربحث‌تر
پیوندهای روزانه

این چیزا

شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۸، ۰۶:۳۹ ق.ظ

سلام دوستان

این چیز میزایی که مینویسم، بلند بلند فکر کردن های خودمه. اکه بنظرتون جاییش چرت و پرت یا با منطق یا متن قرآن ناسازگاره حتما بگید. قطعا چند تا مغز بیشتر از یه مغز کار میکنه.

چیزی که واضحه اینه که حضرت موعود قراره یه برداشت دیگه از این دین رو برامون بیاره و من هم توانایی صبر کردن ندارم. مطمعن هستم چیزی هم که میاره با منطق سازگاره و میخوام خودم پیداش کنم. تا جایی که میشه. 

چند تا سر نخ خیلی کت کلفت پیدا کردم که فعلا به اون مرحله نرسیده که بتونم منتشرش کنم و این فکرایی هم که مینویسم آخرین چیزای منطقی ایه که به ذهنم میرسه. هر لحظه هم ممکنه اشتباه بودنشون ثابت بشه. ولی مینویسم چون ذهنم مرتب میشه.

ولی چیزی که هست اینه که باید یادمون باشه که این دینی که دستمون هست اون چیزی که موعود میاره نیست. و علما هم تو پیشگویی ها قراره باهاش مخالفت کنن پس هرچی نظر بحث برانگیز دارید بگید.

قرآنم با ترجمه نخونید من تازه فهمیدم که یه سری کلمات هستن که کلا فقط کاربردشون تو عربی تو قرآن بوده و معلومم نیست ترجمش رو کی اورده. تو المعانی هم که میزنم چیزای عجیبی بعضی وقتا میاد که شبیه ترجمه فارسی نیست. کلمه ها رو با ریشه هاشون بررسی کنید. فکر نمیکردم به نقطه ای تو زندگی برسم که آرزو کنم کاشکی عربیم بهتر بود.

من بشدت ایمان دارم که این مساله رو حل خواهیم کرد.

  • مهدی

نظرات (۶)

  • پرینازم ...
  • سلام وای خداترسیدم

    احساس کردم این متنو خودم نوشتم ویا یه نفر به گوشه امن وممنوعه ذهنم نفوذکرده و اون قسمت پنهان ازذهنموبازخوانی کرده

    کلمه به کلمه این پستوباپوست واستخونم قبول دارم

    منم به برخی ازاون سرنخارسیدم

    ولی دلم نمیخوادبگم میترسم

    ولی مطمئن باش ماخودمون کامل نمیتونیم پیداکنیم

    که اگه قراربودکامل پیداکنیم

    دیگه اصلانیازی به ظهور ایشون نبود

    یه موضوعی روهم به اون سرنخات اضافه کن

    مهم ترینش همینه درواقع

    توفکرمیکنی اون زمان که این اتفاق افتاد وایشون همچین کاری کردیه تعبیرجدیدمعرفی کرد

    اونوقت عکس العمل مردم نسبت بهش چیه؟

    عکس العمل افراطیا چیا؟

    عکس العمل انقلابیاچیه؟

    اگه قدرتو ندن بهش به همین بهانه؟

    اگه مثل هر 11 تای قبلی خونه نشینش کنن؟

    من این فکرااذیتم میکنه،داغونم میکنه

    الان مثلا کاملا این وضعیت محتمل وقابل پیش بینیه

    الان مابایدچیکارکنیم

    وظیفه ماچیه؟

    الان تصور کن سال nmbcهستیم

    ایشون ظهورکرده وهمچین اتفاقی افتاده

    بعدیه عالمه وایسادن مقابل ایشون که نه این بدعته!

    اون وقت ماپیش خودمون میگیم خب این وضعیتو پیشبینی میکردیم بهتربود همون موقع یعنی الان

    یعنی سال 1398

    چیکارمیکردیم که اون وضعیت قابل کنترل ترباشه؟

     

    من میدونی فکرکنم یکی ازاون کارااینه که عادت کرده باشیم که درمقابل ظلم سکوت نکنیم ومفعل نباشیم

    طوری بت سازی نکنیم از این قدرت که خودمونم نتونیم ابن بتوبشکنیم حتی

     

