نوشته های من

:)
نوشته های من

Do you dream about being interlinked?

interlinked

بایگانی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

کعبه

دوشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۷:۳۴ ب.ظ

 

سلام

داشتم به این فکر میکردم که چقدر قشنگه که تو اسلام، یه مراسم حج داریم که میریم دور یک مکعب خیلی قدیمی میچرخیم و به سمتش نماز میخونیم.

معمولا مکعب از ساده ترین چیزاییه که وقتی حوصلمون سر میره سر کلاس یا با تلفن حرف میزنیم روی کاغذ میکشیم.

قشنگیشم به همینه. داریم به سمت یه بنای ساخته شده توسط یه سری انسان خیلی قدیمی که یکم بیشتر نسبت به آدمای اطرافشون فکر میکردن نماز میخونیم. 

در واقع داریم یه فکر رو پرستش میکنیم، یه رویا رو. آدما این قابلیت رو دارن که فکراشون رو توی ماده پیاده کنن و ماده رو تغییر بدن. اینم یکی از اولین رویا های خیلی جدی بوده که یه نفر آدم داشته. این فکر که یه آفریدگاری هست که نمادش روی زمین باید یکی از بزرگترین بنا های ساخته شده باشه. (زمان خودش). این ایده تو سال های بعدش کامل تر اجرا شده و ما به سمتش نماز میخونیم. نماد خدا روی زمینه.

این تقدس فکر رو نشون میده. نیومدیم یه مجسمه آدم درست کنیم که انسان بود رو بپرستیم، مثل یونانی ها، اومدیم ساده ترین شکل سه بعدی رو برداشتیم و ایده ی پشتش رو میپرستیم. 

ویژگی قشنگش اینه که فکر بالاتر از ما آدماست. یعنی ویژگی ما آدما نسبت به حیوونا اینه که میتونیم فکر کنیم و پس حامل یه قابلیت خیلی مقدس هستیم.

یه جورایی میشه گفت قوه ی تخیلمون اون ابزار مقدسه. ابزاری که حضرت ابراهیم باهاش یه تصویری تو ذهنش درست کرد که راه تکامل انسان ها شاید فکر کردن بیشتر باشه و پرستش ایده ها باشه. اومد نماد خدا رو روی زمین به این شکل درست کرد که مردم این ایده رو بپرستن.

 

ازون طرف کره زمین موفق شده یه پروسه ای تو خودش درست کنه که تکامل توش شکل بگیره و تهه تهه داستان آدما از توش در بیان که این قابلیت رو داشته باشن که رویا پردازی کنن و یه رویاشون پرستش آفریننده ی این عالم به با شکوه ترین شکلش باشه.

 

با این شروع کنم

ما چند سطح آفریننده داریم، 

پدر و مادرمون که مشخصه چرا آفرینندمونن، سطح اول، تو آیین های قدیمی اصلا توصیه شده که سر مزار این افراد یک بار فکر کنم نیت و طواف کنیم.

کره زمین که از توش در اومدیم عملا، آفریننده سطح دوم ماست

خورشید که انرژی حیات رو به زمین میرسونه، سطح سومه که بدون اون حیات غیر ممکن بود

سطح های بالاترم میشه رفت و تهشم خدا که همش رو آفریده

 

که گیاها یه جورایی خورشید رو میپرستن و انرژیش رو به زمین به شکل حیات گیاهی برمیگردونن و بعدشم حیوونا و انسان ها هم از اون میوه ها و گیاها میخوریم و به زنده موندن ما هم کمک میکنه.

نمازم شبیه همینه. پرستش خداست و اوردن یه چیزی به اسم "سلام" از عالم بالا به این پایین و به زمینه. عین یه درخت که دستش رو به آسمون دراز میکنه ما هم یه کارایی انجام میدیم و دستمون رو به سمت یه آسمون متافیزیکی دراز میکنیم و از اونجا یه بسته انرژی مثبت به زمین برمیگردونیم. 

 

یعنی این وسط زمین ماها رو درست کرده که بتونه این پرستش رو به شکل انقدر تمیزی انجام بده. اگه این کارو نمیکرد خیلی پرستشش خسته کننده تر میشد. یه جورایی قشنگیش به همین پیچیده بودن ارتباطمون با عالم متافیزیکه. فکر کنید سیاره های دیگه که آدم ندارن چقدر میتونن خدا رو پرستش کنن؟ باید با همون خاک و چیزای دیگشون یه کاری کنن. درکشون پیچیدگی کمی داره حداقل تو زمان حال حاضر نسبت به زمین.

که توی پرانتز میشه با سایکدلیک ها رفت و دید یه سیاره چه حسی میتونه داشته باشه. و وقتی آدم یا یک موجود هوشیار و خودآگاه روی خودش داشته باشه چه حسی میتونه. و چقدر پیچیده تر میتونه خدا رو بشناسه.

خیلی جالبه که از بچگی بهمون میگفتن همه چیز زندس ولی کسی نمیدونست چجوری میشه به هوش و زندگی چیزای غیر زنده دسترسی داشت.

 

آره خلاصه که اسلام انگار داره میگه که یه ایده ی پیچیده که در عین اجرای خیلی ساده میتونه نماینده خدا رو زمین میتونه باشه و ارزش خیلی بالایی داره.

این ایده ی حضرت ابراهیم، بزرگترین نمایش پرستش خدا بوده که اینجوری عملیش کرده و هنوزم نمایشش روی زمین ادامه داره.