    پاسخ:
    سلام!
    خدا خیرت بده دختر جان. ممنون که نوشتی. نمیدونم چقدر وقت بود دنبال انرژی مثبت تو این صحبتا بودم. برام سوال بود چرا انقدر همه بی تفاوتن راجع بهش.
    میرسیم یا نمیرسیم به جواب رو فعلا خودم کاری ندارم. یه جورایی وظیفم میدونم که به قولتون حداقل بت های تو ذهنم رو بشکنم و تا جایی که ممکنه تیغ حقیقت بینی خودم رو تیز کنم. چون تاریخ نشون داده موقعی که وقتش بشه، ۳۰.۰۰۰ نفر یه طرف وای میستن و ۷۰ نفر یه طرف. هر جفتشونم نماز میخونن و دین میدونن.  من نمیخوام کسی رو که حق آورده رو بکشم و ندونم کدوم سمتم.
    ممنونمت
  • دچارِ فیش‌نگار
  • من این جمله رو هم خیلی دوست داشتم:

     

    فکرایی هم که مینویسم هر لحظه هم ممکنه اشتباه بودنشون ثابت بشه. ولی مینویسم چون ذهنم مرتب میشه.

    mostfet.blog.ir

    این یعنی روح ناب پرسش محور
    پاسخ:
    ارااااااادتتت دارم جناب دچارم.
    نمره ی امتیازی توی چارت این ماهم باید در نظر بگیری
  • دچارِ فیش‌نگار
  • سلامت باشی جوان

    +جات خوبه که (توی نمودارها)

    پاسخ:
    آره ولی یکی دوتا امتیازی برای دفعه بعدم نگه دار :)) 
  • دچارِ فیش‌نگار
  • :))

  • سمیرا شیری
  •  

    سلام دوست عزیز
    وقتتون بخیر
    مطالبتون به نظرم چالشی و خیلی جالبه و واجب شد بقیه‌ی مطالبتون رو سر فرصت حتما بخونم تا جهان‌بینی شما و قلمتون دستم بیاد و بتونم آگاهانه نظر خودم رو بگم و فقط خیلی سطحی متوجه شدم که آدم حق‌پذیری هستید که میشه باهاتون بحث کرد و اهل تعصبات کور ( از هر نوعش ) نیستید.

    خلاصه اینکه این مطلبتون منو  وادار کرد که بلند بلند برای خودم فکر کنم و واقعا عذرخواهی می‌کنم از این حجم از افکار آشفته و طولانی؛ دست خودم نبود، خودش اومد :)


    نمیدونم الان دقیقا چی بگم و از چه جنبه‌ای به این بحث بپردازم. فقط در مورد اینکه فرمودید دینی که دستمون هست، اون چیزی که معبود میاره نیست؛ چند تا نکته رو میشه در نظر گرفت:


    ۱. این نشون میده دین بر خلاف تصور خیلی‌ها فقط همین ظواهر و سطوح نیست.
    ۲. بر خلاف تصور خیلی‌ها اتفاقا ظاهر و پوسته هم باید باشه و مهمه تا بتونیم با عبور از اون به عمق برسیم.
    ۳. با توجه به سخن حضرت رسول قرآن فقط همین ظواهر آیات نیست و متشکل از ظاهر و باطن است؛

     وَلَهُ‌ ظَهرٌ‌ وبَطنٌ، فَظاهِرُهُ‌ حکمٌ‌ وَ‌ باطِنُهُ‌ عِلمٌ، ظاهِرُهُ‌ اَنیقٌ‌ وَ‌ باطِنُهُ‌ عَمیقٌٍ، ... (کلینی، ج‌ 4، 398 و 399).
    برای‌ قرآن‌ ظاهری‌ و باطنی‌ است. ظاهرش‌ حکم، و باطنش‌ دانش‌ است. ظاهرش‌ زیبا و باطنش‌ ژرف‌ است.

    اِنَّ‌ لِلقُرآنِ‌ ظَهراً‌ وَ‌ بَطنًا وَلِبَطنِهِ‌ بَطنٌ‌ اِلی‌ سَبعَه‌ اَبطُن‌ (فیض‌ کاشانی، 1374 قمری، ج‌ 1 ،شیعه‌ 4). برای‌ قرآن‌ ظاهری‌ و باطنی‌ است، و برای‌ باطن‌ آن‌ باطن‌ دیگری‌ تا هفت‌ بطن.