 

  • مهسایه

نظرات (۵)

احسنـــــــــــــــــــــــــــت

پاسخ:
قربون شما :)

همیشه خوندن متنهاتو دوست دارم

پاسخ:
ممنونم پاییز جان لطف داری

اگه اشتباه نکنم آیه‌هایی تو قرآن داریم با این مضمون که همه چیز تو این عالم داره خدا رو تسبیح می‌کنه. منِ انسان از خوندن یه پرنده می‌تونم همچین برداشتی بکنم. یا فرضا از حرکت گل آفتاب‌گردون به سمت خورشید. ممکنه هم اصلا همه چیزو فقط ماده ببینم و بگم خب داره نور می‌گیره از خورشید که رشد کنه صرفا. اما اون برداشت اول هم نمی‌دونم تا چه حد می‌تونه درست باشه...

به نظر شما این زنده بودن و هوش داشتن «همه چیز» تا چه حده؟ من برای گل و گیاه و حیوون می‌تونم در نظرش بگیرم ولی برای مثلا سنگ و خاک تصورش سخته. احتمالا چون در «دید»ِ من اونا جاندارن اینا نه.

پاسخ:
آره درسته. این که چشم عادیمون نمیتونه برداشت بیشتری از اون آواز خوندنه بکنه یا از اون چرخشه، دلیلش اینه که چشممون فقط چیزای مادی رو دیده و اگه فقط چیزای مادی جلوش باشه ازش اصلا انتظاری نیست که برداشت های غیر مادی هم بکنه. 
اون کسی که یه بار اومده باشه و موسیقی رو از قلبش درست کرده باشه یه ابزار بالاتری داره. اونم اینه که صدای قلبش قوی تر شده و مثل منطقش کمکش داره میکنه. بعد که میبینه اون پرنده هه داره یه صدای زیبا از خودش در میاره میبینه که این نظمی که این آهنگ داره و زیباش کرده یه چیزیه که سخت پیش میاد تصادفی درست بشه. مثلا یه ساز رو آدم همینجوری دستش بگیره و بزنه معمولا چیز جالبی از توش در نمیاد. همین که اون پرنده هه صداش جالبه یعنی این که یه کار مقدسی داره میکنه یا یه هدف مقدسی پشتش بوده.
توی موجودای بی جون هم مثل حیوونا که هوشیاریشون مراتب مختلفی داره، مثلا از مورچه که عملا اتوماتیکه حیوون داریم تا آدمی که خود آگاهه. حالا تو زمین 4 تا عنصر اصلی هر کدوم یه نوع هوشیاری ای دارن و شما هم بر اساس ماه تولدتون به یکیشون نزدیک ترید. بعد مثلا توی سنگا، سنگایی که ساختار منظم تری دارن مثل کریستال ها هوشیار تر هستن و اثرای متافیزیکی دارن. دقیقا مثل ما که پیچیده تر شدن ساختار نورون های مغزمون باعث شده که بیشتر بفهمیم، سنگی که ساختار منظم کریستالی داره هم بخاطر پیچیدگیش یه فهمی داره.
منتهی شبیه ما نیست ولی میشه باهاش ارتباط برقرار کرد. اگه یه کریستال کف دستت بزاری و شروع کنی مدیتیشن و آروم کرد ذهن، پالس های انرژی از سنگه رو میشه کف دست حس کنی و اگه با ریتم اون نفس بکشی بهش میتونی وصل بشی. بعد مثلا سنگی مثل آمتیس بنفش، بخاطر خودش و رنگش برای چاکراهایی مثل چشم سوم خوبه و میشه از اون سنگ استفاده کرد که به باز شدنش کمک کنه. یا مثلا حملشون باعث میشه که توی هاله انرژی بدن قرار بگیرن و اثر بزارن.
مثلا سنگای ماه های تولد، کمک میتونن بکنن که به طبقه ی بالا که عالم متافیزیک باشه ارتباط راحت تری داشته باشی. مثلا تو این 12 ماه فکر کنم 72 تا فرشته هستن که روز های سال بینشون پخش شده. بعد شما مثلا یه روزی بدنیا میاید و یه فرشته خاصی براتون اساین میشه. اون یه جورایی مسئول اینه که کمک کنه به بالا وصل بشین. بعد این فرشته ها 12 گروه مختلف هستن که هر کدومشون یه سنگ رو بیشتر میپسندن برای ارتباط برقرار کردن. اگه سنگ تولدتون باهاتون باشه ارتباطه خیلی راحت تر میشه. البته نمیگم شق القمر میشه ها ولی کسی بیفته توی داستانش کم کم اثراتشو میبینه

یکی از ویزگی های این نوشته این بود که داره با یه زبون ساده اما منطقی توضیح میده 

پاسخ:
ممنونم :) خودم چون چیزای پیچیده رو نمیفهمم میگم چرا سختش کنم. 

من با اینکه همیشه این قضیه‌ی سنگ و چیزای دیگه‌ی مرتبط با ماه تولد برام جالب بوده (اتفاقا از آمتیس هم خوشم میومد از قدیم!) هیچ‌وقت جدیش نگرفته‌م. منبعی دارین برم بیشتر بخونم در موردش؟

پاسخ:
https://www.tanahoy.com/wp-content/uploads/2011/05/Proofread-Gemstones-book-copy.pdf

آره این کتابه خلاصه است و تیتر وار خیلی سنگا رو توضیح داده.
نحوه پاکسازیشون رو هم گفته. 
هر کدوم از ماه های تولد چند تا سنگ دارن. میتونی بری برای ماه تولدت یکیشون که قیمت مناسب تری داره رو برای تست بگیری. یه چیزی بگیری که مثل گردنبند بشه آویزونش کرد و به پوست تماس داشته باشه یا انگشتری که سنگش به انگشت تماس داشته باشه میگن بهتره.