    ۴. راه یابی به تمامی این بطون بدون وجود رسولی امکان‌پذیر نیست. رسول به معنای فرستاده شده از طرف حضرت حق هستش که در هر دوره‌‌ای به وجود این رسول نیاز است. پس از حضرت محمد، ائمه رسول خدا محسوب میشدند. و البته معنای بسیار کلی‌تری داره رسول یعنی دارای مراتب هست. خود مظاهر طبیعت، تمامی آیات، به گونه‌ای رسول هستند اما در سطوح و مراتب بسیار پایین‌تر. بالاترین مرتبه‌ی رسول، فرد معصوم هست و در دوره‌ی حاضر حصرت ولی عصر محسوب میشن، اما در مراتب میانی و پایین هر انسانی میتونه یک رسول باشه. شما ممکنه یک حقی رو بدونید و وقتی اون رو به من می‌گید، اونجا رسالت خودتون رو انجام دادید و رسول من محسوب میشید. اینجاست که اهمیت سخن انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال حضرت علی آشکار میشه که به سخن توجه کن نه گوینده. که البته خیلی از متعصبان اینو قبول ندارن و میگن مثلا تا طرف علامه‌ی دهر نباشه ما حرفش رو قبول نداریم و سخنش رو حق نمیدونیم. و چنین طرز تفکری باعث میشه که خیلی‌ها در مقابل سخنان حضرت حجة بایستند و از اونجایی که لایه‌های عمیق و باطنی دین رو آشکار می‌کنند، جمود فکری اینچنین آدم‌هایی در مقابل ایشون قد علم می‌کنه و نمیتونه انعطاف بپذیره. 
    ۵. یکی از ویژگی‌های اصلی قرآن که با متون دیگه کاملا متمایزش میکنه اینه که قرآن نیومده که قالب بده به اعتقادات و افکار ما. چیزی که خیلی‌ها فکر می‌کنن قرآن اومده تا چارچوب بندی کنه. اگه توی آیات و موضوعات آیات دقت کنید، متوجه می‌شید که گاهی انگار پراکندگی داره( هر چند وحدت در عین کثرت قرآن جای هیچ شکی نداره) اما همین خودش مبنای این اصل قرار می‌گیره که قرآن با اینکه خودش چارچوب وضع می‌کنه و چارچوب داره اما به شدت در مقابل چارچوب‌پذیری و قالب پذیری و موندن در قوالب مخالفت می‌کنه. اینکه آن به آن، آدم باید سطح خودش و اعتقاداتش رو بالا بکشه، از سطحی به سطح دیگه و از مرتبه‌ای به مرتبه‌ی دیگه در حال صعود باشه تا بتونه به باطن‌های آیات و باطن‌های دین برسه. و انقدر باورهاش قابل انعطاف باشه( البته کاملا در چارچوب وحی نه تشخیص عقلی خودش) که هر لحظه بتونه بکوبه و از نو بسازه. هیچ وقت احتمال نده اینی که من میدونم حقیقت محض عالم است و جز این نیست. این دانش من تمام علوم عالم رو در بر می‌گیره و غیر از این هم نداریم. هر لحظه آمادگی اینو داشته باشه که اگه یکی اومد و یه لگد به دیوار باورهاش وارد کرد و دیوار فرو ریخت، خودشم بقیه‌ی دیوار رو بزنه بترکونه و از اول بسازه با توجه به کلام وحی. نه اینکه یک عمر از دیوار نمور، پوسیده و کج و معوج باورهاش نگهبانی کنه. انقدر آمادگی شنیدن سخنان رسولان الهی رو داشته باشه و بدونه که کلی چیزا هست که او نمیدونه و باور داشته باشه که در جهل‌های مرکب زیادی گرفتاره. این آدم حتی ممکنه از یه بچه هم سخن حق رو دریافت کنه، برای برطرف کردن جهل‌های مرکبش( جهل مرکب یعنی چیزی که نمیدونه و حتی خودشم نمیدونه که نمیدونه) دایما چشمش به در و دیوار و  حیوون‌ها و درخت و کوه و بیابون و آدم‌ها هست. این آدم اگه هر لحظه امام زمان بیاد و بگه از کل زندگیت همین الان باید بگذری و خودت بدون هیچ چیزی پاشو دنبال من بیا، بدون اینکه حتی بگه بذارید چمدونم رو ببندم، پا میشه دنبالشون راه میفته. 

    یه استاد داشتیم میگفتن اگه میخواید بدونید شما در مقابل امان زمان می‌ایستید یا نه، فرض کنید یه آدم خیلی معمولی از اونور پا میشه میاد میگه آقا به من وحی شده این چیزی که شما باورش دارید درست نیست و به این دلیل و این دلیل از خود قرآن، یه چیز دیگه درسته. 

    اینجا آیا شما حاضر میشی وایسی و حرفاشو بشنوی؟ واقعا نمیگی بیا برو بابا خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه؟ تو چی میگی دیگه حق چیز دیگه است؟ تو اصلا تا حالا چهارتا کتاب خوندی؟ حوزه رفتی مگه؟ تو با این قیافت اصلا دانشگاه رفتی؟؟؟
    همچنان که خود قرآن در آیه‌ی ۲ سوره‌ی یونس میگه:

    أَکَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَیْنَا إِلَىٰ رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ ۗ قَالَ الْکَافِرُونَ إِنَّ هَٰذَا لَسَاحِرٌ مُبِینٌ ﴿٢﴾

    آیا برای مردم شگفت آور است که بر مردی از خودشان وحی فرستادیم که مردم را [از عاقبت کفر، ناسپاسی، گناه و تجاوز] بیم ده، و به کسانی که ایمان آورده اند مژده ده که آنان را نزد پروردگارشان سابقه ای نیک [و مقام، مرتبه ای بلند و پاداشی شایسته] است. کافران [لجوج و بی منطق] گفتند: همانا این مرد، جادوگری آشکار است!!
     
    یعنی خیلی جای تعجبه که ما به یه آدم معمولی وحی کنیم؟؟؟

    ماها متاسفانه قالب ساختیم و تو قالب‌ها خودمون رو خفه کردیم. گوش‌هامونم گرفتیم که نکنه چیزی بشنویم.

    ۶. خب پس من به کی اعتماد کنم؟ به عقل خودم؟ به علوم بشری؟ به عالمان دینی؟ به کی؟
    تقلید در اعتقادات، باطل و نادرسته.  یعنی من حق ندارم تقلید کنم از اعتقادات یکی دیگه. تقلید در فقه جایزه نه اعتقادات و اصول باورها. پس من الان چیکار کنم و به عبارتی عملا چه گِلی به سرم بگیرم که نه امام دارم نه رسول، نه از قرآن چیزی میفهمم نه میشه در اعتقادات از کسی تقلید کنم نه حق دارم خودمو حبس قالب‌ها کنم؟ این همه جهل دارم مثل جهل بسیط( یعنی چیزی نمیدونم ولی میدونم که در اون زمینه علمی ندارم) یا حهل مرکب که اصلا ندانم که ندانم. من با اینا چه کنم.
    اون چیزی که عقل من با توجه به این مقدمات میگه اینه که باید فعلا به جهل بسیطم بپردازم، با توجه به ظواهر آیات و اون چیزی که از تفسیر آیات توسط عترت رسول به دست ما رسیده. کم کم شروع کنم. دیوار‌های پوسیده رو فرو بریزم و ذهنمو از دانش‌های ناقص پاک کنم. به هیچ وجه نذارم قالب بپذیرم و بیفتم رو دنده اتومات. هر لحظه آمادگی زیر سوال بردن هر انچه که تا حالا بهش رسیدم رو داشته باشم. آمادگی شنیدن هر سخنی رو داشته باشم و در عین حال از هیچ حرفی وحی منزل و بت نسازم.
    به "تدبر" در قرآن بپردازم که بسیار مهمه. حالا تدبر چیه؟

    تدبر در قرآن در قالب این مراحل پیگیری میشه:

    ۱. مطالعه‌ی ابتدایی سوره به همراه طرح سوالاتی از همان سوره

    ۲. مطالعه‌ی دقیق‌تر سوره به همراه معنای واژگان و آیات جهت پاسخ‌دهی به سوالات

    ۳. تفکر در سوره: یعنی استخراج نکات از واژگان و آیات سوره( ارتباط میان آیات و واژگان شناخته می‌شود)

    ۴. تعقل در سوره: شناخت نکات و قوانین کلی سوره ( شناخت گزاره‌های کلی از سوره در حکم قوانین و بایدها و نبایدهای زندگی انسان بر اساس قوانین عالم هستی)

    ۵. تدبر در سوره: فهم غرض و مراد کلی خداوند از سوره و آنچه باید در ازای گزاره‌ها و قوانین سوره در وجود محقق شود.

    ۶. طهارت سوره: بیان نکته و راهکار عملی و کاربردی از سوره مبتنی بر غرض سوره

    در این راه هر چه مصمم‌تر قدم بردارم باید یقین داشته باشم که خدا توی برطرف کردن جهل مرکب کمکم میکنه خودش گفته والذین جاهدوا فینا لنهدیّنهم سبلنا. و بشّر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه. گوش‌هام رو به روی هر حرفی باز کنم.
    اما و اما پس از همه‌ی اینها باور پیدا کنم که من بازم اول راهم و تا اون رسول اصلیه( امام عصر) نباشه راه به جایی نمیبرم و اینجاست که با تمام وجود آمادگی ظهور رو پیدا می‌کنه، تمام وجودش پر میشه از تمنا و میدونه تا نیاد هیچی حل نمیشه. آخه من چیزی رو که نمیدونم و نمیدونم که اصلا همچین چیزی هست میخوام چجوری به تنهایی با عقل خودم بفهمم؟ پس عقل اینجا در جا میزنه. قرآن هم تا همون سطوح اولیه نهایتا بتونم بهش برسم و به اعماقش نمیتونم. اینه واقعا منتظر واقعی باید درد بکشه از نبودن رسول نه اینکه همه زندگیش روبه راه باشه و یه شب جمعه‌ای با یه گونی حاجت بره برا ظهور دعا بخونه!
    من واقعا شرمنده‌ام از این همه پر حرفی ببخشید 🙈

    در مورد شناخت خدا من پیشنهاد می‌کنم" این "جزوه رو هم بخونید( از دیدگاه عرفان) سخنرانی علامه مروجی هست که خودم پیادش کردم،  خالی از لطف نیست. اینو راستش به هر کسی نمیشه پیشنهاد کرد، چون توی بحث‌های عرفانی باید محتاط بود، حالا شما بخونید ببینم نظرتون چیه درموردش. در مورد علامه مروجی و آثار ایشون هم میتونید به وبلاگ مرآت ذات مراجعه کنید.
    بازم ببخشید 

    پاسخ:
    اول این که خیلی ممنون بابت این کامنتتون.
    خیلی خوبه که یه نفر مثل شما که انقدر خوب فکر میکنه ذهنش آشفته بشه. نمیدونم، به صورت ظاهری من حس میکنم که از وقتی این گره های سفت و سخت گرفتن ظاهر و چیزایی که بهمون گفتن رو باز کردم حس میکنم کلمات از جاهایی میان که نمیدونم اصلا کجاست. نبود اینحوری. خداروشکر وبلاگم هست و سیر فکر کردنم معلومه. اصلا حجم پست ها قابل مقایسه است. که قانون طبیعت هم هست برای رسیدن به نظم جدید یه دوره آشوب لازمه. 

    شخصا خیلی استدلال هاتون رو دوست داشتم چون حرف حساب که جواب نداره.
    قبول دارم، بعضیا وقتی از گذر از پوسته حرف میزنن میگن مثلا نماز و ... رو باید بزاریم کنار چون پوسته است ولی بنظرم این اعمال تضمین کننده این هستن که نظم خوبی بعد اون آشوب تو ذهن حاکم بشه. پیامبرش و امام علی و ... اش انقدر روی یه چیزایی تاکید داشتن در حالی که به نهایت عرفان و شناخت خدا رسیده بودن.
    من بهتون یه مژده بدم که یه سرنخ خیلی کت و کلفت پیدا کردم که خیلی بهمون کمک خواهد کرد ولی فعلا امکان بیانش نیست. فکر کنم تا ۳ ۴ ماه دیگه بتونم بنویسم. و حق هستش از خود کتاب اومده و یه جورایی تقریبا تمام دین ها و رسوم مذهبی دنیا رو واحد میکنه. 

    این طرز تفکر کردنی که گفتید رو حتما خودم چاشنی کارم میکنم. ممنون ازتون بابت راهنمایی
    حتما مطالعه میکنم مواردی رو که اشاره کردید رو.
    خوبه اگه این چیزا پرحرفی باشه میخوام خدا بیشترش هم بکنه

  • دُردانه ⠀
  • برای خوندن قرآن از ترجمۀ خواندنی ویراستاران شروع کنید. خیلی خوبه. باید بخونید تا متوجه بشید چی میگم و چه فرقی با بقیه داره. این برای شروع خوبه.

    حالا یا باید کتابشو بخرید یا اپشو دانلود کنید. لینکش تو کانال تلگرامیشون هست. تلگرام دارید لینک بدم؟ یا آپلود کنم؟

    https://virastaran.net/product/qurantr/

    پاسخ:
    دردانه جان من نیم ساعت تو کانالشون گشتم. انصافا کانال جالبیه ولی این لینکه پیدا نشد :)) بعد الان فهمیدم که داشتم تو لینک ها دنبالش میگشتم دنبال چیزی مثل لینک بازار ولی تو فایلا گزاشته بود.

    ممنونم!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی